سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۹ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۲:۱۲

دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۲

جنگ و گلهای یاس مادر (۴۲)

پدربزرگ بشدت معتقد بود کە اگر فکری بە حال چپ دستی پسر نکنند، شیطان برای همیشە در خانەاشان اتراق کردە و رزق و روزی اشان برای همیشە بر باد می رود. تازە معتقد بود کە دست انتقام خداوند از این هم فراتر رفتە و کل سرنوشت آنها را نشانە خواهدگرفت. برای همین او را پیش یک دعانویس محلە کە پیرزنی مهربان بود، بردند. و علیرغم دعاگوئی و دعانویسی پیرزن کە چهرەاش بە علت کهولت سن بە جادوگرها می رفت، و دعائی پیچیدە در تکەای پارچە کە با سنجاقی بە شانە چپش آویزان بود، اما او باز بە چپ نویسی ادامە دارد و تا من یادم می آید هیچگاە از آة دست نکشید.

Getting your Trinity Audio player ready...

در دوران دبستان، همکلاسی داشتیم کە از همە ما کوتاەقدتر بود. با موهای فرفری همیشە چرب، و رخساری بشدت سفید بسان ابر ماە فروردین. بسیار گوشەگیر و آرام بود. تقریبا با کسی نە رفیق می شد، و نە صحبت می کرد. زنگ تفریح گوشەای در حیاط می ایستاد، و نظارەگر زمین و زمان می شد! و موقعی هم کە بە چیزی نگاە می کرد، نگاهش بشدت جمع و متمرکز می شد. انگار می خواست موئی را از ماست بیرون بکشد، و یا نخی را توی سوراخ لاکردار سوزنی فروکند. اما بر خلاف همە اینها، شاگرد بسیار زرنگی بود. در ردیف اول کلاس می نشست و معلمها دوستش داشتند.

نمرە همیشە بیست! لامسب انگار خودش کتابهای درسی را نوشتەبود. همە را از دم از بر بود. و بر خلاف معلمها، ما دانش آموزان تقریبا همە از او بدمان می آمد. او علاوە بر اینکە بشیوە خدادادی سروگردنی، چە عرض کنم اصلا بشیوە غیرقابل مقایسەای، از همە ما بالاتر و یا جلوتر بود، مظهر اثبات  بی بروبرگرد تنبلی ما هم بود! من شخصا هیچ وقت او را اذیت نکردم. اما موقعیکە می دیدمش، بشدت بهش خیرە می شدم. انگار چیزی بود برای کشف کردن و نە مشاهدەکردن. و نمی دانم کە واقعا در تە دلم بە او حسادت می بردم یا نە. اما من هم بدون اینکە از او متنفر باشم، دوستش نداشتم.

این همکلاسی بشدت با استعداد و پر پشتکار ما کە هیچ وقت در کوچە هم او را نمی دیدی، چپ دست بود. و همین چپ دستی کار دستش دادەبود. معلمها سر کلاس با احتیاط و گاها بشیوە خشنی، و شاید بر خلاف میل خودشان، از او می خواستند کە با دست راست بنویسد. آنهائی کە مهربانتر بودند، قلم را از دستش می گرفتند و تلاش می کردند کە نشانش بدهند کە چگونە می توان با دست راست نوشت. اما او همین جور بە معلمها خیرە می شد، و بعد با همان دست چپ بە نوشتن ادامە می داد. اینکە چپ دستی مایە دردسر او شدەبود، ما را بشدت خوشحال می کرد. بە خودمان می گفتیم کە بلە او هم نقطە ضعفی دارد!

و من از همان سالها فهمیدم کە با دست چپ نوشتن و اساسا دست چپی بودن باعث دردسرهای فراوان است. و از اینکە من با دست راستم می نوشتم، واقعا خوشحال بودم. اگرچە گاها در خانە هنگام انجام تکالیف مدرسە با دست چپ خودم را امتحان می کردم، و همیشە هم بسیار ناموفق قلم را دوبارە بە دست راستم می سپردم. من تە دل خودم معتقد بودم کە علت زرنگی بیش از حد او، چپ دست بودنش است.

و دوست ما در خانە هم مشکل فراوانی داشت. پدربزرگش تحت هیچ عنوانی این معضل را تحمل نمی کرد. داد می زد کە “هی تو! چاقالو، با دست چپ نخور، قاشقو بدە دست راست!” و مادر بلافاصلە بە کمک می آمد، و قاشق را بە دست چپ پسرش می داد. اما قاشق نرسیدە بە دهانش، نصف محتوایش می ریخت روی سفرە یا پاهایش و دیگر پدربزرگ آنچنان دهری می شد کە حساب نداشت! و مادر بە ناچار خودش پسرش را غذا می داد. و تا پایان، چشم همکلاسی نجیب ما با چشم پدربزرگ هوای یکدیگر را داشتند و انگار توی همدیگر بودند. چشمان پدربزرگ پر از غیظ و عصبانیت، و چشمان همکلاسی ما پر از تعجب و سئوال.

پدربزرگ بشدت معتقد بود کە اگر فکری بە حال چپ دستی پسر نکنند، شیطان برای همیشە در خانەاشان اتراق کردە و رزق و روزی اشان برای همیشە بر باد می رود. تازە معتقد بود کە دست انتقام خداوند از این هم فراتر رفتە و کل سرنوشت آنها را نشانە خواهدگرفت. برای همین او را پیش یک دعانویس محلە کە پیرزنی مهربان بود، بردند. و علیرغم دعاگوئی و دعانویسی پیرزن کە چهرەاش بە علت کهولت سن بە جادوگرها می رفت، و دعائی پیچیدە در تکەای پارچە کە با سنجاقی بە شانە چپش آویزان بود، اما او باز بە چپ نویسی ادامە دارد و تا من یادم می آید هیچگاە از آه دست نکشید.

و هنگامیکە جنگ شروع شد، آنها هم رفتند. و من مطمئنم کە پدربزرگ همکلاسی من بشدت معتقد است کە چپ دستی پسرزادەاش، باعث برافروختن جنگ و نکبتی شد کە بر شهر همچون بارانی از بدبختی باریدن گرفت.برای سعید خاطرەام را تعریف می کنم. سعید بعد از کمی فکرکردن می گوید کە او را می شناسد. بعد تاکید می کند کە زیاد بە گدشتە فکر نکنم. او معتقداست کە باید همیشە در فکر آیندە بود، زیرا کە زندگی رو بە آیندە دارد. و من احساس می کنم سعید اغراق می کند. یعنی خودش هیچوقت بە گذشتەاش فکر نمی کند؟ یا این را می گوید تا مرا بیشتر بە راهی کە خود کشانیدەاست، مشغول کند.

و بعد، از اخبار می گوید. از اینکە احتمالا دوبارە جبهە در مناطق مرزی ما گر بگیرد، و باز جنگ با تمام شدت و حدت خودش بازگردد. او هر وقت کە در جبهەهای جنوب حادثە بدی اتفاق می افتد، و یا مدتی سکون برقرار می شود بشدت بە این باور می رسد کە حالا برای انحراف دشمن جبهە شمالی را فعال می کنند تا بعدا زهرشان را در جنوب بهتر بریزند. و گاهی وقتها این حرف درست است و گاهی وقتها هم نە. اما هر چە هست، وضع روزبروز بدتر از آنی می شود کە می توان تصورش را کرد. نوعی رکود همە جا چنان حاکم است کە انگار جنگ بر روی تختەسنگی نشستە، و دارد در مورد خودش و آیندەاش و اینکە اساسا چگونە جانوریست، اندیشە می کند.

و من مطمئنم جنگ راست دست است! با راست می نویسد و حتی با راست هم فکر می کند. اگر غیر از این بود می بایستی مانند همکلاسی چپ دست قدیمی ام آنقدر زرنگ می بود کە می توانست گلیم خودش را از آب بیرون کشیدە و علیرغم همە فشارها عاقبت بە خیر باشد و بهترین نمرە کلاس را بگیرد.
همکلاسی چپ دست من کە بزرگ شد، سروصورتش بر خلاف ما خیلی سریع مو در آورد و… سیاهی ناب بر سفیدی ناب نشست. و عینکی هم شد. البتە از سالها قبل. راستی در مورد جنگ چگونە فکر می کرد؟… نمی دانم چرا، اما مطمئنم او جور دیگری جنگ را می دید.

او کە فیزیکش خیلی بود، بە احتمال زیاد جنگ را نقطە ثقلی تلقی کردە کە هیچ بر گرد آن در حرکت بود. کهکشانی بدون راە شیری و فرمولی کە همیشە عنصر (O) و عنصر (H) را کم دارد. و یا کرەای کە بە راە خودش از مدار خارج شدە.سعید می گوید این حرف و حدیثها را ول کن! باید کاری کرد! او معتقداست کە اگر خود مردم کاری نکنند جنگ تا ابد ادامە خواهدداشت.جنگی ابدی و یا ابدیت جنگ! بە نظر می رسد ما آدمها گاهی برای بخشیدن امید بە خودمان، ناچار بە اغراقیم. چە اغراق درخوشبینی و چە اغراق در تصویر کردن عمق فاجعە.

ادامه دارد…

تاریخ انتشار : ۷ دی, ۱۴۰۱ ۱۱:۲۲ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جامعه‌شناسیِ بی‌توجهی به صلح؛ بسوی بازسازی «تخیل اجتماعی صلح»

 چشم انداز و  زایش امید

مادرانه‌ای برای ایران

اسرائیل نه تنها دوست ایران نیست، بلکه دشمن سرسخت ایران است

مینیمال‌های زندگی؛ چیزهای کوچکی که جامعه را سرپا نگه می‌دارند

هشتاد سال انتظار؛ آیا سازمان ملل آماده یک دبیرکل زن است؟