سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۶:۵۶

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۶

راه برون رفت از بن بست کنونی

 عوامل متعدد به هم پیوسته ای برای وضع اسفبار کنونی وجود دارد اما برنامه هسته ای نظام نقش کانونی در بین عوامل مختلف را ایفا میکند. برنامه هسته ای موجبات فقر گسترده و بیچارگی فزاینده مردم را فراهم آورده و به غیر ازاین که سایه جنگ را بر سر کشور گسترده، هیچ دستاورد دیگری  برای مردم نداشته است.....

“مقاومت امرجاودانه و پایدار و مستمر در جوامع است که متناسب با شرایط تاریخی هر جامعه در اشکال متفاوتی پدیدار می شود.” (آنتونیو نگری)

یکی از ویژگی های خاص لحظه تاریخی فعلی ما ظهور راست افراطی است. این پدیده در اقصی نقاط جهان در حال گسترش است. جامعه ضعیف ودولت قوی، یکی از عوامل مهم ظهور این پدیده است. در غیاب جامعه پر توان شرایط جهانی را طوری صحنه آرایی کرده اند، که گویی در مقابل دیکتاتورهایی مثل ترامپ، پوتین، اردوغان، …همه ی راه ها بسته و تقدیری جز تسلیم شدن وجود ندارد. در وضعیتی که سازمانها ونهادهای بین المللی نا کارآمد شده اند و نیروی بازدارنده موثری وجود ندارد. چگونه و توسط چه نیروهایی اژدهای دوران رامی توان مهار کرد؟

فردریش فون هایک، استاد خانم تاچر، نخست وزیر انگلستان می گفت:” اقتصاد انگلستان مانند مرغی است که تخم طلا می گذارد. اما اتحادیه های کارگری گلوی این مرغ را گرفته و فشار می دهند” خانم تاچر برای رهایی این مرغ تخم طلا، به بیرحمانه ترین شکل به سرکوب اعتصابات تاریخی کارگران انگلستان توسط نیروهای نظامی پرداخت و ضمن به حراج گذاشتن دستاوردهای مبارزات تاریخی جامعه اعلام کرد “چیزی به عنوان جامعه وجود ندارد.” فردگرایی و محوریت منافع فردی به اساس کار تبدیل شد. سود و زیان فردی به معیار حقیت تبدیل شد. و بتدریج دولتهای نِئولیبرالی جایگزین دولتهای رفاه شدند.  بعد از حدود نیم قرن فاجعه، هنوز روح و الگوی سیاسی خانم تاچر بر جهان ما حکم رانی می کند. از جامعه بعنوان ارگانیسمی زنده چیزی باقی نمانده و پیرو آن امر سیاسی به محاق رفته و حقیقتی جز حقیقت صاحبان قدرت که در دولت متجلی میشود وجود ندارد. ارتش اسرائیل بی محابا قتل وعام می کند. ترامپ به شکل پادشاهان فرمان می راند و پوتین و اردوغان در آرزوی احیای امپراطوریهای گذشته خود هستند. رژیم ایران مردم و کشور را فدای توهمات هسته ای خود ساخته است. هیچ کس و هیچ نیرویی یارای مهار این دیوانگان عصرحاضر را ندارد.

در چنین فضایی اغلب سیاسیون حرفه ای ونخبه گرا از طریق رسانه های جریان اصلی و فاقد هویت مستقل، بسان تکنوکراتهای دولتی تلاش می کنند از طریق توصیه به قدرتهای حاکم، گوش شنوایی را پیدا کنند تا از این طریق به حل مشکلات و بی نظمی های موجود برسند. به عبارتی نقش  مشاوران دولتها را بازی میکنند. جز تحلیل رفتار روزانه حاکمان چیزی برای گفتن ندارند و جامعه و تحولات آن، حلقه مفقوده تحلیلی این به اصطلاح کارشناسان سیاسی و روابط بین الملل میباشد. بیش از سه دهه است که در ایران اصلاح طلبان قدرت محور، با پند و اندرز میخواهند رفتار نظام را تغییر دهند. مدام درگیر تحلیل رفتارهای روزمره قدرت مستقر هستند. گویا مردم برای آنها وجود ندارد. قدرت برایشان همه چیز و مردم هیچ چیز است، در صورتیکه قدرت بی مهار حکومتها را تنها قدرت جامعه است که می تواند مهار کند.

محمدرضا نیکفر روشنفکر اندیشمند چپ گرا، چندین دهه است که با نقد تفکر دولت محور سعی می کند در نوشته ها و مصاحبه ها به روشنگری، آگاهی بخشی، وقوی کردن جامعه از پایین تاکید و محوریت قائل شود، تا از این طریق چشم انداز نوینی را بگشاید. در سالی که طیف های متشکل فدایی برای همگرایی کنگره مشترکی تشکیل داده بودند آقای نیکفر طی چندین مقاله با عنوان “آیا راهی دیگر ممکن است؟”  ضمن تبیین نظر و راهکارهای خود جریانات چپ را هم مورد نقادی قرار داد که متاسفانه جدی گرفته نشد. چه بسا با جدی گرفته شدن هشدارهای او و شکل دادن گفتگوهای راهگشا حول نظرات ایشان جریانات چپ امروز موقعیت و جایگاه بهتری، هم به لحاظ نظری و هم تشکیلاتی پیدا میکردند .

وی در سلسله مقالات فوق بر مواردی تاکید میکند ازجمله:

– راه دیگر یعنی سمت گیری اجتماعی و اتکا بیشتر بر نیروهای اجتماعی

– تمرکز تحلیل بر محور چهار موضوع همبسته بهره کشی، تبعیض، خشونت، و حفظ محیط زیست

– تمرکز نیروی اصلی بر آگاه شدن و آگاه کردن و سازمان یابی

– دخالت برانگیزاننده و فعال در حرکت های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، آن هم نه با هدف شرکت در بازی قدرت در بالا، بلکه با هدف تقویت سطوح پایین جامعه برای فتح سنگرهای هر چه بیشتر به منظور خودگردانی مدنی و مردمی و همچنین تقویت همبستگی اجتماعی

همه این موارد اولویتهایی میباشد که چپ امروز بایستی به آنسو سمت گیری نماید.

آقای نیکفر معتقد است نیروی چپ متاسفانه مبتلا به نوعی افسردگی گشته که موجودیت آن را بعنوان نیرویی تاثیرگذار بر تحولات اجتماعی تحت الشعاع قرار داده و باعث گردیده که طرح هیچ موضوعی از طرف هیچ کس به بحث های جدی دامن نمی زند .سیاست ورزی هم مثل پدیده های روزمره دیگر به امری از روی عادت تبدیل شده که ترک آن سخت ودشوار شده.

یکی از موضوعات مهم دیگر که اخیرا از طرف آقای نیکفر مورد توجه قرار گرفته “ضرورت پایان دادن به برنامه ی هسته ای جهت رفع خطر جنگ و فشارهای تحریمی” می باشد که این موضوع هم متاسفانه بین جریانات سیاسی چپ واکنشی جدی را برنیانگیخته و این، به این دلیل است که در ایران امروز هیچ موضوعی جدی، جدی گرفته نمی شود و دولت محوری و سیاست ورزی قدرت محور به ساده ترین شکل سیاست ورزی تبدیل شده است.

چرا جامعه محوری مهم است ؟

در عصر جدید، افکار عمومی نقشی بی بدیل در توجیه سیاست های رژیم های اقتدارگرا دارند. گرامشی میگوید دولتها فقط دستگاه سرکوب نیستند که سلطه خود را اعمال می کنند، آنها سعی می کنند در حوزه فرهنگ و ایدئولوژی  هم سلطه معنوی خود را اعمال کنند. بدترین حکومتها نیز، نیاز دارند برای توجیه برنامه های خود و نیز حفظ تداوم سلطه خود، افراد تحت سلطه از قدرت زور و یا اقتدار به زعم خودشان اطاعت نمایند، برای این منظور با انواع ترفندهای تبلیغاتی و سیاسی به برنامه های خود مشروعیت بخشیده و برای آنها توجیه عقلانی می تراشند. توان توجیه نظامها بستگی مستقیم به آگاهی و توانایی جامعه دارد هر چه جامعه ای قوی و از ساختار مدنی توانمندتری برخوردار  باشد اعمال سلطه و مشروع سازی سخت تر و دشوارتر میشود.  جنبش زنان به روشنی این موضوع را نشان داد. مبارزه پر توان زنان موجب شده که رژِیم نتواند هیچ توجیهی برای سرکوب زنان داشته باشد، تا جایی که مجبورشد قانون حجاب اجباری را مسکوت بگذارد. سطح بالای آگاهی مدنی و نیز تشکلهای مدنی و سیاسی قوی، سد راه اعمال سلطه مستبدین است.

عوامل متعدد به هم پیوسته ای برای وضع اسفبار کنونی وجود دارد اما برنامه هسته ای نظام نقش کانونی در بین عوامل مختلف را ایفا میکند. برنامه هسته ای موجبات فقر گسترده و بیچارگی فزاینده مردم را فراهم آورده و به غیر ازاین که سایه جنگ را بر سر کشور گسترده، هیچ دستاورد دیگری  برای مردم نداشته است. در مقابل کنش سیاسی نیروهای سیاسی به این برنامه ویرانگر چه بوده؟ وچقدر توانستند جامعه را به این موضوع حساس کنند؟

آقای نیکفر با درک عمق فاجعه برنامه هسته ای نظام معتقد است “خواست پایان دادن به برنامه ی هسته ای، رفع خطر جنگ و ایستادگی در برابر گسترش فقر و فلاکت با چشم انداز توانمندتر شدن حرکت های اعتراضی بر محور مطالبات صنفی و امکان همگرایی جریان های اعتراضی پیرامون مطالبه محوری پایان برنامه هسته ای کارزار اساسی است که باید سامان داده شود”.

طرح اخیر آقای نیکفر موضوعی جدی است که بقا ونجات ایران به آن بستگی دارد. گام اول، جدی گرفتن این موضوع و گسترش بحث وگفتگو پیرامون آن در میان نیروهای آزادی خواه و عدالت جو است، تا آنجا که تئوری و نظریه ای با محوریت تغییر جامعه محور، پرورده و شکل بگیرد.

تاریخ انتشار : ۶ فروردین, ۱۴۰۴ ۱۰:۰۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا