سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۶:۱۳

شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۳

گفتمان‌های اقتدارگرایانه و فاشیستی در میان ایرانیان

مریم موسوی: اکنون، پس از جنگ و در میانه‌ی فضای قطبی و فرسوده‌ی سیاسی، پرسشی جدی پیش روی جامعه‌ی ایران قرار گرفته است: چگونه کشوری که از مشروطه تا زن، زندگی، آزادی مترقی‌ترین جنبش‌های تاریخ معاصر را در خود بپرورانده، امروز تا این اندازه مستعد رشد گفتمان‌های اقتدارگرایانه و فاشیستی شده است؟
Getting your Trinity Audio player ready...
روایت جنگ

نیازمندی ایرانیان به‌مواجهه با بحران‌های فکری-سیاسی خود
طی جنگ اخیر، تقریباً با هر فرد غیر ایرانی که صحبت کردم، به‌صراحت مخالف جنگ بود؛ (چیزی که منطقی به نظر می‌رسد، چراکه جنگ، فارغ از هر روایت سیاسی، همواره با خونریزی، آوارگی و نابودی همراه است) اما درعین‌حال، شاهد خشم و عصبانیت بخشی از ایرانیان، نسبت به مخالفان خارجی جنگ بوده‌ام. جملاتی ازاین‌دست زیاد شنیده می‌شد: «شما هیچ‌چیز از کشور ما نمی‌دانید»، «وقتی حکومت در دی‌ماه جوانان ما را می‌کشت کجا بودید؟ چرا سکوت کردید؟»، «دست از سر کشور و مردم ما بردارید».

حتی اگر این گلایه‌ها درست باشد، باز این پرسش مطرح می‌شود: چرا بخش بزرگی از افکار عمومی جهان پشت ایرانیان را خالی کرده است؟ آیا باید نتیجه گرفت که همه بدطینت‌اند و انسانیت برایشان اهمیتی ندارد؟ آیا همه فریب جمهوری اسلامی را خورده‌اند؟ یا شاید ساده‌ترین پاسخ برای برخی این باشد که هر مخالفی را «چپ»، «نادان» یا «طرفدار جمهوری اسلامی» بنامند و مسئله را برای خود حل کنند.

چهره‌های سیاسی یک شبه
بماند که بسیاری از همین شاکیان، ناگهان و یک‌شبه به چهره‌های سیاسی و مبارزان خود‌خوانده تبدیل شده‌اند؛ اگر به چند سال یا حتی چند ماه قبل‌ترشان نگاه کنی، نه اثری از فعالیت مدنی می‌بینی و نه حتی کوچک‌ترین حساسیت سیاسی. دیر آمده‌اند و می‌خواهند زود بروند، بی‌آنکه بفهمند این مسیری که با چنین شتابی در آن می‌دوند رو به ترکستان است.

حمایت جهانی از مردم ایران را در جنبش «زن، زندگی، آزادی» دیدیم؛ جنبشی که توانست بخش بزرگی از جامعه‌ی ایران را با خود همراه کند. در آن دوره شاهد موج گسترده‌ای از آثار هنری، بیانیه‌ها، تجمعات و نشست‌ها در حمایت از مردم ایران بودیم. آیا آن زمان جهان بی‌تفاوت بود؟ آیا کنار مردم ایران ایستاد یا نه؟

از «زن، زندگی، آزادی» تا فاشیسم روزمره
جهان در جنبش زن، زندگی، آزادی تمام‌قد در کنار ایرانیان ایستاد، چون این جنبش یکی از مترقی‌ترین جنبش‌های معاصر ایران بود؛ جنبشی که بر آزادی، کرامت انسانی و حق زیستن تأکید داشت و توانست مرزهای سیاسی، قومی، جنسیتی و نسلی را درنوردد. همان جنبش بود که به هردلیل حکومت را وادار به عقب‌نشینی در باره حجاب کرد. اما اکنون، پس از جنگ و در میانه‌ی فضای قطبی و فرسوده‌ی سیاسی، پرسشی جدی پیش روی جامعه‌ی ایران قرار گرفته است: چگونه کشوری که از مشروطه تا زن، زندگی، آزادی مترقی‌ترین جنبش‌های تاریخ معاصر را در خود بپرورانده، امروز تا این اندازه مستعد رشد گفتمان‌های اقتدارگرایانه و فاشیستی شده است؟

چگونه ایده‌هایی که زمانی در حاشیه بودند، اکنون حتی در میان بخشی از طبقه‌ی تحصیل‌کرده و نخبگان نیز مخاطب پیدا کرده‌اند؟ یکی از آشکارترین نشانه‌های این وضعیت را می‌توان در برخورد با مهاجران افغانستانی دید؛ جایی که زبان تحقیر، نفرت و حذف، به‌تدریج چنان عادی شده که گاه حتی از سوی کسانی تکرار می‌شود که خود را مدافع آزادی، حقوق بشر و جامعه‌ی مدنی می‌دانند. جامعه‌ای که سال‌ها از رنج تبعیض، سرکوب و حذف سخن گفته، چگونه تا این اندازه نسبت به رنج «دیگری» بی‌اعتنا شده است؟ چگونه بخشی از همان جامعه‌ای که خواهان کرامت و آزادی برای خود بود، امروز در برابر مهاجر افغانستانی از ادبیاتی استفاده می‌کند که بیش از هر چیز یادآور گفتمان‌های نژادپرستانه و فاشیستی است؟

بحران تخیل سیاسی و پادشاهی خواهی
هم‌زمان، احیای نوستالژی برای نظام پادشاهی نیز نشانه‌ی دیگری از همین بحران است؛ گرایشی که اغلب به‌جای دفاع از دموکراسی، تکثر و گفت‌وگو، بر نوعی اقتدارگرایی، حذف مخالف و رؤیای بازگشت به یک «دوران طلایی » خیالی استوار است. در این نقطه از تاریخ، پادشاهی‌خواهی بیش از آن‌که یک آلترناتیو سیاسی جدی باشد، نشانه‌ای از بحران تخیل سیاسی و میل مداوم به منجی و اقتدار است؛ نوعی ناتوانی در تصور آینده‌ای که بر مشارکت جمعی، مسئولیت‌پذیری و بلوغ دموکراتیک استوار باشد.

بی‌تردید بخشی از جمهوری اسلامی طی دهه‌ها برای تضعیف همبستگی اجتماعی، تخریب اعتماد عمومی و ایجاد شکاف میان نیروهای مخالف تلاش کرده است. اما توضیح همه‌چیز با ارجاع به حکومت، ساده‌سازی مسئله است. رابطه‌ی حکومت و جامعه، رابطه‌ای یک‌سویه نیست؛ همان‌قدر که حکومت در شکل‌دادن به نظام فکری، رفتارهای اجتماعی و فرهنگ سیاسی جامعه نقش داشته، جامعه نیز در بازتولید یا تغییر ویژگی‌های بنیادین حکومت نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند. نمونه‌ی روشن آن را می‌توان در جنبش زن، زندگی، آزادی دید؛ جایی که خواست مترقی بخش بزرگی از جامعه توانست حکومت را به  وادار به پذیرش کند و برخی از قواعد تثبیت‌شده‌ی آن را دستخوش تغییر کند.

جامعه‌ی ایران نیازمند مواجهه‌ای صادقانه با بحران‌های فکری و سیاسی خود است؛ بحرانی که تنها با بازاندیشی، نقد درونی و احیای ارزش‌های دموکراتیک می‌توان از آن عبور کرد.

تا زمانی که میل به منجی، اقتدار و واگذاری مسئولیت جمعی همچنان در بخش‌هایی از جامعه بازتولید می‌شود، صرفِ تغییر حکومت لزوماً به معنای حرکت به سوی آزادی نخواهد بود.
شاید مهم‌ترین پرسش امروز این باشد که جامعه‌ی ایران، با همه‌ی تجربه‌های تاریخی و فرهنگی‌اش، دقیقاً چه چیزی را در خود بازتولید می‌کند و قرار است به چه چیزی تبدیل شود.

مریم موسوی: فیلمساز ایرانی

گفتمان‌های اقتدارگرایانه و فاشیستی در میان ایرانیان | کانون زنان ایرانی

تاریخ انتشار : ۳ خرداد, ۱۴۰۵ ۱۱:۳۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

“پیمان مکه ونظامات خاورمیانه ای”

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – تیر ماه ۱۴۰۵

انقلاب ۱۳۵۷؛ خیزش میلیونی مردم ایران بود، نه حرکت چند گروه کوچک

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان- در محکومیت کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

سه کودتای « ارزان » و « آسان » در تاریخ معاصر ایران !!!