سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۰:۰۷

دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۷

نقد یا “محاکمه”- تحول گرا یا تلافی جو

ما بمنظور تحول اجتماعی به نقد احتیاج داریم، یعنی، یک نظام اجتماعی، یا سیاسی و هرچیزی مشابه را که احتیاج به تحول دارد، مورد نقد قرار میدهیم و نه اینکه محاکمه می کنیم

معلوم نیست که چرا یک نکته را جریانهای ترقی گرا هنوزهم نمیخواهند درک کنند. سوگند به مارکس و لنین، و مدح و ثنای دایمی از آنها تا جایی که دیگر هردو و بسیاری از این قبیل تبدیل به درخت های معجزه گر و یا محرابهای دیواری بیشمار ایتالیایی شده اند، بدون پرداختن به مضمون حضور تاریخی آنها، یعنی صنعتی شدن، و بخطا، یکی گرفتن صنعتی شدن و سرمایه داری، راه را برهرگونه تحول اجتماعی می بندد. فراموش نباید کرد که مسئله “الکتریفیکاسیون” بعد از اکتبر روسیه (طرح و اجرای شبکه سراسری برق) مضمونا شبیه ماشین شکستن دوران بدویت انقلاب صنعتی در انگلیس بوده است.

و اما چرا چنین است. یکی از بزرگترین و مهلک ترین، و حتا بذر پاش خشونت بودن، بخطا، ” محاکمه و محکمه پسند بودن” را برابربا نقد نظری گرفتن دانستن، است. ما بمنظور تحول اجتماعی به نقد احتیاج داریم، یعنی، یک نظام اجتماعی، یا سیاسی و هرچیزی مشابه را که احتیاج به تحول دارد، مورد نقد قرار میدهیم و نه اینکه محاکمه میکنیم. شاید بعد از مارکس، و با انگلس، و بالاخره لنین، بتوان گفت، که نگاه مارکسی که از هگل فرا گرفته بود، و تنها ضرورت را در سرو ته کردن او دیده بود، از نقد به “محاکمه” تبدیل شده باشد. اینکه از یکسو ضروریات شکافتن تاریخی و گشایش دورنمای تحولات عظیم و سراسری توسط شکستن حکومت تزاری و گرفتن قدرت سیاسی موجب این وضعیت شده بود، اما از سوی دیگر، خروج انگلس از حوزه تاریخ به حوزه طبیعت – در دیدگاه- را میتوان ریشه این خطا احتساب کرد. »مارکس و مارکسیسم “ناگهان” تبدیل به “دادستان و وکیل دعاوی شدند”، و نقد هم به “محاکمه و دادگاه” دگرگون شد. شاید امپری کریتیسیسم، را بیشتر بتوان یک ادعانامه قضایی دانست و پس محکمه پسند، و نه یک نقد و نوشته یی متفکرانه و نظریه پردازانه. انگلس فراموش کرده بود که دیالکتیک، قانون حاکم بین اشیائ طبیعت نبود، بلکه وساطت انسانی- یعنی باز سازی واقعیت در رهگذر اندیشه بود و ارتباط آن با خود واقعیت. با دیالکتیک طبیعت، ما شاید به انیمیسم باز گشتیم و مشابه بومیان بسیاری از مناطق، به تمام اشیاء و اعضائ طبیعت جان دادیم. اثر این خطا ریشه هرچه نقد و تحول طلبی بود را از مارکس گرفت. تحول درون تاریخ اتفاق میافتد و نه بین اشیائ طبیعت. حتا دیالکتیک بین این اشیاء با وساطت درک ما از طبیعت میتواند جاری باشد و نه اینکه برای سنگ و درخت و رودخانه روح قایل باشیم. جامعه معطوف و موضوع تحول لنین، با خروج از تاریخ، عملا، به نا-جامعه تبدیل شد. اشیا انسان شدند، و انسانها، اشیا. این اشکال را باید تراقی گرایی حل کند تا هم تحولات اجتماعی و ضرورت عینی وقوع آنها را با کلید “اتهام و جرم و خیانت” نخواند، و هم راه را برای درک نقادانه و متفکرانه باز کند. نقد باید ار اتهام، و محاکمه، و طبعا اعلان جرم منفک شود، که حتا بد ترین نظامات را نقد کنیم و نه محاکمه- محاکمه جانشینی را فلج میکند- مشگلاتی که بعد اکتبر بوجود آمدند- جامعه تحویل نگرفتند، تنها یک قطعه چوب یا سنگ، ویا شاید رودخانه یی و درختی بود. در ایران هم گذشته و رژیم سیاسی و نظام اجتماعی-اقتصادی پیشین نقد نشده است، در بهترین حالت “محاکمه” شده است- “محاکمه” شاید شکل ایدئولژی شده (سنگ شده) نقد باشد- پس میشود دوباره دادگاهی راه انداخت و محاکمه را از سر نو و با وکیل مدافعان چهار نسل بعد، و هیئت منصفه یی که از طریق دستکاری برچیده و ردیف میشوند برگزار کرد. – اتهام و جرم ودادگاه محدوده زمانی دارند- پس میشود آب رفته را باز گرداند- حتا گذشته یی “جدید” را نیز تعریف کرد. نقد مفهوم “سوپرامنتو” دارد– و تلافی جویی هدفش نیست. محاکمه تلافی جوست. نقد تحول گرا و تحول آفرین است، و اساسا، از این ضرورت ناشی میشود، در حالیکه، “محاکمه” نه تنها این ویژگیها را ندارد، بلکه، عمیقا، بازگشت گراست، و خشونت پرور.

تاریخ انتشار : ۱۱ فروردین, ۱۳۹۰ ۸:۰۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سم‌ساز اعظم : سیدنی گاتلیب و جست‌وجوی سیا  CIAبرای کنترل ذهن: فصل اول: به چالش بیشتری نیاز داشتم.

به‌خاطر جنگ به کشورم بازگشتم-بخش دوم

بازخوانی انتقادی صورت‌بندی فکری محمد حنیف‌نژاد در افق رهایی و انسداد تاریخی

سم‌ساز اعظم؛ سیدنی گاتلیب و جست‌وجوی CIA برای کنترل ذهن

در ستایش ایستادگی

به خاطر جنگ به وطن بازگشتم– بخش اول