سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۰:۲۶

یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۶

آن کس که ماشه را چکاند

قدرت برای عمل به اجماع کامل نیاز ندارد. فقط به آستانه‌ای از هزینه نیاز دارد که بتواند از آن عبور کند. زبان دقیقاً همین‌جا کار می‌کند: نه لزوماً با ایجاد حمایت، بلکه با کم‌کردن اصطکاک. وقتی خشونت پیش از وقوع پذیرفته شده باشد، بمب و موشک آغاز نیستند؛ فقط اجرا هستند. و شاید مسئله دقیقاً همین‌جا باشد: این‌که چه کسی ماشه را چکاند، همیشه همه داستان نیست. مهم این است که آن ماشه در چه فضایی قابل کشیده شدن شد و چه کسانی آن فضا را فراهم کردند.
Getting your Trinity Audio player ready...

این جنگ با بمباران شروع نشد. خیلی پیش‌تر آغاز شده بود؛ وقتی که بمباران، خشونت و کشتن، کم‌کم قابل‌قبول شد. نه با فرمان یک فرمانده نظامی، بلکه در سطح زبان؛ در تحلیل‌ها، در برخی رسانه‌های پرمخاطب، در همان جمله‌هایی که قرار بود فقط وضعیت را «توضیح» دهند.

به جمله‌هایی که پیش از جنگ مدام تکرار می‌شدند دقت کنید: «راه دیگری نمانده»، «گزینه‌ها محدودند»، «اگر این نشود، بدتر می‌شود». این‌ها صرفاً گزارش نیستند. بیشتر شبیه جابه‌جا کردن قطعات یک تصویرند؛ طوری که بعضی امکان‌ها اصلاً به چشم نیایند.

تحلیل، اگر تحلیل باشد، می‌تواند به این نتیجه برسد که گزینه‌ها محدودند. اما این باید از بررسی درست و دقیق به دست آمده باشد، نه این که از ابتدا اعلام شود. یعنی مسیرهای دیگر دیده شده باشند، سنجیده شده باشند، و دلیلی برای کنار گذاشتن‌شان وجود داشته باشد.

وقتی از همان ابتدا گفته می‌شود «چاره‌ای نیست»، دیگر چیزی بررسی نشده، بلکه فقط جهت داده شده. همین‌جا یک چرخش بسیار مهم اتفاق می‌افتد: «تحلیل»، بی‌آن‌که اسمش عوض شود، تبدیل می‌شود به «تجویز».

این روند معمولاً با نام «واقع‌بینی» جلو می‌رود. اما واقع‌بینی‌ای که نتیجه را از قبل تعیین کرده باشد، دیگر ابزار شناخت نیست. بیشتر شبیه هدایت است. حتی وقتی گزینه‌ها واقعاً محدودند، اعلام «ناگزیر بودن» پیش از نشان دادن مسیرهای ردشده، خودش یک عمل است. انتخاب را در ظاهر نگه می‌دارد، اما در عمل حذفش می‌کند.

از این‌جا به بعد، دیگر لازم نیست کسی مستقیم از جنگ دفاع کند. کافی است هر مخالفتی «غیرواقعی»، «بی‌مسوولیتی» یا «همسو با سرکوب» معرفی شود.

جمله «همه مردم این را می‌خواهند» هم از همان جنس است. جمله‌ای که بیشتر از آن‌که چیزی را توضیح دهد، کار انجام می‌دهد؛ بحث را می‌بندد و مسوولیت را پخش می‌کند.

وقتی نه سازوکار سنجش روشن است و نه گزینه‌ها واقعاً «روی میز» بوده‌اند، «خواست عمومی» بیشتر نقش تثبیت دارد تا توضیح. هر نتیجه‌ای بعداً می‌تواند به نام «مردم» نوشته شود، بدون این‌که معلوم باشد این خواست دقیقاً چگونه شکل گرفته یا به دست آمده است.

در این میان، جمله‌ای مثل «مگر برای حمله به نظر ما توجه می‌کنند؟» چیزی را حل نمی‌کند و بیشتر به دنبال سلب مسولیت است. تصمیم ممکن است جای دیگری گرفته شود، اما اجرا بسته به شرایط عمل می‌کند.

این متن نمی‌خواهد جای عوامل اقتصادی، امنیتی یا ژئوپلیتیک را با زبان عوض کند. مسئله چیز دیگری است: زبان یکی از همان لایه‌هایی است که معمولاً دیده نمی‌شود؛ جایی که تعیین می‌شود چه چیزی اصلاً «گزینه» حساب شود و چه چیزی حتی وارد میدان نشود.

گاهی همه‌چیز از همین‌جا شروع می‌شود. از این‌که چه چیزی قابل تصور است و چه چیزی نه. بعضی چیزها حتی فرصت وارد شدن به ذهن را هم پیدا نمی‌کنند.

زبان افق ممکن‌ها را می‌سازد و این افق، بی‌سروصدا تعیین می‌کند که چه چیزی قابل پذیرش شود و چه چیزی نه. بعد از آن، به صورت تدریجی هزینه‌های انجام عمل تغییر می‌کنند.

قدرت برای عمل به اجماع کامل نیاز ندارد. فقط به آستانه‌ای از هزینه نیاز دارد که بتواند از آن عبور کند. زبان دقیقاً همین‌جا کار می‌کند: نه لزوماً با ایجاد حمایت، بلکه با کم‌کردن اصطکاک.

پرستو فروهر در «در این تاریکی، پای ایران و آزادی بایستیم» (رادیو زمانه) به همین نقطه اشاره می‌کند: جایی که هنوز می‌شود ایستاد، اما زبان این ایستادن را عقب می‌اندازد. این تعویق خنثی نیست. هر بار که خشونت به‌عنوان «تنها راه» جا می‌افتد، یک امکان دیگر – ولو ضعیف – از میدان بیرون می‌رود.

بعد، گاهی فضا تغییر می‌کند. همان چیزی که «بدیهی» و «ناگزیر» معرفی می‌شد، دیگر آن اجماع قبلی را ندارد. صداهایی که حذف شده بودند، دوباره شنیده می‌شوند.

این به این معنا نیست که واقعیت تازه‌ای کشف شده. بیشتر نشان می‌دهد آن «ناگزیر بودن» تا چه حد به همان فضا وابسته بوده است. و این سؤال همچنان بی‌پاسخ می‌ماند: اگر این امکان‌ها امروز قابل طرح‌اند، چرا پیش‌تر نبودند؟

در چنین وضعی، بی‌طرفی دیگر خنثی نیست. وقتی میدان از قبل چیده شده، سکوت فقط کنار ایستادن نیست. ادامه همان مسیر است. نه به این معنا که همه در یک سطح‌اند. تصمیم در جای خودش گرفته می‌شود. اما سکوت، یا تکرار همان روش‌ها، کاری می‌کند که آن تصمیم راحت‌تر اجرا شود.

وقتی خشونت پیش از وقوع پذیرفته شده باشد، بمب و موشک آغاز نیستند؛ فقط اجرا هستند.
و شاید مسئله دقیقاً همین‌جا باشد: این‌که چه کسی ماشه را چکاند، همیشه همه داستان نیست. مهم این است که آن ماشه در چه فضایی قابل کشیده شدن شد و چه کسانی آن فضا را فراهم کردند.

 

تاریخ انتشار : ۱۸ فروردین, ۱۴۰۵ ۰:۰۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی مصدق و قانون اساسی مشروطه بود

“پیمان مکه ونظامات خاورمیانه ای”

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – تیر ماه ۱۴۰۵

انقلاب ۱۳۵۷؛ خیزش میلیونی مردم ایران بود، نه حرکت چند گروه کوچک

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان- در محکومیت کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲