سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۷ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۳:۱۴

سه شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۱۴

“ما و تخت پرویز”

زنده یاد پرویز بابایی در بازگویی خاطرات خود برای این قلم عنوان داشته بود که از همان بدو ورود خود در عرصه کار چاپ و چاپخانه به وقت نوجوانی با اسم کوه و کوه‌نوردی آشنا شد و متوجه گردید که تمام کارگرانی که شور و شرر مبارزاتی دارند برای کوه و کوه‌نوردی منزلتی خاص قائل هستند و او هم خیلی زود به‌جمع آن‌ها اضافه شد.

سنت کوه نوردی در ایران پیوند نزدیکی با مبارزان سیاسی و عنصر مبارزاتی دارد. گروه‌های کوه نوردی شکل گرفته در ایران چه در دانشگاه‌ها و چه به‌صورت آزاد حکایت از این امر دارد که مبارزان راه آزادی توجه ویژه‌ای به کوه‌‌پیمایی داشته‌‌اند و در دوران قبل از انقلاب کمتر دانشگاهی را می‌توان سراغ گرفت که “اتاق کوه” نداشته باشد و از طریق همین اتاق‌‌ها بود که انسجام تشکیلاتی بیشتری برای دانشجویان رقم می‌خورد و امر مبارزاتی قوام می‌یافت. دانشجویان مبارز با حضورشان در برنامه‌های کوه نوردی جریان مبارزه را شکل و بعد تازه‌تری می‌بخشیدند و دراین مهم گروه‌های آزاد کوه نوردی هم در کنار این تشکل‌های دانشجویی قرار داشته و در ارتباط تنگاتنگ با آنان به سر می‌بردند. گروه کوه نوردی کاوه که در سال ۱۳۳۷ بعد از ده سال از تاسیس فدراسیون کوه‌نوردی ایران به همت عده‌ای از مبارزان شکل گرفت یکی از مطرح‌ترین گروه‌های آزاد کوه‌نوردی بوده است که شرح مفصل شکل گیری آن در منابع زیادی آمده است و زنده یاد علی پاینده که یکی از اعضای اولیه این گروه بوده است در کتاب خاطرات خود به آن گروه مفصل پرداخته است و از نقش مبارزاتی و همچنین اقدامات این گروه چه در عرصه تشکل بخشی نیروها و چه در ایجاد موارد رفاهی نظیر تاسیس جان پناه و … برای امر کوه‌‌پیمایی عامه سخن زیادی به میان آورده است. حضور افرادی چون سعید کلانتری، علی اکبر صفایی فراهانی، اسکندر صادقی‌نژاد، علی پاینده و … به این گروه ویژگی‌های خاصی با اندیشه مبارزاتی و تمایل به سوسیالیسم بخشیده بود که این ویژگی را در آرم گروه هم می‌توان دید که همان چرخ دنده‌ی مرکزی و محیط بر اجزا در آرم، بعدها مورد استفاده بسیاری منجمله سندیکای فلزکار مکانیک قرار گرفت و از این طریق به تشخص بخشی بیشتر گروه کمک کرد. سخن در مورد این گروه فعال کوه‌نوردی که بعد از کودتای ننگین سال ۳۲ و برای تقویت روحیه مبارزان و غلبه بر رکود و خمود ایجاد شد، زیاد است و در حوصله‌ی این مقال نمی‌گنجد و اشاره به آن تنها به سبب نقش کوه و کوه نوردی در سمت و سو بخشیدن به مبارزات است و نباید فراموش کرد که صفایی فراهانی به عنوان مسئول کوه در جنبش سیاهکل یکی از اعضای برجسته این گروه بوده‌ است و در آن دوران همین حضور او از بعد تاریخی به جذابیت بیشتر کوه و کوه‌نوردی انجامیده است.

پرویز بابایی

پرویز بابایی

البته از دیرباز مبارزان راه آزادی و عدالت برای افزایش توان جسمانی و سلامت روح و روان خود به طبیعت و رفتن گلگشت، کوه و کوه نوردی بهای زیادی می‌دادند و همواره برای حفظ مقاومت خود در مقابل شکنجه و زندان رژیم‌ سرکوبگر و داشتن آمادگی بدنی خود به این ورزش توجه داشتند و به تبلیغ این امر با توجه به حضورشان در تاسیسات اجتماعی می‌پرداختند. زنده یاد پرویز بابایی در بازگویی خاطرات خود برای این قلم عنوان داشته بود که از همان بدو ورود خود در عرصه کار چاپ و چاپخانه به وقت نوجوانی با اسم کوه و کوه نوردی آشنا شد و متوجه گردید که تمام کارگرانی که شور و شرر مبارزاتی دارند برای کوه و کوه نوردی منزلتی خاص قائل هستند و او هم خیلی زود به جمع آن‌ها اضافه شد و از این زاویه بود که پرویز بابایی به عنوان یک مبارز همواره به کوه و کوه نوردی بها می‌داد و در قبل از انقلاب یکی از کوه نوردان مطرح در جمع مبارزان بود و بنا بر ویژگی‌هایی هم که داشت در میان اهالی کوه قدر و منزلتی به هم زده بود یکی از این ویژگی‌های پرویز را می‌توان سواد تئوریک و دانایی‌های او نسبت داد که برای کوه‌نوردان مورد توجه بود و به بخشی از دغدغه‌های فکری شان پاسخ می‌داد و از موارد دیگر هم می‌توان به خوش مشرب بودن و ظرفیت‌های طنز پردازی پرویز اشاره داشت که او را در کانون توجه قرار می‌داد و باز در کنار آن‌ها از صدای خوش و تربیت یافته پرویز نیز باید سخن گفت و آن آوازی را که ول می‌داد به جانب جا دره‌ها و تپه‌ها و همه تصنیف‌هایی که از دهانش بیرون می‌ریخت برای جان‌های بیقرار. تا از او چهره‌ای شاخص در کوه بسازد و همین خصیصه‌ها پیش بیاید تا انقلاب و زان پس هم در بعد از انقلاب هم ادامه یابد و …که نگارنده متن در مقالی برای یاد کرد او این همه را نوشتم که نشر یافت و در آن ضمن اشاره به همراهی خود در کنار زنده یاد استاد پرویز بابایی و دیگر یاران به این ویژگی‌هایی او مفصل پرداختم و در همان متن هم نوشتم که سال‌ها قبل یاران و همنوردان کرجی پرویز در دره “وسیه” منطقه حصار کرج پاره سنگ بزرگی را به سبب ارجمندی‌اش به نام او نشانه گذاری کرده بودند و آن مکان را که محل اتراق بود به نام “تخت پرویز” می‌خواندند.

باری پس از “شدن” پرویز – چون پرویز بنا بر مشرب فلسفی خود به امر صیرورت بها می‌داد، همواره از این واژه‌ی شدن برای مرگ او بهره می‌برم — به پیشنهاد یکی از دوستان و یاران همراه قرار شد که برای یاد کرد ایشان و پاس‌داشت بیش از هفت دهه کوه‌نوردی در یک برنامه از تخت پرویز دیدن کنیم و یک کوه پیمایی دسته جمعی داشته باشیم و یاد پرویز را هم در این برنامه جمع زنیم به همه مبارزان قدیمی که از رفقای پرویز بودند. کسانی چون سعید کلانتری، علی پاینده، صفایی فراهانی، اسکندر صادقی نژاد و …

روز جمعه چهارم خرداد ۱۴۰۳ این برنامه کوه‌پیمایی با حضور یاران و همنوردان انجام شد و جمع با حضور در دره‌ وسیه به کوه پیمایی پرداختند و در مکانی که در ذهن و زبان یاران پرویز که به “تخت پرویز” نشان شده بود، حاضر شدند و با شور و شعف و ایمان به راه پرویز بابایی مورخ، پژوهشگر، مترجم و … متحد و استوار گام بر داشتند و به خواندن سرود و گفتن خاطره و سخنرانی پرداختند که این متن تنها می‌تواند اشاره کوچکی باشد به شکوه مراسم.

از صفحه فیس‌بوک “رضا عابد”

تاریخ انتشار : ۷ خرداد, ۱۴۰۳ ۱:۱۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

تجربۀ خونین بازتولید استبداد و مصادرهٔ مبارزات مردمی در تاریخ معاصر ایران

اگر قرار است این‌بار سرنوشتی متفاوت رقم بخورد، باید چرخهٔ تاریخی مصادرۀ مبارزات مردم از سوی نیرویی اقتدارگر و استقرار استبدادی تازه شکسته شود. ایران امروز تنها زمانی می‌تواند مبارزهٔ خود را به ثمر برساند که با تکیه بر جامعهٔ مدنی مستقل، مطالبات مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خود را پی بگیرد. جامعهٔ ما هوشیارتر از آن است که با وجود خشمِ برحق ناشی از نادیده‌گرفته‌شدن، وعده‌های بی‌پایه و متکی بر مداخلهٔ بیگانه را بنیان مبارزات حق‌طلبانه‌اش قرار دهد. تجربه‌های تلخ و خونین تاریخ معاصر ایران گواه آن است که صرفاً «نه» گفتن کافی نیست

مطالعه »

چگونه رژیم ایران خیابان‌ها را دوباره تصرف کرد!

فینانشال تایمز: این اعتراضات به سرعت به جنبشی بسیار گسترده‌تر علیه خود رژیم تبدیل شد و شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر دیکتاتور» در شهرهای مختلف کشور طنین‌انداز شد. شاهد دیگری در غرب تهران به فایننشال تایمز گفت که حدود دوازده مرد تنومند، «شبیه کماندوها» را دیده است که لباس‌های سیاه مشابهی پوشیده بودند و در منطقه می‌دویدند و از مردم می‌خواستند خانه‌های خود را ترک کنند و به اعتراضات بپیوندند. او گفت: «آنها قطعاً سازماندهی شده بودند، اما من نمی‌دانم چه کسی پشت آنها بود.»

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

*می‌گویمت بدان که این شعر صیقل نخورده‌است!*

عقلانیت پس از فاجعه…

بدون وجود آلترناتیو دموکراتیک، تحقق دموکراسی ناممکن است!

زایش نظم نوین جهانی وشدت عمل امریکا – بخش دوم: ایران دردهنه طوفان!

«خانه با دشمن سپردی تا برُوبد زان غبار» – سیاوش قائنی

نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره ایران؛ محکومیت سرکوب اعتراضات دی‌ماه و تمدید مأموریت کمیته حقیقت‌یاب