سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۳:۴۸

سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۸

آنجا که حافظه انسانها از اشعه مرگبار کم دوام تر است…

سرازير شدن دلارهاى نفتى ايران به جيب اليگارشى روس رواست اما صرف آن براى تأمين حق حيات شهروندان ايرانى حرام است
ايران که هنوز براى تهيه بنزين مورد نياز روزانه خود به شدت به کشورهاى ديگر وابسته است، چرا بايد حتماً غنى سازى اورانيوم را در خاک خود انجام دهد؟ آيا براى زندگى روزمره ايرانيان، سوخت اتومبيل حياتى تر است يا سوخت نيروگاه اتمى هنوز به بهره بردارى نرسيده؟ اگر قرار باشد خارجيان از ايران باج خواهى کنند، کدام ابزار مؤثرتر است: تحريم فروش بنزين به ايران يا تحريم صدور اورانيوم به کشور ما؟

ساعت یک و بیست و سه دقیقه و پنجاه و هشت ثانیه بامداد ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ (۶ اردیبهشت ۱۳۶۵)، انفجارى نیرومند، بلوک ۴ نیروگاه هسته اى چرنوبیل واقع در ۱۰۰ کیلومترى شمال کى یف مرکز جمهورى اوکرائین را ویران کرد. دو نفر از کارکنان نیروگاه در همان لحظه انفجار زیر آوار کشته شدند. حدود ۳۰ تن دیگر از کارکنان و مأموران آتش نشانى، در روزها و هفته هاى نخست پس از انفجار جان خود را بر اثر عواقب اشعه مرگبار از دست دادند. تقریباً ۲۴۰ هزار نفر در سالهاى ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ درون دایره ۳۰ کیلومترى پیرامون چرنوبیل به کارهایى مانند حفر تونل براى هدایت زیرزمینى نیتروژن مایع به درون ویرانه بلوک ۴، جمع آورى مواد رادیواکتیو و ساختن «تابوت» بتونى روى نیروگاه گماشته شدند. مجموعاً حدود ۶۰۰ هزار نفر در اوکرائین، روسیه و بلاروس به عنوان «کارگران پاک کننده» (liquidators) به رسمیت شناخته شده اند. در سال ۱۹۸۶، حدود ۱۱۶ هزار تن از ساکنان مناطق حول نیروگاه به مناطق دیگر انتقال یافتند. در سالهاى پس از ۱۹۸۶ نیز حدود ۲۲۰ هزار نفر دیگر بر این شمار افزوده شد. منطقه اى با جمعیتى حدود ۵ میلیون نفر تا حدى خطرناک براى سلامت بشر به مواد رادیواکتیو آلوده شد.

 از نخستین عکس ها: ساعاتی پس از انفجار

 شهریورماه سال گذشته، آژانس بین المللى انرژى اتمى که رسالت آن گسترش استفاده صلح آمیز از انرژى هسته اى است و از این رو گاه متهم مى شود که عواقب فاجعه چرنوبیل را کمتر از حد واقعى اعلام مى کند، طى گزارشى خاطرنشان کرد احتمالاً تا حدود چهار هزار نفر به علت قرار گرفتن در معرض اشعه رادیواکتیو آزادشده در چرنوبیل جان خود را از دست خواهند داد. این گزارش حاکى است در روز نخست پس از انفجار، حدود هزار تن از کارکنان نیروگاه و مأموران امداد در معرض تشعشع با دوز بسیار بالا قرار گرفتند. از این عده و نیز از سایر کسانى که در طول سالهاى ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷ در منطقه چرنوبیل به کارهاى پاکسازى و امداد مشغول بودند، تعدادى حدود ۲۲۰۰ نفر قربانى عواقب اشعه رادیواکتیو یعنى سرطان خواهند شد. در همین گزارش آمده است تقریباً چهار هزار مورد سرطان غده تیروئید ناشى از فاجعه، به ویژه در میان کودکان و نوجوانانى که هنگام وقوع سانحه در منطقه پیرامون چرنوبیل بودند، تشخیص داده شده است. بر این عواقب مستقیم فاجعه، باید پدیده هایى مانند عواقب روانى و فقر ناشى از آن را افزود که بسیار گسترده تر از سرطان است.

 انتشار ابرهای اتمی در سه جهت مختلف که یک جهت متاسفانه در سمت ایران بود

 انفجار چرنوبیل، بیش از ۱۰۰ عنصر شیمیایى رادیواکتیو را وارد اتمسفر زمین کرد. خطرناکترین این عناصر عبارتند از یود رادیواکتیو، استرونسیوم-۹۰ و سزیوم-۱۳۷. نیمه عمر این عناصر از این قرار است (نیمه عمر یعنى زمانى که طى آن، میزان تشعشع ماده رادیواکتیو به نصف کاهش مى یابد): یود ۸ روز، استرونسیوم-۹۰ بیست و نه سال و سزیوم-۱۳۷ سى سال. یود رادیواکتیو در نخستین روزهاى پس از حادثه، بیشترین تلفات را در میان انسانهاى حاضر در نزدیکى چرنوبیل را باعث شد. تأثیر اصلى ید رادیواکتیو، سرطان غده تیروئید در میان کودکان است. استرونسیوم، عامل سرطان خون و سرطان استخوان است. سزیوم، بر کل بدن تأثیر مى گذارد و عواقب ممکن آن عبارتند از سرطان معده، کبد و طحال.
بررسى آمار مرگ و میر در بلاروس از ۱۹۷۳ تا سال ۲۰۰۰ نشان مى دهد در همه مناطق این کشور از ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ میزان مرگ و میر بر اثر سرطان حدود ۴۰ درصد افزایش یافته است. در منطقه گومل که بیش از سایر مناطق بلاروس در معرض باران رادیواکتیو ناشى از سانحه چرنوبیل قرار گرفت، افزایش مرگ بر اثر سرطان در همین دوره به حدود ۵۶ درصد بالغ شد. در مناطق روستایى که ساکنان آن بیش از شهرنشینان در معرض اشعه بودند، آمار مرگ و میر سرطان در این فاصله دو برابر شد. میزان ابتلا به سرطان غده تیروئید از ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۰ سه برابر شد. در میان «پاکسازان»، مرگ و میر بر اثر سرطان به ۵/۵ در صد بالغ شد، یعنى چهار برابر رقم آن در ترکیب جمعیتى مشابه آن.
مساحتى در حدود ۱۵۰ هزار کیلومتر مربع در بلاروس، روسیه و اوکرائین بر اثر انفجار چرنوبیل آلوده شد. از آنجا که هنگام حادثه باد از سمت جنوب مى وزید، آلودگى ناشى از چرنوبیل به حدود ۵۰۰ کیلومترى شمال چرنوبیل رسید. امروز نیز دایره اى به شعاع سى کیلومتر حول چرنوبیل تقریباً از سکنه خالى است، به غیر از شمار معدودى به ویژه از سالخوردگان اهل منطقه که برخى از آنها مى گویند «براى مردن» به این ناحیه بازگشته اند.
غلظت مواد رادیواکتیو در بسیارى از کشورهاى اروپا بر اثر سانحه از حد مجازى که استانداردهاى به رسمیت شناخته شده تعیین مى کنند فراتر رفت. برخى از این کشورها عبارتند از فنلاند، رومانى، بلغارستان، لهستان، آلمان و ترکیه.
پاکسازى مناطق آلوده را تیم هایى بر عهده گرفتند که از جمله از کارکنان نیروگاه، سربازان وظیفه، نیروهاى ذخیره ارتش شوروى، دانشجویان و کارگران معدن تشکیل مى شدند. در روسیه، اوکرائین و بلاروس قوانینى تصویب شده اند که به موجب آن، کمکهاى مالى و خدمات رایگان پزشکى به «پاکسازان» تعلق مى گیرد. مشمولین رسمى این قوانین، حدود ۶۰۰ هزار نفرند. کارهایى که آنها انجام دادند عبارت بود از جمع آورى آوار انفجار و مواد رادیواکتیو، حفارى براى دفن زباله رادیواکتیو، ساختن تابوت بتونى و غیره.
میزان تشعشع آزادشده در چرنوبیل بالغ بر ۴۰۰ برابر تشعشع ناشى از انفجار بمب اتمى در هیروشیما، اما فقط یک صدم مجموع اشعه رادیواکتیوى بود که آزمایش روى زمینى بمبهاى اتمى در دهه هاى ۵۰ و ۶۰ قرن گذشته میلادى باعث شد (این نوع آزمایشها از حدود چهل سال پیش بدین سو ممنوعند و بمبهاى اتمى تنها زیر زمین آزمایش مى شوند).
بخش منفجر نشده نیروگاه اتمى چرنوبیل در ۱۵ دسامبر ۲۰۰۰ به کار خود پایان داد. از آن هنگام تا کنون، کار تخریب رآکتور و پاکسازى نهایى سایت آن ادامه دارد. پیش بینى مى شود که کار تخریب بلوکهاى یک تا سه نیروگاه چرنوبیل ده ها سال دیگر ادامه یابد.
احداث «تابوت بتونی» که تا امروز محل انفجار را زیر خود دفن کرده است، از همان هفته هاى نخست فاجعه توسط انسانهایى که بسیارى از آنها جان خود را بر سر این کار نهادند، آغاز شد و تا نوامبر ۱۹۸۶ به طول انجامید. در دو دهه گذشته بارها تعمیراتى در این بناى تشکیل شده از بتون آرمه صورت گرفته است. اما از آنجا که ناکافى بودن این بنا در سالهاى آینده مورد توافق همه کارشناسان است، یک پروژه ۸۰۰ میلیون دلارى براى ساختن یک پوشش بزرگتر روى تابوت فعلى آغاز شده است که قرار است تا سال ۲۰۰۸ تکمیل شود. در کنار ویرانه نیروگاه، یک بناى گنبدوار به ابعاد ۲۴۵ در ۱۴۴ متر و ارتفاع ۸۶ متر ساخته خواهد شد و سپس روى ریلهایى به سمت تابوت موجود حرکت داده شده، آن را خواهد پوشاند. سپس دو سمت باقى مانده بناى جدید نیز تکمیل خواهد شد. بخش اعظم بودجه این پروژه را کشورهاى اروپایى تأمین خواهند کرد.
آژانس بین المللى انرژى اتمى، سوانح تأسیسات هسته اى را به لحاظ تأثیر آنها بر سلامت انسانها و محیط زیست، به هفت درجه تقسیم مى کند. درجه ۷ یا شدیدترین درجه، «سانحه فاجعه بار» نام دارد و در چرنوبیل به وقوع پیوست. نام درجه ۶، «سانحه شدید» است و از جمله معیارهاى تعریف آن، ضرورت انجام عملیات حفاظتى گسترده در منطقه پیرامون است. چنین سانحه اى در سال ۱۹۵۷ در نیروگاه کیشتیم روسیه به وقوع پیوست. دو مورد درجه ۵ یعنى مثلاً تخریب مکانیکى هسته مرکزى نیروگاه روى داده است، مورد اول در ترى مایل آیلند آمریکا در سال ۱۹۷۹ و مورد دوم در سال ۱۹۹۹ در ژاپن. ویندسکیل و سلافیلد بریتانیا نیز در سالهاى ۱۹۷۳ و ۱۹۹۲ شاهد سوانحى با درجات ۴ و ۳ بود.
طبق برآورد انستیتوى علوم اقتصادى آکادمى ملى علوم بلاروس، خسارت مستقیم اقتصادى وارده به این کشور در ۳۰ سال نخست پس از چرنوبیل، به بیش از ۴۳ میلیارد دلار بالغ خواهد شد. این رقم، خسارات متوجه فعالیتهاى اجتماعى غیراقتصادى، بهداشت و محیط زیست را در بر نمى گیرد. تحقیق مشابه در اوکرائین حاکى از ۲۰۰ میلیارد دلار خسارت در این کشور از ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۵ است. در سال ۱۹۹۱، حدود ۱۷ درصد بودجه دولت بلاروس صرف جبران خسارات چرنوبیل شد. این رقم در حال حاضر هنوز ۶ درصد بودجه این دولت است.

 تصویر هوایی محل انفجار

 حق حیات یا حق بهره ورى از انرژى هسته اى؟

بیست سال پس از فاجعه چرنوبیل، هنوز هزاران انسان بر اثر این فاجعه با گامهایى دردناک به سوى مرگ مى روند اما در ایران، حکومت به مردم ایران مى گوید که انرژى هسته اى، «حق مسلم» آنان است. نیروگاه اتمى بوشهر را روسیه مى سازد که وارث تکنولوژى هسته اى اتحاد شوروى یعنى کشور محل وقوع فاجعه چرنوبیل است. این نیروگاه در کشورى ساخته مى شود که از تأمین حداقل استاندارد ایمنى در جاده هاى خود عاجز است، جاده هایى که در آن هر سال ده ها هزار نفر از ایرانیان به کام مرگ مى روند. بودجه اى که براى برنامه هسته اى جمهورى اسلامى هزینه شده است و مى شود، اگر در راهسازى و افزایش ایمنى جاده اى به کار مى رفت، مى توانست سالانه جان هزاران ایرانى را نجات دهد. اگر این بودجه صرف افزایش استحکام ساختمانها مى شد، چه بسا زلزله ها در ایران اندکى کمتر قربانى مى گرفت.
سرازیر شدن دلارهاى نفتى ایران به جیب الیگارشى روس رواست اما صرف آن براى تأمین حق حیات شهروندان ایرانى حرام است. بدین ترتیب، در جمهورى اسلامى «حق» بهره ورى از انرژى هسته اى بالاتر از حق حیات ایرانیان قرار گرفته است.

 

 دیواره های نیروگاه منفجر شده

 در کشورهاى داراى نیروگاه هسته اى، مؤسسات مختلف به تحقیقات درباره ایمنى هسته اى و تهیه طرحهاى حفاظت و ایمنى در صورت بروز سوانح اتمى مشغولند و با هر حادثه کوچکى که هرجاى دنیا در تأسیسات هسته اى روى مى دهد، استانداردها و تدابیر احتیاطى ایمنى را افزایش مى دهند. این معیارها و تدابیر در معرض قضاوت افکار عمومى و کارشناسان قرار دارد و در پارلمانهاى ملى و محلى درباره آن بحث مى کنند. در ایران اما خبرى از این چیزها نیست. در همه سالهایى که از آغاز عملیات احداث نیروگاه بوشهر مى گذرد، هیچ بحث عمومى درباره ایمنى این نیروگاه و تدابیر پیش بینى شده (یا نشده) در صورت بروز یک حادثه غیرمترقبه در این نیروگاه صورت نگرفته است، تا چه رسد به بحث درباره خطرات احتمالى در سایتهایى که در هاله اى از مخفى کارى قرار دارند (مانند نطنز، اصفهان، اراک). جنجال غنى سازى، همه این بحثها را تحت الشعاع قرار داده است.
حکومت ایران با توسل به حیله هاى تبلیغاتى گوناگون، صحنه را به گونه اى آرایش داده است که گویى کارشناسان ایرانى با نبوغ و کار خود، در آستانه رساندن فن آورى اتمى به بهره ورى براى کشورند اما کشورهایى مانند آمریکا مى خواهند ایران را از یک تکنولوژى پیشرفته و بسیار حیاتى براى کشور محروم کنند. در این میان، کسى نمى پرسد کجاى فن آورى هسته اى به کار رفته در تأسیسات اتمى ایران، پیشرفته است؟ جاى این بحث خالى است که ایران با ذخایر عظیم نفت و گاز خود و امکانات فراوان براى استفاده از انرژى آفتاب، باد و آب چه نیازى به انرژى هسته اى دارد؟ ایران که هنوز براى تهیه بنزین مورد نیاز روزانه خود به شدت به کشورهاى دیگر وابسته است، چرا باید حتماً غنى سازى اورانیوم را در خاک خود انجام دهد؟ آیا براى زندگى روزمره ایرانیان، سوخت اتومبیل حیاتى تر است یا سوخت نیروگاه اتمى هنوز به بهره بردارى نرسیده؟ اگر قرار باشد خارجیان از ایران باج خواهى کنند، کدام ابزار مؤثرتر است: تحریم فروش بنزین به ایران یا تحریم صدور اورانیوم به کشور ما؟
بیست سال پس از فاجعه چرنوبیل، به نظر مى رسد حافظه برخى از انسانها از اشعه مرگبار رادیواکتیو، کم دوام تر است. هنوز مواد رادیواکتیو آزاد شده در چرنوبیل، در اتمسفر زمین وجود دارند و تشعشع آنان با ابزار بسیار ساده قابل اندازه گیرى است، هر سال بر موارد ابتلاى انسانها به سرطان بر اثر فاجعه چرنوبیل افزوده مى شود، اما حساسیت ها نسبت به خطراتى که انرژى هسته اى متوجه بشر مى کند، تا حد نگران کننده اى کاهش یافته است، به ویژه در کشورهایى که به علت پایین بودن استاندارد ایمنى در آنها، این حساسیت باید مضاعف باشد. افکار عمومى ایران فعلاً اگر هم توجهى به برنامه هسته اى حکومت جمهورى اسلامى داشته باشد، بر این موضوع تمرکز یافته است که بحث کند این برنامه داراى اهداف نظامى است یا نه. تا کى این بى اعتنایى به موضوعى به اهمیت خطرات انرژى هسته اى براى جان و سلامت مردم ما و محیط زیست نسل کنونى و نسلهاى آینده ایرانیان ادامه خواهد یافت؟

منابع:
«تأثیرات سلامتى سانحه چرنوبیل و برنامه هاى ویژه بهداشتی»، گزارش «مجمع چرنوبیل» سازمان ملل متحد، سپتامبر ۲۰۰۵.
گزارش «بایگانى ملى براى بررسى روند سرطان پس از سانحه چرنوبیل» تهیه شده در انستیتوى کلینیک پزشکى هسته اى و تحقیقات غده شناسى مینسک: ، اکتبر ۲۰۰۴.

۲۷ فروردین ۱۳۸۵

تاریخ انتشار : ۲۸ فروردین, ۱۳۸۵ ۳:۳۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

گرامی باد یاد جزنی و یاران!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در پنجاه و یکمین سالگرد قتل رفیق بیژن جزنی و یارانش، با میراث ضدامپریالیستی، عدالت طلبانه و آزادیخواهانه فدائیان خلق تجدید عهد می کنیم. مقاومت جانانه مردم ایران در برابر تجاوز امپریالیستی – صهیونیستی، ادامه نبرد ضداستعماری رئیس‌علی ها، حیدر عمواوغلی ها، مصدق ها و جزنی هاست.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

چرخش در بوداپست؛ پیامدهای داخلی و بین‌المللی شکست اوربان

شهناز قراگزلو: نقش جامعه، به‌ویژه نسل جوان، در این تحول برجسته بود. مشارکت بی‌سابقهٔ رأی‌دهندگان نشان داد که بخش بزرگی از مردم خواهان تغییرند و انتخابات را به نوعی همه‌پرسی علیه وضعیت موجود تبدیل کردند. این حضور گسترده، مشروعیت نتیجه را تقویت و انتظارات تازه‌ای را به دولت جدید تحمیل کرد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جبهه اصلاحات ایران: اعتماد به تیم مذاکره‌کننده به عنوان کارگزاران اراده ملی، شرط لازم پیشبرد توافق پایدار است

زندگی زیر سایه جنگ از من انسان دیگری ساخت – روایت جنگ از درون

روزهای پرتعلیق آتش‌بس – روایت جنگ از درون

پیروزی سیاسی جمهوری اسلامی بر آمریکا و اسرائیل و چالش “چپ”!

ﺑﯿﺎﻧﯿﻪﯼ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺍﯾﻦ ﺳﺮزمین ﻭ تاریخ ﺁﻥ…

قبر خالی «ماکان»