سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۵:۳۳

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۳۳

آقای مهاجرانی، کاش سکوت می کردید!

چه چیزی باعث می شود مردی که بخاطر اصلاح‌طلبی جلای وطن کرده...، چشم بر چنین جنایت هولناکی در زندانها بربندد؟ و ... کشتار هزاران گل سرسبد جامعه را به آن شکل غیرانسانی و بی‌دفاع، به یک کنش و واکنش طبیعی انقلاب نسبت دهد؟ چه چیزی باعث می شود که با علم بر ‌آنکه تمام اعدام‌شدگان زندانیان سیاسی دادگاه رفته و حکم‌گرفته‌ای بودند که دوران محکومیت خود را سپری می کردند نادیده بگیرید و بگوئید که آنها اسلحه بدست با جمهوری اسلامی مبارزه می کردند؟

آقای مهاجرانی کاش در برنامه پرگار موضعی در قبال اعدام‌شدگان سال شصت وهفت نمی گرفتید! سکوت اختیار می کردید. بقول خودتان همان بحث نظری را پیش می بردید. کسی شما را مجبور به موضع‌گیری نکرده بود. اما طاقت نیاوردید و سخنی گفتید که از آن جز نوعی مشروعیت‌دادن به این قتل‌عام‌ها استنباط نمی شد. چنین جنایت هولناکی را تقلیل‌دادن تا حد “کنش و واکنش” از جانب مرد بافرهنگ و فرهیخته‌ای چون شما انتظار نمی رفت. چرا؟ چه چیزی باعث می شود مردی که بخاطر اصلاح‌طلبی جلای وطن کرده و در برنامه‌های تلویزیونی پیراهن اعتدالیون بر تن می کند، چشم بر چنین جنایت هولناکی در زندانها بربندد؟ و از این که بحث از جنبه نظری خارج شده تذکر دهد و سپس کشتار هزاران گل سرسبد جامعه را به آن شکل غیرانسانی و بی‌دفاع، به یک کنش و واکنش طبیعی انقلاب نسبت دهد؟ چه چیزی باعث می شود که با علم بر ‌آنکه تمام اعدام‌شدگان زندانیان سیاسی دادگاه رفته و حکم‌گرفته‌ای بودند که دوران محکومیت خود را سپری می کردند نادیده بگیرید و بگوئید که آنها اسلحه بدست با جمهوری اسلامی مبارزه می کردند؟! آیا براستی چنین بود؟ هزاران نام آمده در سیاهه اعدام‌شدگان سال شصت و هفت، خفتگان در خاوران و ده ها گورستان بی‌نام و نشان قلب شما را به درد نمی آورد؛ ولو آنکه مخالفان عقیدتی شما بودند؟ چگونه می شود انسان شریفی چون آیت‌الله منتظری چنان می آشوبد و اعتراض می کند و خانه‌نشینی را بر جانشینی ترجیح می دهد، و سرانجام بگونه‌ای همان جام سقراطی را که شما در موردش بحث می کردید، سر می کشد تا در قلب مردم نشیند و بی مرگ شود؟ تهرانی، سربازجوی کمیته زمان شاه در محاکمه بعداز انقلاب از زندانیان سیاسی عذرخواست. عذر خواست از انوشیروان لطفی که به خاطر شکنجه‌هایی که بر او روا داشته بود، ماه ها قادر نبود روی پاهایش بایستد. چنین قهرمانی، مبارزی که بر سر دست مردم به خانه بازگشت، در رژیم جمهوری اسلامی سخت‌تر از زمان شاه شکنجه شد، حکم زندان گرفت و نهایت در همان زندان به جوخه‌های اعدام سپرده شد.

و این، تنها او نبود؛ هزاران نفر چون او. متأسفانه انقلاب اسلامی بخش زیادی بر بستر فداکاری‌های چنین افرادی شکل گرفت و نهایت موج‌سواران عافیت‌طلب بر رنجهای آنها تکیه زده و بر حکومت نشستند و نسق گرفتند. لطفی و صدها چون او اسلحه در دست نداشتند؛ حتی مجاهدینی که با رژیم در رویاروئی مسلحانه قرار داشتند، در زندانها نمی توانستند مسلح باشند. آه که چقدر جوان بودند و هنوز مصلحت‌طلبی امثال شما و من را نداشتند.

جناب مهاجرانی، شما حقیقت را به خوبی می دانید. در آن دوران شما در چارچوب جمهوری اسلامی بر مصدر کار بودید. البته من این را گناه نمی دانم؛ چرا که حضور و بودن فرهیختگانی چون شما برای ملت نعمتی می توانست باشد، که در فضای بسته و فاسد تلاش بر گشودن دریچه‌هائی به هوای آزاد، بازتر و انسانی‌تر داشتید. من بالشخصه این تلاش‌ها را ارج می نهم. اما این امر مانع از آن نمی شود که از موضع‌گیری شما قلبم به درد نیاید و نگویم “دردا و حیرتا! چگونه می شود که چنین جنایت تلخی قلب شما را به درد نمی آورد؟” مگر آنکه در بسیاری چیزها شک کنیم.

متأسفانه در این جمهوری اسلامی همه چیز ممکن و قابل تغییر و خرید و فروش است. نمی دانم شاید بخشی از این کتمان به خاطر تعلق خاطری است که هنوز می توانید به خمینی و راه او داشته باشید. شاید باور اصلاح‌طلبانه ویژه‌ای در میان است که زیر عنوان تساهل، حقیقت مطلق را که از یک واقعیت تاریخی چنین روشنی نشأت می گیرد، به یک حقیقت نسبی تقلیل می دهد و نهایت، کنش و واکنشی طبیعی می نمایاند؟

و یا شاید حمایت از سیاست اعتدالی است که در توازن‌بخشیدن به تعادل نیرو مجبور می شود جنایتکاری چون پورمحمدی را که از عاملان اصلی اجرای این کشتارها بوده بر رأس عدالت‌خانه بنشاند و برای شما نیز که با پیراهن اعتدال در بحث نشسته‌اید، محکوم‌کردن چنین جنایت و جنایت‌کارانی ممکن نباشد؟

بهرحال شما محظورات و معذوریت‌های خود را دارید و نیم‌نگاهی که می تواند از “تماشاگری بستان به دورتان کند” و نهایت این که اگر این قضاوت نه محصول “تقیه” بل برخواسته از اعتماد و ضمیر شما باشد؛ که آن را دیگر نمی دانم چگونه می توان توضیح داد؟ – اصولاً من توضیح‌گر اعتقادات شما نیستم – اما اگر چنین باشد باید بر انسانیت گریست. من از دردی سخن می گویم که در آن بخشی از جوانی، بخشی از آرزوها و عزیزانم را از دست داده‌ام. شما این زخم کهنه را باز کردید. زخمی عمیق که بر تن این سرزمین، بر تن مادران، پدران، همسران و فرزندان این آب و خاک نشسته است. با سیمائی که من از شما می شناختم، چنین موضع‌گیری دردآور بود! شما حتی گلی که شبلی بر حلاج افکند نثار این به خون خفتگان نکردید. سنگ‌تان سنگین بود! اخلاق حقیقی مستقل از دین، مستقل از تعلقات سیاسی است. تعلق‌داشتن به فرزانگان و به عرفائی که شما از آن در تمام بحث‌هایتان نام می برید، چیزی نیست جز وفاداری به حقیقت و عمل‌کردن به مسئولیت ناشی از آن. «بودن یا نبودن» من به عنوان یک انسان لائیک درکم از معنویت چنین است. می دانم که در مکتب مولانا و عطار “جام بر دست سربریدگان دهند” و در نمازی که شما معتقد به آن اید و می گوئید که هر رکعت آن باید تقربی بالاتر داشته باشد “زمزمه عاشقی از شما طلب می شود” و عاشقان را هوای دیگر است. و کشته‌شدگان سال شصت و هفت عاشق‌ترین عاشقان بودند، که در برابر تندر ایستادند، خانه را روشن کردند و رفتند. تا هستی را معنا دهند و مرگ را که توامان زندگی است!

مرگ هستی خود را از آزادگی آزادگان می گیرد! “سه ره پیداست/ نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر/ حدیثی کش نمی خوانی در آن دیگر”.

بخش : تاریخ
تاریخ انتشار : ۲۷ شهریور, ۱۳۹۲ ۵:۵۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!