سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۱:۰۵

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۵

”چاره و گریز”

هوا هنوز تاریک بود. خبری از صبح نبود. مرد غلتی زد و از جا بلند شد. نمی توانست بخوابد. هوایی که با خراش از گلو و بینی دخترش خارج می شد، نفس او را هم به شماره انداخته بود. به آیینهٔ بالای دستشویی که ظرفشویی هم بود و از شدت رطوبت زرد و کدر شده، نیم نگاهی انداخت، خود را ندید. 
هوا هنوز تاریک بود. خبری از صبح نبود. مرد غلتی زد و از جا بلند شد. نمی توانست بخوابد. هوایی که با خراش از گلو و بینی دخترش خارج می شد، نفس او را هم به شماره انداخته بود. به آیینهٔ بالای دستشویی که ظرفشویی هم بود و از شدت رطوبت زرد و کدر شده، نیم نگاهی انداخت، خود را ندید.  زیر لب گفت: این همه بدبختی در یک وجب جا؟ آنطرف اتاق زنش با چشمان پف کرده و نیمه باز به دختر خیره شده بود. مرد کتری برقی را روشن کرد از قوطی دوتا تی بگ بیرون آورد و کنار فلاسک گذاشت، می خواست چای درست کند. کتری چنان سر و صدا می کرد، گویی  ماشین بخار روشن شده.  دختر هم با ناله بیدار شد. تشنه بود. مادر لیوانی آب، جلوی دهان او گرفت. صورتش داغ و خشک بود، آب را کنار زد. دلش شربت می خواست. زن آب لیوان را عوض کرد و کمی شکر به آب اضافه کرد. دخترک چند قطره نخورده بالا آورد. شربت آبلیمو یا گرد پرتقال می خواست. آب هنوز جوش نیامده بود، که مرد بی هیچ کلامی، شلوارش را پوشید و بیرون رفت. تا میدان نزدیک خانه پیاده رفت.  یک دستش را در جیب فرو برده و دست دیگرش در هوا بالا و‌ پایین می رفت. به دنبال جایی می گشت، که یک دل سیر گریه کند. فریاد بزند. و خشمی که به جای مهربانی در چشمانش نشسته بود، را بیرون بریزد. اما کجا؟ به میدان رسید. هنوز آفتاب نزده بود. عد‌ّه ای جمع شده بودند. پچ ‌پچی نا خوشایند، هوا را سنگین کرده بود. می خواست از جوی بلندی که پر از لجن بود به آنطرف برود. همراه با جمعیت سر او هم بالا رفت. کسی می گفت، سعید، دیگری می گفت، محمد و… چشمش به بالای دکل جرثقیل افتاد. کسی را آویزان کرده بودند. از بوی سیگار و صدای ناله و گریه دلش آشوب شد. دچار سرگیجه و تهوع شد. می خواست از آنجا بگریزد، برود و جایی خلوت تمام بغض‌هایش را فریاد کند. گریه کند، و درماندگی اش را چاره کند. اما کجا؟ جمعیت در هم می پیچید و جا بجا می شدند. چند متر آن طرف تر،  مثل همیشه پیر و جوان گروه گروه ایستاده و منتظر بودند. منتظر بودند تا یکی با ماشین از راه برسد، وراندازشان کند و درشت‌ترین و ارزان‌ترینشان را انتخاب کند. چشمان مرد با وجود خستگی، هوش صاحبش را به رخ می کشید. اما او در آن لحظه، با در هم کشیدن ابروان اش، جلو گریه اش را می گرفت. فکر کسی که بالای دار بود همراه تصویر دختر بیمارش آزارش می داد،

 و از خود می پرسید: این چه زندگی ست؟ چاره چیست؟چه باید کرد؟ کسی هم سن و سال خودش، چند قدم آنطرفتر  ایستاده بود. می خواست به طرف او برود، می دانست با هم بیشتر مورد توجّه قرار می گیرند. گویی صاعقه زد. کسی که وحشت زده وسط مردم می دوید، به او تنه زد. پای مرد به آن طرف جوی نرسید. تعادلش را از دست داد. فریادی کشید و سرش با شدت به لبهٔ جوی آب خورد. دست چپش که از مچ قطع شده بود، از جیبش بیرون افتاد. مردم نگاهشان به طرف صدا رفت. به طرفش آمدند. مرد با ناله گفت: دخترم، دخترم. و‌ از حال رفت.

 دیگر صدای نفس های دخترش را نمی شنید. اما، چشمان منتظر و طنین گریهٔ زن او را منقلب می کرد. نفس اش با خس خس از گلو‌ بیرون می آمد.

 نور باریکی از پنجرهٔ بالای سلول وارد می‌شد، ستونی از گرد و غبار در هوا موج می زد. مرد سراسیمه و با چهره ای عرق کرده از خواب پرید و  گفت: چه کابوسی! هم سلولی اش، با صدایی که سعی می کرد نلرزد، گفت: مرد حسابی، تو نگذاشتی که بقیه هم بخوابند. بلند شو!

تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن, ۱۴۰۲ ۱۱:۱۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

* هیچ بمب‌افکنی نمی‌تواند کار زیادی علیه تأسیساتی که بیش از ۷۰ متر زیر زمین دفن شده‌اند انجام دهد. * مطابق ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از پرتابگرها و ۷۰ درصد از ذخیره موشکی خودرا حفظ کرده. * مجتمع موشکی یزد حدود ۵۰۰ متر در دل کوه‌های گرانیتی اطراف امتداد دارد و در تمام مدت جنگ عملیاتی باقی مانده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

ایدئولوژی ستیزان؛ خود ایدئولوژی گرایند

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان

جامعه مدنی در بن‌بست تصمیم‌گیران

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

جنگ ۲۷۰ میلیارد دلاری؛ ایران چگونه از سقوط اقتصادی گریخت؟