سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۲:۵۱

پنجشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۱

آن کس که ماشه را چکاند

قدرت برای عمل به اجماع کامل نیاز ندارد. فقط به آستانه‌ای از هزینه نیاز دارد که بتواند از آن عبور کند. زبان دقیقاً همین‌جا کار می‌کند: نه لزوماً با ایجاد حمایت، بلکه با کم‌کردن اصطکاک. وقتی خشونت پیش از وقوع پذیرفته شده باشد، بمب و موشک آغاز نیستند؛ فقط اجرا هستند. و شاید مسئله دقیقاً همین‌جا باشد: این‌که چه کسی ماشه را چکاند، همیشه همه داستان نیست. مهم این است که آن ماشه در چه فضایی قابل کشیده شدن شد و چه کسانی آن فضا را فراهم کردند.

این جنگ با بمباران شروع نشد. خیلی پیش‌تر آغاز شده بود؛ وقتی که بمباران، خشونت و کشتن، کم‌کم قابل‌قبول شد. نه با فرمان یک فرمانده نظامی، بلکه در سطح زبان؛ در تحلیل‌ها، در برخی رسانه‌های پرمخاطب، در همان جمله‌هایی که قرار بود فقط وضعیت را «توضیح» دهند.

به جمله‌هایی که پیش از جنگ مدام تکرار می‌شدند دقت کنید: «راه دیگری نمانده»، «گزینه‌ها محدودند»، «اگر این نشود، بدتر می‌شود». این‌ها صرفاً گزارش نیستند. بیشتر شبیه جابه‌جا کردن قطعات یک تصویرند؛ طوری که بعضی امکان‌ها اصلاً به چشم نیایند.

تحلیل، اگر تحلیل باشد، می‌تواند به این نتیجه برسد که گزینه‌ها محدودند. اما این باید از بررسی درست و دقیق به دست آمده باشد، نه این که از ابتدا اعلام شود. یعنی مسیرهای دیگر دیده شده باشند، سنجیده شده باشند، و دلیلی برای کنار گذاشتن‌شان وجود داشته باشد.

وقتی از همان ابتدا گفته می‌شود «چاره‌ای نیست»، دیگر چیزی بررسی نشده، بلکه فقط جهت داده شده. همین‌جا یک چرخش بسیار مهم اتفاق می‌افتد: «تحلیل»، بی‌آن‌که اسمش عوض شود، تبدیل می‌شود به «تجویز».

این روند معمولاً با نام «واقع‌بینی» جلو می‌رود. اما واقع‌بینی‌ای که نتیجه را از قبل تعیین کرده باشد، دیگر ابزار شناخت نیست. بیشتر شبیه هدایت است. حتی وقتی گزینه‌ها واقعاً محدودند، اعلام «ناگزیر بودن» پیش از نشان دادن مسیرهای ردشده، خودش یک عمل است. انتخاب را در ظاهر نگه می‌دارد، اما در عمل حذفش می‌کند.

از این‌جا به بعد، دیگر لازم نیست کسی مستقیم از جنگ دفاع کند. کافی است هر مخالفتی «غیرواقعی»، «بی‌مسوولیتی» یا «همسو با سرکوب» معرفی شود.

جمله «همه مردم این را می‌خواهند» هم از همان جنس است. جمله‌ای که بیشتر از آن‌که چیزی را توضیح دهد، کار انجام می‌دهد؛ بحث را می‌بندد و مسوولیت را پخش می‌کند.

وقتی نه سازوکار سنجش روشن است و نه گزینه‌ها واقعاً «روی میز» بوده‌اند، «خواست عمومی» بیشتر نقش تثبیت دارد تا توضیح. هر نتیجه‌ای بعداً می‌تواند به نام «مردم» نوشته شود، بدون این‌که معلوم باشد این خواست دقیقاً چگونه شکل گرفته یا به دست آمده است.

در این میان، جمله‌ای مثل «مگر برای حمله به نظر ما توجه می‌کنند؟» چیزی را حل نمی‌کند و بیشتر به دنبال سلب مسولیت است. تصمیم ممکن است جای دیگری گرفته شود، اما اجرا بسته به شرایط عمل می‌کند.

این متن نمی‌خواهد جای عوامل اقتصادی، امنیتی یا ژئوپلیتیک را با زبان عوض کند. مسئله چیز دیگری است: زبان یکی از همان لایه‌هایی است که معمولاً دیده نمی‌شود؛ جایی که تعیین می‌شود چه چیزی اصلاً «گزینه» حساب شود و چه چیزی حتی وارد میدان نشود.

گاهی همه‌چیز از همین‌جا شروع می‌شود. از این‌که چه چیزی قابل تصور است و چه چیزی نه. بعضی چیزها حتی فرصت وارد شدن به ذهن را هم پیدا نمی‌کنند.

زبان افق ممکن‌ها را می‌سازد و این افق، بی‌سروصدا تعیین می‌کند که چه چیزی قابل پذیرش شود و چه چیزی نه. بعد از آن، به صورت تدریجی هزینه‌های انجام عمل تغییر می‌کنند.

قدرت برای عمل به اجماع کامل نیاز ندارد. فقط به آستانه‌ای از هزینه نیاز دارد که بتواند از آن عبور کند. زبان دقیقاً همین‌جا کار می‌کند: نه لزوماً با ایجاد حمایت، بلکه با کم‌کردن اصطکاک.

پرستو فروهر در «در این تاریکی، پای ایران و آزادی بایستیم» (رادیو زمانه) به همین نقطه اشاره می‌کند: جایی که هنوز می‌شود ایستاد، اما زبان این ایستادن را عقب می‌اندازد. این تعویق خنثی نیست. هر بار که خشونت به‌عنوان «تنها راه» جا می‌افتد، یک امکان دیگر – ولو ضعیف – از میدان بیرون می‌رود.

بعد، گاهی فضا تغییر می‌کند. همان چیزی که «بدیهی» و «ناگزیر» معرفی می‌شد، دیگر آن اجماع قبلی را ندارد. صداهایی که حذف شده بودند، دوباره شنیده می‌شوند.

این به این معنا نیست که واقعیت تازه‌ای کشف شده. بیشتر نشان می‌دهد آن «ناگزیر بودن» تا چه حد به همان فضا وابسته بوده است. و این سؤال همچنان بی‌پاسخ می‌ماند: اگر این امکان‌ها امروز قابل طرح‌اند، چرا پیش‌تر نبودند؟

در چنین وضعی، بی‌طرفی دیگر خنثی نیست. وقتی میدان از قبل چیده شده، سکوت فقط کنار ایستادن نیست. ادامه همان مسیر است. نه به این معنا که همه در یک سطح‌اند. تصمیم در جای خودش گرفته می‌شود. اما سکوت، یا تکرار همان روش‌ها، کاری می‌کند که آن تصمیم راحت‌تر اجرا شود.

وقتی خشونت پیش از وقوع پذیرفته شده باشد، بمب و موشک آغاز نیستند؛ فقط اجرا هستند.
و شاید مسئله دقیقاً همین‌جا باشد: این‌که چه کسی ماشه را چکاند، همیشه همه داستان نیست. مهم این است که آن ماشه در چه فضایی قابل کشیده شدن شد و چه کسانی آن فضا را فراهم کردند.

 

تاریخ انتشار : ۱۸ فروردین, ۱۴۰۵ ۰:۰۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آمار ۴۰ هزار کشته اعتراضات ایران از کجا آمده است؟

تنگهٔ هرمز به قدمت تاریخ کهن است

ارزش یارانه و کالابرگ، فقط ۷ دلار است/ شعاری پوپولیستی به نام «افزایش مبلغ کالابرگ»

روزنوشت‌های زنی که آب به طبقه‌ی آنها در کشتی‌ رسیده

گرامشی، هژمونی بدیل و ائتلاف‌های اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های جامعهٔ مدنی در مالزی

سم‌ساز اعظم؛ فصل سوم: سوژه‌های داوطلب و غیر داوطلب.