سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۲:۵۰

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۰

عینیت توتالیتاریسم در احکام صادره برای فعالین ملی و مدنی آذربایجان در اردبیل

حقیقتی که باید برای حاکمیت آشکار کنیم این است که ارعاب و فشار به نسبت عکس هویت طلبی را افزایش می دهد. یعنی آخرین بازدارنده اوج گرفتن ارعاب است. به موجب این امر تداوم مشارکت و همبستگی بین فعالین افزایش یافته و فعالین احساس می کنند که سرنوشتشان به همدیگر گره خورده است. ما به این همبستگی نیاز داریم

اگر بخواهیم جامعه خود را در تقسیم بندی جوامع از منظر توسعه یافتگی مورد بررسی قرار دهیم، فضای حاکم بر آن نه قالب سنتی به خود می گیرد و نه مشمول پارامترهای مدرنیته می گردد، بل جامعه ای است جدا شده از سنت و نرسیده به مدرنیسم. جامعه ای که فعالین مدنی و افکار عمومی آن درصد کمی از جامعه را تشکیل می دهند و انبوهه ی نمایشگر بخصوص طیف توده آن رقمی بالا از جمعیت را در بر می گیرد. این توده ها بر اثر آگاهی از یک مصلحت مشترک گرد هم نمی آیند. آنها فاقد آن احساس تمایز طبقاتی ویژه ای هستند که در هدفهای معین، محدود و دسترسی پذیر بیان شود. اصطلاح توده ها تنها به آن مردمی اطلاق می شود که به دلیل آن که ماهیتا چیزی بیشتر از مجموعه ای افراد بی هویت و بی تفاوت نیستند، نمیتوان آنها را در سازمانی مبتنی بر مصلحت مشترک یا در احزاب سیاسی و حکومتهای محلی و یا در سازمانهای حرفه ای و اتحادیه های کارگری متشکل کرد. از این رو هدف حکومتهای توتالیتر ( تمامیت خواه ) سازمان دادن توده هاست و در این کار موفق نیز هستند. این حکومتها چنان به نیروی کثرت عددی متکی هستند که حتی در شرایط دلخواه نیز رژیم توتالیتر نمی تواند در کشورهای کم جمعیت پا بگیرد. به همین دلیل یک دموکراسی می تواند بر طبق قوانینی کارکرد داشته باشد که تنها یک اقلیت آنها را به رسمیت بشناسند. دموکراسی با آن که لازم است به هیچ وجه تضمینی برای مهار قدرت نمی باشد. در دموکراسی ممکن است اکثریت بر اقلیت با جبری بی رحمانه حکومت کند. در دوره ۱۸۸۵ تا ۱۹۲۲ حکومت انگلستان صرف نظر از عدم شرکت زنان حکومتی دموکراتیک بود ولی این امر مانع ستمگری در ایرلند نمی شد.

در چنین حکومتهایی اگر اهرمهایی برای کنترل قدرت حاکمیت که وظایف اجرایی را بر عهده دارند وجود نداشته باشد او بزودی قدرت بسیار نا مطلوبی را به دست می آورد. این نکته بخصوص در مورد نیروهای امنیتی , قضایی و پلیس صادق است. جان کلام این که ضامن موجودیت , بقا و ترقی این نیروها که خود تضمینی برای پایستگی دیگر نهادها می باشند محکومیت و در انزوا قرار دادن فعالینی است که خواسته هایشان به هر دلیلی با منافع حاکمیت منافات دارد. نخستین گام اساسی این نهادها در بدست آوردن این چیرگی کشتن شخصیت حقوقی بازداشت شدگان است. ما بارها شاهد این کار در رابطه با فعالین آذربایجانی بوده ایم. گویی وظیفه نهادهای قضایی کشف جنایت نیست بلکه وظیفه اش این است که هر از گاهی هر گاه که ایجاب می کند دسته معینی از ملت ما را دستگیر کند. این چیرگی می کوشد تا ملتها را به گونه ای سازماندهی کند که تکثر و تمایز نامحدودشان از میان رفته و کلهم به یک ملت واحد بدل شوند.

از دیدگاه حقوقی جالبتر از قضیه تبدیل مقوله مظنون به مقوله ی دشمن عینی , جایگزینی مقوله ی جرم محتمل به جای مقوله ی مظنون به خلاف است. از این روی در چنین شرایطی مقوله مظنون نه فعالین که کل ملت آذربایجان را فرا می گیرد. هر اندیشه ای در هر یک از شاخه های فعالیت انسان آذربایجانی که از خط رسمی انحراف داشته باشد مظنون است. علی الاصول نوع بشر به خاطر توانایی اندیشیدن مظنونند !

اخیرا شش تن از فعالین هویت طلب آذربایجانی به نامهای عسگر اکبرزاده، حسین حسینی، بهروز علیزاده، اردشیر کریمی خیاوی، ودود سعادتی، و رحیم غلامی در طی نمایشنامه ای که قبلا بارها شاهد به اجرا درآمدن چنین سناریوهایی بودیم در اردبیل محکوم به پنج سال زندان همراه با تبعید شدند. البته باید میان هزینه و ریسک فعالین تفاوت قائل شد. دسته ای از فعالین به محاسبه هزینه ودسته دوم به محاسبه ریسک می پردازند که هر دو به نوعی عقلانی هستند. هزینه عبارت است از پرداخت پول، زمان، انرژی و … از سوی فعال، آنچه که عواقب آن نفع یا ضرر تحت کنترل فرد است اما ریسک تنها به خود فعال بر نمی گردد بلکه دیگران نیز باید درعواقب این ریسک سهیم باشند. لذا کسی که ریسک و خطر می کند منتظر عواقب اجتماعی و فیزیکی آن نیز هست و قابل کنترل فرد نیست. هم اکنون اگر در کوچه و خیابان از هویت حرف بزنی همه از احتمال زندانی شدن هشدار می دهند. یعنی محکومیت فعالین نه تنها برای خودشان بلکه برای مردم نیز عادی شده است که همان خواست حاکمیت است. اگر این روند را متوقف نکنیم امروز به خاطر شرکت در کلاس رقص و بزرگداشت مشاهیرمان و … به پنج سال زندان و تبعید محکوم می کنند، فردا به خاطر ترک بودن اعدام.

پس برای جلوگیری از چنین اقداماتی چه باید کرد؟
در چنین شرایطی عقب نشینی آثار نامطلوبی را در بر خواهد داشت که سوای آن، نفس مفهوم عقب نشینی هر چند تاکتیکی گذرا باشد احیای حقوق بحق را به تاخیر می اندازد.

یکی از راههای مهار قدرت و ارعاب، تبلیغات است. می بایست اعلام و انتشار شکایات و خواستها ممکن باشد. تبلیغ و تهییج به شرط آن که مردم را به قانون شکنی برنیانگیزد. حاکمیت نباید بتواند با ارعاب و صدور احکام سنگین مشروعیت و حقوق پایمال شده فعالینمان را بایکوت کند که اگر موفق به چنین کاری شود احکام صادره روندی عادی پیدا کرده و بارها در آینده با صورتهایی غیر معقول تر از اکنون تکرار خواهد شد. یک ژست موفقیت آمیز زمانی بدست می آید که معنایی مدنی و اجتماعی را در برگیرد، حال آن که بسیاری از ما در انزوا بسر می بریم، به همین دلیل در مقابل هر چه پیش آید تسلیم هستیم.

پیدایش آگاهی جمعی
این آگاهی زمانی حاصل می شود که فعالین آذربایجانی به این نتیجه برسند که نمی توانند خواسته های خود را از خلال فرآیندهای روتین سیاسی حل کنند که امری آشکار برای همه ماست. در چنین مواقعی عموم از مسایل مشترک ملی آگاه می شوند و مشروعیت اقدامات نهادهای قضایی را زیر سوال می برند. آگاهی بخشی، از آغاز هویت طلبی رل اصلی را برای فعالین بازی می کند. ولی آیا این آگاهی در میان ملت ما به حد قابل قبولی رسیده است؟ لازم به ذکر است که اگر آگاهی مذکور در ملت آذربایجان بوجود آید فعالین به قدرتی دست می یابند که حاکمیت نمی تواند آن را نادیده بگیرد و به موجب این امر قدرت حاکمیت در جهات نامشروع کاهش می یابد.

عدم تاثیر تاکتیکهای مسالمت آمیز باعث قهرآمیز شدن فعالیت البته نه به معنی غیرمدنی آن که در جهات نافرمانی مدنی (تحصن، اعتصاب …) می شود. استفاده از روشهای مبارزه منفی به این معنی ست که احکام و نهادهای صادرکننده آن غیر قابل اعتمادند. حقیقتی که باید برای حاکمیت آشکار کنیم این است که ارعاب و فشار به نسبت عکس هویت طلبی را افزایش می دهد. یعنی آخرین بازدارنده اوج گرفتن ارعاب است. به موجب این امر تداوم مشارکت و همبستگی بین فعالین افزایش یافته و فعالین احساس می کنند که سرنوشتشان به همدیگر گره خورده است. ما به این همبستگی نیاز داریم.

در آخر چنین به نظر می آید که الزام درونی منطقی که تنها محتوای آن پرهیز از تناقضهاست هویت انسان را در ورای روابطش با دیگران تصدیق می کند. همین عامل است که انسان را برای قرار گرفتن در منگنه ی ارعاب متناسب می کند حتی زمانی که تنهاست. از نظر سیاسی آغاز، برابر است با آزادی انسان. سنت آگوستین می گوید: “برای آن که آغازی از سر گرفته شود انسان آفریده شد.”

تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند, ۱۳۸۷ ۰:۰۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز