جنگها بههمراه فرسایش ساختاری، سیاسی و اقتصادی، را دارند.
حمله و تجاوز اسرائیل و امریکا به خاک ایران، و هدف گرفتن رهبران سیاسی، نظامی و زیرساختهای درمانی، آموزشی و اقتصادی ایران، این فرسایش را به ایران تحمیل کرده، خواهد کرد.
کمتر از یک ماه به روز جهانی کارگر مانده است. نگاهی بیندازیم به بازار کار در ایران.
در آغاز به اشاره کنم که بازار کار در ایران به واسطهی تحریمها، تحریمهایی که ناشی از زورگوییهای امریکا بودهاند؛ و مدیریت پر اشتباه دستاندکاران ساست حاکم بر ایران، رونق شایسته کشور ایران را نداشته و به بیماری فرسایش، دچار بوده است.
بازار کار ایران ولی در پی تشدید این جنگ تحمیلی و ناامنی منطقهای وارد مرحلهای از فرسایش ساختاری شده است. حمله به زیرساختها، رکود تولید، اختلال در انرژی و حملونقل ساختار اشتغال را از «توسعهمحور» به «بقامحور» تغییر داده است.
در ایران، مانند دیگر کشورها دچار فرسایش ساختاری، مهاجرت گستردهتر نیروی متخصص را خواهیم دید.
در این نوشته کوشیدهام با تکیه بر دادههای سازمانهای بینالمللی و مقایسه با کشورهای جنگزده مانند عراق، لبنان، سوریه و اوکراین، بگویم که کارگران و زنان بیشترین آسیب را از این بحران میبینند.
دادهها میگویند که در کشورهای نامبرده، بازار کار به غیررسمیشدن گسترده، کاهش مشارکت زنان، افزایش بیکاری پنهان، و تهیشدن از نیروی متخصص حرکت کردهاند. انکشاف بازار کار ایران، به احتمال زیاد؛ در سالهای آینده به این سو خواهد بود.
البت، همزمان با این ساختار فرسایشی، شاهد انکشاف شکلهای تازهای از اشتغالهای خرد، شبکههای همیاری و سازمانیابی اجتماعی خواهیم بود که میتوانند پایههای بازسازی آینده را فراهم کند.
در این نوشته از دادههای
– سازمان جهانی کار (ILO)
– بانک جهانی (World Bank)
– برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP)
– کمیسیون اقتصادی و اجتماعی غرب آسیا (UN ESCWA)
– سازمان جهانی بهداشت (WHO)
درباره اثر جنگ بر بازار کار، مشارکت زنان، اقتصاد غیررسمی و مهاجرت نیروی متخصص، استفاده شده است .
*مقایسه با کشورهای جنگزده*
چهار کشوری که از نظر ساختار اقتصادی–اجتماعی یا شرایط جنگی و پیآمدهای جنگ در این کشورها، شباهتهایی با ایران دارند را در نظر گرفتهام:
– عراق (۲۰۰۳–۲۰۱۰)
– لبنان (۲۰۰۶ و بحرانهای پساجنگ)
– سوریه (۲۰۱۱–۲۰۱۵)
– اوکراین (۲۰۲۲–اکنون)
این مقایسه کمک میکند روندهای ایران را در چارچوب الگوهای جهانی بررسی کنیم.
و، با نگاهی به شرایط داخلی و آسیبهای وارده به زیرساختهای کشور و استناد به خبرهای رسمی، گزارشهای اقتصادی امده در رسانههای درونمرزی و گزارشهای مستقل از وضعیت کارگران و زنان؛ میتوان نگاه بهتری به بازار کار ایران در شرایط موجود و هم آیندهی این بازار داشت.
*رکود تولید و ناامنی شغلی*
حمله به زیرساختهای انرژی، اختلال در صادرات و ناامنی در مسیرهای دریایی و هوایی، هماکنون نیز باعث تعطیلی و کاهش ظرفیت تولید در صنایع بزرگ شده است. کارگران پیمانی و روزمزد اولین قربانیان این رکود هستند. این الگو مشابه عراق پس از ۲۰۰۳ و لبنان پس از ۲۰۰۶ است، جایی که صنایع تا سالها با ظرفیت پایین کار کردند.
گسترش اقتصاد غیررسمی
با کوچک شدن اقتصاد رسمی، میلیونها نفر به سمت پیشههای بدون بیمه و قرارداد رانده میشوند. این روند در ایران شتاب گرفته و احتمالاً در سالهای آینده غالب خواهد شد.
در سوریه و عراق، سهم اقتصاد غیررسمی به ۶۰–۷۰٪ رسید؛ ایران نیز میتواند در مسیر مشابهی قرار گیرد.
زنان: نخستین و بیشترین قربانیان
زنان در بخشهایی کار میکنند که جنگ بیشترین ضربه را به آنها زده: خدمات، آموزش، گردشگری و فرهنگ.
بهدلیل قراردادهای موقت و پارهوقت، زنان اولین گروهی هستند که اخراج میشوند.
بار مراقبتی نیز در بحران افزایش مییابد و زنان را از بازار کار رسمی دورتر میکند.
این الگو در لبنان، سوریه و اوکراین نیز مشاهده شده است.
مهاجرت نیروی متخصص
مهاجرت پزشکان، پرستاران، مهندسان و دانشگاهیان در ایران، که بهویژه در بیست سال اخیر شاهد آن بودهایم؛ تشدید خواهد شد. این روند کیفیت خدمات درمانی و آموزشی را کاهش میدهد و بازسازی اقتصادی را دشوارتر میکند.
در لبنان، ۴۰٪ پزشکان در سه سال مهاجرت کردند. ایران نیز با خطر مشابهی روبهروست.
آینده بازار کار در ایران: سه مسیر محتمل
۱- مسیر بدبینانه جنگ طولانی
اسرائیل و امریکا به جنگ، ویرانی زیرساختهای ایران ادامه میدهند و این
– فرسایش زیرساختها
– سقوط مشارکت زنان
– غالیشدن اقتصاد غیررسمی
– مهاجرت گسترده
را در پی خواهد داشت.
۲- مسیر میانه: جنگ ادامهدار اما کنترلشده
ترامپ، فرمانده کل قوای ایالات متحده امریکا گفته است که شاید از حملهی کنونی دست بردارد ولی، هر زمان دوست داشت به ایران حمله خواهد کرد. در این وضعیت،
– صنایع بزرگ آسیب نادیده، با ظرفیت پایین ادامه میدهند،
– پیشههای خرد و دیجیتال (اگر دسترسی به اینترنت همگانی شود) رشد خواهند کرد،
– زنان بخشی از بازار کار را حفظ میکنند.
۳- مسیر مقاومتی/بازسازی
– پایان جنگ، کاهش تنشها
– بازسازی زیرساختها
– بازگشت سرمایه
– افزایش مشارکت زنان
نتیجهگیری
بازار کار ایران در آستانه یک دگرگونی تاریخی قرار دارد. جنگ، تحریم و ناامنی، ساختار اشتغال را از «توسعهمحور» به «بقامحور» تبدیل کردهاند. کارگران و زنان بیشترین آسیب را دیدهاند، اما همزمان ستونهای اصلی مقاومت و بقا نیز هستند.
تجربه کشورهای جنگزده نشان میدهد که آینده بازار کار نه توسط دولتها و قدرتهای خارجی، بل با توان جامعه برای سازمانیابی، همبستگی و ساختن شبکههای حمایتی تعیین میشود. در دل بحران، شکلهای جدیدی از اشتغال خُرد، اقتصاد محلی، مهارتآموزی غیررسمی و شبکههای همیاری شکل میگیرند. اینها میتوانند پایههای بازسازی اقتصادی و اجتماعی ایران در سالهای آینده باشند.
روز جهانی کارگر امسال، بیش از هر زمان دیگر، یادآور این حقیقت است که: آینده بازار کار ایران داده نمیشود، بل ساخته میشود. با مغز و دست مردمان ایران، کارگران، زنان، و شبکههای کوچک اما قدرتمند اجتماعی.



