آتشبس در تحلیل لحظه و ابتدا به ساکن نشانه شکست جنگ ۴۰ روزه در اهدافی است که برای آن تعیین شده بود، از رژیم چینج در ایران تا از بین بردن کامل ظرفیت هستهای ایران که ادعا میشد در همان جنگ ۱۲ روزه هم از بین رفته است. ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده همچنان در ایران است و غنیسازی صفر هم دوباره موضوع مذاکره و کشاکشهای بعدی، یعنی که جنگ تغییری در موضوع نداده است و معلوم نیست که اصولا مذاکرات به گستره موشکی و نیابتیها کشیده خواهد شد یا نه.
در این میان جمهوری اسلامی هم ورای رفع تحریمها خواسته چند نکته مقدماتی در باره آتشبس جاری
آتشبس در تحلیل لحظه و ابتدا به ساکن نشانه شکست جنگ ۴۰ روزه در اهدافی است که برای آن تعیین شده بود، از رژیم چینج در ایران تا از بین بردن کامل ظرفیت هستهای ایران که ادعا میشد در همان جنگ ۱۲ روزه هم از بین رفته است. ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده همچنان در ایران است و غنیسازی صفر هم دوباره موضوع مذاکره و کشاکشهای بعدی، یعنی که جنگ تغییری در موضوع نداده است و معلوم نیست که اصولا مذاکرات به گستره موشکی و نیابتیها کشیده خواهد شد یا نه.
در این میان جمهوری اسلامی هم ورای رفع تحریمها خواستهای جاهطلبانه دیگری را هم در برابر طرح ۱۵ مادهای آمریکا مطرح کرده است که تلفیق این دو طرح تازه ابتدای دشواریهاست و تازه بخش مشکل ماجرا از جمعه در اسلامآباد شروع میشود. این که جمهوری اسلامی حالا در غیاب خامنهای پدر و مواضع فاجعهبار او دست از اصرار بر مذاکره غیرمستقیم بکشد و مذاکرات مستقیم بشود، گشایش قابل توجهای خواهد بود، ولی محتوای مناقشات همچنان پیچیده و دشوار است و به سختی میتوان تصور کرد که در دو هفته یا دو ماه بتوان به توافقی رسید.
فعلا در گستره بینالمللی و در عرصه داخلی آمریکا و اسرائیل انگشت شکست متوجه ترامپ و نتانیاهو است. جنگ به غیر از بینبردن بخشی از رهبری جمهوری اسلامی و تخریب و ویرانی بخشی از تاسیسات نظامی و غیرنظامی ایران و اسرائیل و منطقه و کشتن و بیخانمان کردن شمار زیادی شهروند بیگناه در این کشورها به هدف دیگری نرسیده است و به خصوص اگر در نهایت توافقی هم به دست بیاید که در آن جمهوری اسلامی به امتیازاتی بیشتر یا در همان سطح مذاکرات قبل از جنگ برسد، دولتهای آمریکا و اسرائیل با این سوال مواجه هستند و خواهند بود که این دو جنگ برای چه بود و چرا این همه تلفات و ویرانی و خونریزی و این همه ادعاهای فاجعهبار و این همه عبور از خطوط قرمز در حقوق بینالملل و…
این سوالها از جمله در انتخاباتهای پاییز امسال در آمریکا (میانترم کنگره) و در اسرائیل (پارلمان) تاثیرات خود را خواهند گذاشت و احتمالا شکستی سخت برای ائتلاف نتانیاهو و جمهوریخواهان آمریکا رقم خواهند زد.
برای جمهوری اسلامی هم، هم تخاصم کمنظیری (غیرقابل اجتناب؟) که با منطقهای کردن جنگ با کشورهای عرب خلیج فارس رقم زده کار دشواری را در چشمانداز قرار میدهد که باید از حداقلهای اعتمادسازی شروع کند، چه رسد به این که بتواند آنها را متقاعد کند که به میزبانی حضور آمریکا در منطقه پایان دهند (از بندهای طرح ده مادهای) و هم مناسباتی که با مردم در پیش خواهد گرفت تعیینکننده است. آیا در نبود خامنهای پدر و دشمنانگاری درونی وبیرونی او، پسر که فاقد حداقلهای مشروعیت و مقبولیت اجتماعی است مسیر دیگری در مناسبات حکومت با مردم در پیش خواهد گرفت و به انسجام ملی غیررسمی که در جریان جنگ و از روی دغدغه نسبت به سرنوشت ایران ایجاد شد اعتنا خواهد کرد؟ و از قید وبندها و محدودیتها علیه مردمی که با هزار بحران و مشکل ناشی از سیاستهای قبلی جمهوری اسلامی و جنگ اخیر روبرو هستند خواهد کاست یا در بر همان پاشنه خواهد چرخید؟ تا کی؟…
در اروپا علاوه بر درک این واقعیت که آمریکای ترامپ هیچ اهمیتی در کنشها و معادلات بینالمللی برای آنها قائل نیست و جنگ را بدون کوچکترین مشورتی با آنها شروع کرده، و بهخصوص با توجه به آسیب سنگینی که جنگ و بستهشدن تنگه هرمز و کمبود انرژی و اختلال در زنجیره تامین به اقتصاد اروپا زد همه و همه سبب شدند که مخالفت با جنگ و تداوم آن به اوج برود. نزدیکترین متحدان واشینگتن در اروپا (بریتانیا و آلمان و هلند و…) هم رسما از در مخالفت درآمدند و بحث بر سر ادامه موجودیت ناتو یا حضور آمریکا در اروپا و اعتماد و اتکا به این حضور هم دامنه بیسابقهای گرفت و شکاف میان دو سوی اقیانوس به مرزهایی بیسابقه رسید.
یک نگرانی اروپا و به خصوص آلمان این هم بود که جنگ ایران مثل جنگ داخلی سوریه، موجی از مهاجرت و پناهجویی را از ایران دامن بزند و اروپا مثلا دوباره با بحران پناهجویی مشابه سال ۲۰۱۵ روبرو شود. از همین رو به خصوص سیاستمداران آلمان سراسیمه خود را به ترکیه رساندند که تدابیر و تمهیدات لازم برای بستن مرز با ایران را در پیش گیرد و …
این نگرانی و توهم و تصورات مربوط به آن، اما واقعی نبود و شاید از عدم شناخت جامعه ایران و تاریخ و تابآوری آن حکایت داشت. روزنامه دی ولت که در آلمان به داشتن مواضع بسیار نزدیک در حمایت از اسرائیل شهره است، در همان روزهای اول جنگ در توضیح متفاوت بودن ایران در منطقه و این که چرا جنگ احتمالا به اهدافش نمیرسد و آن جامعه چه سابقه و تجربهای دارد یا چرا بر خلاف تصور، در هیچ سطحی از صدر تا ذیل ایران، از فرار خبری نبود، مقالهای نوشت که خواندنش (ترجمه فارسی) ضرری ندارد.
همانطور که گفته شد بخش دشوارماجرا از مذاکرات اسلامآباد شروع میشود و لذا برمبنای این آتشبس هیچ قضاوت میانمدتی هم نمیتوان درباره فرجام کار کرد. ولی تا همین جای کار و با استناد به این که جنگ مطابق با تبلیغ و مدعاها و اراده معطوف به قدرت شاهزاده با هر وسیله و هر چه سریعتر، حتی با “جنگ و جراحی فوری”، پیش نرفت و دستگاههای تبلیغاتی مدافع او (اینترنشنال و من و تو) هم بار دیگر متحمل زیانی از بیاعتباری و و مواجهه شدید با اتهام ایرانستیزی شدهاند واقعیت مشهودی است.
این که شاهزاده از این جنگ و حاصل آن چه نتیجهای بگیرد، تا چه حد به عاملیت و فاعلیت مردم برگردد و بها بدهد و از ایده قبضه سریع (و ناکام) قدرت به ضرب و زور بمباران خارجی و به بهای ویرانی ایران دست بکشد سوالی است که هنوز نشانهای در دست نیست که بتوان به آن پاسخ مثبتی داد.
ولی بخشی از مردم که دنبال وعدههای شاهزاده و رسانهها و بوقهای تبلیغاتی او افتادند ماجرایشان متفاوت است و باید برای بازاندیشی و درسگیری وقت کافی داشته باشند و از کوچکترین طعنه و طرد و اتهام و اهانت مصون بمانند. هرگونه طرد و نیشتر و تحقیر و خوارداری این مردم و ندیدن نقش سیاستهای فاجعهبار جمهوری اسلامی در راندن آنها به این بیراهه، به سود هر چه که باشد به سود بازگرداندن آنها به روندهای سالم معطوف به تقویت جامعه مدنی، برقراری دمکراسی و انداختن ایران روی ریل توسعه، نیست.
انسجام ملی و احیای عاملیت وفاعلیت مردم در مسیر دمکراسی، از درون بحثهای سالم وعاری از اتهام زنی و چشمپوشی از مدعای این که چه کسی میهندوستتر یا دمکراسیخواهتر است شروع میشود و در درسگیری از تجربهها و زیانهای این جنگ و قیاس آن با نکات مثبت مبارزات درونی و خودجوش مردم که از جمله در زن زندگی آزادی به نتیجه رسید ادامه مییابد و غنی میشود.
یکی از حربههای سوداگرانه و ناشی از ولع دستیابی سریع به قدرت مدافعان اصلی جنگ در بخشی از اپوزیسیون انکار تلاشها و مبارزات ۴۷ سال گذشته که “هیچ ثمرهای نداشته و به جراحی یک باره نیاز است” بود و از جمله در نفی تجربه غنی و دستاورد بزرگ جامعه ایران در اعتراضات زن زندگی آزادی تبارز داشت. آتشبس هر چقدر هم که چشماندازش مبهم باشد علیالحساب دکان این مدافعان جنگ و اهانتکنندگان به تلاشها و اهتمام پایای مردم ایران در راه بهزیستی و آزادی و آسایش و توسعه را کم و بیش تخته خواهد کرد.
برگرفته از صفحه فیسبوک نویسنده



