سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۴:۱۱

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۱

محصورین نگران “شخصیت نظام” بودند اما آقاى خامنه‌اى نگران “آبروى نظام” است

اگر ایستادگى و شکیبایى در برابر جریان‌هاى فاقد حداقل اخلاق و عقلانیت، و تکرار و تکیه‌ى مکرر بر رأى مردم، به کار توافق ژنو آمد، تدبیرى از همین جنس به کار رفع حصر هم مى‌آید.

Getting your Trinity Audio player ready...


آقای اکبرین، با سپاس از شما که دعوت ما را برای این گفت‌وگو پذیرفتید،
سه سال از حصر خانم زهرا رهنورد و آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و بیش از چهار سال از زندانی کردن فعالین جنبش سبز می گذرد. گردانندگان حکومت می گویند که جنبش سبز به تاریخ پیوسته است. اگر جنبش سبز به تاریخ پیوسته باشد، دیگر برای حکومت خطری ایجاد نمی کند. پس چرا آن ها حصر را برنمی دارند و زندانیان سیاسی را آزاد نمی کنند؟ 

فکر می‌کنم اگر غیر از این بود، باید در تاثیرگذارى جنبش سبز تردید مى‌کردیم. در حرکت اعتراضى سال ۸۸ و دامنه‌اش، حاکمیت احساس و تجربه کرد و فهمید که جنبش سبز یک اتفاق سیاسى نیست، یک تجربه و تمرین هویتى است. اتفاق را مى‌شود تمام‌ شده تلقى کرد، اما با هویت چه مى‌توان کرد؟ ممکن است برخى واقعاً تا همین هشت ماه پیش فکر مى‌کردند که جنبش سبز قصه‌اى بوده و تمام شده، ولى آن دسته از ارباب قدرت که مى‌دانستند این‌طور نیست هم این حرفها را تکرار مى‌کردند به این امید که بتوانند با تکرار یک دروغ، آن را باورپذیر کنند. اما انتخابات ۹۲ و بازگشت صداهاى ۸۸ به خیابان، خواب آن‌ها را آشفته کرد.

مسئله این است که ایرانى‌ها با تجربه‌ی ۸۸، در کنار گذاشتن مرزهاى مصنوعى، قدم بزرگى برداشتند و اکثریت آن‌ها بر دو محور “عزت ایران و پایان حاکمیت دروغ” با هم توافق کردند و حالا محصوران و زندانیان ما مظهر و نماد آن عزت و هویت‌اند. پس باید به برخى حق داد که نه تنها از رفع حصر، بلکه از هر نماد سبز و چراغ سبزى نگران باشند.

آقای خامنه ای چه نقشی در حصر و حبس دارد؟

بیش از این‌که بخواهم به نقش آقاى خامنه‌اى در این ماجرا بپردازم ترجیح می‌دهم از نوع اختلاف او با رهبران جنبش سبز بگویم و فکر می‌کنم اگر نوع این اختلاف روشن شود، نقش آقاى خامنه‌اى هم روشن مى‌شود.

در یک جمله، آقایان موسوى و کروبى و خانم رهنورد نگران “شخصیت نظام” بودند اما آقاى خامنه‌اى نگران “آبروى نظام” است؛ مشکل اصلى هم دقیقاً همین جاست؛ وقتى شما نگران شخصیت کسى باشید، یعنى در او نوعى تغییر یا انحراف یا آلودگى مى‌بینید که او را از هویت و شخصیت اصلى‌اش دور مى‌کند، تلاش مى‌کنید آن شخصیتى را که در معرض زوال و نابودى است، نجات دهید. اما وقتى نگران آبروى کسى باشید، به این فکر نمى کنید که شخصیت و هویت او در حال نابودى است بلکه مهم این است که کسى این نابودى و زوال را نفهمد و آبروى او نرود، در نتیجه همواره باید صورتى آبرومند، آرایش‌شده و دروغین از او نمایش دهید تا آبرویش حفظ شود.

گناه رهبران محصور ما این بود که ساکت نماندند، به تعبیر آقاى موسوى “تسلیم یک صحنه آرایى خطرناک” نشدند و خواستند نظام را به هویت نخستین‌اش برگردانند. آقاى خامنه‌اى هم تحمل نکرد؛ تا امروز هم نه شوراى عالى امنیت ملى و نه قوه قضاییه هیچ‌یک مسئولیت حصر را بر عهده نگرفته‌اند و حتى فرمانده نیروى انتظامى رسما گفته که رهبر جمهورى اسلامى مسئولیت این پرونده را بر عهده دارد؛ با توضیحى که دادم، پیداست که چرا آقاى خامنه‌اى تحمل نکرده است؛ نه اعتراض دیروز آن‌ها را و نه رفع حصر امروزشان را.

آقای اکبرین، شما گفتید که رهبران جنبش سبز مى‌خواستند نظام را به هویت نخستین‌اش برگردانند، منظور از این هویت چیست؟ 

ببینید! انقلابى با هدف رهایى از استبداد شکل گرفت و خواست تا از طریق استقلال، آزادى، جمهوریت و اسلامیت، ملتى را خوشبخت و کشورى را سربلند کند؛ اما حالا پس از سه دهه، همه‌ى آن شخصیت و هویت و آن آرمان‌هاى نخستین در حال زوال است، استبداد بازتولید شده، از جمهوریت که با نظارت استصوابى، چیز زیادى نمانده و اسلامیت هم چنان تحریف شده که یک طالبانیزم از نوع شیعى‌اش در کشور شکل گرفته و بخش‌هاى مهمى از قدرت را در دست دارد؛ از طرف دیگر یک فساد فراگیر اقتصادى و ادارى هم پیکر توسعه‌ى ایران را فلج کرده است. حالا مثلاً آقاى کروبى نه تنها خودش زندان و شکنجه را در استبداد پیش از انقلاب تحمل کرده، بلکه پدرش هم از مجاهدان آن روزگار بود، این است که مى گوید: من مهدى کروبى فرزند احمد صدایم خفه نمى شود؛ یعنى تبارش را به رخ مى کشد تا مخاطبش بداند این تبار، مبارزه نکرده تا استبداد دینى، جایگزین استبداد پهلوى شود.

و به عنوان پرسش آخر: آقای حسن روحانی در جریان کارزار انتخاباتی قول داد که برای رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی خواهد کوشید. اما مواضعی که همکاران او اتخاذ می کنند، بیشتر رفع مسئولیت و ارجاع موضوع به سایر ارگان ها است. دلیل چنین برخوردی چیست؟ آیا این برخورد به معنی پشت کردن به وعده‌ی انتخاباتی است؟

اتفاقاً رأى رییس‌جمهور هم محصول همین وعده‌هاست که شما به آن اشاره کردید و این را اصول‌گرایان هم مى‌دانند و بارها به آن اعتراف کرده‌اند.

شاید دولت گمان مى‌کرد که با امتیاز دادن به حصربانان و زندانبانان، مى‌تواند به توافقى با آنها برسد، اما وقایع این مدت، فکر می‌کنم واقعیت موجود را شفاف‌تر کرده باشد؛ چنان‌که عقب‌نشینى تاکتیکى برخى نامزدهاى وزارت در روز معرفى کابینه هم باعث حیاى سیاسى مخالفان دولت نشد.

حالا علاوه بر این‌که دولت وظیفه دارد به احترام رأى مردم، جلوى درشت‌گویى‌هاى وزیر دادگسترى‌اش را بگیرد، تنها راه پیش روى آقاى روحانى براى عمل به وعده‌اش در رفع حصر، تکرار همین تجربه‌ی توافق ژنو است؛ دیدیم که حجم عظیم غوغاى مخالفان نتوانست رسیدن توافق ژنو به مرحله‌ی اجرا را متوقف کند اگرچه مخالفان انصافاً تمام تلاش تشکیلاتى و رسانه‌اى خود را براى شکست دیپلماسى هسته‌اى او به کار بردند؛ خوب! اگر ایستادگى و شکیبایى در برابر جریان‌هاى فاقد حداقل اخلاق و عقلانیت، و تکرار و تکیه‌ى مکرر بر رأى مردم، به کار توافق ژنو آمد، تدبیرى از همین جنس به کار رفع حصر هم مى‌آید.

—————–

* محمد جواد اکبرین، دین‌پژوه و روزنامه‌نگار که در حال حاضر در پاریس زندگی می‌کند.

 

تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

استر سلومان: نتانیاهو در پرونده ایران خود را پیروز جنگ معرفی می‌کرد، اما اکنون ترامپ در حال رفتن به سمت توافقی با ایران است. این یعنی به جای روایت نتانیاهو از «پیروزی کامل» باید «تحقیر شدن در جبهه ایران» را جایگزین آن کرد. حال اما ترامپ ظاهراً می‌خواهد با ایران به توافقی برسد که جنگ را متوقف کند، تنگه هرمز را باز کند و پرونده هسته‌ای را به یک روند مذاکراتی بعدی بسپارد. این نوع توافق، از نگاه نتانیاهو، ایران را نابود نمی‌کند؛ بلکه آن را از مرحله بقا وارد مرحله تثبیت می‌کند.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ترامپ با تحقیر نتانیاهو ممکن است موجب شود او خاورمیانه را به آتش بکشد.

تندروها در دورۀ رهبری سوم: مجری یا معمار؟

جنگ ایران و جهت تحولات منطقه‌ای

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

ایدئولوژی ستیزان؛ خود ایدئولوژی گرایند

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان