✍️فتانه عبدالحسینی| عضو گروه مطالعات زنان| خردادماه ۱۴۰۵
آصف بیات، در کتاب «زندگی همچون سیاست» و «سیاستهای خیابانی» به «زندگی کردن به شیوه انسانی باوقار» اشاره دارد.
💡زندگی باوقار به مثابه کنش جمعی خاموش:
از منظر آصف بیات، جامعهشناس برجستهٔ ایرانی، «زندگی کردن به شیوه انسانی باوقار» در جوامع خاورمیانه، بهویژه در شرایط سرکوب و اقتدارگرایی، صرفاً یک مفهوم انتزاعی اخلاقی نیست، بلکه به مثابهٔ یک کنش سیاسی ظریف و در عین حال عمیق معنا پیدا میکند. هستهٔ مرکزی اندیشهٔ او بر این باور استوار است که مردم عادی – فرودستان شهری، زنان، جوانان و دیگر تودههای بهحاشیهراندهشده – علیرغم سلطهٔ دولتهای خودکامه، اقتصادهای نئولیبرال و سیطرهٔ اخلاقیِ تنگنظرانه، صحنه را خالی نمیکنند. در عوض، با اتکا به آنچه او «هنر حضور» مینامد، تلاش میکنند فضاهای جدیدی برای ابراز وجود خلق کنند و زندگی خود را به شیوهای بهتر و با کرامتتر رقم بزنند.
بیات برای تبیین این شیوه از زیستن، مفهوم «پیشروی آرام مردم عادی» را مطرح میسازد. این پیشروی، نه از جنس انقلابهای ناگهانی یا جنبشهای اجتماعیِ ایدئولوژیمحور و پر سر و صدا، بلکه مجموعهای از کنشهای محتاطانه، خاموش و بلندمدت است که در متن زندگی روزمره جریان دارد. تهیدستان و فرودستان در این چارچوب، قربانیانی منفعل نیستند که سرنوشت محتوم خود را بپذیرند. آنها فعالانه و با استفاده از تاکتیکهای روزمره برای تأمین مسکن، معیشت، کار و حفظ کرامت انسانی خود میکوشند و بدین ترتیب، بدون آنکه لزوماً به دنبال تغییرات کلان سیاسی باشند، ساختارهای قدرت را در سطح خُرد به چالش میکشند.
ابزار اصلی این پیشروی آرام، چیزی نیست جز «ناجنبشهای اجتماعی»؛ مفهومی کلیدی در اندیشهٔ بیات. ناجنبشها به «کنشهای جمعیِ فعالانِ غیرجمعی» اشاره دارند. این بدان معناست که میلیونها انسانی که لزوماً با یکدیگر ارتباط سازمانیافته ندارند و رهبری واحد را دنبال نمیکنند، به دلیل شرایط مشترک، دست به رفتارهای مشابهی میزنند. برای مثال، زنانی که در فضای عمومی پوشش اجباری را رعایت نمیکنند، یا دستفروشانی که برای کسب درآمد در حاشیهٔ خیابانها میایستند، هر یک به تنهایی یک کنشگرِ فردی هستند. اما وقتی این رفتارها توسط «بیشماران» تکرار شود، به تدریج به امری عادی و مشروع تبدیل گشته و مرزهای «ممکن» را جابجا میکند.
نیروی محرکهٔ این همبستگی پنهان، در «شبکههای انفعالی» و «خیابان سیاسی» شکل میگیرد. شبکههای انفعالی، پیوندهایی هستند که نه بر اساس عضویت رسمی، بلکه بر پایهٔ مشاهدهٔ وضع مشترک در فضاهای عمومی (مثل اتوبوس، صف نانوایی یا پیادهرو) ایجاد میشود. مردم در این فضاها، با دیدن دیگریِ همسرنوشت خود، هویت مشترک را درونی میکنند و احساسات جمعی را بازتولید مینمایند. از سوی دیگر، «خیابان» برای کسانی که از قدرت نهادینه (مانند اعتصاب یا رأی) محروماند، تنها عرصهٔ باقیمانده برای مبارزه و ابراز وجود است. خیابان صرفاً یک فضای فیزیکی نیست، بلکه به «خیابان سیاسی» بدل میشود؛ جایی که شهروندان نارضایتی خود را بر زبان میآورند، هویت میسازند و با غریبهها، بر اساس منافع و عواطف مشترک، ارتباط بالقوه برقرار میکنند.
بنابراین، از نگاه آصف بیات، «زندگی کردن به شیوه انسانی باوقار» در شرایط سرکوب، یعنی به کارگیری «هنر حضور در زمانهٔ عسرت». یعنی با وجود فشار ساختاریِ ناشی از لغو یکجانبهٔ قرارداد اجتماعی از سوی حاکمیت، مردم از عرصهٔ اجتماعی و سیاسی خارج نمیشوند. آنها با کنشهای روزمره خود -از نحوهٔ پوشش و حضور در فضاهای عمومی گرفته تا تلاش برای امرار معاش شرافتمندانه- نه فقط برای بقا، که برای بازپسگیری هستی ساده و باکرامت خود مبارزه میکنند. این مبارزه، اگرچه آرام و تدریجی است، اما توانایی آن را دارد که زمینههای ذهنی و عینی تغییرات بزرگتر را در آینده فراهم آورد.
کانال علمی مطالعات زنان
https://www.instagram.com/women.studies/
@womenstudiesisaorg
دانلود کتاب «زندگی همچون سیاست» نوشته آصف بیات؛ ترجمه فاطمه صادقی از اینجا: zendegi-hamchon-siasat-asef-bayat-1390




