سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۶ بهمن, ۱۴۰۴ ۲۲:۴۵

پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۴۵

سه تاکتیک برخورد با انتخابات مجالس شورای اسلامی و خبرگان! چه باید کرد؟

جمهورى اسلامى ايران طى چهار دهه کوشید تا مناسبات اجتماعی را از یک سو بر اساس ارزشهاى فرهنگى منطبق با الگوى اسلامى و از سوی دیگر ساختار قدرت را در آمريكا ستيزى، شكل و سامان دهد. اما دیدیم که در هر دو اين مقولات شکست خورد و مبتلابه بحران ...

پیش زمینه‌ ی انتخابات ۱۴۰۰، بحران هویتى، حاصل بیش از دو دهه ناتوانی جمهورى اسلامى ایران در پاسخگویى به معضلات و بحران‌هاى چند لایه ی اقتصادى، سیاسى، فرهنگى و اجتماعى کشور بود. 

جمهورى اسلامى ایران طى چهار دهه کوشید تا مناسبات اجتماعی را از یک سو بر اساس ارزشهاى فرهنگى منطبق با الگوى اسلامى و از سوی دیگر ساختار قدرت را در آمریکا ستیزى، شکل و سامان دهد. اما دیدیم که در هر دو این مقولات شکست خورد و مبتلابه بحران شد.

براى همین هسته ی سخت نظام به رهبرى اقاى خامنه اى که آرزوى دهه ی ۶۰ را داشت، تصمیم گرفت که با حذف السابقون  (اصول گرا و اصلاح طلب) که نقش نرم افزارى را ایفا کرده بودند، به اتکای مشارکت نیروهاى جوان که بعضاً هیچ سبقه اى در انقلاب نداشتند، اما  در مدارس ویژه  با روحیه و علقه ی ولایت پرورش یافته بودند حرکت کند. البته نقش آنان را به نوعى  سخت افزارى و مضمون کار آنان را “تمدن اسلامى ” نامیدند. 

پیش زمینه ی این تصمیم، تعمیق بحران اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در جامعه بود که انعکاس ان در انشقاق نیروهاى مدافع نظام، در صفوف اصول گرایان در اشکال سنتى، نو، مصلحت گرا و عدالت خواه تظاهر نمود؛ چنانکه در میان اصلاح طلبان به اصلاح طلبان مرکانتلیستى، ساختارى و تحول خواه بروز کرد.  این وضعیت عملا پاسخگوى استراتژى “سخت افزارى” که پس از ۴۰ سال از انقلاب می گذشت، نبود.

تا انتخابات ۱۴۰۰، همواره تنش هایى بین سه قوه ی قضائیه، مجریه و مقننه و همچنین هسته ی سخت نظام به رهبرى خامنه اى عمل مى‌کرد.

اما اقاى خامنه اى مصمم شد تا هماهنگى بین نهاد هاى قدرت را با حذف کاندیداهای غیرولایی و محدود کردن دامنه ی مشارکت مردم و مهندسى ان تحقق بخشد. این انتخابات براى ایجاد هماهنگى بین سه قوه و یک دست کردن قدرت در راستاى تصمیمات کلان اقتصادى، علیه اهداف عدالت خواهانه ی انقلاب بهمن، با حذف أرز دولتى و طرح مولد سازى پیش برده شد. عمده نیروى تشکیل دهنده ی دولت رئیسی جبههء پایدارى، حزب مؤتلفه و نواصول گرایان بودند.

 بعد از انتخابات ۱۴۰۰ عملکرد دولت در جراحى کلان اقتصادى، تعمیق هر چه بیشتر بحران اقتصادى، تورم افسار گسیخته، نا کارامدى در تنظیم مناسبات بین المللى که بالاخص توافق برجام  در آستانه ی به بار نشستن بود، گسل هاى بین دولت ملت را از یک سو و گسل هاى هویتى، جنسیتى، فرهنگى و اجتماعى در جامعه را تعمیق بخشید.

همچنین تنش بین دولت و مجلس را دامن زد. اتاق فکر نظام از تبعات طرح هاى اقتصادی خود که منجر به اعتراضات مردمى و خیزش هاى مطالباتى خواهد شد، اگاه بود. به همین دلیل هم تمهیدات و تغییرات ضرور را در مقابله با ان به کار بست و در راستاى تقویت و سازماندهى نیروهاى امنیتى، انتظامى به تعویض فرمانده‌هان نیروها، تشکیل بسیج محلات، امنیتى کردن فضا، دستگیرى کنشگران مدنى و فعالین سیاسى پرداخت.

اما “رؤیاى” دولت یک دست با خیزش “زن، زندگی،‌ ازادى” کاملاً شکست خورد و تنش بین حاکمان و شکاف دولت – ملت را تعمیق بخشید.

خیزش “زن، زندگی،‌ ازادى” گرچه در مصاف با “تغییر حکومت” ناموفق بود، اما در تثبیت گفتمان “تغییر” در همه ی کانون هاى قدرت، از حکومت تا اپوزیسیون داخل و خارج  نقشی بى بدیل ایفا کرد. در عین حال دستاورد ملموسى را در عرصه ازادى‌هاى اجتماعى – فرهنگى به جمهورى اسلامى تحمیل کرد. تسلط  گفتمان “تغییر” به دستاورد غیر قابل برگشت در گستره ی ملى تبدیل شد.

موضوع حکمرانى به مباحث درونى لایه‌هاى قدرت حاکم نفوذ کرد. اینکه با این روشهای نا کارآمد نمى توان به حکمرانی ادامه داد، به موضوع بحث لایه‌هاى قدرت تبدیل شد و پیشنهادات و طرحهای متفاوتى را براى آینده ی حکمرانى به میان آورد. پیشنهاداتى چون طرح‌های “دو حزبى”، “دو مجلسى”، “حکمرانى مشارکتى” و یا گذر از جمهورى اسلامى به حکومت اسلامى که مدل مورد نظر جبهه ی پایدارى و حزب مؤتلفه است، در میان لایه‌های حکومتی مطرح شد.  

اما این مباحث در لایه هاى قدرت تأثیر معینی به مانند تأثیر ماندگار خیزش “زن، زندگی،‌ ازادى” که گفتمان تغییر را به گفتمان مسلط و ملى در کشور تبدیل کرد را نداشت.  

با شکست “رؤیاى قدرت یکدست”، هسته ی سخت قدرت، راهکار “خالص سازى” را که به مفهوم پیرایش نیروهاى خودى، در راستاى پاسخگویى به اساسى ترین و محورى‌ترین موضوع مرکزى، یعنی تداوم قدرت، در انتخابات مجالس شورا و خبرگان را مهندسى کرد.

از این سو گفتمان “تغییر”،  توسط اپوزیسیون داخل، راهکار “رفراندوم” براى تغییر قانون اساسى، تشکیل مجلس مؤسسان و تقریر قانون اساسى جدید توسط اقاى موسوى ارائه گردید و با حمایت  بسیارى از شخصیت ها، کنشگران سیاسى و مدنى و مصلحان اجتماعى، مواجه شد. این پیشنهاد در سپهر سیاسى میهن‌مان، انعکاس وسیعى یافت و تمامی مسئولین نظام، حتى اقاى خامنه اى را هم، مجبور به واکنش و اعلام مخالفت با این طرح کرد.

به مجموعه این دلایل، از منظر آینده ی نظام، حل بعضى از معضلات، انتخابات این دوره مجلس شورا و خبرگان اهمیت ویژه‌ای در رابطه با مسایلى که نظام در آینده نزدیک می‌بایستى به آنها پاسخ دهد را نیز دارد.  

اهم این مسایل، تعیین وضعیت رهبرى، وضعیت حکمرانى، تغییرات ضرور از زاویه منافع نظام در قانون اساسى، تصمیم در مورد مناسبات منطقه اى – بین المللى و حدود – ثغور مناسبات با امریکا می‌باشد.

از منظر سازوکار آینده ی حاکمیت، راهکار “خالص سازى”، فراهم آوردن‌ آرایش تناسب نیروها در پاسخ به مصالح نظام است.  

بر بستر این تصمیم بود که اصلاح آیین‌نامه ی انتخابات به تصویب مجلس رسید و در ادامه با رد صلاحیت‌هاى گسترده توسط هیئت‌هاى بررسى صلاحیت در استاندارى‌ها و فرمانداری‌ها و همچنین شوراى نگهبان نظام، روند رأی گیری را صرفاً براى پایه ی اجتماعى خود آرایش داد. 

در بخش دوم این مطلب به ترکیب نیروهای شرکت کننده در انتخابات که تایید صلاحیت شده‌اند و همچنین سه تاکتیک برخورد با انتخابات پیش‌رو و نیز چه باید کرد بررسی خواهد شد. 

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۵ دی, ۱۴۰۲ ۷:۰۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جمهوری اسلامی و مذاکره با امریکا، چرا استانبول نه؟

اما در این بین چرا روژآوا باید حذف می‌شد، کردستان سوریه فقط داعش را شکست نداد، امکان دیگری از زندگی را نشان داد. زنِ مسلح، آزاد و سیاسی، خود گردانی بدون دولت متمرکز جامعه‌ای که نه خلافت بود، نه اقتدارگرایی قومی.  و اینها همه، خط قرمز برای همه در منطقه بود. برای ترکیه، الگوی کردِ مسلح و مشروع، برای اسلام‌گرایان، فروپاشی نظم مردسالار، برای دولت‌های منطقه، خطر سرایت خود سازمان‌یابی و برای اسرائیل، ثبات مردمیِ غیرقابل ‌مهندسی.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جمهوری اسلامی و مذاکره با امریکا، چرا استانبول نه؟

نقش عاملیت جامعه و جنبش‌ها به‌مثابه قطب سوم در معادله سه قطبی قدرت

چگونه آگاهانه مردم ایران را به مسلخ فرستادند

لزوم سازماندهی جنبش مصادره

نقش حکومت در تقویت سلطنت طلبان و انفعال و عدم تاثیر گذاری جریانات جمهوریخواه

نقش سلطنت طلبها در ایجاد خشونت و کشتار بی رحمانه