سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۸:۱۹

دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۹

اگر خاتمی نیاید

در تمام استدلالاتی که تاکنون اصلاح طلبان را از حضور پرقدرت - یا به عبارتی با حضور خاتمی و نه هر چهرۀ دیگری از آنان – برحذر می داشته اند، و از جمله استدلالهای خود خاتمی، این سؤال مرکزی بوده است: "اگر خاتمی بیاید، چه خواهد شد؟". روشن است که با سناریوپردازیهای مختلف حول این سؤال، این نتیجه که خاتمی نباید بیاید، از آنها استخراج می شده است. اما این استدلالها را با سؤال مرکزی دیگری باید تکمیل کرد: "اگر خاتمی نیاید، چه خواهد شد؟".

بخشی از سخنان پریروز آقای خامنه ای برای گروهی از کارگران، به انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، که تا یکماه و نیم دیگر برگزار خواهد شد، اختصاص داشت. موضوع مرکزی این بخش از سخنان خامنه ای ترسیم ویژگیهای رئیس جمهور آتی، چنان که او می پسندد، بود. سخنان خامنه ای حاوی پیامی آشکار و موهن بود.

مخاطب پیام خامنه ای کسی جز آقای خاتمی نبود. مضمون پیام هم جز این نبود که “من با کاندیداتوری و ریاست جمهوری خاتمی موافق نیستم؛ خاتمی فاقد قدرت و جرأت مملکتداری است و خوب است این را هم بداند که شورای نگهبانی وجود دارد که در صورت آمدن او به میدان، می تواند صلاحیت او را تأئید نکند. اعتراض به نظام انتخاباتی ما هم منطقی نیست”.

تردید نباید داشت که خامنه ای این زاویه برخورد با خاتمی را درست از متن دغدغه های ابراز شدۀ خاتمی برای کاندیداتوری اش برگرفته است. در روزهای اخیر مکرراً از خاتمی این معنا را شنیده ایم که بزرگترین دغدغه اش این است که به میدان آید، اما صلاحیت اش تأئید نشود؛ نه به عنوان دغدغه ای شخصی، بلکه او در بروز چنین وضعی “خطر تعمیق شکاف میان پشتوانۀ اجتماعی اش و حاکمیت” را دیده است. شکافی که می تواند در موقعیت شکنندۀ فعلی به رودرروئیهای قریب الوقوع انجامد.

خامنه ای این دغدغه را دریافته است و بنابراین در سخنرانی خود برای پس زدن خاتمی درست بر این دغدغه انگشت گذاشت. او عمد داشت که مخاطب اش جز خاتمی کس دیگری فهمیده نشود و عمد داشت خاتمی را درجنبه ای از منش اش خطاب گیرد و حتی تحقیر کند که ظاهراً نقطۀ ضعف اصلی او است.

از این قرار خامنه ای به خوشبینی اندکی که به ابراز واقعبینی او در برخورد به اوضاع بحرانی جامعه و الزام رویکردی منعطف نسبت به نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی وجود داشته است، پاسخ رد داد و دیگر تردیدی باقی نگذاشت که سودای یک انتخابات تماماً مهندسی شده را در سر دارد[۱].

این نکته ناگفته ای نیست. نکته مهم اما در این میان اقدام احتمالی آقای خاتمی و مشخصاً پاگذاشتن به میدان انتخابات یا پا پس کشیدن از آن است. قابل پیش بینی است که سخنان خامنه ای، که به نظر می رسد به عمد نیز در دمدمای شروع ثبت نام کاندیداها ابراز شده اند، شخص خاتمی و کسانی را که مخالف ورود پرقدرت اصلاح طلبان به میدان انتخابات اند، در دغدغه ها و استدلالاتشان که خاصه بر پرهیز از تنش متکی اند، راسختر کنند. اما وضع قدری پیچیده تر و حساس از آن است که بتوان به پرهیز از تنش اکتفا کرد. در تمام استدلالاتی که تاکنون اصلاح طلبان را از حضور پرقدرت – یا به عبارتی با حضور خاتمی و نه هر چهرۀ دیگری از آنان – برحذر می داشته اند، و از جمله استدلالهای خود خاتمی، این سؤال مرکزی بوده است: ” اگر خاتمی بیاید، چه خواهد شد؟”. و روشن است که با سناریوپردازیهای مختلف حول این سؤال، این نتیجه که خاتمی نباید بیاید، از آنها استخراج می شده است. اما این استدلالها را با سؤال مرکزی دیگری باید تکمیل کرد: “اگر خاتمی نیاید، چه خواهد شد؟”.

در این جا قصد ترسیم سناریوهای مختلفی که این سؤال در درون خود دارد، نیست. بلکه قصد طرح سؤال تبعی دیگری است: “فرض کنیم خاتمی نیاید. آیا در این صورت در کادر توازن کنونی سناریوئی در مقابل، یا همچون، سناریوهائی که حاکمیت جمهوری اسلامی و خاصه شخص خامنه ای در صدد پیشبرد آنها است، متصور خواهد بود که کشور را بر باد ندهد؟ کار را به تنشهای آبستن جنگ یا فروپاشی اقتصاد و سیطرۀ سرکوب و از این دست نکشد؟ اگر چنین سناریوئی متصور و محتمل باشد، آن گاه این مقدمتاً به عهدۀ مخالفان ورود پرقدرت اصلاح طلبان به میدان انتخابات است، که در عین توضیح مخالفتشان، این سناریوی بدیل را نیز معرفی کنند.

گفته اند و به درستی هم گفته اند که گاه باید رقیب را به تسخیر یک موضع معین ترغیب کرد. ای بسا در برابر از دست دادن آن موضع، موقعیتی حاصل شود که می تواند پیروزیهای بزرگ بعدی را به بار آورد. اصلاح طلبان باید با قدرت به میدان انتخابات آیند. در برابر هر و همۀ سناریوهای خطرآفرین برای کشور، عدم تأئید صلاحیت کاندیداتوری خاتمی آن موضعی است که حسب ضرورت کنونی، می توان حاکمیت را به تسخیر آن ترغیب کرد[۲].



[۱]  من پیشتر نوشته ام که این یک سودا است و اصرار خامنه ای برای تحقق یک انتخابات مهندسی شده و در عین حال “پرشور”، تنها با سازشی با اردوی احمدی نژاد ممکن به نظر می رسد.

[۲]  سیاستورزی در جامعۀ سیاسی ما ، حداقل در برخی از لایه های آن، چندان ارتقاء یافته است که کارزارهای انتخاباتی را دیگر “شخصیت محور” نکند. باید از هر کاندیدا برنامۀ عمل خواست. “حداقلی ترین” برنامه ای که امروز می توان از کاندیدای ریاست جمهوری خواست، نمی تواند در رأسش خاتمه دادن به تنش حول پروندۀ هسته ای جمهوری اسلامی و به طور کلی تحقق سیاستی عادی و بی تنش در مناسبات خارجی، و از زمره اجزایش نجات اقتصاد کشور از فروپاشی و نیز حراست از حقوق آحاد مردم، خاصه زندانیان سیاسی و باز هم خاصتر آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد نباشد.

تاریخ انتشار : ۹ اردیبهشت, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

جنگ‌طلبان در حالی که ترامپ از توافق ایران خبر می‌دهد، در حال فروپاشی هستند!

تریتا پارسی: اما اسرائیل تنها تهدید برای توافق نیست. هم واشنگتن و هم تهران باید نظم و انضباط فوق‌العاده‌ای را اعمال کنند تا اطمینان حاصل شود که روایت‌های رقابتی آنها از پیروزی، اردوگاه مخالفان تندرو را در کشور دیگر تقویت نمی‌کند. در طول مذاکرات، ترامپ حساسیت بسیار کمی نسبت به اینکه چگونه پست‌های تحریک‌آمیز او در رسانه‌های اجتماعی، توانایی تهران برای سازش را پیچیده می‌کند، نشان داده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پنجمین نمایشگاه هنرهای تجسمی فرزانگان یک

گفتمان‌های اقتدارگرایانه و فاشیستی در میان ایرانیان

«ساندیس‌خور» / «فاندبگیر»

حزب کمونیست ایتالیا؛ صدای ماندگار چپ در غرب

در سوگ پرویز قلیچ‌خانی؛ کاپیتان مردم و روشنفکر آزادی‌خواه

جنگ‌طلبان در حالی که ترامپ از توافق ایران خبر می‌دهد، در حال فروپاشی هستند!