سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اسفند, ۱۴۰۴ ۱۵:۴۴

یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۴

این آمریکای دیگری است

ترامپ به‌خوبی می‌داند زمان برداشت از اتوریته آمریكا فرار رسیده است. اگر از اتوریته‌ای نتوان برداشت كرد كه دیگر اتوریته نیست؛ سگ پوشالی است. او می‌خواهد كاشت و داشت رؤسای جمهوری سابق را برداشت كند. ترامپ با این استراتژی نو، اتوریته واقعی یا پوشالی‌بودن آمریكا را برملا خواهد كرد. شواهد نشان می‌دهد او بر این اتوریته باور دارد، از‌این‌رو رویكردش به دنیا فئودالی است و طبیعی است در این نوع نگاه، منافع حداكثری آمریكا را دنبال كند. همین نگاه است كه دنیا را تنش‌آلود كرده و وضعیت ایران نیز از این قاعده مستنثا نیست.

 اینک بعد از سال‌ها، با روی‌کار‌آمدن دونالد ترامپ عیان شده آمریکا در پی تغییر مناسبات استراتژیک با جهان است؛ تغییر مناسباتی همه‌جانبه که در تعریف‌های سابق جهانی‌شدن نمی‌گنجد؛ یکی، جهانی‌شدن از بالا که گفتمان غالب محافظه‌کاران آمریکایی بود که با حمله به عراق و سرنگونی صدام‌حسین رقم خورد و دیگری گفتمان جهانی‌شدن از پایین بود که گفتمان غالب دموکرات‌ها و رئیس‌جمهور سابق‌شان اوباما بود. اگر جهانی‌شدن از بالا به تصویر جهان‌خوارگی آمریکا معنا می‌بخشید، جهانی‌شدن از پایین به تئوری توطئه و ابهام در روابط با دیگر کشورها دامن زد. گفتمان جهانی‌شدن از پایین درصدد بود با تحریک‌پذیری نیروهای ملی، سوژه‌های فراملی را در اولویت کشورها قرار بدهد؛ موضوعاتی مانند محیط زیست، حقوق‌بشر، دموکراسی و وحدت و همبستگی میان انسان‌ها و فرهنگ‌های گوناگون برای پایان‌دادن به جنگ، فقر، سرکوب و خشونت. ازاین‌رو در دولت اوباما زمینه‌های لازم برای گفتمان غالب جهانی‌شدن از پایین شکل گرفت. دولت روحانی زاده این وضعیت جهانی است و برجام نه یک قرارداد حقوقی که یک قرارداد سیاسی و تجلی تغییر این مناسبات جهانی است. تغییر مناسبات سیاسی زمانمند است و نباید فرصت را از دست داد و به‌ همین ‌دلیل اصلاح‌طلبان و دیگر نیروهای موافق مذاکره در همه ابعاد با آمریکا، دوره اوباما را فرصتی مغتنم برای پایان‌بخشیدن به خصومت ایران و آمریکا می‌دانستند. اگر یک سوی گفتمان غالب جهانی‌شدن از پایین دموکرات‌ها، یکی از دلایل ظهور دولت روحانی باشد، روی دیگر آن فرصتی مناسب برای اتحاد و سازماندهی مخالفان جمهوری اسلامی خاصه اپوزیسیون خارج از کشور بود.  اپوزیسیون در خوف و رجا دست به اتحادی تاکتیکی و همه‌جانبه زد. گفتمان جهانی‌شدن از پایین اگر تهدید رؤیاهای اپوزیسیون بود، اما آنان تهدید را فرصت کرده و به آرایش و سازماندهی نیروهای سیاسی ناهمگون دست زدند و از طریق رسانه‌های جمعی، فرایند‌های زندگی اجتماعی و مناسبات دولت‌ و ملت در ایران را هدف گرفتند. اپوزیسیون  درصدد است افکار عمومی‌ای در ایران بسازد که قابلیت تحریک‌پذیری از آن سوی مرزها را داشته باشد. آنچه امروز گره به کارهای دولت روحانی انداخته، بذرهایش در دولت اوباما کاشته شده است. این به معنای رد و انکار برجام نیست، بلکه تأکید بر این نکته است که در دوره جهانی‌‌سازی از پایین، انعقاد قرارداد برجام اجتناب‌ناپذیر بوده است. 

اینک دولت روحانی ناگزیر است با تعریف تازه‌ای از جهانی‌شدن روبه‌رو شود؛ تعریفی که در قالب‌های گذشته نمی‌گنجد.

ترامپ نه در ‌پی جهانی‌سازی از بالا و نه پایین است. او تلاش می‌کند استراتژی نویی را تعریف کند. به گفته مارک پمپئو: «رئیس‌‌جمهور سعی می‌کند نظم جهان لیبرال را از نو تنظیم کند، نه اینکه آن را برهم بزند. ترامپ می‌خواهد متحدان را وادار به اصلاحاتی کند که دربردارنده منافع آمریکاست». از سوی دیگر دستیار وزیر خارجه آمریکا، وس میشل، بر این باور است که می‌‌توان شیوه ترامپ را «نوآوری استراتژیک» خواند. او با حل اختلافات با متحدان مثل تجارت رودررو می‌خواهد موجب رقابت استراتژیک با چین و روسیه شود. 

ترامپ به‌خوبی می‌داند زمان برداشت از اتوریته آمریکا فرار رسیده است. اگر از اتوریته‌ای نتوان برداشت کرد که دیگر اتوریته نیست؛ سگ پوشالی است. او می‌خواهد کاشت و داشت رؤسای جمهوری سابق را برداشت کند. ترامپ با این استراتژی نو، اتوریته واقعی یا پوشالی‌بودن آمریکا را برملا خواهد کرد. شواهد نشان می‌دهد او بر این اتوریته باور دارد، از‌این‌رو رویکردش به دنیا فئودالی است و طبیعی است در این نوع نگاه، منافع حداکثری آمریکا را دنبال کند. همین نگاه است که دنیا را تنش‌آلود کرده و وضعیت ایران نیز از این قاعده مستنثا نیست. از این منظر، وضعیت امور در ایران بحرانی نیست، وضعیت ایران مانند دیگر متحدان و دشمنان آمریکا تنش‌آلود است. دو ویژگی بارز بحران که درهم تنیده شده، لاینحل و غیرمنتظره‌بودن است. مشکلات دولت روحانی نه لاینحل و نه غیرمنتظره است. در ایران اغلب مناسبات دولت و ملت دچار تنش شده است. تنش نشانگر تضاد در منافع مشترک است. «استراتژی نو» ترامپ این تنش‌ها را افزایش داده است. رئیس‌جمهور آمریکا علنی به کشورهایی که مناسباتی نزدیک، دوستانه و خصمانه با او دارند، اعلام جنگ تجاری داده است. جنگ تجاری با رویکردی فئودالی با تکیه بر اتوریته‌ای که اگر وجود دارد همین حالا باید به کار بیاید. این اتوریته برخی کشورهای ضعیف را به تمکین واداشته و کشورهای قوی مانند چین را به مقابله‌به‌مثل برانگیخته است. دولت روحانی به‌سرعت باید جایگاه خود را در جهان نه با استعاره‌های قبلی که با ایده‌های تازه تبیین کند. از این منظر، نزدیکی سیاسی و نه اقتصادی ایران به اروپا قابل‌ فهم است. معلوم نیست در این رویکرد فئودالی، اروپا تا چه میزان به حیثیت سیاسی خود پایبند و وفادار خواهد ماند. تجلی کنونی حفظ این حیثیت، حمایت از برجام است؛ اما وضعیت کنونی جهان چندان هم به ضرر ایران نیست. این اعلام جنگ تجاری با دنیا خاصه اروپا این فرصت را به کشورها می‌دهد که دنبال متحدان تازه بگردند. اگر ترامپ به این استراتژی پایبند باشد به احتمال زیاد جا‌به‌جایی زیادی بین کشورهای رخ خواهد داد و چه‌بسا دوست‌های دیروز دشمنان امروز و دشمنان دیروز دوستان امروز شوند. این یعنی تغییر مناسبات سیاسی و اقتصادی و چه‌بسا اعتمادبه‌نفس ترامپ از همین‌جا ناشی می‌شود که گفته ایران با پای خود به میز مذاکره خواهد آمد. اینها سویه‌های نه‌چندان تاریک روابط بین‌الملل است و سویه تاریک، آن است که این تغییر مناسبات اقتصادی، مناسبات سیاسی را تحریک‌پذیر کند و جنگ تجاری به نظریه وضع طبیعی هابز منجر شود؛ جنگ تجاری همه علیه همه. دولت روحانی ناگریز است صحنه این جنگ تجاری را با جدیت دنبال کند و تصویری واقعی از آن به مردم ارائه دهد، گیرم برخی نیروهای داخلی ایران چندان اعتنایی به آن نکنند. تصویرهای واقعی از وضعیت امور، ما را به استراتژی‌های قابل ‌قبول هدایت خواهد کرد. بزرگ‌ترین خطر در تصمیم‌گیری این دوران، تغییر وضعیت‌های استراتژیک به ایدئولوژیک است.

 

تاریخ انتشار : ۲۳ تیر, ۱۳۹۷ ۹:۴۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

ایران واحد؛ حاصل همبستگی هزاران‌سالهٔ اقوام گوناگون این سرزمین؛ همبستگی‌ای گسست‌ناپذیر

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): از احزاب کرد می‌خواهیم به شعار زنده‌یاد رفیق قاسملو ـ «دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان» ـ که سال‌های طولانی راهنمای عمل احزاب کرد و مردم کردستان در ایران بوده است پایبند بمانند، به دیگر جریان‌های سرتاسر ی بپیوندید و در روند گذار مسالمت آمیزاز جمهوری اسلامی ایران به حاکمیت مردم، نقش تاثیر گزار ایفا کنید. جنگ این امکان را ناممکن می کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

«جنگ نقطه‌زن»، فریبی بزرگ؛ دادخوا‌ست بین‌المللی تحقیق در بارۀ حمله به دبستان میناب

سیزده روز پس از آغاز حملۀ امریکا و اسراییل به ایران، این واقعیت تلخ و خونین هر روز بیشتر و بیشتر آشکار می‌شود که هدف اصلی تمامیت میهن ما و تکه‌تکه کردن آن است و جانیان و متجاوزان به خاک ایران، در این راه از هیچ جنایتی پرهیز ندارند. در چنین شرایطی، تدوین و امضای یک دادخواست رسمی بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. این کارزار با محوریت تحقیق فوری دربارهٔ حمله به مدرسهٔ دخترانه «شجره طیبه» در میناب منتشر شد و بار دیگر توجه جهانی را به پیامدهای انسانی تجاوز نظامی به ایران و خالی کردن زرادخانه‌های امریکا و اسراییل بر سر شهروندان ما جلب کرد.

مطالعه »

یک جنایت جنگی ظالمانه بر طبق قوانین ناظر بر دریاها!

گودرز اقتداری: دانیل لامبرت یک دیپلمات سابق در سازمان ملل در این مورد چنین نوشته است: ” فرماندهان زیردریایی‌های نازی اغلب قایق‌های نجات، آب، غذا و مسیرهای ناوبری برای فرود آمدن به بازماندگان کشتی‌هایی که به آنها برخورد می‌کردند، می‌دادند. ایالات متحده بدون هیچ هشداری، امروز بیش از ۱۵۰ ملوان را کشت و سپس با سرعت فرار کرد. به معنای واقعی کلمه بدتر از نازی‌ها و یک جنایت جنگی ظالمانه.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

در سوگ رفیق سلطان‌علی کشتمند، یار دیرین زحمتکشان افغانستان

یورگن هابرماس، یکی از مهم‌ترین روشنفکران آلمان، درگذشت.

جنبش صلح، فمینیستی است.

امروز خورشید طلوع نکرد

آیا هنوز می‌توان از حقوق بشر و حقوق بین‌الملل سخن گفت و از آن دفاع کرد؟

چه آینده‌ای در انتظار هواداران پهلوی است؟ پیامدهای فروپاشی یک یقین سیاسی