آمارهای تکاندهنده از کشتار و ویرانیهای جنگ چهل روزه آمریکا و اسرائیل و ایران
مقدمه
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۹ اسفند ماه با حملات گسترده و کشتار فرماندهان نظامی و در راس آنها علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی آغاز شد و اهدافی چون خلع سلاح هستهای و به تبع آن تغییر رژیم در ایران را دنبال میکرد، تنها به این سطح محدود نشد و تداوم آن به غیرنظامیان نیز خسارتهای جبرانناپذیری وارد کرد. بنابر برآوردهای انجام شده صنایع نفت وگاز، فولاد، پل ها، داروسازیها، صنعت هوایی و انرژی به طور مستقیم از تبعات جنگ متاثر شدهاند به نحوی که بر اساس اعلام سخنگوی دولت در روزهای اخیر، تا اینجای کار خسارت ناشی از جنگ ۴۰ روزه ۲۷۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است. خسارتهایی که البته جبران آنها با توجه به بحران اقتصادی گسترده در ایران به سختی ممکن خواهد بود اما باید توجه داشت که این برآوردها تنها به خسارتهای مادی جنگ محدود میشود و خسارتهای زیستی آن هرگز قابل جبران نیست. گزارشهای منتشر شده نشان میدهد که در روزهای جنگ مراکز صنعتی، واحدهای تولیدی و کارگاههای کوچک در استانهای مختلف از جمله اصفهان، مرکزی، خوزستان، تهران، گیلان، آذربایجان شرقی، یزد، قم، هرمزگان، بوشهر، فارس و برخی دیگر از مناطق کشور در معرض حملات و خسارت قرار گرفتهاند. این حملات علاوه بر خسارتهای مادی گسترده، موجب کشته و مجروح شدن شماری از کارگران و کارکنان این مراکز شده است. کارگرانی که در سایه عدم رعایت استانداردهای ایمنی و امنیتی به فعالیت در کارگاههای خود مشغول بودند قربانیان خاموش جنگی شدند که در شکلگیری آن کوچکترین نقشی نداشتند.
بیش از هفت هفته از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گذشته و حالا در حاشیه خبرهای مرتبط با آتشبس شکننده و مذاکرات طرفهای درگیر در جنگ، ابعاد خسارتهای ناشی از موشکپرانی آمریکاییها و اسرائیلیها به ایران روشنتر میشود. در حالیکه طبق اعلام سازمان پزشکی قانونی کشور بیش از ۳ هزار و سیصد نفر در جریان این جنگ کشته شدهاند، بررسی برخی گزارشها نشان میدهد که در میان کشتهشدگان مشخصات کارگران برخی صنایع بزرگ و کوچک نیز به چشم میخورد. خبرهای منتشر شده در جریان ۴۰ روز جنگ تحمیلی، روایتهایی از کشتهشدن و زخمیشدن کارگران تاسیسات مهم صنعتی در جریان است که حاکی از تبعات گسترده جنگ بر زیست طبقه کارگر است.
بر اساس تحلیلهای منتشر شده تا آوریل ۲۰۲۶-فروردین ۱۴۰۵، ایران پس از یک جنگ ۴۰ روزه(که با آتشبس موقت همراه شده) در وضعیتی موسوم به «نه جنگ، نه صلح» یا «دوره سکوت صحنه نبرد» قرار گرفته است که ترکیبی از تهدیدات امنیتی، فرسایش اقتصادی و نااطمینانی اجتماعی است.
چهل شبانهروز جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در بامداد چهارشنبه ۱۹ فروردین به آتشبسی موقت به مدت دو هفته انجامید. آتشبسی که جیدیونس، معاون رییسجمهوری آمریکا آن را «شکننده» خوانده و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان هم با تاکید، از طرفین نزاع خواسته است از نقض آن خودداری کنند. اکنون این دو هفته تمام شده و هنوز مذاکرات دور دوم انجام نشده است.
ایران در طول این جنگ بیش از ۱۹۰۰ موشک و نزدیک به پنج هزار پهپاد به کشورهای مختلف شلیک کرد. در سوی مقابل، آمریکا و اسرائیل نیز شمار بسیاری از کشتیها و هواپیماها و تاسیسات آفندی و پدافندی ایران را هدف قرار دادند و دهها مقام ارشد سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی از جمله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را کشتند.

کارگران مهاجر در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس بدون هیچ امکان تشکل از آسیب دیدگان جنگ هستند.
در لبنان، مقامهای رسمی از ۱۵۳۰ کشته در حملات اسرائیل از دوم مارس تاکنون سخن گفتهاند که دستکم ۱۲۹ کودک در میان آنان هستند. در عراق دستکم ۱۱۷ نفر، در اسرائیل ۲۳ نفر در اثر حملات موشکی ایران و لبنان، و ۱۱ سرباز اسرائیلی نیز در جنوب لبنان کشته شدهاند. در امارات متحده عربی ۱۳ نفر، در قطر ۷ نفر، در کویت ۷ نفر، در بحرین ۲ نفر، در عمان ۲ نفر، در عربستان سعودی ۲ نفر، در سوریه ۴ نفر، در کرانه باختری ۴ زن فلسطینی و در کردستان عراق نیز یک سرباز فرانسوی جان باخت.
دهها کارگر ایرانی در جریان جنگ ۴۰ روزه کشته شدند!
«داوطلب» تلاش کرده با ارائه فهرستی از مهمترین خبرهای منتشر شده به آماری نسبتا قابل استناد از تعداد کارگران کشته و مجروح شده در جریان جنگ اخیر دست یابد که عمدتا توسط ادارات کار استانها، نمایندگان کارگری و خبرگزاریهای رسمی مورد تایید قرار گرفته است:
بر اساس این گزارشها و در پی اعلام اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان زنجان ۳۴ کارگر تنها در این استان کشور در پی حملات جنگندههای آمریکایی و اسرائیلی کشته شدهاند.
– در جریان حمله هوایی جنگندهها به یک لنج صیادی در اسکلهای در بندر جاسک، دو کارگر صیادکشته شدند. همزمان با این اتفاق، با حمله به اسکله دوحه قشم نیز دو کارگر مصدوم شدند.
– در پی حملات به تاسیسات صنعتی، چند مجتمع پتروشیمی از جمله شرکتهای پتروشیمی فجر ۱، فجر ۲، بندر امام خمینی، رازی و کارون هدف اصابت قرار گرفتند که در پی آن، تعدادی از کارگران این واحدها دچار حادثه شدند. بر اثر این حملات، در شرکت پتروشیمی فجر ۱، سه نفر از کارگران و در شرکت پتروشیمی فجر ۲ نیز سه نفر دیگر از کارگران کشته شدند. بر اساس گزارشهای دریافتی، در شرکت پتروشیمی بندر امام خمینی نیز ۶ نفر از کارگران مجروح شدند. همچنین در شرکت پتروشیمی فجر ۱ سه نفر و در شرکت پتروشیمی فجر ۲ نیز سه نفر از کارگران آسیب دیدهاند. در پتروشیمی رازی ۵ نفر و در پتروشیمی کارون ۲ نفر دچار جراحت شدند.
– در پیشوای ورامین و در جریان حمله به یک سوله صنعتی و غیر نظامی در شهرک صنعتی در پیشوا، یک کارگر نگهبان کشته شد.
– در جریان حمله هوایی به پایانه تجاری شلمچه در خرمشهر یک کارگر راننده عراقی کشته و دو کارگر ایرانی تخلیه بار مجروح شدند.
حمله به مراکز صنعتی و تولیدی در شهرک جی استان اصفهان به کشتهشدن دستکم ۱۵ نفر از کارگران انجامید.
«حسن خیران» و«کامران پسندک» دو پاکبان و باغبان فضای سبز شهرداری تهران در جریان حملات به ایستهای بازرسی کشته شدند.
– در پی حمله هوایی جنگندههای آمریکایی به تاسیسات ذخیره سازی نفتی و یک مرکز نقل و انتقال فرآورده های نفتی در تهران و البرز در شب دوشنبه ۲۰ اسفند، چهار کارگر مرتبط با این مجموعه کشته شدند.
– در جریان حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به کارخانه نشاستهسازی و آرد «پایارد» در شهرستان نقده، ۲۱ کارگر آسیب دیدند و از این تعداد ۱۱ کارگر به نامهای مجیدیولچی، عزیز عباسزاده، وحید طالبی، توحید بایرامزاده، امیرحسین حسنزاده، اصغر خدایاری، حسین محمدی، علیاکبر اروجزاده، مهدی قلیزاده، محمد علیزاده وعلی نجفی کشته شدند.
– در جریان حمله آمریکا و اسرائیل به کارگاه امانی متعلق به شهرداری در تبریز، یک کارگر خدماتی شهرداری به نام(خلیل باستانی) کشته شد و تعدادی دیگر از کارگران و اهالی منطقه زخمی شدند.
– در پی حملات اخیر، دو تن از کارکنان مرکز آموزش فنی و حرفهای برادران شماره ۶ «سید جمالالدین اسدآبادی» همدان کشته و چهار نفر دیگر از همکاران این مرکز نیز مجروح شدند.
نقض مقررات بینالمللی با حمله به غیرنظامیان
در شرایطی که تنشهای نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل به اوج خود رسیده، کشته شدن دهها کارگر در جریان حملات اخیر، نقض صریح اصول بنیادین حقوق بشردوستانه و انسانی است. در این میان بهنظر میرسد، جان و امنیت کارگران که شاهرگ حیاتی تولید و اقتصاد هر جامعهای را تشکیل میدهند، مورد بیتوجهی جدی قرار گرفته است. به نحوی که از یکسو، شاهد ادامه فعالیت واحدهای صنعتی و تولیدی در مناطق پرخطر، بدون فراهم آوردن حداقل حفاظتهای امنیتی لازم برای کارگران هستیم؛ آن هم در شرایطی که دولت و کارفرمایان نیز در جهت رفع این خلاء و تامین حفاظت شغلی آنان، تدابیر کافی اتخاذ نکردهاند و از سوی دیگر، کشورهای متخاصم با نادیده گرفتن تمامی مقررات و موازین بینالمللی، مراکز غیرنظامی و اقتصادی را هدف حملات خود قرار دادهاند.
بررسی اسناد بینالمللی نشان میدهد که در جریان هرگونه درگیری نظامی، دولتهای درگیر بر پایه اصول شناختهشده حقوق بینالملل بشردوستانه، موظفاند از حمله به اهداف غیرنظامی از جمله مراکز تولیدی، کارخانجات، کارگاهها و زیرساختهای اقتصادی بهطور کامل خودداری کنند. بر اساس کنوانسیونهای چهارگانه ژنو سال ۱۹۴۹ و پروتکلهای الحاقی آن در سال ۱۹۷۷، تأکید شده است که طرفهای مخاصمه باید میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند و هر اقدامی که مستقیماً یا غیرمستقیم زندگی غیرنظامیان را به خطر اندازد، تخلف آشکار از قوانین بینالمللی محسوب میشود. مطابق ماده ۵۱ و ۵۲ پروتکل الحاقی نخست، کارگران و کارکنان مراکز صنعتی جزو جمعیت غیرنظامی به حساب میآیند و حمله به مکانهایی که صرفا برای فعالیت و تولید اقتصادی مورد استفاده قرار میگیرند، ممنوع است. همچنین ماده ۵۷ همین پروتکل دولتها را موظف میکند که تمام تدابیر ممکن را برای جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان اتخاذ کنند و از هدف قرار دادن زیرساختهایی که برای معیشت مردم ضروریاند، اجتناب ورزند. در همین چارچوب، هرگونه حمله به مراکزی که تأمینکننده معاش و اشتغال جامعه کارگری هستند، نهتنها نقض آشکار اصول انسانی و بینالمللی است، بلکه میتواند در چارچوب حقوق بینالملل کیفری مصداق «جنایت جنگی» تلقی شود. حفظ جان کارگران و صیانت از زیرساختهای اقتصادی، مسئولیتی است که تمامی دولتها در شرایط جنگی در برابر آن پاسخگو هستند و هیچ توجیه نظامی نمیتواند موجب نادیده گرفتن این تعهدات شود.



