۳۰ مه، سالروز مرگ ژان دارک است؛ دختر نوزدهسالهای که در میانه جنگ صدساله، در جهانی که زنان را برای فرمانبرداری میخواست، قدم به میدان سیاست و جنگ گذاشت. او را محاکمه کردند، متهم کردند و در آتش سوزاندند؛ اما آنچه قدرتهای زمانه میخواستند خاموش کنند، تنها یک تن نبود، بلکه صدای زنی بود که از مرزهای تعیینشده برای زنان عبور کرده بود. آتشی که برای خاموشکردنش برافروختند، نام او را جاودانه کرد و ژان دارک را به یکی از پایدارترین نمادهای مقاومت در تاریخ اروپا بدل ساخت.
اما داستان ژان دارک فقط روایت فرانسه قرن پانزدهم نیست. این داستان، الگویی است که بارها در تاریخ تکرار شده: هرگاه زنی برای حقیقت، برای آزادی، برای نقش داشتن در سرنوشت جامعهاش قدم برداشته، با قدرتهایی روبهرو شده که تلاش کردهاند صدایش را خاموش کنند. با این حال، همین ایستادگیها بوده که مسیر تاریخ را تغییر داده است.
۹ خرداد ۱۴۰۲، در تهران، صحنهای دیگر از همین الگو تکرار شد. نخستین جلسه دادگاه نیلوفر حامدی، خبرنگاری که تنها حقیقت را گزارش کرده بود، پشت درهای بسته برگزار شد. او از نخستین کسانی بود که خبر جانباختن ژینا مهسا امینی را منتشر کرد؛ خبری که به جنبشی بزرگ پیوند خورد و صدای «زن، زندگی، آزادی» را در سراسر ایران طنینانداز کرد. محاکمه او و الهه محمدی، نه محاکمه خشونت یا توطئه، بلکه محاکمه حق جامعه برای دانستن بود؛ محاکمه زنی که کارش روایت واقعیت بود.
میان ژان دارک و نیلوفر حامدی قرنها فاصله است، اما تجربهای مشترک آنها را به هم پیوند میدهد: مواجهه با قدرتهایی که از روایت مستقل میترسند. ژان دارک را به جرم ایمان و ارادهاش سوزاندند؛ نیلوفر حامدی را به جرم گزارش حقیقت در برابر دادگاهی نشاندند. هر دو یادآور این حقیقتاند که زنان، هرگاه سخن گفتهاند، هرگاه روایت کردهاند، هرگاه در سرنوشت جامعه دخالت کردهاند، تاریخ را به لرزه انداختهاند.
امروز، در ۳۰ مه، یاد ژان دارک را گرامی میداریم؛ نه فقط بهعنوان قهرمانی تاریخی، بلکه بهعنوان نمادی از زنانی که در هر زمان و هر سرزمینی، با وجود هزینهها و محدودیتها، از حق خود برای دیدن، گفتن و زیستن دفاع کردهاند. همانگونه که یاد نیلوفر حامدی و همه زنانی که در ایران برای حقیقت و آزادی هزینه دادهاند، بخشی از حافظه جمعی ماست.
برخی شعلهها برای خاموشکردن روشن میشوند؛ اما گاهی همان شعلهها نامی را جاودانه میکنند. از آتش روآن (Rouen) تا دادگاه انقلاب تهران، یک حقیقت پابرجاست: صدای زنانی که برای آزادی و حقیقت میایستند، دیر یا زود راه خود را در تاریخ باز میکند.



