شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۰:۲۰

شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۰:۲۰

آیا آمریکا برای جنگ با ایران به اسرائیل چراغ سبز داده است، و چرا؟

دولت بایدن برای هرگونه احتمال درگیری نظامی با ایران آماده می شود، در این روند بود که پنتاگن جایگاه اسرائیل را به طور رسمی در برنامه ریزی نظامی بالا برد. این تغییر در حالی صورت می گیرد که تمرکز نظامی ارتش آمریکا از «جنگ علیه ترور» به دکترین جدید سیاست خارجی کشور یعنی مبارزه بالقوه با چهار هدف بزرگ—چین، روسیه، کره شمالی و ایران متمرکز شده است. همزمان با تغییر اسرائیل به یک شریک نظامی تمام عیار، جامعه اطلاعاتی آمریکا نیز بر برنامه زبان عبری برای جاسوسی از متحد شماره یک خود در خاورمیانه تأکید بیشتری کرده است.

اخیرا مجله نیوزویک[i] در مقاله ای بقلم ویلیام آرکین[ii] از تصمیمات رئیس جمهور بایدن در رابطه با جایگزینی اسرائیل در مجموعه فرماندهی نظامی ایالات متحده پرده برداشته است. در این یادداشت ضمن ارائه مطالب مورد بحث در مقاله فوق به دلایل این اقدام و هم‌چنین نکات ناگفته در مقالۀ نیوزویک اشاره می‌کنیم.

جو بایدن جایگاه اسرائیل را به شریک کامل نظامی تبدیل کرده است

دولت بایدن برای هرگونه احتمال درگیری نظامی با ایران آماده می شود، در این روند بود که پنتاگن جایگاه اسرائیل را به طور رسمی در برنامه ریزی نظامی بالا برد. این تغییر در حالی صورت می گیرد که تمرکز نظامی ارتش آمریکا از «جنگ علیه ترور» به دکترین جدید سیاست خارجی کشور یعنی مبارزه بالقوه با چهار هدف بزرگچین، روسیه، کره شمالی و ایران متمرکز شده است. همزمان با تغییر اسرائیل به یک شریک نظامی تمام عیار، جامعه اطلاعاتی آمریکا نیز بر برنامه زبان عبری برای جاسوسی از متحد شماره یک خود در خاورمیانه تأکید بیشتری کرده است.

برای پنتاگون، اسرائیل با تجربه رزمی گسترده و فناوری های پیشرفته اش با ارزش ترین شریک نظامی و اطلاعاتی در خاورمیانه است. با پایان نبرد در افغانستان و عراق و با میانجیگری توافقات ابراهیم توسط دولت ترامپ، واشنگتن در دوران بایدن فرصتی یافته تا اسرائیل را در یک اتحاد منطقه ای جدید بگنجاند. این توافق نامه روابط دیپلماتیک بین اسرائیل و چند تن از همسایگان عرب آن را در ماه های پایانی دولت ترامپ برقرار کرد. نکته جالب توجه در این میان آنست که استفاده یک دموکرات لیبرال از سرمایه گذاری یک رئیس جمهور در راست ترین سمت جمهوریخواهان شهادت بر آن است که دکترین سیاست خارجی آمریکا بسیار فراتر از دعواهای ظاهری احزاب بر سر سیاست های داخلی شکل میگیرد و در دراز مدت تثبیت میشود.

یک مقام ارشد اطلاعاتی با اشاره به دنیای اطلاعات آمریکا به نیوزویک می گوید: «اسرائیل از کمد بیرون می آید و اکنون اجازه دارد آشکارا با ارتش [آمریکا] همکاری کند در حالی که در عین حال از دسترسی به گنجه دیگری محروم می شود.» در اینجا البته استفاده از قید «آشکارا» مهم است، زیرا که قبلا هم این همکاری وجود داشته اما اکنون بدون نگرانی از اثر منفی بر رابطه نظامی-امنیتی آمریکا با شرکای عرب صورت میگیرد. این مقام می گوید در رابطه با برخی مسائل مانند تعیین اهداف نظامی و مبادله اطلاعات این رابطه بخشی از اتحاد نظامی جدید است. اما جایی که منافع آمریکا و اسرائیل ممکن است واگرا شود، مانند ضد اطلاعات علیه جاسوسی اسرائیل، یا کشف اسراری در مورد زرادخانه هسته ای خود اسرائیل، آمریکا تلاش های جمع آوری خود را نیز دو برابر کرده است.

رئیس جمهورایالات متحده جو بایدن سال گذشته تغییر عمده ای در طرح فرماندهی متحد (دوسالانه) ارتش ایالات متحده را امضا کرد و در آن تغییر موضع اسرائیل در برنامه ریزی نظامی کشور را تدوین نمود. طرح فرماندهی متحد(UCP 2021) بالاترین سطح سندی است که محدوده عملیات هر فرماندهی نظامی را تعیین می کند.  طرح جدید UCP اسرائیل را از ماموریت قبلی خود به عنوان بخشی از فرماندهی اروپا (EUCOM) به فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) که فرماندهی مسئول عملیات در خاورمیانه است تغییر داد. فرماندهی اروپا بر ابعاد نظامی رابطه ویژه اروپا نظارت داشت و با اسرائیل همکاری می کرد تا در شرایط بسیار مشخصی در برابر همسایگانش از آن دفاع کند[iii].

اسرائیل همواره کشوری پیچیده برای ارتش آمریکا بوده است. در برنامه های جنگی کشوری بود که در صورت نیاز نظامی«و این یک اگر بزرگ بود» بایست مورد دفاع قرار گیرد، اما هرگز آمریکا به این گونه شفاف به آن اعتراف نکرده است. در نتیجه با همکاری نظامی با اسرائیل به عنوان ارتباطی ویژه، متفاوت و مخفی برخورد میشد و از همین رو بود که دفاع از آن به فرماندهی خارج از خاورمیانه واگذار شد. پس از جنگ اسرائیل و اعراب در سال ۱۹۷۳، تحریم نفتی پس از آن، حمله شوروی به افغانستان و انقلاب ایران، ایده ایجاد فرماندهی ویژه برای منطقه به یک کارگروه مشترک استقرار سریع سپرده شد. برای کمک به دفاع از منافع آمریکا در منطقه، سنتکام جدید در فلوریدا با تصویب رونالد ریگان رئیس جمهوری آمریکا در دسامبر ۱۹۸۲ راه اندازی شد، اما به دلیل پیچیدگی های امنیتی در منطقه EUCOM مسئولیت به اصطلاح «کشورهای رویاروی اسرائیل»، سوریه و لبنان و همچنین مراکش، الجزایر، تونس و لیبی را حفظ کرد.

این ترتیب تا ۱۱ سپتامبر و  آغاز باصطلاح جنگ با ترور در جای خود باقی ماند، زمانی که دونالد رامسفلد وزیر دفاع پیشنهاد کرد که اسرائیل، سوریه و لبنان به پرونده وظایف سنتکام اضافه شوند. همه به جز نیروی هوایی این ایده را رد کردند و استدلال کردند که تغییر ممکن است بر «روند صلح» تأثیر بگذارد و EUCOM و اسرائیل یک رابطه کاری قوی ساخته اند. رامسفلد که برای درخواست و نظر ژنرال ها و دریاسالاران توجه خاصی قائل نبود در پایان جورج بوش رئیس جمهوری آمریکا را راضی کرد که سوریه و لبنان را به  سنتکام منتقل کند و تنها اسرائیل بخشی از فرماندهی اروپا باقی ماند.

با پایان جنگ علیه ترور، دست کم به طور رسمی، روسای مشترک بار دیگر مساله اسرائیل را مورد بحث قرار دادند. و مهمتر آنکه سنتکام در ارتباط با دنیای پس از تروریسم نیاز به محوریت در برنامه ریزی نظامی داشت. بحث ها از قبل از آنکه رئیس جمهور بایدن بر سر کار بیاید در جریان بود. منابع نظامی معتقدند که توافق ابراهیم این تغییر را تسهیل کرده است، حتی اگر که هدف اصلی در پشت اتحاد نظامی، مجددا بر ایران متمرکز بود.

ژنرال کوریلا در ماه مه در جلسه تایید کاندیداتوری پست خود به عنوان فرمانده بعدی سنتکام در مجلس سنا گفت: «اسرائیل برخی توانایی های بسیار منحصر به فرد را از نظر امکانات نظامی خود به ارمغان می آورد که به اعتقاد آنها می توانند با شرکای عرب خود در منطقه در میان بگذارند.»  کوریلا ائتلاف نظامی نزدیک تری بین اسرائیل و کشورهای عربی بر سر ایران می بیند. اگر او و دیگر رهبران پنتاگون در این هدف موفق باشند، یک اتحاد نظامی در سطح منطقه به خاورمیانه آورده خواهد شد. یک برنامه ریز پنتاگون که در تغییرات اسرائیل دست داشته است، می گوید: «در نهایت ارتش آمریکا «آشکارا» میوه کار و فناوری نظامی اسرائیل را درو خواهد کرد. فراموش نبایدکرد که “آشکارا … اینجا یک کلمه کلیدی است.”

آنچه در این مورد میتوان گفت آنست که اولا ایالات متحده اکنون در سه منطقه مورد توجه خود واحدهای ویژه نظامی خود را مستقل از هم متمرکز کرده است. در اروپا که همیشه هدف اصلی مقابله با اتحاد شوروی بوده و  در سایه جنگ اوکرائین اکنون به مرکز عملیات برای مقابله با روسیه تمرکز یافته است.  در شرق آسیا که همواره در رقابت با چین بوده و اکنون در مقابله با چین و کره شمالی این ستاد عملیاتی را شکل داده است. و سرانجام در سنتکام که از مبارزه با تروریسم به مقابله با نفوذ ایران تبدیل شده، و حضور اسرائیل اکنون در کنار شرکای عرب آمریکا آنرا به یک منطقه فوق العاده حساس و متشنج تبدیل نموده است. مراکز دیگری نیز هستند که در آفریقا و آمریکای مرکزی و جنوبی نیز عملیات نظامی آمریکا در مناطق خود را هماهنگ مینمایند.

به گفته پنتاگون، سیستم قبلی کانال های ویژه خارج از خاورمیانه به سنتکام اجازه داد تا ائتلافی در میان متحدان عرب ایجاد کند بدون اینکه تحت تاثیر عوارض ناشی از رابطه ای با اسرائیل قرار داشته باشد که در گذشته ظاهرا دشمن قسم خورده بسیاری از آن کشورها بحساب میامد. این سیاست اما اسرائیل را از همکاری رسمی با سنتکام و برنامه ریزی احتمالی علیه اهداف مشترک در خاورمیانه جدا می‌کرد. امروز اما در سایه توافق ابراهیم و تشدید احتمال درگیری با ایران، کشورهای ثروتمند عرب حاشیه خلیج فارس را به مشتریان بلامنازع صنایع نظامی آمریکا و متحد آن اسرائیل تبدیل نموده است.

فرمانده مرکزی مستقر در تمپای فلوریدا پس از آن که مسئولیت اسرائیل به آن داده شد، به نیوزویک اظهار داشت که «سنتکام هم اکنون برای اجرای تعهد دولت آمریکا به رویکردی جامع به امنیت منطقه ای و همکاری با شرکای استراتژیک خود در خاورمیانه کار خواهد کرد.» وی تصریح کرد: “کاهش تنش ها بین اسرائیل و همسایگان عرب آن پس از توافق آبراهام فرصت استراتژیکی را برای آمریکا فراهم کرده است تا شرکای کلیدی را در برابر تهدیدهای مشترک در خاورمیانه همسو و در کنار هم قرار دهد.  اسرائیل یک شریک استراتژیک پیشرو برای ایالات متحده است، و این طرح با حفظ همکاری قوی بین اسرائیل و متحدان اروپایی فرصت های اضافی برای همکاری سایر شرکای منطقه ای در فرماندهی مرکزی ایالات متحده با ما را باز خواهد کرد.” منابع دولتی به نیوزویک می گویند که در پشت تعدیل بوروکراتیک ظاهری، طرح جدید انتقال اسرائیل به سنتکام عمیق ترین تغییر برای ارتش آمریکا از زمان تأسیس دولت اسرائیل است. این امید رویائی که زمینه را برای یک اتحاد نظامی منطقه ای شبیه به ناتو در خاورمیانه نه تنها برای آماده شدن برای جنگ با ایران هموار می‌کند، بلکه تجاوز روسیه و چین در منطقه را نیز میتواند خنثی کند.

ارزش اطلاعات درباره اسرائیل

اسرائیل یک امکان پیشرفته نظامی در جهان و متخصص در بسیاری از اشکال جنگ مدرن است- دفاع هوایی و موشکی، هدایت سلاح های جدید در بخش انرژی مانند لیزر، و سیستم های بدون سرنشین-که از دید پنتاگون در هر نبرد در آینده بسیار مهم است. اسرائیل دارای سلاح های اتمی است و سیاست ها و برنامه های یک جانبه ای علیه دشمنان خود دارد که اطلاعات در باره آن مورد علاقه تصمیم گیران ارشد در واشنگتن است. از این رو همیشه در برخورد با اسرائیل، واشنگتن دو گانه ای از همکاری و رقابت را دنبال کرده است. ویلیام آرکین در نیوزویک می‌افزاید که “سازمان سیا مسئول روابط با سازمان های اطلاعاتی اسرائیل—و همزمان جمع آوری اطلاعات در مورد رهبری اسرائیل است. نیروهای مسلح آمریکا مسئول اطلاعات نظامی در مورد همه چیز از فناوری اسرائیل گرفته تا توانایی ها و برنامه های آن هستند.  در داخل ارتش، آژانس امنیت ملی بر ارتباطات اسرائیل استراق سمع میکند در حالی که همچنین با همتایان اسرائیلی خود همکاری دارد که در حال جاسوسی از همسایگان عرب خود و ایران هستند.”

حدود هزار زبان شناس متخصص زبان عبری در دولت آمریکا بر روی مسائل مربوط به اسرائیل کار می کنند. بیشتر این زبان شناسان عبری کارکردهای آشکار و علنی دارند—بطور مثال در دیپلماسی، در سمت وابسته نظامی و رابط دفاعی. اما حدود یک سوم کار در جمع آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل به طور خاص مربوط به جاسوسی از اسرائیل است. اسرائیل کشور سختی برای جاسوسی است، نه فقط به دلیل تخصص فنی و تمرکز معمول آن بر «امنیت عملیاتی» علیه همسایگان و دیگر دشمنانش. این بدان معناست که ارتباطات خوب و انضباط امنیت سایبری را تمرین می کند و از رمزنگاری پیچیده ای در کدنویسی پیام های خود استفاده می کند[iv].

یک مقام ارشد اطلاعاتی که روی این رابطه کار کرده است، به نیوزویک می گوید: «با توجه به اینکه اسرائیل از مخالفان نظامی معتبر ایران است، دلیل این تغییرات در برنامه دفاعی ما بیشتر معلوم میشود. آنها نیز به توانایی هایی که در ایران ما را نگران میکند مشکوک هستند و لذا ما میتوانیم به هم در ایجاد و بهبود اطلاعات در باره ایران کمک کنیم.» این مقام مسئول می گوید: «این شاهد دلیل سیاستی است که میگوید، دشمنانتان را نزدیک نگه دارید و دوستانتان را نزدیک تر». اسرائیل از زمان تلخ شدن روابط دو کشور با دستگیری جاناتان پولارد در سال ۱۹۸۵ که به فروش اسرار نظامی به اسرائیل اعتراف کرد، همواره جاسوسی از آمریکا را تکذیب کرده است، اما ادعاهای مربوط به اشکال متفاوت جاسوسی در طول سال ها ادامه داشته است.

نزدیک‌ کردن دوست

در یک سال گذشته از زمانی که رئیس جمهور بایدن جایگاه جدید اسرائیل از جمله مبادلات مشابه فرماندهان سطح بالا، تمرینات مشترک و نشست های دوجانبه در مورد همه چیز را از امنیت سایبری گرفته تا دفاع موشکی تصویب کرد سطح دوستانه رابطه نظامی آمریکا و اسرائیل زمانی بیشتر به نمایش درآمد. نیوزویک در گزارش خود میافزاید که در ۵ دسامبر رئیس ستاد مشترک آمریکا ژنرال مارک میلی میزبان همتای خود و رئیس جدید ستاد کل ارتش اسرائیل، در پنتاگون بود. به گزارش وزارت دفاع این دو در مورد «هماهنگی برای دفاع در برابر تهدیدهای ناشی از ایران» و مسائل دیگر بحث کردند. . دیدار دو سرفرمانده نظامی فعالیت های نظامی مشترک را به نحو محسوسی افزایش داده است. جلسه ماه دسامبر در پی دیدار ژنرال آویو کهاوی، رئیس فعلی ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل، در پی دیدار واشنگتن صورت گرفت که در آن با جیک سالیوان مشاور امنیت ملی ملاقات کرد. به گزارش کاخ سفید در آن نشست، بحث های آنها «بر عزم مشترک برای رسیدگی به چالش های امنیتی تاثیرگذار بر خاورمیانه از جمله تهدیدهای ناشی از ایران و جنگ افروزان وکالتی آن تأکید داشت.»

در دنباله این دیدار ها فرمانده سنتکام ژنرال مایکل (“اریک”) کوریلا برای دیدار با کهاوی به اسرائیل رفت و چهارمین دیدار خود را تنها در هفت ماه پس از زمانی که فرمانده سنتکام شده بود انجام داد. کوریلا اتحاد نظامی را «سقف آهنین» نامید و گفت که خاورمیانه «در مرکز رقابت استراتژیک آمریکا با روسیه و چین قرار دارد.» تمرکز واقعی برای سنتکام، هر چند بیشتر ایران است. چند روز پس از دیدار کوریلا، نیروی هوائی آمریکا و جت های جنگنده اسرائیلی برای تمرین عملیات ترکیبی به آسمان فراز شرق دریای مدیترانه رفتند. بسته کمکی نیروی هوایی آمریکا شامل سوخت گیری های هوایی کی سی-۱۰ “اکستندر” بود، هواپیماهایی که می توانند دامنه عملیاتی جنگنده ها را برای حملات دوربرد گسترش دهند. علاوه بر دیدارها و مبادلات متعدد دیگر فرماندهان سنتکام، بخش های دیگر ارتش آمریکا نیز بازدیدها از اسرائیل و آموزش ها را افزایش داده و تسریع کرده اند. واحد های پدافندی ارتش نیر همکاری های دفاع هوایی را توسعه داده اند.

جنگ اوکراین به ویژه توجه نظامی آمریکا را بر دفاع موشکی و عملیات ضد هواپیماهای بدون سرنشین متمرکز کرده است که هر دو زمینه های تخصص برای ارتش اسرائیل هستند. ناوهای نیروی دریایی آمریکا و اسرائیل سطح آموزش های مشترک و دیدارهای بندری خود را افزایش داده اند. کوریلا که قبلاً فرمانده سپاه هوابرد هیجدهم بود، از طرفداران افزایش استفاده از هوش مصنوعی در جنگ بوده است. ناوهای نظامی اسرائیل و نیروی دریایی آمریکا با تمرکز بر آخرین فناوری ها و تکنیک سیستم های بدون سرنشین و هوش مصنوعی، تمرینات سپر (شیلد) دیجیتال را در خلیج عقبه در ماه سپتامبر برگزار کردند. اسرائیل به عنوان بخشی از جایگاه جدید خود در سنتکام در تعدادی از تمرینات چند ملیتی از جمله تمرین گلوبال ۲۲ در حاشیه اقیانوس آرام به رهبری آمریکا در آسیا نیز شرکت کرده است که یک مانور جنگی متمرکز بر جنگ فضایی است. هیچ یک از این تمرینها شامل هیچ ملت خاورمیانه دیگری نمی شد.

بحرین که یکی از کشورهای عربی شریک در عادی سازی روابط با اسرائیل است، به دولت اسرائیل و هیات های نظامی آن اجازه داده است با ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا که در آنجا مستقر است، دیدار و کار کنند. دسامبر گذشته یک هیات امنیت ملی دولت اسرائیل برای ملاقات در مقر ناوگان پنجم وارد بحرین شد که دیداری بی سابقه است. در ماه مارس، معاون فرمانده ناوگان پنجم، براد کوپر نیز میزبان ژنرال کهاوی در مقر خود در بحرین بود. آمریکا هم اکنون واحدهای حمایت لجستیکی، رادار و یک واحد دفاع هوائی را در اسرائیل مستقر کرده است، این تحلیل گر که نخواسته نامش فاش شود میگوید “حرکت بعدی دیدارهای بیشتر و آموزش های مشترک و در نهایت پایگاه های نظامی و سپس یک اتحاد نظامی شبیه ناتو است. همه به نام ایران و روسیه و گذار به یک جنگ بزرگ. اما آیا همسایگان اسرائیل با هم کنار خواهند آمد؟ آیا همه منطقه متحد خواهند شد تا برای جنگ با ایران آماده شوند؟ این سوال اصلی است.”

احتمال جنگ اسرائیل با ایران

مقاله نیوزویک علاوه بر نکات قابل توجه در پاره ای از مسائل نیز گنگ و خوشبینانه نسبت به امکانات و توانایی های اسرائیل است. تمام تغییرات در جایگیری اسرائیل در سنتکام ضمن انکه بر واقعیت هایی در باره امکانات ارتش اسرائیل تکیه دارد اما در حقیقت از گزافه گویی نیز تهی نیست. نخست انکه اسرائیل از نظر نیروی زمینی ارتش گسترده ای ندارد به یک دلیل ساده که نیروی انسانی بزرگی ان را پشتیبانی نمیکند. مجموعا تعداد سربازان مرد و زن در ارتش اسرائیل نزدیک به ۱۷۰ هزار نفر کادر در خدمت و  ۴۶۵ هزار نفر مشمولین احتیاط را شامل میشود.

اسرائیل در نیروی هوایی خود البته در خاورمیانه بی رقیب است و از بالاترین و پیشرفته ترین هواپیماهای جنگنده آمریکایی برخوردار است. مسئول پنتاگون که خواسته نامش افشا نشود اما از ادعاهایی برای تعریف ارتش اسرائیل استفاده میکند که با واقعیت همسو نیست. مثلا ارتش اسرائیل در هیچ میدان نبرد جنگی مستقیم و مداوم در دهه های اخیر درگیر نبوده است. تنها تجربه نظامی ارتش اسرائیل در چهار دهه اخیر نبردهای چریکی با نیروهای حزب الله در لبنان و با حماس در غزه بوده است. در دهه ۸۰ میلادی نیروی زمینی اسرائیل عملا نتوانست نیروهای حزب الله را در لبنان معدوم نماید. آخرین بار که اسرائیل با یک ارتش منسجم روبرو بود یعنی در جنگ ۱۹۶۷عمدتا نیروی هوایی اسرائیل در۶ روز نیروی هوائی مصر، سوریه و اردن را هدف گرفت و از بین برد. در ۱۹۷۶ نیز ارتش مصر صرفا بدلیل تصمیم سادات وارد خاک اسرائیل نشد.

نکته قابل بحث درباره ایران آنست که اولا همانقدر که تصمیم بایدن میتواند به همکاری با اسرائیل برگردد، ولی همچنین میتواند به آنچه برگردد که نیوزویک درباره جاسوسی بر اسرائیل توجه میدهد. یعنی با تغییر جایگاه اسرائیل در سنتکام اسرائیل به کنترل عملیاتی آمریکا نیز صحه میگذارد. بدین معنی که اولا از هر برنامه اسرائیل برای حمله به ایران، آمریکا نیز از طریق سنتکام مطلع خواهد شد، بجای انکه آنچه همه ناظرین از آن میترسند اتفاق بیافتد یعنی سناریویی که اسرائیل عامدانه پای آمریکا را به جنگی در خاورمیانه وارد کند که در دکترین آمریکا جای ندارد. الزامات اطلاعاتی بالطبع ممکن است در مورد طرح ها و جدول زمانی حمله مستقل اسرائیل علیه ایران باشد. نیروهای اسرائیل بزرگ نیستند و این به آمریکا دیدگاه بسیار خوبی در اعماق ارتش اسرائیل – به ویژه نیروی هوایی اسرائیل – برنامه ریزی و تدارکات خواهد داد.

از سوی دیگر ایران حمله ای را علیه رآکتور اتمی دیمونا اسرائیل در جریان مانور های گسترده نظامی در پاییز سال گذشته شبیه سازی کرد که شامل پرتاب چند موشک بالستیک بود. خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران ایران، ویدیوئی[v] منتشر کرد که سایت اتمی اسرائیل(دیمونا) را هدف عملیات شبیه سازی شده نشان می دهد.  رآکتور دیمونا که رسماً با نام مرکز تحقیقات هسته ای شیمون پرز نگف شناخته می شود، در  این ویدئوی با وضوح بالا به عنوان «مرکز تولید سلاح هسته ای» مشخص شد.

شانزده موشک بالستیک و پنج هواپیمای بدون سرنشین انتحاری علیه هدف ساختگی در این عملیات پرتاب شدند. بر اساس یک مطالعه اسرائیلی در سال ۲۰۰۸، حمله موفق به دیمونا خطرات ناشی از پرتوهای هسته ای را برای میلیون ها اسرائیلی و فلسطینی افزایش خواهد داد. اما این بدان معناست که صدها مرگ در اثر افزایش سرطان ساکنان منطقه را تهدید میکند اما به پایان وجودی اسرائیل نخواهد انجامید[vi]. با این وجود روزنامه ژروسالم پست در مقاله ای پس از انتشار خبر این شبیه سازی به آن پرداخت و اشاره کرد که در ژانویه ۲۰۱۲ رسانه های اسرائیل گزارش دادند که کمیسیون انرژی اتمی این کشور تصمیم گرفته است رآکتور دیمونا را موقتاً تعطیل کند و به آسیب پذیری برای حمله ای از ایران به عنوان دلیل اصلی این تصمیم استناد کرد.[vii]

رآکتور دیمونا که از آن به عنوان IRR-2 نیز نام می برند، در بیابانی نسبتاً دورافتاده در مرکز تحقیقات هسته ای نگف واقع شده است، و تقریباً در ۲۵ کیلومتری غرب اردن، ۷۵ کیلومتری شرق مصر و ۸۵ کیلومتری جنوب اورشلیم قرار دارد. دیمونا یک رآکتور با سوخت طبیعی-اورانیوم است که با آب سنگین تعدیل می شود. اگرچه آژانس بین المللی انرژی اتمی قدرت تولید آنرا ۲۶ مگاوات حرارتی (MWt) تخمین می زند[viii] بیشتر تحلیلگران مستقل بر این باورند که در اواسط دهه ۱۹۷۰ اسرائیل تولید انرا به ۷۰ تا ۱۵۰ مگاوات ارتقا داده است[ix].

این خروجی باعث می شد که بزرگترین رآکتور منطقه قبل از راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر ایران باشد. حمله به یک راکتور عملیاتی ۱۵۰ مگاواتی حامل یک قارچ رادیواکتیو در جهت شمال غربی از شهر دیمونا (جامعه ای با ۳۰هزار سکنه) شروع و سپس به سمت بیرشوا توسعه میابد، قبل از آنکه به سمت مناطق به شدت پر جمعیت ساحلی اسرائیل با سکنه حدود چهار میلیون نفر پراکنده شود. از نظر آماری، این سناریو می تواند چند صد سرطان بالاتر از نرخ طبیعی مورد انتظار برای جمعیت منطقه تولید کند. نکته قابل مکث درباره امکانات موشکی و حمله احتمالی با پهبادهای کامیکازی که ظاهرا ایران در آن باندازه ای پیشرفت داشته که حتی توانسته روسیه را به خرید آنها ترغیب کند آنست که یک حمله به تجهیزات هسته ای اسرائیل در نگف به معنای گشودن حوزه ایست که عملا جمعیت بسیار گسترده تری در منطقه بویژه جمعیت فلسطینی ساکن ساحل غربی و غزه را نیز هدف قرار خواهد داد. چنین ریسکی را در تصمیم گیری های استراتژیک جمهوری اسلامی نمیتوان نادیده گرفت.

اهداف اصلی موشک های بالستیک دوربرد ایران علاوه بر اسرائیل، احتمالا پایگاه های آمریکا در خاورمیانه و تاسیسات حیاتی نفت هستند. اسرائیل یکی از متمرکزترین سیستم های دفاع موشکی جهان را در خود دارد که به گنبد آهنین معروف است. برای دفاع از پایگاه های آمریکا نیز سیستم خودکار موشکی پاتریوت و دیگر سیستم های دفاع موشکی بکار برده می شوند. به فرض اینکه عربستان سعودی و امارات متحده عربی و سایر شیخ نشین های خلیج فارس ممکن است با اسرائیل در حمله به ایران مشارکت کنند و یا بی تفاوت بمانند قاعدتا با اثار چنین درگیری گسترده ای در کل منطقه همسوی نیستند.

به عبارت دیگر قابل قبول نمی نماید که کل منطقه حاضر باشند وارد یک جنگ تمام عیار دیگر بشوند. بویژه آنکه صدمات ناشی از یک جنگ هسته ای با توجه به امکانات بالفعل اسرائیل و امکانات بالقوه ایران محدود به خاک دو کشور نخواهد ماند و حداقل کل منطقه شام و فلسطین و بخش عمده ای از خلیج فارس را نیز درگیر ضایعات هسته ای خواهد نمود. مضاف بر این هم امارات متحده و هم عربستان سعودی علیرغم تمایل به استفاده از اسرائیل بعنوان نیروی بازدارنده در مقابل توسعه گری های ایران اما در نهایت هنوز از چنان هژمونی در خیابان عرب برخوردار نیستند که بتوانند تماما با ایده تصرف کامل فلسطین اشغالی و ساحل غربی رود اردن که شرط لازم برای قدرت گیری کامل جناح راست در اسرائیل است  کنار بیایند.

در همین ایام است که بدنبال عدم پیشرفت مذاکرات برجام و شروع جنبش اعتراضی در ایران کشورهای عضو اتحادیه اروپا و آمریکا نیز تحت فشار افکار عمومی با نوعی بی اعتمادی به رژیم حاکم در ایران به این نتیجه رسیده اند که اصولا زمان برای رسیدن به یک توافق مناسب نیست. و از این رو فشار های سیاسی و تهدیدات نظامی هم در همین زمینه افزایش یافته است. علاوه بر تغییرات در آرایش نظامی آمریکا در منطقه، بدنبال چندین ماه مبارزه سیاسی در اسرائیل دولت اعتلاف راست و میانه ان کشور سقوط کرد و در انتخابات پاییز آن کشور شکست خورد. جناح دست راستی و تند رو  (حزب لیکود) و رهبر آن بی بی نتانیاهو مانند دو دهه گذشته مجددا به رهبری دولت اسرائیل بازگشتند. فرمانده سابق ارتش بنی گانتز که در دولت کنونی وزیر دفاع است در سخنرانی آخرش در آن مقام برای فارغ التحصیلان خلبانی نیروی هوایی اسرائیل گفت: «در دو یا سه سال آینده، شما ممکن است در آسمان به سمت شرق پرواز کنید و در حمله به سایت های هسته ای در ایران شرکت داشته باشید.[x]» چهره نتانیاهو البته همیشه یادآور احتمال جنگی با ایران بوده است.

هم از این رو انتخاب وی برای مسئولیت شورای امنیت ملی اسرائیل- تزاچی هانگبی، نیز کسی است که از دوران عضویت در کنست و مسئولیت های قبلی اش طرفدار درگیری نظامی با ایران بوده است.  هانگبی قانونگذار کهنه کار لیکود و متحد دیرینه نتانیاهو است که در سال های اخیر بارها تهدید کرده است که اسرائیل در صورت بازگشت آمریکا به توافق هسته ای با ایران معروف به JCPOA به ایران حمله خواهد کرد. او در ماه نوامبر به کانال ۱۲ اسرائیل گفت «در ارزیابی من برای از بین بردن تأسیسات هسته ای در ایران اگر آمریکا توافق هسته ای جدیدی را تأمین نکند یا خود اقدام نظامی علیه ایران انجام ندهد، نتانیاهو دستور حمله به ایران را صادر خواهد کرد.» در سال ۲۰۲۰، هانگبی که در آن زمان وزیر امور شهرکسازی ها در مناطق اشغالی بود، هشدار داد که اگر بایدن در انتخابات رئیس جمهوری برنده شود و آمریکا به برجام  بازگردد، چنین تحولاتی می تواند به جنگ بین اسرائیل و ایران منجر شود[xi].

نتیجه گیری راهبردی

احتمال یک جنگ و درگیری نظامی با ایران برای هیچ یک از قدرت های خارجی ریسک قابل دفاعی نیست. برای کشور ما هم تن دادن به شرایطی که چنین راهکاری را ناگزیر سازد بسیار سنگین و از هر سو هزینه بار است. تجربه کشورهای همسایه ما عراق و افغانستان و نابودی زیر ساخت های کشورهایی مانند سوریه، لیبی و لبنان در طی دهه های اخیر تنها نمونه های کوچک و واقعی از سرنوشتی است که کشور و مردم ما را تهدید میکند. آنچه به مرور در همه مقالات اتاق های فکر وابسته و متمایل به اسرائیل دیده شده است بعد از تثبیت دولت اسرائیل و بویژه بعد از جنگ ناموفق ۱۹۶۷ برای اعراب حاکی از آنست که در همه سناریوهای موجود دولت های مقتدر عرب منطقه: عراق، سوریه، مصر، لیبی و الجزایر  و حتی اردن و ایران زمان شاه همواره هدف تخریب و نابودی بوسیله «آمریکا» قرار داشته اند و این سناریو ها بعد از فروپاشی بلوک شرق سرعت گرفته است.

تفاوت برخی از این کشورها با یکدیگر در وجود ارتش هایشان بوده است. که گاه مانند مصر داوطلبانه بسوی غرب چرخیده اند و در مواردی مثل عراق، سوریه و لیبی به رهبری حکومت ها وفادار ماندند. در مورد مصر دیدیم که حتی پس از بهار عربی و انقلاب هم غرب درمقابل کودتای نظامیان بی تفاوت ماند، حتی اگر فرض کنیم که در کودتا دستی نداشت. در سه کشور دیگر اهداف سیاسی و نظامی اسرائیل و بالطبع غربی ها کاملا حاصل گردید و عملا آنچه باقی ماند یا نابودی کامل و حداکثری در سوریه و لیبی و یا تغییر ساختار و شکل گیری آمریکایی تحت تعلیم آمریکا و انگلیس در عراق است. در هیچ یک از این کشورها ساختار اجتماعی و دیوان حکومتی چنان نبود که مانع از شروع درگیری و جنگ شود.

شاید نمونه عراق با ایران از نظر اندازه و توان نظامی نزدیکترین باشد، ولی از نظر وسعت و طبیعت سرزمینی با ایران تفاوت های بزرگ دارد. در نوع دیکتاتوری، اطمینان بیش از اندازه بخود، و باور داشتن به اینکه قدرت غربی ریسک حمله را نخواهد کرد، صدام حسین هم شباهت هایی به رهبری جمهوری اسلامی داشت. با این وجود در زمان حمله آمریکا به عراق جنگ از نظر نظامی بسیار سریع پیش رفت، حساب آمریکایی ها درباره اینکه صدام حسین طرفداری نخواهد داشت که برایش حاضر به قربانی شدن باشند درست بود. صدام حسین هم سعی کرد در یک هفته اول شروع جنگ موشک های اسکاد خود را بسمت اسرائیل و همین نیروگاه دیمونا پرتاب کند، اما هیچیک از آنها در عمل صدمه ای نتوانست بزند و حتی اشغال عراق را نیز به تاخیر نیانداخت. شکست آمریکا در واقع بعد از سقوط صدام حسین آغاز شد، آنهم نه بخاطر طرفداران حزب بعث، بلکه صرفا بخاطر آنکه نیروی مهاجم برنامه ای برای بعد از شکست رژیم نداشت.

آنچه از آن جنگ بجا ماند البته نابودی زیرساخت های عراق بود، از ان خسارت هم بعدا کمپانی های آمریکایی پول پارو کردند. منطقه نا امن شد و همه آنچه میدانیم، ولی این خسارات فقط یک ژست بد سیاسی برای دولت آمریکا بود. نابودی ساختاری و اجتماعی عمدتا صدمه به مردم عراق و منطقه و در نهایت نتیجه همان هدف اولیه برداشتن یک قدرت مزاحم از سر راه هژمونی اسرائیل در منطقه بود که عملا حاصل شده است. مساله ایران هم در نهایت چیزی جز این نیست. اگر دولتی در آمریکا و اسرائیل تصمیم به نابودی ایران بگیرند، آنها لازم نیست که حتما برای بعد جنگ برنامه ای داشته باشند.

آنها هدفشان محدود به پیروزی در اهداف نظامی ست، نه نگران تعداد کشته شدگان ایرانی هستند، نه نگران بعد از اشغال، نه به تجزیه ایران فکر میکنند، و نه به سیستم آینده حکومتی در کشور. شعار هایی که از دهان بعضی از طرفداران مداخله خارجی میشنویم مبنی بر تاسیس حکومتی دموکراتیک که به حقوق زنان و باورمندان به سکولاریته احترام بگذارد، هیچ یک برای اتاق فکر های دست راستی موضوع تعیین کننده نیستند. این ما هستیم که مخروبه ای را تحویل میگیریم که ده ها سال از مخروبه فعلی هم بد تراست. واقعیت جنگ های این قرن متاسفانه در این است که یک طرف از پنجاه هزار  کیلومتر دورتر جنگی را به ما تحمیل میکند که ما باید با دست و پا در مقابلش بجنگیم و او از راه دور هواپیماهای بدون سرنشین را هدایت و اهداف خود را بمباران خواهد کرد.

اگر جمهوری اسلامی بخواهد تنها با اعتماد ۱۶ موشک و ۵ پهباد استفاده شده در یک شبیه سازی الکترونیکی وارد جنگ با اسرائیلی شود که بدون تردید یکصد بمب هسته ای دارد، باید پذیرفت که حدس دست راستی های اسرائیلی که همواره مدعی بوده اند که رهبران ایران یک حکومت غیر منطقی و آماده خودکشی(شهادت) را اداره میکنند، حدس پر بیراهی نبوده است. اما اگر چنین نیست، پس باید انتظار داشت که حکومت و رهبری جمهوری اسلامی در این مرحله ذکاوت و توصیه خیرخواهان را بپذیرد و با جان میلیون ها نفر مردمی که تا کنون به اینجا رسیده اند بازی نکند.

رهبری جمهوری اسلامی بقای خود را به حضور انبوه میلیونی ایرانیانی بدهکار است که او را بر دوش خود از خاکریز های جنگ عراق عبور داده اند. دلیل آنکه تهدید های نظامی امروز به مراتب بیش از سالهای قبل است چیست؟ نه آمریکا از نظر استراتژی سیاسی و دکترین نظامی عوض شده و نه اسرائیل نسبت به سالهای قبل مقتدرتر شده است. آنچه در این معادله تغییر کرده تنها به حضور مردمی بر میگردد که جانشان به لب رسیده، به خیابان ریخته اند و در مقابل رژیم خواستار حقوق منصفانه و آزادی های مشروع شهروندی خود هستند. از آن سو، تنها پاسخ تاکنونی  جمهوری اسلامی و رهبرش به مردم، سرکوب خشن و به خاک و خون کشیدن خیابان و تلاش برای پراکندن تخم نفرت و کینه بوده است.

جهان در این معادله جدید است که به این باور رسیده که جمهوری اسلامی دیگر آن قدرت هشتاد میلیون نفری با همه کاستی های سیاسی اش در خاورمیانه نیست. رهبری و دولت جمهوری اسلامی اکنون یک دولت تنها و بی پشتوانه از حمایت مردمی، کم و بیش مانند صدام حسین و شاه پهلوی است. آیا در این لحظه رهبری نظام ولایی پیام ها را میشنود و آیا بر عوامل نظامی و امنیتی رژیم هنوز کنترل دارد یا همچنان غره به قدرت خدای شصت است؟



[i] Joe Biden Inches Toward War with Iran, Makes Israel Full Military Partner:

https://www.newsweek.com/joe-biden-inches-toward-war-iran-makes-israel-full-military-partner-1768600

[ii] William M. Arkin is an award-winning journalist and best-selling author of more than a dozen books on national security issues.

[iv] Joe Biden Inches Toward War with Iran, Makes Israel Full Military Partner:

https://www.newsweek.com/joe-biden-inches-toward-war-iran-makes-israel-full-military-partner-1768600

تاریخ انتشار : ۱۱ دی, ۱۴۰۱ ۱:۱۳ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

تحریم انفعال نیست بلکه یک خواست اخلاقی و سیاسی است و یک حرکت مدنی برای دفاع از حق مشروع خویش است. در شرایطی که رژِیم بیش از ۸۰ در صد از جامعه ناراضی را از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محرم کرده است….

مرگِ سیاه

و تنها کسی که نمی خواست بداند،
که زندگی جاری است،
دستانی بود که اسلحه بر دست،
جز تداوم خویش را نمی پائید.

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

حساسیت این انتخابات چنان است که نه فقط به معنی شروع دوره‌ پساخامنه‌ای دانست، بلکه می توان آن را از جهتی با توجه به رسیدن نظام به‌ سنگر پایانی خود به‌ عنوان شام آخر و چه بسا سلطان‌ آخر سلسه ولایت فقیه دانست.

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

نام الیاس و خبر قتل‌اش چند روز بعد از مرگ او در یکی دو روزنامه علنی شد. نباید صدایش را در می‌آوردند، راننده از خودی‌های نظام بود. او را به راحتی کشتند؛ مثل خیلی از دخترها و پسرهایی که در خیابان فریاد می‌زدند: زن، زندگی، آزادی….

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

مرگِ سیاه

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

مصاحبه با رفیق فرخ نعمت‌پور در مورد انتخابات مجلس و خبرگان ١۴٠٢