سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ مرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۲۱

پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۱

انسان دوستی یا احساس شکست در سوریه‌، مشوق حمله‌ به‌ این کشور؟

اما بگذارید بگوئیم که‌ حتی در صورت اثبات این جنایت توسط رژیم سوریه‌، باز مجوز حمله‌ نظامی به‌ سوریه‌ را نمی تواند به‌ شیوه‌ای خودبخود صادر کند. تشدید فعالیتهای سیاسی و برجسته‌ کردن بیشتر نقش سازمان ملل، تنها راههای خاتمه‌ دادن معقولانه‌ به‌ این بحران هستند.

Getting your Trinity Audio player ready...

بحث حمله‌ کشورهای غربی (آمریکا، بریتانیا و فرانسه‌) به‌ سوریه‌ در این روزها سرتیتر همه‌ خبرها، روزنامه‌ها و رسانه‌های جهانی شده‌است‌. مردم جهان، نگران، منتظر چگونگی روند حوادث هستند.

در این که‌ رژیم اسد رژیمی دیکتاتور و بشدت نامسئول در قبال مردم و کشور خودش هست تردیدی نیست، اما بهانه‌ کشورهای غربی برای تشدید وضعیت وخامت بار این کشور از طریق برافروختن جنگی دیگر (به‌ جای تشدید اقدامات سیاسی) آنقدر به‌ کمدی می ماند که‌ حتی در درون خود این کشورها با مقاومت شدید روبرو شده‌ است (مورد مجلس عوام بریتانیا را در جلو چشم خود مجسم کنید). بهانه‌ از این قرار است که‌ رژیم سوریه‌ از سلاح شیمیائی بر علیه‌ مردم کشور خودش استفاده‌ می کند، و گویا حس انسان دوستی این کشورها آنقدر بالا گرفته‌ است که‌ تحمل این وضعیت را ندارند، و هرچه‌ زودتر باید اقدامی علیه‌ رژیم اسد انجام دهند!

اینکه‌ رژیم اسد از بمب شیمیائی استفاده‌ کرده‌ باشد، احتمالی بعید نیست. نوع برخورد این رژیم سرکوبگر با مردم خود این احتمال را می تواند به‌ یقین فرابرویاند. باید نشست و منتظر گزارش کارشناسان سازمان ملل شد. اما سخن بر سر این است که‌ این اصل استفاده‌ از مواد شیمیائی نیست که‌ غرب را برافروخته،‌ بلکه‌ موضوع دیگریست که‌ اگرچه‌ به‌ ظاهر پنهان است، اما عیانتر از آن را چیز دیگری نیست!

اما اول بگذارید کمی به‌ این حس به‌ ظاهر انساندوستانه‌ نگاهی داشته‌ باشیم. برای اینکه‌ این حس دروغین انسان دوستی را برملا کرده‌ باشیم و در اساس بهانه‌ (یا منظور) دیگری را که‌ پشت این میل به‌ حمله‌ نهفته‌ است نشان دهیم، کافیست به‌ چند مورد بسیار تازه‌ در تاریخ معاصر اشاره‌ای داشته‌ باشیم:

ـ آمریکا خود در جریان جنگ ایران و عراق کشوری بوده‌ که‌ در پشت حملات شیمیائی رژیم صدام قرار گرفته‌ بوده‌ (از طریق اطلاع رسانی به‌ نیروهای عراقی)، امری که‌ خود بدان اخیرا اقرار کرده‌،

ـ در جریان حمله‌ به‌ عراق و بویژه‌ در جریان یورش به‌ فلوجه‌ و تسخیر آن، سربازان آمریکائی برای درهم شکستن مقاومت در این شهر در سطحی گسترده‌ از فسفر استفاده‌ کرده بودند،‌ که‌ طبق گزارش خود رسانه‌های غربی چنان امراضی را در میان مردم مدنی و بی گناه‌ موجب شده‌ که‌ نسلهای متمادی مردم این کشور شاهد متولد شدن کودکانی خواهند بود با صدمات جدی بر بدنشان،

حال سئوال این است که‌ اگر کشورهای غربی و بویژه‌ آمریکا اینقدر نسبت به‌ استفاده‌ از سلاحهای شیمیائی حساس هستند، چرا خود در این موارد هم مشوق آن بوده‌اند و هم عامل استفاده‌ کردن از آن؟

واقعیت این است که‌ در پشت این ژستهای انساندوستانه‌ امر دیگری قرار گرفته‌ که‌ کاملا با این اومانیسم ظاهری فاصله‌ دارد، که‌ این احساس همانا احساس شکست تدریجی در روند تحولات تراژیک درون سوریه است‌.

در هفته‌های اخیر، بعد از پیشرویهای محسوس و موثر ارتش سوریه‌ و ادامه‌ ناهماهنگیهای نیروهای مخالف در این کشور، این احساس تلخ در میان کشورهای آمریکا، فرانسه‌ و انگلستان بوجود آمده‌ که‌ روند حوادث نه‌ تنها به‌ نفع منافع آنها نیست، بلکه‌ اگر با این کیفیت ادامه‌ پیدا کند غرب به‌ بازنده‌ اصلی تبدیل خواهد شد، مسئله‌ای که‌ خوشایند آنها نیست زیرا که‌ از منظر نفوذ و موقعیت جهانی به‌ معنای افول جدی جایگاهشان خواهد بود. و این افول از طرفی دیگر به‌ معنای برآمد رقیبان، بویژه‌ چین و روسیه‌ خواهد بود. امری که‌ حتی در خیالشان هم پذیرفته‌ نیست و باید بشدت در مقابل آن بایستند. بنابراین نشان دادن زور بازو در چنین شرایطی از طریق تشدید احتمال جنگ، می تواند طرف مقابل را ترسانیده‌ و به‌ دادن امتیازات جدی وادارد (یک تاکتیک، حال اگر به‌ جنگ هم کشیده‌ شد چه‌ باک، زیرا که‌ حفظ موقعیت برایشان از همه‌ چیز مهمتر است). امتیازاتی که‌ درصورت پشت سرگذاشتن بحران کنونی و قوی شدن روندهای سیاسی، می تواند موقعیت آنان را در بده ‌بستانها تقویت کند. بنابراین عربده ‌زدنهای جنگ طلبانه‌ نشان دیگری را برخود دارند.

در این هیچ گمانی نیست که‌ رژیم اسد می تواند عامل حمله‌ شیمیائی اخیر باشد، و البته‌ به‌ همان اندازه‌ نیروهای مخالف آن هم. برای پیداکردن عامل اصلی اگر معتقد به‌ روندهای قانونی در سطح جهان باشیم، ناچارا باید منتظر گزارش کارشناسان سازمان ملل بشویم که‌ قراراست روز شنبه‌ گزارش خودشان را به‌ بان کی مون تحویل بدهند. و هر اقدامی اگر صورت بگیرد باید در اساس بعد از شنیدن این گزارش باشد.

اما سئوال این است آیا عجله‌ کشورهای فرانسه‌، انگلیس و آمریکا برای حمله‌ به‌ سوریه‌ خود نشان از آن ندارد که‌ آنان از ادعاهای خود مبنی برمسئولیت‌ رژیم اسد در قبال این جنایت، نامطمئن هستند؟ آیا نمی شود اقدامات را با سازمان ملل هماهنگ کرد؟

اما بگذارید بگوئیم که‌ حتی درصورت اثبات این جنایت توسط رژیم سوریه‌، باز مجوز حمله‌ نظامی به‌ سوریه‌ را نمی تواند به‌ شیوه‌ای خودبخود صادر کند. تشدید فعالیتهای سیاسی و برجسته‌ کردن بیشتر نقش سازمان ملل، تنها راههای خاتمه‌ دادن معقولانه‌ به‌ این بحران هستند. طرفهای بین المللی درگیر در سوریه‌ باید به‌ این حقیقت اذعان کنند که‌ حل این معضل نه‌ از تقابل بیشتر میان آنان در صحنه‌ جغرافیائی این کشور، بلکه‌ از طریق همکاری و هماهنگی بیشتر آنان از کانال سازمانهای بین المللی میسر است و بس. جنگ فقط وضعیت را دشوارتر می کند، هم برای مردم سوریه‌ و هم برای کل جهان.

 

 

 

 

 

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۸ شهریور, ۱۳۹۲ ۸:۵۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران

کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ مصداق جنایت علیه بشریت است

سران کشورها و دولت‌های اروپایی پروژه شهرک‌ سازی اسرائیل را محکوم کردند

تفسیرها پیر می‌شوند

۲۸ امرداد سالروز درگذشت آذَر اَندامی

بیمه‌های اجتماعی قابل‌اعتمادترند یا طلا؟