سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۴:۳۵

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۴:۳۵

تراژدی، پیروزی در شکست بود

مارکسیستها اشاره میکنند که تراژدیهای مهم رئالیستی در زمان تحول تاریخی، شرایط بحران و انقلاب بوجود آمدند. قهرمان تراژدیک بین دوتضاد قرار دارد یعنی بین ضرورت وجبرتاریخی-سرنوشتی یا آزادی انتخاب واراده. هبل، ادیب آلمانی نوشت که تمام زندگی، مبارزه با خود، با جهان، با سرنوشت، یا طبقه، با دولت حاکم، با کلیسا و غیره است.

مقوله تراژدی مفهومی است فلسفی،  زیباشناسانه و استتیک،  چون آن در ادبیات جهان ژانری نمایشی دراماتیک نیز است.  تئاتر در غرب در بیش از ۲۶۰۰ سال پیش دریونان با تراژدی آغاز شد.  سه تراژدی نویس مشهور عصرباستان – سوفوکلس، آشیلوس، و اویرپیوس بودند. در غالب نمایشنامه های تراژدیک، انسان عملگرا وخودآزار به مبارزه باسرنوشت محتوم خود میپردازد.

بعدازیونانیها، رومیها ۲۴۰ سال پیش از میلاد به نوشتن تراژدیهایی پرداختند وبعداز میلاد سخنوری بنام سنکا کوشید تابا کمک موضوعات سیاسی و اخلاقی آثاری تراژدیک بیافریند.  در سدههای میانه بدلیل فشارمسیحیت، تراژدی نویسی رونقی نداشت.  در قرون ۱۶و۱۷ روشن فکران بازهم سراغ هنروفرهنگ باستان رفتند.

غیرازسه نمایشنامه نویس معروف مذکورعصرباستان،  مارلو و شکسپیر دردوره رنسانس،  لسینگ، گوته،و شیلر دردوره روشنگری و انقلاب بورژوایی نیزسراغ نراژدی نویسی رفتند.  همچنین در قرن ۱۸ میلادی لسینگ و مندلسن درآلمان به نوشتن نمایشنامه های تراژدیک همت گماشتند.

شیلرمیگفت وظیفه نویسنده آنست که باکمک نوشتن تراژدی، شخصیت متعال و والای انسان را نشان دهد. وی در سال ۱۷۹۲ میلادی دو کتاب با عنوانهای – در باره هنرتراژدیک،  و “دلیل لذت و تفریح درموضوعات تراژدیک”،  را نوشت.  به نقل از مورخین چپ ادبیات،  تراژدی نویسانی مانند گورگی و وینسکی هفتادسال نمایشنامه نویسی انقلاب اکتبررانمایندگی نمودند.

درنظریه تراژدی نویسی،  ارسطوباعث شد که آن موضوع هنر و تئوری ادبی واستتیک فلسفی شود. وی مینویسد هنردرتراژدی بجای گزارش و روایت، موضوع نمایش میشود چون آن تقلید وتصویری ازعمل است. هگل نیزدرفلسفه استتیک خود ازاصول تراژدی سخن گفت،  وگوته و یاسپر آنرا به بحث گذاشتند.

 چون زندگی شامل تضاد وتناقض است جنبه هنری آن نیزگاهی بشکل تراژدی-کمدی مطرح میشود. مهمترین نوع هنری درام درکنارکمدی در غرب، تراژدی ادبی بود که نمایش هنری درد و رنج انسان شد. تراژدی نویسان،  غمنامه نویسان سنتی درام هستند. تراژدی نمایشنامه ایست درباره واقعه ای تکاندهنده، غم انگیز ویا بدبختی های ناشی ازآن. همانطورکه کمدی موجب شعف ونشاط بیننده وخواننده میشود،تراژدی باغم ودردورنج انسان همراه است.

موضوعات تراژیک درآغازریشه در مطرح نمودن موضوعات تاریخی، اسطوره ای و حماسی داشتند. مارکسیستها میگویند که در عصر سازندگی و جامعه سوسیالیستی،  مبارزات تراژدیک انسانها با یکدیگر تبدیل به مبارزه آنان با طبیعت وفرهنگ متحجر طبقاتی گذشته میشود، حتی سقوط وشکست موقتی قهرمان درزمان حال، زمینه ساز پیروزی مبارزات انسانهای آینده بعدی میشود.

طبق تعریف ارسطو گرچه تراژدی دراغازهمراه با فریاد، زاری،گریه،نفرت،  وترس است ولی در خاتمه موجب پاکی ونظافت روح ووجدان تماشاچی،  شنونده،  و خواننده میگردد. به زبانی دیگر کاروعمل قهرمانانه درمقابل درد ورنج وزاری باعث پاکی روان وتربیت اخلاق و شخصیت انسان میشود. قهرمان تراژدیک گاهی باید بین آزادی و اختیار، و جبر اجتماعی-تاریخی یکی را انتخاب کند یا میان معنی وپوچی، درد و دلداری، هدف و بی هدفی، آزادی و جبر، فشار و نفی وجدان شخصی و سرنوشت،  جنایات و مکافات، من و جهان، انسان و خدا، دست به انتخاب بزند.

مارکسیستها اشاره میکنند که تراژدیهای مهم رئالیستی در زمان تحول تاریخی،  شرایط بحران و انقلاب بوجود آمدند. قهرمان تراژدیک بین دوتضاد قرار دارد یعنی بین ضرورت وجبرتاریخی-سرنوشتی یا آزادی انتخاب واراده. هبل، ادیب آلمانی نوشت که تمام زندگی، مبارزه با خود،  با جهان، با سرنوشت، یا طبقه، با دولت حاکم، با کلیسا و غیره است.

در تراژدی مبارزه ودرگیری عادلانه وضروری قهرمان معمولا منجربه شکست یا نابودی اومیشود، گرچه او تاثیرات مهمی ازخود برای آینده گان بجا میگذارد.  قهرمان ممکن است برای دفاع از ارزشها وایدههایی دست به مبارزه بزند.  مبارزه و مقاومت تراژیک معمولا اجتناب ناپذیر است.  شخصیت تراژدیک بی گناه و بی تقصیر مجبوربه مبارزه است.

غالبا انسانهای اطراف برای قهرمان تراژدیک ارزش و احترام خاصی قائل هستند و از شخصیت محکم و صداقت و فداکاری اوتعجب میکنند. به این دلیل آنها اغلب به اسطورههای فرهنگ آن جامعه می پیوندند.  در تراژدی تناقض نابودکننده ای به آزمایش عظمت انسان برای انتخاب بین آزادی و سرنوشت میپردازد.  تراژدی شامل چند معنی و صفت است از جمله بدشانسی سرنوشت ساز و تکاندهنده همراه با یک بدبختی ونبرد اجتناب ناپذیر همراه با سقوط و شکست حتمی و یا نامساعد بودن شرایط تاریخی اجتماعی.  ولی در پایان قهرمان تراژدیک بصورت سنبل وجدان آگاه و عدالت و انسانیت بشکل فدایی و مجاهد و شهید و قهرمان در خاطرهها میماند.  گرچه میتوان در زبان فارسی تراژدی را فاجعه ترجمه کرد ولی آن به زیبایی و جامعیت واژه تراژدی یونانی نیست.  در فرهنگ و تاریخ روشنگری غرب سقراط را میتوان نخستین چهره ثبت شده تراژدیک دانست که از طرف اشرافیت حاکم اتن به مرگ محکوم شد.  در رابطه با مفهوم تراژدی اشاره میشود که  گاهی پیروزی در شکست ابدی میشود. 

تاریخ انتشار : ۲۹ آذر, ۱۳۹۴ ۹:۱۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جسی جکسون، فعال حقوق مدنی آمریکایی، در سن ۸۴ سالگی درگذشت.

سازمان ملل از فرانچسکا آلبانیزی، گزارشگر ویژه فلسطین، دفاع می‌کند.

رویاهای من برای ایران

وقتی کارگران در جنبش توده ایی حل می‌شوند: بحران سازمان‌یافتگی در خیزش‌های سراسری ایران!

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان: اعتصاب ۲۹ بهمن، عزای عمومی برای رویاهای ناتمام دانش‌آموزان

من موادفروشم، وطن‌فروش نیستم