سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۳۲

جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۳۲

انتخابات، مهندسی شده، فرمایشی و به سود ولایت فقیه است، ما شرکت نمی کنیم!

نقش خامنه ای در مهندسی و فرمايشی کردن انتخابات بارز و برجسته است. او قدرت را در دست خود متمرکز کرده و باسوء استفاده از قدرت و با خودکامگی، مانع کانديداتوری چهره های مطرح می شود، کانديداهای شناخته شده را با دست شورای نگهبان حذف می کند و صحنه انتخابات را آنچنان آرايش می دهد که نه مردم همانند سال ١٣٧٦ و ١٣٨٨ بتوانند برآمد کنند و نه از صندوق رای کسی بيرون بيآيد که در مقابل او عرض اندام نمايد.

Getting your Trinity Audio player ready...

 

راه برون رفت کشور از وضعیت بحرانی، انتخابات آزاد است!

 

انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری بسته ترین و مهندسی شده ترین انتخابات تاکنونی جمهوری اسلامی است. در جمهوری اسلامی انتخابات آزاد و دمکراتیک نیست و نیروهای اپوزیسیون همواره از مشارکت در انتخابات محروم بوده و انتخابات تنها محل رقابت بین جریان های درون حکومتی بوده است. اما بلوک قدرت چندین دوره است که می کوشد با سلب خصلت رقابتی انتخابات و مهندسی کردن آن، بیرون آمدن کاندیدای مورد نظر خود را از صندوق های رای تضمین کند. با وجود غیرآزاد و غیردمکراتیک بودن انتخابات، در مواردی مردم مهر خود را بر انتخابات زدند و گردانندگان حکومت را غافلگیر کردند و آن موقع که رای شان دزدیده شد به خیابان ها آمده و جنبش اعتراضی را شکل دادند. این بار بلوک قدرت که در راس آن ولی فقیه قرار دارد، با تجربه اندوزی از انتخابات سال ۱۳۷۶ و ۱۳۸۸، یک گام جلوتر گذاشت و با حربه تهدید و رد صلاحیت، محمدخاتمی را از کاندیدا شدن بازداشت و هاشمی رفسنجانی و اسفندیار مشائی و بسیاری دیگر از کاندیداها را با دست شورای نگهبان و به قصد آرایش صحنه انتخابات مطابق خواست خود و تعیین پیشاپیش نتیجه انتخابات، کنار گذاشت.  

 این انتخابات مهندسی شده هرگاه که علیرغم همه محدودیت ها، می توانست مهر اراده مردم معترض و منتقد به سیاست های حکومت را بخورد، گشایش های حداقلی در جلوگیری از روند فروپاشی اقتصاد کشور، بهبود نماگرهای اقتصادی، مهار تورم و کاهش فقر و بیکاری، کاهش شاخص فلاکت و ارتقاء سطح زندگی مردم، گشودن چشم انداز مثبت در مناسبات بین ایران و غرب و ایجاد فضای مساعد برای حل بحران هسته ای و محدود کردن عملکرد ارگان های امنیتی ـ نظامی فراهم آورد. اما ولی فقیه، نیروهای نظامی ـ امنیتی و راست افراطی این فرصت را از مردم گرفتند و به سود خود انتخابات مهندسی شده و فرمایشی را بر کشور تحمیل کردند.

 نقش خامنه ای در مهندسی و فرمایشی کردن انتخابات بارز و برجسته است. او قدرت را در دست خود متمرکز کرده و باسوء استفاده از قدرت و با خودکامگی، مانع کاندیداتوری چهره های مطرح می شود، کاندیداهای شناخته شده را با دست شورای نگهبان حذف می کند و صحنه انتخابات را آنچنان آرایش می دهد که نه مردم همانند سال ۱۳۷۶ و ۱۳۸۸ بتوانند برآمد کنند و نه از صندوق رای کسی بیرون بیآید که در مقابل او عرض اندام نماید. او هم چنان به شیوه خودکامه حکومت می راند و هزینه تصمیمات و عملکرد خود را به گردن مدیران اجرائی می اندازد و از زیربار پاسخگوئی شانه خالی می کند.

 راه برون رفت از وضعیت بحرانی کشور، برگزاری انتخابات آزاد، دمکراتیک و منصفانه است. خودکامگان مانع اصلی برگزاری انتخابات آزادند. آن ها به انتخابات آزاد و حق رای مردم باور ندارند بلکه به نمایش انتخابات نیاز دارند تا آن را به عنوان مشروعیت حکومت در عرصه بین المللی جا بزنند. آن ها در این نمایش، نیازمند حضور کاندیدائی از اصلاح طلبان اند که نه از حمایت جریان های شناخته شده برخوردارند و نه چهره شاخصی به حساب می آیند. این ها به عنوان مهره توسط جریان حاکم در بازی انتخابات به کار گرفته می شوند. حکومت حضور آن ها در انتخابات را به معنی مشارکت اصلاح طلبان در انتخابات و شکست آن ها را به مثابه شکست اصلاح طلبان جا خواهد زد.

 انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری، غیرآزاد، غیررقابتی ومهندسی شده و فرمایشی است. سرنوشت انتخابات آتی را نه آرای مردم بلکه مهندسی نهادهای وابسته به ولی فقیه تعیین می کند. ما در این انتخابات شرکت نمی کنیم و شرکت در این انتخابات را یاری به پیشبرد برنامه خامنه ای و همدستان وی می دانیم. در انتخابات مهندسی شده، کاندیدای برآمده از صندوق های رای به جای پاسخگو بودن در مقابل مردم، مجری اوامر ولی فقیه خواهد بود. ما در حد امکانات خود در افشای این انتخابات تلاش خواهیم کرد و از نیروهای مخالف و منتقد هم می خواهیم که در این انتخابات شرکت نکنند و مشترکا در افشاء انتخابات مهندسی شده و فرمایشی بکوشند.

 انتخابات فرصتی است برای اعتراض به غیرآزاد، غیردمکراتیک و مهندسی بودن آن، اعتراض به حذف کاندیداهای حذف شده و نظارت استصوابی، زنده نگهداشتن جنبش سبز و شعارهای آن، خواست آزادی زندانیان سیاسی،  برداشتن حصر خانم زهرا رهنورد، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و طرح مطالبات گروه های مختلف اجتماعی.   

 

شورای مرکزی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)

۱۵ خرداد ۱۳۹۲ (۵ ماه ژوئن ۲۰۱۳)

تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد, ۱۳۹۲ ۱:۵۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سه کودتای « ارزان » و « آسان » در تاریخ معاصر ایران !!!

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران

کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ مصداق جنایت علیه بشریت است

سران کشورها و دولت‌های اروپایی پروژه شهرک‌ سازی اسرائیل را محکوم کردند

تفسیرها پیر می‌شوند

۲۸ امرداد سالروز درگذشت آذَر اَندامی