سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۰:۰۷

جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۷

احیای نظام “ولایت فقیه مشروطه”…

احیای نظام "ولایت فقیه مشروطه"، حلقه ای لاجرم از زنجیره است که "گذار دموکراتیک" (اصلاحات ساختاری) را محقق خواهد کرد:
باید پذیرفت که مخرج مشترک حکومت برآمده از انقلاب، تحت رهبری کاریزماتیک آقای خمینی، آگاهانه در سال ۶۷ سرکوب جنایتکارانه مخالفان و منتقدین را سازمان داد تا در نبود این نیروهای سیاسی مخالف، به راحتی و در آرامش تمام و بدون هیچ مقاومتی همه پرسی را برگزار کند که تا با تصحیح غیر دموکراتیک قانون اساسی، عملا نظام برآمده از انقلاب را به یک حکومت "فقهی مطلقه" هم وزن نظام "سلطنت مطلقه" تبدیل کند، که چنین نیز شد

Getting your Trinity Audio player ready...

 

یکی از عقاید رایج این است که:

  “تاریخ به عقب برنمی‌گردد!”

شاید این گفته در مورد انقلاب های صنعتی و یا انقلاب فرانسه و تاثیر بخشی غیر قابل برگشت آن ها در زندگی بشر صدق بکند ولی در عرصه سیاسی بارها دیده ایم که چنین نبوده است. بازگشت و استقرار حکومت های مذهبی در فلات ایران، …. و این روزها، حمله جنایتکارانه پوتین به اوکراین تنها دو نمونه از دهها نمونه ای هستند که می توان از آنها نام برد. متاسفانه از طرف نیروهای مترقی در جامعه ما نقش واپسگرایانه بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸ مورد توجه لازم قرار نگرفته است. اگر انقلاب بهمن ۵۷ را یک تحول بسیار مهم در تاریخ معاصر ایران در نظر بگیرم،  دومین تحول ساختاری بزرگ و اما بشدت منفی، همه پرسی سال ۶۸ بوده است.

در واقع انقلاب بهمن گذار از نظام سلطنتی مطلقه به یک نظام “ولایت فقیه مشروطه” (جمهوری اسلامی) بوده است. اما  همه پرسی بازنگری  قانون اساسی در سال ۶۸، گذار از نظام “ولایت فقیه مشروطه” به نظام “ولایت فقیه مطلقه” محسوب می شود. حلقه گم شده تاریخ معاصر ما انقلاب مشروطه است. واقعیت این است که از انقلاب بهمن تاکنون دستاوردهای انقلاب مشروطه عقیم، گم و یا  استتار شده اند.

انقلاب مشروطه دارای مضمون یک “گذار دموکراتیک” بوده است. تا امضای حکم مشروطه حتی یک قطره خون ریخته نشد. مجلسی دموکراتیکی شکل گرفت. در نبود احزاب،  اصناف نقش آنها را ایفا و نمایندگان خود را به مجلس فرستادند. هر چند مجلس به توپ بسته شد و هر چند به نادرستی شماری از مخالفین آن انقلاب، مثل شیخ فضل الله نوری، اعدام شدند، اما رضاخان مراحل شکست مشروطیت سلطنت را در عمل آغاز کرد. به میمنت اتمام جنگ جهانی دوم، از سال ۱۳۲۰، به مدت ۱۲ سال دموکراسی نسبی در کشور برقرار شد. اما علیرغم ماندگاری دستاوردهای دیوانسالارانه آن جنبش،  در نهایت کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ تیر خلاص را بر سر دستاوردهای دموکراتیک مشروطه وارد کرد. 

باید پذیرفت که مخرج مشترک حکومت برآمده از انقلاب، تحت رهبری کاریزماتیک آقای خمینی،  آگاهانه در سال ۶۷ سرکوب جنایتکارانه مخالفان و منتقدین را سازمان داد تا در نبود این نیروهای سیاسی مخالف، به راحتی و در آرامش تمام و بدون هیچ مقاومتی همه پرسی  را برگزار کند که تا با تصحیح غیر دموکراتیک قانون اساسی، عملا نظام برآمده از انقلاب را به یک حکومت “فقهی مطلقه” هم وزن نظام “سلطنت مطلقه” تبدیل کند، که چنین نیز شد. جنبش اصلاح طلبانه دوم خرداد مقاومتی در برابر آن  بود که علیرغم پیروزی های مهمی، در نهایت، با مقاومت ولایت  مطلقه عقیم ماند

مدون ترین برنامه سیاسی دموکراتیک که در این سالهای اخیر در کشور ارائه شده است برنامه سیاسی جریان اصلاح طلبی است که آقای تاج زاده آن را معرف است. این دکترین سیاسی به نام “اصلاحات ساختاری” معرفی شده است که سه پایه استوانه ای اصلی دارد: 

۱- حذف نظارت استصوابی و برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه

۲- حذف ولایت فقیه مطلقه و دوره ای کردن و انتخابی کردن ولایت فقیه 

۳-  پافشاری بر برقراری و احیای نظام جمهوری سکولار. 

این نظریه دارای شاخص های گذار دموکراتیک از جمهوری اسلامی است که از مسالمت آمیز ترین انواع ” گذار” محسوب می شود. گذاری که در آن همه خواهند بود و هیچ جریانی، چه حکومتی و چه غیر حکومتی، حذف نخواهند شد. “اصلاحات ساختاری” کاملا با سرشت سیاست های براندازانه حکومت غریب است. 

 علیرغم خواست اصولی و درست  بازگشت به یک جمهوری تمام عیار که در “اصلاحات ساختاری” ذکر شده است شاید بهتر و کاربردی تر باشد که با انعطاف ملی محورانه، فعلا به بازگشت به قبل از همه پرسی مهندسی شده سال ۶۸ برگردیم و با رجوع مجدد، مدرن و به روز به تجربه انقلاب مشروطه،  مبارزه ای قاطع و مشترکی را برای بازگشت به حکومت “ولایت فقیه مشروطه” سازمان دهیم. کاربرانه است که با ایجاد فشار از پایین و چه از بالا به نظام، او را مجبور کنیم که تا دیر نشده است تن بر برگزاری انتخاباتی آزاد و منصفانه بدهد. انتخابات مجلس در سال ۱۴۰۲ نزدیک است. وظیفه به واقعیت تبدیل کردن یک جمهوری دموکراتیک و سکولار را به مجلس و یا مجلس های برآمده از دل انتخابات آزاد آمالی خود واگذار کنیم. بنظر می رسد که مبارزه برای احیای یک نظام “ولایت فقیه مشروطه” (پسا همه پرسی ۶۸) راه حلی کاربردی تر، واقع بینانه تر و منطبق تر بر واقعیت ها و ظرفیت های موجود تاریخی حکومت موجود، جامعه و مردم ما باشد

 

تاریخ انتشار : ۲۳ اسفند, ۱۴۰۰ ۲:۱۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سه کودتای « ارزان » و « آسان » در تاریخ معاصر ایران !!!

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران

کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ مصداق جنایت علیه بشریت است

سران کشورها و دولت‌های اروپایی پروژه شهرک‌ سازی اسرائیل را محکوم کردند

تفسیرها پیر می‌شوند

۲۸ امرداد سالروز درگذشت آذَر اَندامی