سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۵ فروردین, ۱۴۰۵ ۰۶:۲۰

شنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۰

تراژدی، پیروزی در شکست بود

مارکسیستها اشاره میکنند که تراژدیهای مهم رئالیستی در زمان تحول تاریخی، شرایط بحران و انقلاب بوجود آمدند. قهرمان تراژدیک بین دوتضاد قرار دارد یعنی بین ضرورت وجبرتاریخی-سرنوشتی یا آزادی انتخاب واراده. هبل، ادیب آلمانی نوشت که تمام زندگی، مبارزه با خود، با جهان، با سرنوشت، یا طبقه، با دولت حاکم، با کلیسا و غیره است.

مقوله تراژدی مفهومی است فلسفی،  زیباشناسانه و استتیک،  چون آن در ادبیات جهان ژانری نمایشی دراماتیک نیز است.  تئاتر در غرب در بیش از ۲۶۰۰ سال پیش دریونان با تراژدی آغاز شد.  سه تراژدی نویس مشهور عصرباستان – سوفوکلس، آشیلوس، و اویرپیوس بودند. در غالب نمایشنامه های تراژدیک، انسان عملگرا وخودآزار به مبارزه باسرنوشت محتوم خود میپردازد.

بعدازیونانیها، رومیها ۲۴۰ سال پیش از میلاد به نوشتن تراژدیهایی پرداختند وبعداز میلاد سخنوری بنام سنکا کوشید تابا کمک موضوعات سیاسی و اخلاقی آثاری تراژدیک بیافریند.  در سدههای میانه بدلیل فشارمسیحیت، تراژدی نویسی رونقی نداشت.  در قرون ۱۶و۱۷ روشن فکران بازهم سراغ هنروفرهنگ باستان رفتند.

غیرازسه نمایشنامه نویس معروف مذکورعصرباستان،  مارلو و شکسپیر دردوره رنسانس،  لسینگ، گوته،و شیلر دردوره روشنگری و انقلاب بورژوایی نیزسراغ نراژدی نویسی رفتند.  همچنین در قرن ۱۸ میلادی لسینگ و مندلسن درآلمان به نوشتن نمایشنامه های تراژدیک همت گماشتند.

شیلرمیگفت وظیفه نویسنده آنست که باکمک نوشتن تراژدی، شخصیت متعال و والای انسان را نشان دهد. وی در سال ۱۷۹۲ میلادی دو کتاب با عنوانهای – در باره هنرتراژدیک،  و “دلیل لذت و تفریح درموضوعات تراژدیک”،  را نوشت.  به نقل از مورخین چپ ادبیات،  تراژدی نویسانی مانند گورگی و وینسکی هفتادسال نمایشنامه نویسی انقلاب اکتبررانمایندگی نمودند.

درنظریه تراژدی نویسی،  ارسطوباعث شد که آن موضوع هنر و تئوری ادبی واستتیک فلسفی شود. وی مینویسد هنردرتراژدی بجای گزارش و روایت، موضوع نمایش میشود چون آن تقلید وتصویری ازعمل است. هگل نیزدرفلسفه استتیک خود ازاصول تراژدی سخن گفت،  وگوته و یاسپر آنرا به بحث گذاشتند.

 چون زندگی شامل تضاد وتناقض است جنبه هنری آن نیزگاهی بشکل تراژدی-کمدی مطرح میشود. مهمترین نوع هنری درام درکنارکمدی در غرب، تراژدی ادبی بود که نمایش هنری درد و رنج انسان شد. تراژدی نویسان،  غمنامه نویسان سنتی درام هستند. تراژدی نمایشنامه ایست درباره واقعه ای تکاندهنده، غم انگیز ویا بدبختی های ناشی ازآن. همانطورکه کمدی موجب شعف ونشاط بیننده وخواننده میشود،تراژدی باغم ودردورنج انسان همراه است.

موضوعات تراژیک درآغازریشه در مطرح نمودن موضوعات تاریخی، اسطوره ای و حماسی داشتند. مارکسیستها میگویند که در عصر سازندگی و جامعه سوسیالیستی،  مبارزات تراژدیک انسانها با یکدیگر تبدیل به مبارزه آنان با طبیعت وفرهنگ متحجر طبقاتی گذشته میشود، حتی سقوط وشکست موقتی قهرمان درزمان حال، زمینه ساز پیروزی مبارزات انسانهای آینده بعدی میشود.

طبق تعریف ارسطو گرچه تراژدی دراغازهمراه با فریاد، زاری،گریه،نفرت،  وترس است ولی در خاتمه موجب پاکی ونظافت روح ووجدان تماشاچی،  شنونده،  و خواننده میگردد. به زبانی دیگر کاروعمل قهرمانانه درمقابل درد ورنج وزاری باعث پاکی روان وتربیت اخلاق و شخصیت انسان میشود. قهرمان تراژدیک گاهی باید بین آزادی و اختیار، و جبر اجتماعی-تاریخی یکی را انتخاب کند یا میان معنی وپوچی، درد و دلداری، هدف و بی هدفی، آزادی و جبر، فشار و نفی وجدان شخصی و سرنوشت،  جنایات و مکافات، من و جهان، انسان و خدا، دست به انتخاب بزند.

مارکسیستها اشاره میکنند که تراژدیهای مهم رئالیستی در زمان تحول تاریخی،  شرایط بحران و انقلاب بوجود آمدند. قهرمان تراژدیک بین دوتضاد قرار دارد یعنی بین ضرورت وجبرتاریخی-سرنوشتی یا آزادی انتخاب واراده. هبل، ادیب آلمانی نوشت که تمام زندگی، مبارزه با خود،  با جهان، با سرنوشت، یا طبقه، با دولت حاکم، با کلیسا و غیره است.

در تراژدی مبارزه ودرگیری عادلانه وضروری قهرمان معمولا منجربه شکست یا نابودی اومیشود، گرچه او تاثیرات مهمی ازخود برای آینده گان بجا میگذارد.  قهرمان ممکن است برای دفاع از ارزشها وایدههایی دست به مبارزه بزند.  مبارزه و مقاومت تراژیک معمولا اجتناب ناپذیر است.  شخصیت تراژدیک بی گناه و بی تقصیر مجبوربه مبارزه است.

غالبا انسانهای اطراف برای قهرمان تراژدیک ارزش و احترام خاصی قائل هستند و از شخصیت محکم و صداقت و فداکاری اوتعجب میکنند. به این دلیل آنها اغلب به اسطورههای فرهنگ آن جامعه می پیوندند.  در تراژدی تناقض نابودکننده ای به آزمایش عظمت انسان برای انتخاب بین آزادی و سرنوشت میپردازد.  تراژدی شامل چند معنی و صفت است از جمله بدشانسی سرنوشت ساز و تکاندهنده همراه با یک بدبختی ونبرد اجتناب ناپذیر همراه با سقوط و شکست حتمی و یا نامساعد بودن شرایط تاریخی اجتماعی.  ولی در پایان قهرمان تراژدیک بصورت سنبل وجدان آگاه و عدالت و انسانیت بشکل فدایی و مجاهد و شهید و قهرمان در خاطرهها میماند.  گرچه میتوان در زبان فارسی تراژدی را فاجعه ترجمه کرد ولی آن به زیبایی و جامعیت واژه تراژدی یونانی نیست.  در فرهنگ و تاریخ روشنگری غرب سقراط را میتوان نخستین چهره ثبت شده تراژدیک دانست که از طرف اشرافیت حاکم اتن به مرگ محکوم شد.  در رابطه با مفهوم تراژدی اشاره میشود که  گاهی پیروزی در شکست ابدی میشود. 

تاریخ انتشار : ۲۹ آذر, ۱۳۹۴ ۹:۱۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

قانون اعدام فلسطینیان؛ نقض آشکار حقوق بین‌الملل و اصول بنیادین انسانیت

هیات سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): تصویب این قانون نقض آشکار کنوانسیون چهارم ژنو دربارهٔ حفاظت از اشخاص غیرنظامی در زمان جنگ است؛ به‌ویژه ممنوعیت اقدامات تلافی‌جویانه و اصل بنیادین منع مجازات جمعی. سازمان ما این اقدام را قاطعانه محکوم می‌کند. از نظر ما، چنین قانونی نه‌تنها تعهدات اساسی حقوق بشردوستانه را زیر پا می‌گذارد، بلکه با اصل عدم تبعیض مندرج در مواد ۲ و ۲۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز در تعارض قرار دارد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

هشدار کارشناسان حقوق بین‌الملل: احتمال ارتکاب جنایت جنگی توسط امریکا و اسرائیل در ایران

آنچه به «نظم بین‌المللی قانون‌محور» شهرت یافته است، همواره بازتابی از سلطۀ اقتصادی و نظامی غرب بوده است. تا زمانی که ایالات متحده این برتری را بدون چالش حفظ کرده بود، می‌توانست همراه با متحدانش هم قواعد را تعیین کند و هم در صورت لزوم آن‌ها را نقض کند. اما با قدرت گرفتن کشورهایی مانند چین و روسیه، رقابت میان قدرت‌های بزرگ شدت گرفته و آمریکا برای حفظ نفوذ خود بر مناطق استراتژیک، مسیرهای تجاری و منابع حیاتی، بیش از پیش به استفادۀ تهاجمی از توان نظامی روی آورده است.

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تحلیل واکنش‌های اجتماعی و روایت‌های رسانه‌ای پس از تجاوز نظامی به ایران

 به‌دست ترامپ بمیریم باحال‌تره تا بن‌لادن!! به‌دست ارتش اسرائیل بمباران شیم بهتر نیست تا داعش؟!

صدایی از درون ایران

بمباران انستیتو پاستور دشمنی با تندرستی جامعهٔ بشری است

هشدار کارشناسان حقوق بین‌الملل: احتمال ارتکاب جنایت جنگی توسط امریکا و اسرائیل در ایران

پاستور زیر آوار؛ زخمی که بر بدن جامعه نشست