سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۲:۰۶

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۶

اما، ولی، با اینکه… “روایت‌هایی از آتش‌بس”

کانون زنان ایرانی: وقتی یکی پس از دیگری جواب‌هایشان را می‌خواندم و می‌شنیدم، تازه متوجه شدم که این انتظار زیادی بود که می‌خواستم احساسم را از پس چنین واقعه‌ی سهمناکی (جنگ و تهدید به برگشتن به عصر حجر) در یک کلمه خلاصه کنم. احساسات دوستانم پراکنده، در هم و چندگانه بود... کلماتی که با اما، ولی و بااینکه به هم چسبیده بودند...

متن و عکس: فروغ حنطوش‌زاده*

صبح روز آتش بس وقتی از خواب بیدار شدم، هرچه بیشتر هوشیار می‌شدم و بیشتر به درون خودم رجوع می‌کردم، کمتر واژه‌ای برای توصیف احساسم پیدا می‌کردم. نزدیک به ظهر بود که شروع به پرسیدن این سوال از دوستان نزدیکم کردم: چه حسی داری؟

دوستانی که با هم ترسیده بودیم، خندیده بودیم و روز را به شب و شب را به روز رسانده بودیم. امیدوار بودم که بتوانم نام احساسم را در میان احساسات آنها بیابم.

وقتی یکی پس از دیگری جواب‌هایشان را می‌خواندم و می‌شنیدم، تازه متوجه شدم که این انتظار زیادی بود که می‌خواستم احساسم را از پس چنین واقعه‌ی سهمناکی (جنگ و تهدید به برگشتن به عصر حجر) در یک کلمه خلاصه کنم. احساسات دوستانم پراکنده، در هم و چندگانه بود… کلماتی که با اما، ولی و بااینکه به هم چسبیده بودند…

“حس رها شدگی وسط آوار دارم”. این را مریم می‌گوید و توضیح می‌دهد: تصویری که از خودم‌ می‌بینیم این است که خانه خراب شده‌ام و آن وسط تنها مانده‌ام اما زنده‌ام…

حس‌ او یک کلمه نیست، یک روایت است… ترکیبی از غم، ترس، تنهایی و اما زندگی…

نهال می‌گوید واقعا شاکرم اما هنوز نمی‌توام دل ببندم… خسته‌ام… آرزو می‌کنم قدم به قدم به سمت آبادانی پیش برویم…

او از اتفاقِ آتش‌بس راضی است اما خیلی زود حس رضایتش را مدیریت می‌کند و به خودش یادآوری می‌کند که نباید به آن دل ببندد چون هر لحظه ممکن است آن را از دست بدهد. او خسته است اما دستِ امیدش را می‌گیرد و قدم به قدم تا رویای آبادانی می‌برد…

امیدِ نهال جای خودش را به نگرانی رها می‌دهد. رها می‌گوید بخاطر کلیت ایران خوشحال است اما بیشتر از آن نگرانِ از این به بعد است و اینکه چه خواهد شد.

رها تاریخ خوانده و معلم تاریخ است.

پارسا خوشحال است و با وجود نگرانی‌هایی که دارد، می‌گوید: ولی در کل اینکه آدم کمتر صدای بمب بشنود حس خوبی دارد…

این سکوتِ شاید کوتاه در میانِ همهمه‌ی بمب‌ها، هر چند با نگرانی از شروعِ دوباره‌، صدای زندگی را برای او بلندتر کرده است.

در حالی که اعظم با اشاره به شعر حافظ(من چرا عشرت امروز به فردا فکنم) حسش را به خبر آتش‌بس حداقل برای امروز خوشحالی توصیف می‌کند، شنیدن خبر “آتش‌بس” پگاه را خوشحال نکرده است. او مضطرب شده و دلهره دارد. او می‌گوید: قبل از اتفاقِ آتش‌بس مدام نگرانِ این مسئله بودم که نکند ما هم مثل غزه و لبنان دچار دورِ تکرارِ جنگ و آتش‌بس بشویم.

حسِ پگاه، اما، ولی و یا با اینکه ندارد… احساس او در لحظه‌ی حال در برابر اضطرابش از آینده، بی‌اعتمادی‌اش به این توافق و ترسش از هم سرنوشت شدن با مردمانی جنگ‌ دیده، شکست خورده است.

همه‌ی این پاسخ‌ها را از ظهر تا حدود عصر در ایران از دوستانم گرفتم. بعد از آن به دلیل خواندن خبرِ نقض آتش‌بس این پرسش و پاسخ را ادامه ندادم. چیزی درون من شکسته بود و پایان یافته بود. هرچند حالا احساسم را به آتش‌بس بهتر می‌فهمیدم و این را مدیون شنیده‌هایم بودم… نه به این دلیل که پاسخی داشتم، بلکه به این خاطر که درک کردم هیچ کدام از ما پاسخی یک کلمه‌ای و قاطع درباره‌ی احساسمان به آتش‌بس نداریم.

احساس ما به آتش‌بس هنوز ادامه دارد… حداقل تا لحظه‌ی قطعی شدن آن و پایان جنگ… یا شاید دوباره شنیدن صدای بمب…

 

تاریخ انتشار : ۲۸ فروردین, ۱۴۰۵ ۰:۳۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا