سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۰:۰۰

دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۰

چهل‌وششمین جلسه دادگاه حمید نوری در استکهلم

در واقع با شروع اعدام‌های جمعی در تابستان ٦٧ اعدام شدگان چپ در زندان‌های ایران را در گورستان پرت و دورافتاده خاوران خاک کردند. به باور مقاما‌های جمهوری اسلامی فرد مرتد و دگراندیش چپ بعد از مرگ هم‌چنان «نجس» است و نبایددر گورستان‌های مسلمانان دفن شوند. هم زمان علاوه بر فرد جان‌باخته، مجازات شامل خانواده او هم می‌شود. حکومت خانواده‌ اعدام‌‌شدگان را از اطلاع در مورد محل دفن عزیزان‌شان محروم می‌کند و حتی به آن‌ اجازه نمی‌دهد مراسم عزاداری برای عزیزان از دست رفته خود برگزار کنند.

 

 

 

چهل‌وششمین جلسه دادگاه دفاعیات حمید نوری، دادیار پیشین زندان گوهردشت کرج و از متهمان اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در ایران، چهارشنبه، روز چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ برابر با ۱ دسامبر ۲۰۲۱، در دادگاه جرائم جنگی استکهلم‌-‌ سوئد آغاز شد. امروز نوری در پنجمین جلسه دفاع از خود، به اتهامات جنایت جنگی و قتل پاسخ داد.

 

حمید نوری در دادگاه: «خاوران داستانی‌ است که کمونیست‌ها ساخته‌اند.»

نوری در چهل‌و‌ششین جلسه دادگاه، گورهای جمعی زندانیان سیاسی در خاوران را فقط یک آدرس خواند. او هم‌چنین در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفته‌های آیت‌الله منتظری جانشین وقت رهبر جمهوری اسلامی ایران را به «دروغ‌گویی» متهم کرد.

حمید نوری امروز در پاسخ به سئوال دادستان درباره گورستان «خاوران» گفت: تا قبل از آمدن به سوئد چیزی در مورد آن نشنیده است و «همه‌اش دروغ و ساختگی است. کمونیست‌ها خاوران را ساخته‌اند.»

او در عین حال تایید کرد که جنازه اعدام‌شده‌ها را به خانواده‌های آن‌ها تحویل نمی‌دادند و گفت که واحد «اجرای احکام» جنازه اعدامیانی را که خانواده‌ آن‌ها «ضوابط را رعایت نمی‌کردند»، پس نمی‌داد.

 

سه پاسخ متناقض در نوبت صبح دادگاه

نوری که امروز و روز گذشته به دفاع در برابر اظهارات حسینعلی منتظری، قائم مقام وقت بنیان‌گذار جمهوری اسلامی پرداخته بود، سه پاسخ متفاوت را در انکار اعدام‌های تابستان ۶۷ ارائه داد.

یک: «منتظری دروغ‌گو بود.»

حمید نوری در این جلسه، با رد صحت نامه حسینعلی منتظری به روح‌الله خمینی گفت، نامه منتظری را قبول ندارد و او را «دروغ‌گو» خواند.

حسینعلی منتظری در مرداد ۶۷ دو نامه به روح‌الله خمینی ارسال کرد و در آن‌ نسبت به اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی و عواقب آن هشدار داده بود. او در یکی از این نامه‌ها خطاب به خمینی نوشته بود: « آیا می‌دانید که جنایاتی در زندان‌های جمهوری اسلامی به نام اسلام در حال وقوعند که شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا می‌دانید که تعداد زیادی از زندانی‌ها تحت شکنجه توسط بازجویانشان کشته شده‌اند؟ آیا می‌دانید که در برخی زندان‌های جمهوری اسلامی دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار می‌گیرند.» دو: «اظهارات منتظری واضح نبود.»

نوری در اظهارات خود ادعا کرد که بیست سال با منتظری زندگی کرده و حتی برای شنیدن حرف‌های او به همراه عده‌ای دیگر پیش او رفته‌اند اما به گفته نوری، او صحبت‌های منتظری را «نمی‌فهمید.»

نوری در این زمینه گفت: «مردم هم نمی‌فهمیدند اون چه می‌گوید و برای همین اسم بدی روی او گذاشته بودند.»

سه: «این اظهارات به منتظری منتسب شده و اصالت ندارد.»

او در پاسخ به فایل صوتی منتظری که از نقش «هیات مرگ» در اعدام‌های تابستان ۶۷ پرده‌ برداشته بود، این فایل صوتی را زیر سئوال برد و به مقامات دادگاه گفت: «شما صدای او را بهتر می‌شناسید یا من؟»

منتظری در این فایل‌های صوتی خطاب به «هیات مرگ» گفته بود: «بزرگ‌ترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و در تاریخ، ما را محکوم می‌کند، به دست شما انجام شده و شما را در آینده، جزو جنایت‌کاران در تاریخ می‌نویسند.»

او همچنین تصریح کرده بود: «خمینی را در آینده، خون‌ریز، سفاک و فتاک، لقب خواهند داد.»

حمید نوری پیش‌تر به مقامات دادگاه گفته بود تا زمانی که منتظری خود در دادگاه حضور نداشته باشد، ادله دادستان برای او معتبر نیست و انتساب این اسناد را به منتظری نمی‌پذیرد.

او در این دادگاه هم از سویی منتظری را «دروغ‌گو» خواند و هم از سوی دیگر اصالت نامه‌ها، کتاب و فایل صوتی وی را زیر سئوال برد و گفت انتساب این ادله به منتظری را قبول ندارد و از سوی دیگر گفت، کسی صحبت‌های منتظری را متوجه نمی‌شد.

متهم در ادامه این دادگاه ادعا کرد که در زمان جنگ یک «سرباز» بوده اما اذعان کرد که «ستاد حمایت از جبهه و جنگ مریوان» را خود او تشکیل داده است.

او پیش‌تر اتهامات مطرح‌شده در دادگاه را رد کرده و به‌ گفته وکیل او، موضع متهم این است که «این اعدام‌ها هرگز رخ نداده‌ و نمی‌تواند اتهامات را بپذیرد.»

حمید نوری در باره عدم تحویل جنازه زندانیان سیاسی اعدام شده گفت واحد اجرای احکام جنازه اعدامیانی که خانواده‌های آن‌ها ضوابط را رعایت نمی‌کردند پس نمی‌دانند و خودشان دفن می‌کردند.

او در پاسخ به گورهای جمعی خاوران گفت که «چنین چیزی وجود ندارد» و «خاوران جاده‌ای است در ضلع جنوبی تهران که می‌رود به سمت مشهد، به سمت قبر امام هشتم شیعیان.»

خاوران که محل دفن زندانیان اعدام شده دهه ۶۰ شمسی است دو قطعه دارد. در یک بخش نزدیک به در اصلی ورودی، افراد و اجساد اعدامیان سال‌های دهه شصت بعضا به صورت انفرادی به خاک سپرده شده‌اند.

بنابر روایت شاهدان و خانواده‌ها، حکومت ایران تا پیش از اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷، اجساد مخالفان سیاسی خود را در این محل دفن می‌کرد و به آن «لعنت آباد» می‌گفت. هرچند سنگ قبرها یا هر گونه علامت و نام این کشته‌شدگان نیز به طور مستمر در دهه‌های گذشته تخریب شده است.

اما بخش دیگر خاوران که هیچ نشانه‌ یا قبری در آن وجود ندارد، گورهای دسته‌جمعی زندانیان سیاسی است که در مرداد و شهریور سال ۱۳۶۷ اعدام شدند.

این گورهای دسته‌جمعی پس از آن شناسایی شد که عده‌ای از خانواده‌‌های اعدامیان سیاسی سال‌های قبل متوجه می‌شوند که در این محل اعضای بدن انسان از زیر خاک بیرون زده است. این خانواده‌ها برای مستندسازی از گورها و اجساد عکس گرفتند و برای چاپ و اطلاع‌رسانی به خارج از کشور ارسال کردند.

این گورهای دسته‌جمعی مدت کوتاهی پس از آن کشف شد که در مرداد و شهریور ۱۳۶۷ هزاران زندانی سیاسی در ایران با استناد به حکم آیت‌الله خمینی و در دادگاه‌هایی چند دقیقه‌ای و بدون تشریفات قضایی معمول اعدام شدند.

جمهوری اسلامی ایران که از تحویل دادن اجساد هزاران اعدامی تابستان ۶۷ به خانواده‌هایشان خودداری کرده بود، تاکنون درباره گورستان خاوران و یا محل دفن اعدامیان تابستان ۶۷ اظهارنظری نکرده است.

خانواده‌های اعدامیان تابستان ۶۷ اما در یادبود زندانیانشان، هم‌چنان اولین جمعه شهریور و آخرین جمعه هر سال در این محل گردهم می‌آیند. این جمع که به «خانواده‌ها و مادران خاوران»

آن‌، در سال‌های گذشته بارها بازداشت شدند یا تحت فشار و پیگرد نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفتند.

مقام‌های جمهوری اسلامی پیکر زندانیان اعدام‌شده را به صورت دسته‌جمعی در گورستان خاوران دفن کردند و محدودیت‌هایی را در زمینه حضور خانواده‌های قربانیان در این گورستان اعمال می‌کند.

چندی پیش ده‌ها تن از بستگان این زندانیان سیاسی اعدام شده، در نامه‌ای به شهردار وقت تهران ضمن اعتراض به «تعرض و تغییرات» در خاوران، خواستار توقف الزام خاک‌سپاری متوفیان بهائی در این گورستان شدند. این خانواده‌ها اعلام کردند که ایجاد قبرهای جدید در خاوران با هدف از بین بردن بقایای محل دفن زندانیان سیاسی اعدام‌شده صورت می‌گیرد.

 

در واقع با شروع اعدام‌های جمعی در تابستان ۶۷ اعدام شدگان چپ در زندان‌های ایران را در گورستان پرت و دورافتاده خاوران خاک کردند. به باور مقاما‌های جمهوری اسلامی فرد مرتد و دگراندیش چپ بعد از مرگ هم‌چنان «نجس» است و  نبایددر گورستان‌های مسلمانان دفن شوند. هم زمان علاوه بر فرد جان‌باخته، مجازات شامل خانواده او هم می‌شود. حکومت خانواده‌ اعدام‌‌شدگان را از اطلاع در مورد محل دفن عزیزان‌شان محروم می‌کند و حتی به آن‌ اجازه نمی‌دهد مراسم عزاداری برای عزیزان از دست رفته خود برگزار کنند.

هر از گاهی ماموران با یورش به گورستان خاوران، علامت و نشانه‌گذاری‌های خانواده‌ها را از بین می‌برند و آن‌ها را دستگیر می‌کنند.

 

در شهریور ماه ۱۳۶۷، جمهوری اسلامی با کشتار زندانیان سیاسی، مخفیانه و شبانه صدها اعدامی چپ اوین و گوهردشت را در دو گودال بزرگ دفن می‌کنند. مدفون کردن اجساد چنان شتاب‌زده و سطحی بوده است، که عضوی از پیکر مرده و یا تکه لباسی از خاک بیرون زده بود.

در واقع همین سرنخ‌ها توانست جنایتی را که در آن تابستان در پشت درهای بسته زندان‌ها صورت گرفته بود بر ملا کند. این در حالی بود که جمهوری اسلامی در تلاش بود تا این اعدام‌ها را اکیدا مخفی نگه دارد.

خانواده‌های نگران که تمام آن تابستان پشت درهای بسته زندان‌ها و گورستان‌ها سرگردان بودند، این تصاویر را دیدند، عکس گرفتند، مستند کردند و برای اطلاع‌رسانی به خارج از کشور فرستادند.

این خانواده‌ها اما به این اکتفا نکرده، دسته‌جمعی رهسپار اداراتی چون دادگستری و مجلس شدند، به ارگان‌ها و نهادهای مختلف نامه نوشتند و این پرسش‌ها را مطرح کردند: چرا کشتید؟ کجا دفن کرده‌اید؟ پاسخ‌گو باشید.

این چنین بود که خانواده‌های خاوران، اولین شاهدان جنایت در بیرون از زندان، خواست دادخواهی را پایه گذاشتند. تلاش کردند که این جنایت علنی شود و عزیزان‌شان فراموش نشوند.

این تلاش‌های دادخواهانه هراس سران و مقامات حکومت را در پی داشت به‌طوری که آن‌ها، بارها برای از بین بردن این گورستان توجیهاتی را ئپش کشیدند اما تاکنون موفق نشدند این آثار جرم بزرگ و تاریخی خود را از بین ببرند.

زمستان ۱۳۸۷، بولدوزرها را به خاوران فرستادند تا این گورستان را زیر‌و‌رو کنند. همان‌طور که خانواده‌های جان‌باختگان در آن زمان گوشزد کردند، تخریب گورستان خاوران ادامه اقداماتی بود که از تابستان آن سال آغاز شده بود. ابتدا با اعمال فشار، بازداشت، احضار و حتی هجوم به منازل خانواده‌ها برای جلوگیری از برگزاری مراسم‌های یادبود خانگی و سپس با بستن راه‌های ورودی این گورستان و ممانعت از برگزاری مراسم سالیانه یادبود کشتار جمعی تابستان ۶۷، که با استقبال فعالان سیاسی و اجتماعی می‎رفت تا به تجمعاتی بزرگ تبدیل شود.

در واقع، طرحی را که سال‌ها در نظر داشتند، در زمستان ۸۷ با نظامی‌گری و توسط بولدوزرها به اجرا درآوردند. درهای گورستان را بر روی خانواده‌ها بستند. احضار و بازجویی مراجعه‌‍کنندگان به خاوران از سوی ماموران وزارت اطلاعات شدت گرفت.

اقدام به تخریب خاوران در آن زمان هم با اعتراض‌های وسیعی مواجه گردید. درست در همین روزها، خانواده‌های خاوران به کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل نامه نوشتند:

«ما از شما مى‌خواهیم که با استفاده از کلیه‌ اختیارت و امکا‌ن‌های خود از ویرانى و نابودى این گورستان که سند جنایتى بزرگ است و نماد حافظه‌ تاریخی مردم ایران، به فوریت پیش‌گیرى کنید.»

نهادهای حقوق بشری و سازمان‌های سیاسی در کنار خانواده‌های خاوران ایستادند و این اقدام جنایت‌کارانه جمهوری اسلامی را شدیدا و با صدای بلند محکوم کردند.

خانواده‌ها اما خاوران را که با خاک یک‌سان شده، ترک نکردند. در حالی که خیلی از آن‌ها اصلا نمی‌دانند که فرزند، همسر، خواهر و یا برادرشان در کجای این گورستان دفن شده است. آن‌ها ‌رفتند و خاک مسطح و شخم زده را گل‌باران کردند.

مسلم است که خاوران مکانی است که حقیقت را در دل خاکش پنهان کرده، حقیقت بی‌دادگاه‌های دهه ۶۰ ایران، حقیقت فتوای خمینی، اعدام‌های جمعی تابستان ۶۷ و واقعیت هیات‌های تفتیش عقاید و کشتارهای فردی و جمعی جمهوری اسلامی و… اما تنها خاوران تهران نیست که بر حقیقت گواهی می‌دهد چرا که ما در همه شهرهای ایران خاوران‌ها را داریم که هنوز ناشناخته مانده‌اند. ما میلیون‌ها انسان دردمند و دادخواه و عدالت‌جو را داریم که برای محاکمه کلیه سران و مقامات جمهوری اسلامی لحظه‌شماری می‌کنند. بنابراین نه تنها خانواده‌های اعدام و ترور‌شدگان، بلکه اکثریت جمعیت ایران در همبستگی و همراهی با آنان، نه تنها اجازه نخواهند داد جان‌باختگان به فراموشی سپرده شوند، بلکه از هر فرصتی استفاده می‌کنند هم‌چون دادگاه حمید نوری، همه آن‌ها را به پای میز محاکمه بکشانند!

تاریخ انتشار : ۱۰ آذر, ۱۴۰۰ ۸:۰۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

آرزوی موفقیت برای تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تیم ملی فوتبال ایران، سرمایه مشترک مردم ایران و نمادی از توانایی، تلاش و امید میلیون‌ها ایرانی است. این تیم، فراتر از هر دولت و نظام سیاسی، متعلق به مردم ایران و نماینده کشور و فرهنگ ما در بزرگ‌ترین آوردگاه فوتبال جهان است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

* هیچ بمب‌افکنی نمی‌تواند کار زیادی علیه تأسیساتی که بیش از ۷۰ متر زیر زمین دفن شده‌اند انجام دهد. * مطابق ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از پرتابگرها و ۷۰ درصد از ذخیره موشکی خودرا حفظ کرده. * مجتمع موشکی یزد حدود ۵۰۰ متر در دل کوه‌های گرانیتی اطراف امتداد دارد و در تمام مدت جنگ عملیاتی باقی مانده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

ایدئولوژی ستیزان؛ خود ایدئولوژی گرایند

در حمایت از زنان افغانستان؛ محکومیت سرکوب خشونت‌بار طالبان

جامعه مدنی در بن‌بست تصمیم‌گیران

چرا امریکا نمی‌تواند شهرهای موشکی ایران را نابود کند؟

جنگ ۲۷۰ میلیارد دلاری؛ ایران چگونه از سقوط اقتصادی گریخت؟

مورچه‌ی امیدوار و زمستان سیاه