سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۱:۰۳

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۳

این را هم شلیک گلولە تلقی نکنید!

در پایان می خواهم بار دیگر بر این نکتە اشارە کنم کە من شخصا از انتقاد استقبال می کنم، انتقادی کە ناظر بر کشف بیشتر حقیقت و روشن کردن بیشتر و بهتر راە آیندە باشد، انتقادی کە در آن اهداف غرض آلود وجود نداشتە باشد، از کینە آشکار و نهانی بری باشد، از لمپنسیم زبانی دوری جوید و نهایتا اینکە عادلانە بە موضوع بحث نگاە کند


خانم مهتاب خراسانی! ممنون از اینکە موضع گیری مرا آنقدر جدی و تاثیر گذار تلقی کردید، قلم و کاغذ برگرفتید و در بارە آن نوشتید. اما بگذارید من هم از روی احترام بە طرح سئوالاتتان، کە بیشتر رو بە سوی من دارد، مواردی را مطرح کنم.

ـ شما نوشتەاید “حتا خوش‌بینانه می‌توانستیم امیدوار بدان باشیم این نوشته که حکم نیشتری بر دمل چرکین خطاپیشه‌گی‌های سیاسی آن سال‌ها بود، بستری مناسب برای تسری به گفتمانی انتقادی در دیگر جریانات سیاسی در پی داشته باشد.” باید بگویم تجربە نشان دادە است کە در میان سازمانهای سیاسی ایرانی، این سازمان اکثریت است کە بیشتر از همگان بە اصل انتقاد پذیری از خود معتقد بودە و آن را عملا در زندگی سیاسی خود پیش بردە است، و تجربە نشان دادە است کە درج مطالبی از نوع مطالب رقیە دانشگری و مهدی اصلانی نە تنها بە تسری گفتمان انتقاد بە درون و برون دیگر سازمانهای سیاسی منجر نشدە و نمی شود، بلکە بالعکس، نتیجە عکس دادە است. من از شما می پرسم تا حال بعد از طرح چنین مقالاتی در سایتها، شما تا چە حد شاهد ادامە بحثی منطقی از طرف علاقمندان بودەاید؟ چند تا مطلب تحقیقی نوشتە شدە و در این نوشتەها تا چە حد بە اسنادی پرداختە شدە کە در آن سازمان اکثریت در آنها بە انتقاد از خود پرداختە است؟ چنین بە نظر می رسد کە شما چنانکە خود در ابتدای مقالەاتان بدان اشارە می کنید هنوز پیگیر جدی مسائل سیاسی نیستید.

ـ شما عمداً همان نکتە چهرە و رگهای گردن را از مقالە من استخراج کردەاید تا هدف خود را کە همانا القای قیچی کردن بحث از طرف من هست را پیش ببرید. در صورتیکە من در همان متن خود بە موارد دیگری هم اشارە کردەام. من توصیە می کنم کە شما یک بار دیگر مطلب مرا بخوانید تا اینکە بتوانید تصویر دقیق تری در ذهنتان داشتە باشید. یادتان باشد کە نوع روانشناسی آدمی بعضاً تاثیر مستقیمی بر تصویر و سیمای آدمی دارد ( آیا شما در زندگیتان بە جلاد خوش تیپی برخوردەاید؟) و نیز یادتان باشد هنگامیکە با یک متن ارتباط برقرار می کنید بە کنە استعارات آن هم پی ببرید. من بە نظر خودم بە اصلی ترین مطلب مورد نظر اصلانی اشارە کردەام کە آن همانا نە تلاش وی برای نقد و یا بە جریان انداختن نقد سازندە، بلکە زدن بیرحمانە و تخریب دیگران می باشد. بە یاد داشتە باشید کە وی خود یکی از کسانی بودە است کە در آن سالها جزو همان روندی بودە است کە حال بخاطر آن دیگران را بە خیانت متهم می کند و خود را بە خائن خوان! و چە چندش آور است این خود فریبی را.

ـ سعی من در قیچی کردن بحث نیست و نبود، تلاش من در متوقف کردن روندیست کە نە تنها بە جائی مثبت نمی رسد بلکە با خوانشی نادرست بانی جو ناامیدی و یاس در فضای سیاسی موجود می شود. من همیشە شخصا از انتقاد استقبال کردەام و یکی از کسانی بودەام کە پیگیرانە و مشتاقانە متون انتقادی را خواندەام. تاکید می کنم متون انتقادی را.

ـ نوشتەاید “پرسشی که بلافاصله به ذهن متبادر می‌شود آن است که ایشان چرا باید به جای رهبرانی که سیاست فاجعه‌بار “شکوفایی جمهوری اسلامی” را تدوین کردند سینه سپر کنند و حساب پس دهند.” باید بگویم کە جواب من برای سینە سپرکردن و دفاع از سیاست شکوفائی نبودە و نیست، بلکە جواب من برای دفاع از جریانیست کە علیرغم انتقاداتی کە می تواند بدان وارد باشد، دارای جنبەهای مثبت بسیاریست، جنبەهائی کە متظاهران بە انتقاد، مغرضانە نە تنها آن را نمی بینند بلکە مخدوشش می کنند و بە گمان خود می خواهند دست بە تحریف واقعییات بزنند. همین سئوال شما بار دیگر نشان می دهد کە شما مقالە من را درست نخواندەاید و باز دارید بە بیراە می روید. 

ـ شما نوشتەاید ” ظاهر نوشته‌ی ایشان زدن مهدی اصلانی است اما در واقع ایشان با این نگاه به رقیه دانشگری شلیک می‌کند و با خود پیامی به دیگر هم‌فکرانشان در سازمان اکثریت دارد که پاسخ هر انتقادی می‌تواند با واکنشی حقیقت‌گم‌کن مواجهه شود.” می شود از شـما بپرسم کە دلیل شما در این مورد چیست؟ شما چطور این “ظاهر” و “واقعیت” را از متن من استخراج کردەاید؟ آیا می توانید بە فاکتی اشارە کنید؟

ـ از راە همین مقالە می خواهم شما را مطلع کنم کە من در نشریە کار مطلب دیگری در مورد آقای مهدی اصلانی نوشتەام زیر عنوان “نگاهی بە تناقض گفتەها و مواضع مهدی اصلانی”. در این مطلب سعی کردەام مستدلانەتر برخورد کنم. لطفا هم خود شما بە این مطلب مراجعە کنید و اگر می شود بە آقای اصلانی هم بگوئید کە اخلاق دمکراتیک را رعایت کردە از برخورد “هم قدگرایانە” پرهیز کردە و جواب سئوالات متعدد مرا بدهند کە تا حدی بە تفصیل در آن متن بدانها پرداختەام. فکر کنم تعهد شما نسبت بە ادامە یک بحث سازندە می تواند ضمانت این ارتباط را بدهد.

در پایان می خواهم بار دیگر بر این نکتە اشارە کنم کە من شخصا از انتقاد استقبال می کنم، انتقادی کە ناظر بر کشف بیشتر حقیقت و روشن کردن بیشتر و بهتر راە آیندە باشد، انتقادی کە در آن اهداف غرض آلود وجود نداشتە باشد، از کینە آشکار و نهانی بری باشد، از لمپنسیم زبانی دوری جوید و نهایتا اینکە عادلانە بە موضوع بحث نگاە کند.  

فرخ نعمت پور  

 – شلیک فرخ نعمت‌پور بر شقیقه‌ی رقیه دانشگری- نوشته مهتاب خراسانی 

http://www.akhbar-rooz.com/ideas.jsp?essayId=59083

تاریخ انتشار : ۷ فروردین, ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار