سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۲:۲۵

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۵

به‌مناسبت پیام مشترک چندچهره سیاسی و هنری و ورزشی درخارج کشور*:

اکنون جنبش دادخواهی در ایران که قدمت دیرینه ای هم از همان سال‌های شصت به بعد دارد، با جنبش های سال‌های اخیر پیوند خورده و با برخاستن از ققنوس زن زندگی و آزادی چنان که شاهدیم درمراسم های پایان نا پذیربزرگداشت های سریالی جان باختگان انقلاب به اوج تازه ای رسیده است. اصالت این جنبش بیش ازهرجریانی با درون جوش بودن و مشارکت فعال در انقلاب سرچشمه می گیرد. آن‌ها با برگزاری مراسم های پرشکوه حماسی و سرشار از رزمندگی در زیرشدید ترین سرکوب‌ها و اننتشار و بازخوانی آرمان‌ها و خواست‌ های جان باختگان جنبش، درحال کنشگری انقلابی و روشن نگهداشتن مشعل انقلاب هستند. چنان‌که می دانیم خیزش بزرگ کنونی نیز از مراسم بزرگداشت و دادخواهانه قتل ژینا امینی سربلندکرد و سراسری شد. جنبش دادخواهی با عرصه های گوناگون فعالیت خود از جمله برگزاری مراسم ها و دفاع از زندانیان سیاسی و از جان‌‌ آن ها و پیوند با نهادهای افشاء کننده حقوق بشر و البته در گره خوردگی تنگاتنگش با سایرجنبش های ضد تبعیض و استثمار اکنون بسیار رشده کرده و از ارکان انقلاب بشماررفته و در اعماق آن ریشه دارد. این جنبش در عین حال کنشگران و چهره ها و سخنگویان عملی و نهادهای گوناگون و شناخته شده خود را هم دارد. با چنین نقشی که جنبش دادخواهی دارد بی تردید درخارج کشور نیز چهره های شناخته شده و واجد اعتبار و وفادار به‌این جنبش و آرمان جنبش دادخواهی کم وجود ندارد. از همین رو در فضای ایرانیان خارج از کشور جای نقش آفرینی شایسته آن‌ها از جمله توان فراخوانی کمپین‌های سراسری در حمایت از جنبش داخلی خالی است. به‌ همین دلیل ضروت دارد که این خلأ هرچه زودتر توسط دیگرشاخه های جنبش دادخواهی و دیگر نهادهای مدافع انقلاب پرشود تا بازیگران نمایشی نتوانند به سهولت از چنین خلئی، خلاف اهداف و آرمان‌های جنبش دادخواهی و برای امیال و سوداهای خود بهره برداری کنند.

به‌مناسبت پیام مشترک چندچهره سیاسی و هنری و ورزشی درخارج کشور*:

نسبت جامعه واقعی و جامعه نمایشی

در ایران اکنون یک جامعه واقعی، کنشگر و نافرمان عرض اندام کرده است، حتی قدرت فراخوان پیداکرده است. چنان که آن را در مورد تظاهرات و آکسیون‌ها و اعتصاب‌ها و برخی دیگر از اقدامات سراسری در حدی که جنبش پیش رفته است، شاهدیم. از همین رو خیلی‌ها در بیم از فراگیرشدن این قدرت فراخوانی و بجای تقویت واقعی آن، روز و شب خود را در سودای تصاحب و موج سواری برآن سپری می کنند. آن ها به‌دنبال جنبش زین شده هستند و تا کنون هم تلاش های زیادی برای باصطلاح زین کردن و بازنمائی جامعه واقعی و وارونه شده از بالا به پائین، صورت داده اند و اگر شد و توانستند آرزوی دیرینه پروژه انتقال ثقل هدایت و «رهبری» از داخل به خارج و برفرازآن را محقق سازند. گرچه می دانیم که هیچ گاه گربه عاریتی موش نمی گیرد ولی برای آن‌ها حتی ایفاء نقش همین گربه عاریتی و وانمودکردن به توان موش گیری فی نفسه هدف است. چرا که نمایش و فرافکنی حل همه مسائل به فراسوی نمایش، اساس وجودی آن ها را تشکیل می دهد. چنان که همین الگو و نمایش کنونی عینا چندی پیش توسط رضاپهلوی با شماری از به‌اصطلاح سلبریتی های از قماش دیگر و با به داوگذاشتن اعتبارهنرمندانی چون داریوش و شاهین نجفی در قماربورس سیاست و … و بعدهم صدوربیانیه ای با شماربیشتری از این نوع اسامی چون ورزشکاران و سلبریتی ها و سیاست ورزان حرفه ای این بازارمکاره، همراه با امضاء رضاپهلوی و برخی اعضاء خانواده‌اش صورت گرفت که البته افاقه ای نکرد و پس از مدتی هیاهو آب ها از آسیاب افتاد.

اکنون هم حاملان و دارندگان احساس کاذب «رسالت رهائی» در قالب نمایش جدیدی با بکارگیری برخی سلبریتی های تازه از راه رسیده، دارند همان سناریوهای گذشته را تکرارمی کنند. در این نمایش جدید که برخی از آنان با افتخار ردای خوش و بش کزدن و دخیل بستن و لابی گری با سرویس های اطلاعاتی و مقامت سیاسی دست اول قدرت های بزرگ را بر دوش خود افکنده اند و اساسا با وجودشان از این نوع مراودات قبح زدائی کرده اند، اینک تکاپوی جدیدی را برای بازنمائی جامعه در فرمی جدید ولی با همان هدف ها و محتواهای تکراری گذشته بکارگرفته اند. البته در ترکیب جدید تلاش دارند که از افرادی چون علی کریمی تازه به دوران رسیده و یا به‌ویژه حامداسماعیلیون برآمده از جنبش دادخواهی خانواده های جان باخته جنایت سرنگونی هواپیمای اوکراینی، به مثابه اسب تروا برای باصطلاح نقب زدن به جنبش مردمی بهره برداری کنند. همیشه چنین بوده است وقتی که یک سرمایه اجتماعی شکل می گرفته، حفظ آن از بدست آوردنش دشوارتر بوده است. چرا که در این مواقع بازهای شکاری مترصد فرصت برای شکارکردن به پرواز درمی آیند. در این موردهم چنین است. با سودای نقب زدن به جنبش، به اعتباراجتماعی عناصری چون حامداسماعیلیون که مدیون دفاع پیوسته او از دادخواهی خانواده‌های هواپیمای سرنگون شده توسط سپاه بوده است چوب حراج می زنند و همان قدرت فراخوان نسبی او در خارج کشور را که مدیون استقلال و فاصله طبیعی او از این نوع نمایشات مرسوم و فیل هواکردن‌ها بوده است، به یغما می‌برند. چنان که مشهوداست دراین نوع کنشگری و گزینش گری همه چیز حول محورنمایش و بهره گیری از این گونه اعتبارات مردمی و متصل و برخاسته از یک جنبش می چرخد. توهم حاملان چنین اعتبار و اعتمادی نسبت به سرچشمه سرمایه سیاسی، چنان است که با تصاحب این نوع سرمایه های اجتماعی و بیگانه شده از منبع زایای خویش، به‌فکرخرج کردن آن در بورس مکاره سیاسی می افتند.

به همین دلیل بجای آن که کمکی باشند به تقویت همبستگی واقعیت یک جنبش هم اکنون موجود متکثر و رنگین کمان و ایستادن آن بر روی پای خود، برعکس موجب افزودن شکاف بین جامعه واقعی و از جمله جنبش داخل و خارج و از آن مهم‌‌تر تشدیدشکاف های درونی یک جنبش درون جوش و درحال بالیدن می شوند.امروزه وقتی خودجامعه واقعی در میانه میدان نبرد و خودکنشگری است، علم کردن مصنوعی یک جامعه نمایشی و قیم انگاری آن چیزی جز تداوم همان ولایت مداری که جامعه به تعیین تکلیف با آن برخاسته است نیست. اگر از درون «یده واحده» خمینی و طرفداران نظام حاکم، و یا به قول این حضرات و حامیانشان «مشت واحد» چیزی بیرون بیاید، آن چیز قطعا آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی نخواهدبود. برون دادتجربه یده واحده همین نظام حاکم هیولاوش کنونی است که جلوی چشمان همه هست: معلوم شد که دیو چو بیرون رود الزاما فرشته ای از در نخواهد ‌آمد. دموکراسی و آزادی جز برپایه آرایش جامعه متکثر و تحت تبعیض حول خواست های خود و اشتراک و همبستگی همه تبعیض شدگان حول آن‌ و علیه حاکمان مستبد به‌ دست نخواهد آمد. و جای آن را هم نمی توان با چندعکس سلبریتی-سیاستمدار و منطق مصرف روز پرکرد.

نکته نهائی : اکنون جنبش دادخواهی در ایران که قدمت دیرینه ای هم از همان سال‌های شصت به بعد دارد، با جنبش های سال‌های اخیر پیوندخورده و با برخاستن از ققنوس زن زندگی و آزادی چنان که شاهدیم درمراسم های پایان ناپذیربزرگداشت های سریالی جان باختگان انقلاب به اوج تازه ای رسیده است. اصالت این جنبش بیش ازهرجریانی با درون جوش بودن و مشارکت فعال در انقلاب سرچشمه می گیرد. آن‌ها با برگزاری مراسم های پرشکوه حماسی و سرشار از رزمندگی در زیرشدیدترین سرکوب‌ها و اننتشار و بازخوانی آرمان‌ها و خواست‌های جان باختگان جنبش، درحال کنشگری انقلابی و روشن نگهداشتن مشعل انقلاب هستند. چنان‌که می دانیم خیزش بزرگ کنونی نیز از مراسم بزرگداشت و دادخواهانه قتل ژینا امینی سربلندکرد و سراسری شد. جنبش دادخواهی با عرصه های گوناگون فعالیت خود از جمله برگزاری مراسم ها و دفاع از زندانیان سیاسی و از جان‌‌ آن ها و پیوند با نهادهای افشاء کننده حقوق بشر و البته در گره خوردگی تنگاتنگش با سایرجنبش های ضدتبعیض و استثمار اکنون بسیار رشده کرده و از ارکان انقلاب بشماررفته و در اعماق آن ریشه دارد. این جنبش در عین حال کنشگران و چهره ها وسخنگویان عملی و نهادهای گوناگون و شناخته شده خود را هم دارد. با چنین نقشی که جنبش دادخواهی دارد بی تردید درخارج کشور نیز چهره های شناخته شده و واجداعتبار و وفادار به‌این جنبش و آرمان جنبش دادخواهی کم وجودندارد. از همین رو در فضای ایرانیان خارج از کشور جای نقش آفرینی شایسته آن‌ها از جمله توان فراخوانی کمپین‌های سراسری در حمایت از جنبش داخلی خالی است. به‌همین دلیل ضروت دارد که این خلأ هرچه زودتر توسط دیگرشاخه های جنبش دادخواهی و دیگر نهادهای مدافع انقلاب پرشود تا بازیگران نمایشی نتوانند به سهولت از چنین خلئی، خلاف اهداف و آرمان‌های جنبش دادخواهی و برای امیال و سوداهای خود بهره برداری کنند.

پیام و متن مشترک چندچهره سیاسی هنری و ورزشی خارج کشور برای سال نومیلادی

https://news.gooya.com/2022/12/post-71874.php

 ۲۰۲۳.۰۱.۰۲

 

تاریخ انتشار : ۱۳ دی, ۱۴۰۱ ۶:۵۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!