|
Getting your Trinity Audio player ready...
|

تنشهای اخیر میان ایران و امریکا، بهویژه پس از تلاش واشنگتن برای ایجاد مسیر جدید کشتیرانی در جنوب تنگه هرمز و سپس حملات متقابل دو کشور، تفاهمنامه موجود را در معرض فروپاشی قرار داده است. در چنین شرایطی، مسئولیتپذیری و خویشتنداری دو طرف ضرورتی انکارناپذیر است، زیرا ادامه روند کنونی میتواند پیامدهایی مهارنشدنی برای ایران، منطقه و جهان رقم بزند.
واشنگتن پیش از هر چیز کوشید با رایزنیهای منطقهای و سفرهای وزیر خارجه خود، همراهی کشورهای حاشیه خلیج فارس را برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی جلب کند؛ اقدامی که عملاً میتوانست مفاد مربوط به تنگه هرمز در تفاهمنامه را بیاثر کرده و اهرم دیپلماتیک ایران را تضعیف کند. در پی این تلاشها، دو کشتی متعلق به قطر و عربستان سعودی هدف حمله قرار گرفتند؛ حملاتی که به ایران نسبت داده شد. تهران تاکنون نه مسئولیت این حملات را پذیرفته و نه آنها را تکذیب کرده است، و امریکا نیز در واکنش، حملاتی را علیه جنوب ایران انجام داد. این سلسله اقدامات، آتشبس موقت در چارچوب تفاهمنامه را از میان برد و وزارت خزانهداری امریکا نیز مجوزهای مربوط به تولید و فروش نفت ایران را لغو کرد و تنها یک دوره دهروزه برای تسویه معاملات پیشین در نظر گرفت. اظهارات غیرمسئولانه رئیسجمهور امریکا در اجلاس ناتو مبنی بر پایان تفاهم و ادامه حملات، بحران را تشدید کرد و خطر فروپاشی کامل تفاهمنامه را افزایش داد.
در داخل کشور، جریانهای مخالف مذاکره، بهویژه «سوپرانقلابیها» یا «نو اصولگرایان رادیکال انقلابی»، با بهرهگیری از تجمعات خیابانی، رسانهها، فضای مجازی، صدا و سیما و امکانات مالی ارگانها، علیه تفاهمنامه و مذاکرهکنندگان فعالیت گستردهای انجام دادند. شعار «خونخواهی آقای خامنهای» و تهدید مسئولان، پیامهای منفی و نگرانکنندهای را از ارگانهای تصمیمگیر کشور به جهان مخابره کرد. حضور ساختارشکنانه گروهی از کفنپوشان در «رواق کشور دوست»، که برای عزاداری عمومی سامان یافته بود، و تحصن و شعارهای تند آنان، فضای عمومی را برهم زده و برگزارکنندگان را ناچار به تعطیلی رواق پس از سه روز کرد. برای مهار این جریان، ضروری است پس از پایان مراسم خاکسپاری، فضای خیابانی جمعآوری شده و امکان طرح همه دیدگاهها در صدا و سیما فراهم گردد تا نیروی سوپرانقلابی مخالف مذاکره هم مهار و هم تضعیف شود .
این جریان رادیکال، با تعمیق تنش میان ایران و امریکا، راهکارهایی چون انسداد مسیرهای خروج نفت، تسلط بر بابالمندب، افزایش هزینههای جانی و مالی برای امریکا و تغییر دکترین دفاعی در راستای «بازدارندگی حداکثری» همراه با «ابهام راهبردی» را مطرح کرده است؛ مسیری که عملاً به جنگی فراگیر منتهی میشود. در مقابل، باید تأکید کرد که بستن تنگه هرمز یا محاصره دریایی ایران تنها ابزارهای دیپلماتیکاند و نباید به اقدامات تکروانه تبدیل شوند. مدیریت تنگه هرمز باید در چارچوب قوانین بینالمللی، با هدف تأمین امنیت ناوگان دریایی و از طریق همکاری با عمان و مشورت با کشورهای حاشیه خلیج فارس انجام شود، زیرا هرگونه اقدام یکجانبه خطر انزوا و شکلگیری اجماع منطقهای علیه ایران را افزایش میدهد. اقدامات اخیر ایران، موضع عمان و برخی کشورهای عربی را علیه کشور برانگیخته و وزارت خارجه چین نیز خواستار پایبندی ایران و امریکا به تفاهمنامه شده است. بنابراین، پرهیز از پاسخهای موشکی و پیگیری امنیت تنگه هرمز در تعامل با کشورهای ذینفع ضروری است .
در چارچوب تفاهمنامه و در ارتباط با توقف تجاوز اسرائیل به لبنان، ایران باید با بهرهگیری از دیپلماسی عمومی و رسمی، مشارکت کشورهای منطقه، قدرتهای جهانی مخالف تجاوز اسرائیل و بهویژه دولت لبنان را جلب کرده تا اشغال خاک لبنان پایان یابد و زمینه حل مسائل داخلی این کشور فراهم شود. دولت اسرائیل به رهبری نتانیاهو تلاش کرد پرونده لبنان را از مذاکرات ایران و امریکا جدا کند، اما موفق نشد. نگرانی و سردرگمی در فضای سیاسی اسرائیل مشهود بوده و نتانیاهو همچنان در پی برهم زدن تفاهمنامه است. با این همه، اسرائیل باید واقعیات جهان امروز را بپذیرد، به سیاست تهاجمی خود پایان داده، به مرزهای شناختهشده بینالمللی بازگردد و حقوق فلسطینیان را به رسمیت بشناسد تا امکان همزیستی مسالمتآمیز فراهم شود. ایران نیز باید راهحل دو دولت را به رسمیت شناخته و برای تحقق صلح پایدار در منطقه بکوشد. امروز، بزرگترین خطر برای شکست مذاکرات، دولت نتانیاهو است.
رفتارهای نوسانی، تهدیدآمیز و غیرمحترمانه رئیسجمهور امریکا یکی از عوامل اصلی بیاعتمادی و مانع پیشبرد گفتوگوهاست. ارزیابیهای دولت ترامپ از تجاوز به ایران با شکست روبهرو شده و ادامه وضعیت پیشین میتوانست پیامدهای مهارنشدنی در منطقه و جهان ایجاد کند. برای مهار تنشها، دولت امریکا باید از رفتارهای نوسانی و تهدیدآمیز پرهیز کند، حملات تجاوزگرانه به جنوب ایران را متوقف سازد و به اصول احترام متقابل پایبند باشد تا مسیر تفاهم ادامه یابد.
سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) بر این باور است که با درک واقعبینانه شرایط کنونی کشور و با اقداماتی چون تقویت همبستگی ملی، پاسخگویی به مطالبات عاجل مردم، آزادی زندانیان سیاسی، توقف اعدامها، سپردن صدا و سیما به ملت، پرهیز از تقابلجویی در روند مذاکرات و تلاش برای مهار تنش میان ایران و امریکا، میتوان خطر جنگ را از آسمان کشور دور کرده، آتشبسی پایدار برقرار ساخته و روند دستیابی به صلحی پایدار را شتاب بخشید.
هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
۱۹ تیر، ۱۴۰۵ برا بر با ۱۰ ژوئیه



