سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۷:۵۴

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۴

آیا این «سخن مردم غیر فارس» است؟

در میز گرد نخست، سخنانی مطرح شد که معلوم بود از پشتوانه کاری برخوردارند و نکاتی قابل تامل ارائه شد. متاسفانه نمی توانم در باره آن ها در این جا توضیح دهم. موضوع این نوشته چیز دیگری است. در آن میز گرد، تنها یک سخنران همه صحبت خود را به تنشی که در سایت ها بدنبال انتشار پیمان مشترک حزب دموکرات کردستان ایران و حزب کومله منعکس شده، بنحو یک جانبه متمرکز کرد بی آن که از ابهامات این پیمان صحبتی کند، تنها شتابزدگی طرف مقابل را مورد شماتت قرار داد.

پیرامون مراسمی در یکی از سالنهای مجلس شورای ملی فرانسە

 

در هیچیک از مناطق باصطلاح غیر «فارس»، یکنواختی و یک دستی زبانی، فرهنگی، فکری و دنباله روی کورکورانه وجود ندارد. این مناطق متنوعند. چه کسانی و چرا این آقایان را به جلو می اندازند و گرایشات دیگر را که مخالف این نظرات هستند، حذف می کنند؟ کشور مشترکمان که محل حضور همه شهروندان و ملیت های ایرانی حتی به شکل فدرالیسم می تواند باشد، با حذف جور در نمی آید.

نادر عصارە

در روز جمعه، ۲۴ شهریور ۱۳۹۱ برابربا  14 سپتامبر  2012  مراسمی در یکی از سالن های مجلس شورای ملی فرانسه، برگزار شد. دو میز گرد در این مراسم بود. یکی تحت عنوان ایران و بهار عربی و دیگر تحت عنوان «سخن مردم غیر فارس».

در میز گرد نخست، سخنانی مطرح شد که معلوم بود از پشتوانه کاری برخوردارند و نکاتی قابل تامل ارائه شد. متاسفانه نمی توانم در باره آن ها در این جا توضیح دهم. موضوع این نوشته چیز دیگری است. در آن میز گرد،  تنها یک سخنران همه صحبت خود را به تنشی که در سایت ها بدنبال انتشار پیمان مشترک حزب دموکرات کردستان ایران و حزب کومله منعکس شده، بنحو یک جانبه متمرکز کرد بی آن که از ابهامات این پیمان صحبتی کند، تنها شتابزدگی طرف مقابل را مورد شماتت قرار داد.

اما در میان سخنرانان میز گرد دوم که گویا «سخن مردم غیر فارس» بود، آقای هدایت سلطانزاده بعنوان آذری و آقای کریم عبدیان بعنوان عرب نکاتی را مطرح کردند که تیتر برخی از آن ها عبارتند از: هیچیک از سازمان ها و احزاب ایرانی از حقوق و برابری برای «غیر فارس» ها دفاع نمی کند. ملت ایران نمی تواند وجود داشته باشد. وضعیت مناطق «غیر فارس» با تصرف این مناطق توسط نیروهای خارجی تفاوتی ندارد. میلیون ها «غیر فارس» در زندان ها هستند. نسبت دادن بدکاری های رژیم تمامیت خواه و استبداد مذهبی به «فارس» ها. محروم کردن مردم عرب از نام گذاری مطابق علاقه خود بی ان که این نیز یادآوری شود که دیگر مردمان نیز در نام گذاری اطفالش دچار محدودیت هستند. تماما عربی معرفی کردن خوزستان و مسکوت گذاشتن دیگران. ادعای این که از ۱۹۲۵ با سیاست تمرکز گرای رضا شاه پهلوی، غیر عرب ها به خوزستان مهاجرت داده شده اند تا ترکیب عربی آن را تغییر دهند. ادعا نسبت به نفت خوزستان. ادعا نسبت به بسته شدن لوله های نفت در جنبش ضد سلطنتی توسط مردم عرب. بالاخره در پاسخ به پرسشی نسبت به مسکوت گذاشتن وجود دیگران در خوزستان، ادعای این که در خوزستان هفتاد در صد عرب و سی در صد فارس هستند. نسبت دادن شونیسم و اولترا ناسیونالیسم بدون این که مردم ایران از رژیم اسلامی جدا گردد. نبودن و یا بسیار کم رنگ بودن موضع ضد رژیم این سخنران ها و عمدتا در اپوزیسیون «فارس» قرار داشتن.

ادعاهای بالا مورد بحث من در این جا نیستند تا حقیقت تاریخی و واقعی آنان را به محک کشیم. هر کس البته می تواند با این ادعاها موافق و یا مخالف باشد. فکر می کنم ما می توانیم روی تمامی موارد بالا صحبت کنیم و هیچ تابویی وجود ندارد. ما می توانیم وجود ملت ایران و یا چند ملیتی بودن ایران را در سایه تاریخ خود مورد بحث قرار دهیم و بررسی کنیم در کدامیک از رویداد های بزرگ تاریخی صد ساله اخیرکشورمان، ملت ایران مطرح نبوده و در همین رویداد ها، نمود چند ملیتی در انقلاب مشروطه، در جنبش ملی شدن نفت و در انقلاب بهمن، اگر وجود داشته،  کدام است. این بحث ها را می توان انجام داد تا روشن شود ملت ایران و یا ایران چند ملیتی کدامیک حقانیت تاریخی دارند. در مورد بقیه ادعا های بالا نیز می توان بحث کرد و وظیفه ای در این زمینه برعهده صاحبان نظر است تا از ساده کردن قضایای پیچیده فاصله گیریم و روشنی بر حقایق انداخته شود. این ها کار این چند خط و این قلم نیست.

پرسش در این جا عبارت است از این که  آیا ادعاهایی که تیتروار مطرح شدند، «سخن مردم غیر فارس» است؟ در همان سالن سخنرانی کسانی حضور داشتند متعلق به همان  منطقه ای که هدایت سلطانزاده گویا حرفشان را می گفت. هم ولایتی سلطانزاده، و بسیاری شبیه او و متعلق به آذربایجان ایران،  گرایش سیاسی شناخته شده ای هستند و اس و اساس ادعاهای سلطانزاده را قابل قبول نمی دانند. آذربایجانی ها متنوعند. مناطق دیگر نیز چنین اند.  من خود نسل اندر نسل خوزستانی هستم. پدر بزرگم  در خوزستان بدنیا امده است ۶۰ سال قبل از ۱۹۲۵ که رضا شاه برای مدرنیزه کردن مستبدانه و تمرکز طلبانه دولت، به سرکوب مراکز پراکنده قدرت از جمله در خوزستان اقدام کند. پدر بزرگم  و اجدادش هیچگاه بعد از ۱۹۲۵  به خوزستان مهاجرت داده نشده بودند. نه آن ها و نه من عرب نیستیم. در کنار عرب ها علیه شیوخ عرب در حدی ناچیز مبارزه کرده ام. منطقه خوزستان متنوع است. من خوزستانی متاسفانه  ایده های اصلی ارائه شده  توسط آقای عبدی را نمی توانم تایید کنم. معلوم نیست دنبال چیست وقتی می گوید حداقل فدرالیسم می خواهد.  آقای عبدی و آقای سلطانزاده، گرایشاتی هستند که حتی اگر به پیشینه، کمیت و کیفیت  آن ها و همفکرانشان بعنوان فعال «غیر فارس» کاری نداشته باشیم، سخنان خود و همراهانشان را می گویند و بعنوان افراد یا انجمن هایی قابل درک و احترام اند. اما:

اولا هیچ نظر سنجی و انتخاباتی صورت نگرفته است تا بر اساس آن ادعا کرد  که سخن این آقایان، «سخن مردم غیر فارس» می باشد. این امر در مورد حزب دموکرات کردستان ایران که با این آقایان همکاری دارد، نیز صادق است. هیچیک هیچ نمایندگی ای از طرف مردمان کشورمان ندارند. پروژه هایی را که فردی و یا انجمنی  و یا حزبی صحیح می داند، ارائه می کنند و تنها از طرف خود، انجمن و یا حزب خویش نمایندگی  دارند و نه بیشتر! پس  چه کسانی و چرا حرف های تنها یک گرایش از درون گرایشات موجود را به نام «مردم غیرفارس»، معرفی می کنند؟ به نام «مردم غیر فارس» به کام کی؟

دوما همانطوری که توضیح دادم در هیچیک از مناطق باصطلاح غیر «فارس»، یکنواختی و یک دستی زبانی، فرهنگی، فکری  و دنباله روی کورکورانه وجود ندارد. این مناطق متنوعند. چه کسانی و چرا این آقایان را به جلو می اندازند و گرایشات دیگر را که مخالف این نظرات هستند، حذف می کنند؟ کشور مشترکمان که محل حضور همه شهروندان و ملیت های ایرانی حتی به شکل فدرالیسم می تواند باشد، با حذف جور در نمی آید. سیاستی که حذف می کند، دایره حذفش محدود نمی ماند. با این وجودمی فهمم که جلو انداختن این آقایان،  انتخابی سیاسی است. پیامد این انتخاب سیاسی  مصداق آن تجربه نیست که می گفت «اختلاف بینداز و حکومت کن»؟

این ها، پرسش هایی از رهبری حزب دموکرات کردستان ایران می باشند، گر چه گرداننده  مراسم بظاهر انستیتو کرد پاریس با حضور تلویزیون  العربیه بود.

یادآوری کنم که من بهمراه دوستانم، به مراسم نامبرده تحت عنوان گرامیداشت بیستمین سالگرد جانباختن دکتر شرافکندی و یارانش دعوت شده بودیم، و علیرغم محدودیت در وقت، با این نیت  شرکت کردیم و از قبل، در باره این مراسم به اشتباه درخواست اطلاعات بیشتر نکرده بودم. برای این که حضورم که همراه با شگفتی از میز گرد دوم بود،  کرداری مفید شود، طرح پرسش های بالا را ضروری دیدم.

تاریخ انتشار : ۲۸ شهریور, ۱۳۹۱ ۴:۲۹ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!