سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۴:۲۰

یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۲۰

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست
Getting your Trinity Audio player ready...

تحقق صلح مستلزم توانمند کردن ملت ایران است

یک سال پیش، دولت جنایتکار اسرائیل در هماهنگی با آمریکا، حملاتی هوایی گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کرد؛ حملاتی که دوازده روز طول کشید و بیش از هزار شهروند ایرانی، از جمله ده‌ها چهره علمی و نظامی، در آن جان باختند. ارتشی که تجربه یک سال و نیم نسل کشی در غزه و کشتار حداقل هفتاد هزار غیرنظامی را در کارنامه داشته، گمان می‌کرد می‌تواند در ایران نیز همان الگو را تکرار کرده و بی‌هزینه به رؤیای «اسرائیل بزرگ» نزدیک شود. در این محاسبه، نه توان دفاعی نیروهای مسلح ایران و نه همبستگی اجتماعی مردم در دفاع از کشور، به‌درستی برآورد شده بود.

اما در جریان  جنگ دوازده روزه، پاسخ موشکی و پهپادی و همیاری مردم ایران، دولت نتانیاهو را کمتر از دو هفته پس از آغاز حمله به نقطه‌ای رساند که برای پایان دادن به جنگ، به دونالد ترامپ متوسل شود. ترامپ که به عیان بودن همدستی واشنگتن و تل آویو در در برابر افکارعمومی جهان آگاه بود، برای حفظ وجهه آمریکا دستور بمباران مراکز هسته‌ای ایران را صادر کرد. با این حال، حمله متقابل ایران به پایگاه نظامی آمریکا در قطر، واشنگتن را ناگزیر کرد که به تهران پیشنهاد و به تل‌آویو دستور آتش‌بس بدهد و جنگ پایان یافت.

تجارب تاریخی روشنی نشان داده است که علاوه بر اقتدار نظامی، رضایت شهروندان و توانمندی جامعه مدنی از مهم‌ترین ارکان امنیت ملی‌اند. مردم پس از جنگ ۱۲ روزه انتظار داشتند که حکومت با گشایش‌هایی در حوزه معیشت، آزادی زندانیان سیاسی، توقف اعدام ها و تبدیل صداوسیما به رسانه‌ای ملی، به احیای امید اجتماعی یاری رساند. اما بی‌توجهی به این مطالبات، بحران اقتصادی را تشدید و شکاف‌های اجتماعی و سیاسی را عمیق‌تر کرد و سرانجام به فاجعه کشتار ۱۸ و ۱۹ دی انجامید.

در همین حال، تلاشاسرائیل پس از جنگ دوازده‌روزه بر حفظ سایه جنگ و اعمال فشار حداکثری در سه حوزه اقتصاد، سیاست داخلی و امنیت متمرکز شد؛ تلاشی برای ایجاد «ریزش حداکثری» در حمایت اجتماعی از نظام و نزدیک کردن جامعه ایران به «نقطه جوش» تا زمینه برای عملیات نظامی مستقیم علیه ایران فراهم شود.

هشت ماه بعد، در ۹ اسفند ۱۴۰۴، تجاوز جدیدی علیه ایران آغاز شد؛ تجاوزی که آشکارا قوانین بین‌المللی را نقض می‌کرد و این بار با مشارکت مستقیم ارتش‌های آمریکا و اسرائیل صورت گرفت. در ساعات نخست، رهبر جمهوری اسلامی و تعدادی از فرماندهان نظامی ترور شدند و هم‌زمان یکی از بزرگ‌ترین جنایات جنگی قرن در میناب رخ داد: کشتار ۱۶۸ کودک در دو مدرسه ابتدایی، پس از شلیک هدفمند موشک‌های آمریکایی با هدف ایجاد رعب و فلج‌کردن جامعه.

اندکی پس از آن، حمله به لامرد و قتل‌عام دختران والیبالیست رخ داد؛ حمله‌ای که در واقع نخستین آزمایش عملیاتی یک موشک مدرن آمریکایی بود. این سلاح تنها در چند ثانیه حدود ۷۲۰ هزار گلوله فلزی را بر منطقه‌ای محدود فرو ریخت و بیشتر قربانیان آن کودکان، زنان و شهروندان عادی بودند.

در روزهای بعد، دامنه حملات به‌طور سازمان‌یافته گسترش یافت و زیرساخت‌های حیاتی کشور، از پل‌های حمل‌ونقل و خطوط ارتباطی گرفته تا مراکز علمی و تحقیقاتی، هدف قرار گرفت. خدمه کشتی غیرمسلح دنا مورد حمله قرار گرفتند و بخش‌هایی از تأسیسات و شبکه‌های ارتباطی مراکز علمی، از جمله دانشگاه صنعتی شریف و انستیتو پاستور، منهدم شد. به این ترتیب، حملات از اهداف نظامی فراتر رفت و زیرساخت‌های علمی، تحقیقاتی و غیرنظامی کشور را نیز دربرگرفت

خطای محاسبه آمریکا در این جنگ آن بود که گمان می کرد ایران پس از حوادث تلخ دی‌ماه ۱۴۰۴، توان مقاومت ندارد و با از دست دادن بالاترین سطح فرماندهی زیر ضربات هماهنگ دو قدرت اتمی، ظرف چند روزفرو خواهد پاشید. اما بر خلاف سیاست‌های اقتصادی مخرب جمهوری اسلامی که زمینه فاجعه دی‌ماه را فراهم کرده بود، نیروهای مسلح ایران در فاصله تیر تا اسفند ۱۴۰۴ سطحی از آمادگی و کارآیی نشان دادند که برای بسیاری از ناظران داخلی و خارجی غیرمنتظره بود.

عامل غیرمنتظره و تعیین‌کننده‌تر، اراده اجتماعی مردم علیه جنگ تجاوزکارانه و برای حفاظت از زیر زیرساخت‌های حیاتی کشور نشان داد که دفاع مشروع تنها یک تصمیم حکومتی نیست، بلکه یک خواست ملی است. همین اراده، نقشه فروپاشی سریع ایران را ناکام گذاشت.

با این حال، پانزده هفته پس از آغاز تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، عوامل اصلی جنگ همچنان پابرجاست. نه اسرائیل از نقشه نابودی یا تضعیف حداکثری همه کشورهای پیرامون خود دست کشیده است و نه هیئت حاکمه آمریکا با عدم توانایی خود در وادار کردن ایران به تمکین کنار آمده است. یادداشت تفاهم کنونی میان ایران و آمریکا، که پس از جنگ دوازده‌روزه شکل گرفته، هنوز تضمینی برای صلح نیست. چه‌بسا انگیزه‌های مقطعی واشنگتن، از آغاز جام جهانی فوتبال و کاهش ذخایر نفت آمریکا به‌دلیل مسدود شدن تنگه هرمز گرفته تا ملاحظات انتخاباتی در آستانه انتخابات کنگره، عامل اصلی تعلیق جنگ باشد.

با این همه، افکار عمومی امریکا ، اروپا و کشورهای منطقه، تجاوز نظامی امریکا و اسراییل به ایران را محکوم کرده‌اند و پیامدهای اقتصادی این جنگ، از افزایش تورم تا تشدید بحران معیشتی، فشارهای سنگینی بر اقتصاد جهانی وارد کرده است. افکار عمومی جهان و مردم ایران خواهان پایان جنگ و استقرار صلح‌اند. امروز بیش از هر زمان دیگری، توازن نیروها در جهان به سود صلح تغییر کرده، بلکه این امید وجود دارد که با غلبه بر نیروهای جنگ طلب در داخل، راه توافقی پایدار میان ایران و امریکا شکل گیرد.

اما تحقق صلح پایدار بدون توانمند شدن ملت ایران امکان‌پذیر نیست. توان دفاعی کشور تنها زمانی می‌تواند از پایداری لازم برخوردار باشد که در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نیز، سیاست‌های مخرب جای خود را به حکمرانی مردم‌محور بدهد. مردمی که دربیش از صد روز گذشته در خیابان‌ها حضور یافتند، انتظار ندارند که پس از پایان جنگ، همان مناسبات اقتصادی و سیاسی دهه‌های گذشته ادامه یابد. در شعارها و دست‌نوشته‌های آنان، پایان سیاست‌های نئولیبرالی و پایان سلطه گروه‌های ممتاز بر سرنوشت کشور، به‌صراحت مطالبه شده است. نادیده گرفتن این خواست عمومی، تنها دشمنان خارجی را به این نتیجه خواهد رساند که می‌توان با تکرار جنگ، ایران را به سرنوشتی مشابه لیبی و سوریه دچار کرد.

حکومت جمهوری اسلامی ایران باید به جای فربه تر کردن یک اقلیت ممتاز اقتصادی، از اقشاری حمایت کند که بقای کشور مدیون آنهاست. اعدامها باید پایان یابد؛ این سیاست نه به کاهش جرم و جنایت انجامیده و نه مانعی در برابر پروژه‌های دشمنان خارجی ایجاد کرده است. اعدام، جز بازتولید چرخه خشونت، نتیجه‌ای در بر ندارد. یک دولت – ملت توانمند، نیازی به توسل به مجازات اعدام ندارد.

راه برون‌رفت از بحران، درس گرفتن از تجربه‌های ناموفق و اصلاح سیاست‌های نادرست سال‌های گذشته است.  تجدید نظر در سیاست‌های پیشین، آزادی زندانیان سیاسی، ایجاد فضا و زمینه فعالیت آزادانه همه احزاب و جریان‌های سیاسی و تبدیل رسانه ی «ملی» به رسانه‌ای که بازتاب دهنده ی صدای جامعه ی متکثر ایران باشد، می تواند نقش مهمی در احیای امید اجتماعی ایفا کند.

بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست..

 

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

۲۴ خرداد، ۱۴۰۵ برا بر با ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶

تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۰:۲۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. بهمن گفت:

    آنچه درین تحلیل ناگفته مانده ست،عوامل پنهان وآشکار موافق وهمسو وحتا،محرک ِجنگ،در بدنه و هسته ی مرکزیِ قدرت ِ حاکمه ست،که آنالیز این جبهه،پس از زمزمه ها و سمتگیری،بسوی صلح و مناسبات با آمریکا،بوضوح قابل درک ست.و از مدتها قبل آشکار گشته ست.واین روزها ،تضادهای درونی ِ حاصل ازین مناقشات،بشکل انفجاری،بروز نموده ،ست.و دوستان قدیمی را،به دشمنانِ ذاتی یکدیگر مبدل کرده ست.

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ثابت ها در موقعیتی ناپایدار

وداع با اکبر عبدی؛ کمدینی که درام را به خنده پیوند زد

فلسفه اپیکور؛ نبوغ روشنفکران یونان باستان.

«دولت – ملت» به مثابه برساختی تاریخی از قدرت و همبستگی – انتشار مجموعه چهار بخش

چرا عادی‌سازی سلطنت با میراث جنبش فدائیان ناسازگار است؟

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با پیوستن زندان نیشابور در هفته صدوسی‌ام در ۵۹ زندان