سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ تیر, ۱۴۰۵ ۲۲:۲۵

جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۵

۲۹ سال بعد از آن کشتار رو در رو با قاتل!

در این بازی صرف افشای جانی و ندادن رای به او مانع از بالا آمدن او نیست. تنها راه نشان دادن نفرت و ممانعت از بالا آمدن چنین موجودی، دادن رای ناگزیر به روحانی است. رای بالائی که بتواند راه تقلب را ببندد ومیزان نفرت یک ملت را نشان دهد. نفرت نه تنها نسل پیر شده در غربت و زجر دیده در میهن را، بل، نفرت نسل جوان امروز را نیز نشان دهد. نسلی که می گویند بی تفاوت است؛ حافظه تاریخی ندارد؛ تنها منافع خود را دنبال می کند و فاقد آرمان‌خواهی است. حال آن که در وجه غالب این چنین نیست

Getting your Trinity Audio player ready...

سال شصت وهفت، کابل، رادیو زحمتکشان. شاید سخت ترین کاری که در تمام سال‌های فعالیت سیاسی ام  در سازمان برعهده ام نهاده‌اند، مسئولیت نوشتن زندگی نامه و یادبود اعدام شدگان کشتاربزرگ سال شصت هفت بود! مرتب گزارشها از ایران می رسیدند. همراه با عکس، یادداشت و وصیت نامه های اعدام شدگان  و نامه برخی مادران.  بسیاری را می شناختم با آن‌ها چه روزهائی را سپری کرده بودم؛ روزهای شور وسرمستی اوایل انقلاب، با آرزوهای بزرگ که از عشق عمیق به ‌مردم سرچشمه می گرفت. سیما‌های جوان وعاشقشان با صد‌ها خاطره از مقابل چشمانم می گذشتند.

 حال من باید در سوک آن‌ها می نوشتم. با تک تکشان در دهلیز‌های تاریک، در سلول‌ها می چرخیدم؛ به اطاق ترسناک «هیئت مرگ» می رفتم. می لرزیدم، فریاد می کشیدم وسرانجام تلخی درد، رنج وستم وترس طناب دار را برگلو، ویا گلوله را بر سینه ام  حس می کردم. روزهائی که با کوچکترین تلنگر، اشگ در چشمانم می نشست همین گونه که اکنون. باور نمی‌کردم اما می‌نوشتم. بغض و کینه عمیق از خمینی، از حکومت اسلامی، از تمامی آمران این کشتار قلبم را لبریز می کرد. بُغضی که هنوز با هر یاد آوری بر گلو‌گاهم احساس می کنم. در تمامی این سال‌ها هر‌گز تصویر این جانیان از ذهنم پاک نشده است وهرگز پاک نخواهد شد. وقتی برای نخستین بار عکس هیئت پنج نفره را دیدم، از سیمای پورمحمدی چندشم شد. چهره یخ زده وچشمان بی احساس رئیسی، ترسی مبهم را در دلم ریخت! چشمانی که در نی‌نی آن‌ها بیرحمی لانه کرده بود.  به یاد چشم شیشه ای افسر آلمانی رمان  «زیر یوغ »افتادم: مات چون چاهی ژرف  و ترسناک بی هیچ حسی!  

در تمامی این سال‌ها چندین چهره است که هرگز از مقابل چشمانم کنار نرفته اند ورئیسی یکی از آنان است. مردی که بعد از آن قتل‌ها  خود به تنهائی در هیئت مرگ به کار خویش  ادامه داد و هرگز قلم خون بار خود را بر زمین ننهاد. حال به قولی او کاندیدا برای ولایت است. از شنیدن آن تعجبی نکردم! زیاد برایم سخت نبود. چرا که برای ولایت فقیه که درنام، نماینده خدا و امام زمان است، ودرعمل برگزیده هارترین وسرکوبگرترین جناح حاکمیت، چنین چهره ای بایسته! امری که فرا تر از اراده مردم صورت می گیرد ودرآن قبول یا عدم قبول نظر مردم مطلقا محلی از اعراب ندارد.  اما زمانی که به عنوان نماینده جمهور مردم مطرح شد، جدا از وقاحت نهفته در این گزینش، تحقیر ملتی را دیدم که حکومت خواهان رای دادن مردم به اوست. مردمی که آن‌ها را جز«خس وخاشاک نمی داند». تحقیری که روحانی نیز با انتخاب پورمحمدی به وزارت برمردم روا داشت.  حال با کاندیدا کردن رئیسی ریشخند و سیلی حکومت و فرد جانی را برچهره مردم و خود می بینم.

چه می توان کرد؟ در این سرزمین که بیشترین بخش تاریخ آن یا حتی تمامی تاریخ آن، داستان مستبدین است. درد است! اندوه وطاقت آوردن زیر شمشیر خون ریز جباران و غازیان! شنیدن ناله مادران:

مادری آنک بر سجده در نماز وحشت خود 

خسته می ساید برخاک کودکان خود جبینش را 

مرد چوپان ونی اش افتاده خون آلود جائی 

خسته دردی  می نوازد باد آهنگی خزین را

  قرن‌هاست که این آهنگ حزین در این سرزمین سوخته نواخته می شود. حزنی تاریخی که جان وروح مردم را فرسوده ساخته است و این حکومت، سرآمد این فرسوده کنندگان روح ملت. این انتخابات نیز هیچ نشاط  هیچ رضایت وهیچ حسی ازتغییر ودیدن سیمای کاندیدایی که نماینده واقعی مردم باشد، درخود ندارد. اما بازی چنان پیچیده است که تورا مجبور می کند این بارنه میان  بد وبدتر، بل، میان آمر جنایت و یادآورریشخند  و تحمیق مردم، و روحانی که حداقل مستقیم چنین نقشی نداشته، یکی را انتخاب کنی. من به تفاوت های این دو، به وابستگی‌های جناحی آن‌ها، به نگاه تخصص گرای روحانی که تا حد زیادی در این شرایط پیچیده جهانی با واقع گرائی گره خورده کاری ندارم! چرا که در کنار این تفاوت‌ها،  روحانی نیز بخشی از همین حاکمیت ارتجاعی است. کسی که تنها به خاطر محدودیت های رژیم نیست که لب ازلب نمی گشاید، وحداقل اشاره ای به زخم عمیق کشتارها سال ۶۷ نمی کند؛ بلکه بن مایه خود او نیز از همین رژیم  است و رشد یافته آن.  لیکن در این بازی صرف افشای جانی وندادن رای به او مانع از بالا آمدن او نیست. تنها راه نشان دادن نفرت  و ممانعت از بالا آمدن چنین موجود ی دادن رای ناگزیر به روحانی است. رای بالائی که بتواند راه تقلب را ببندد ومیزان نفرت یک ملت را نشان دهد. نفرت نه تنها نسل پیر شده در غربت و زجر دیده در میهن  را، بل، نفرت  نسل  جوان امروز را نیز نشان دهد.  نسلی که می گویند بی تفاوت است؛ حافظه تاریخی  ندارد؛ تنها منافع خود را دنبال می کند و فاقد آرمان‌خواهی است. حال آن که در وجه غالب این چنین نیست. این نسل حماسه سبز را با خود دارد و دنبال رای خود تا کهریزک‌ها رفته وده‌ها شهید داده است. برای آن‌ها نیز این رای دادن ها هرگز اید آل نیست. اما برای حذف رئیسی این تنها راه است چه برای منافع کوتاه مدت وچه برای طولانی مدت آن‌ها.

این بار نه با شعار «رای من کو؟»، بلکه با شعار:«رای من این است!» «نه! به منتخب ولی فقیه»، «نه! به سرداران»، «نه! به جمنائیان دلواپس»، «نه! به امامان جمعه»، «نه! به تن پروران حوزه های علمیه»، «نه! به جنگ افروزی ودشمن پروری»؛ درست است که رائی است به روحانی، اما «نه!» بزرگی است  که در بطن خود نفرت از نظام و ارگان نظام رادارد. نه به رئیسی! نبخشیدن وفراموش نکردن جنایت هولناک سال۶۷ است وجنایت کارانی چون رئیسی.

 

تاریخ انتشار : ۱۷ اردیبهشت, ۱۳۹۶ ۱۱:۲۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پنجاه سال پس از هشتم تیر ۱۳۵۵؛ بزرگداشت حمید اشرف و یاران (روز جان‌باختگان فدایی)

چراغم روشن است

پنجاهمین سالگرد جان‌باختن حمید اشرف و یاران | طهماسب وزیری، محمود سیدی در گفت‌وگوبا مهرزاد وطن‌آبادی

تبارشناسی هویت، جغرافیا و ساختار سیاسی در ایران معاصر

وقتی زمین می‌لرزد و نابرابری می‌کُشد!

از قمرالملوک وزیری تا پرستو احمدی؛ یک قرن مبارزه برای شنیده شدن صدای زن