سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۷:۵۲

شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۲

بیشتر زندگی ام را با مردم فرودست گذرانده ام

ادبيات داستانى و حتى شعر ما با مشكل سانسور مواجه است و به همين دليل است كه پيشرفت نمىكنند. انگار نمىخواهند جوانان ما سرگرمى سالم داشته باشند. البته من با جوانترها ارتباط دارم. گاهى به من سر مىزنند و تا آنجاكه بشود راهنمايىشان مىكنم. اما هنوز اين آرزو در دلم مانده كه در جلسهاى با همشهريانم در كرمانشاه صحبت كنم

Getting your Trinity Audio player ready...

جوانى درویشیان متعلق به نسل نویسندگان متعهدى است که همواره آمالشان را در جامعه جستجو مىکنند. او مىگوید؛ از طلوع آفتاب بدم مىآید مگر اینکه مطمئن باشم که برآمدن آفتاب آغاز کارى جانفرسا برایم نیست. به ویژه در کودکى طلوع آفتاب برایم آغاز رنج و عذاب کار بود. اما تا دلت بخواهد زمستان و هواى ابرى را دوست دارم. دلم مىخواهد صبح که از خواب بیدار مىشوم سه متر برف باریده باشد. چنانکه نتوان در خانه را باز کرد. اما حتى با این نویسندهاى با این نگاه خاص هم مىتوان از نوروز سخن گفت.

* معمولا ما در داستانهاى شما با تصویر عمومى فقر و زندگى آدمهاى فرودست جامعه مواجهیم. آیا هیچ وقت قصد کردهاید که از لحظات شاد زندگى هم بنویسید؟

ــ من در داستانهایم شادى هم دارم. کمااینکه در برخى از داستانهاى “از این ولایت” و “آبشوران” به خصوص مراسم نوروز و حمام رفتن با پدرم مورد توجه قرار گرفته که این داستانها بیشتر به ژانر کمدى نزدیک هستند. اما در هر حال زندگى من بیشتر با مردم فرودست گذشته است. وقتى که در گیلان غرب، معلم بودم شاگردانم از همین قشر بودند. من شاگردى به نام “نیازعلى ندارد” داشتم که داستان “ندارد” را اصلا به خاطر او نوشتم. بعدها در زندان کرمانشاه هم باز در بین همین مردم فقیر و بیچاره بودم. پدرم، عموهایم و تمام افراد دور و ور من کارگر بودند.

* شما با همکارى رضا خندان به جمعآورى افسانههاى مناطق مختلف ایران پرداختهاید. نوروز در این افسانهها چه جایگاهى دارد؟

ــ نوروز در افسانههاى ایران جایگاه ویژهاى دارد و به خصوص سفره هفت سین. فارغ از این آدابى نظیر سبزه انداختن که از بیست روز قبل از عید، خانوادهها عدس و گندم را خیس مىکردند تا براى عید سبز شود و مراسم چهارشنبه سورى یا پنج شنبه آخر سال که به دیدار با اموات اختصاص دارد و… رگههایى از اینها هم در داستانها و افسانههاى ما وجود دارد. اما به خصوص درمورد نوروز، زندهیاد “صبحى” کتابى به نام عمونوروز دارد که افسانههاى ایرانى در همین رابطه را در آن گنجانده است. اصلا به همین خاطر هم ما جلب افسانهها شدیم و با همکارى رضا خندان تاکنون نوزده جلد آن منتشر شده است. در مناطق سنندج و کردستان هم، داستان میرنوروزى رایج است و در اشعار شاعران کهن ما، ازجمله حافظ هم به آن اشاره شده است.

* تعطیلات نوروز را بیشتر چگونه مىگذراندید؟ سفر یااینکه…

ــ عید براى ما که بچه بودیم با خودش چیزهاى جدیدى به ارمغان مىآورد و همه آنها براى ما خاطره بود. ما مسافرت نمىرفتیم. سفر نیاز به پول و ماشین و … داشت که ما هیچ یک از اینها را نداشتیم. اما سال که تحویل مىشد، مادربزرگ و پدربزرگم، اسکناسهاى نویى را لاى قرآن مىگذاشتند و هرکدام از ما، یکى از آنها را به عنوان عیدى برمىداشتیم. عموهاى من همه کارگر بودند، به جز یکى از آنها که کبابى داشت و توى چنتهاش، همیشه پر از پول نقره بود که به ما هم عیدى مىداد. این براى ما جالب بود که پول نقره را در بازار، دوبرابر از ما مىخرند. یکى دیگر از عموهایم هم وسایل آتش بازى چهارشنبه سورى را درست مىکرد؛ ترقه و فشفشه و… همیشه یک گونى هم به ما مى داد که حسابى خوش مىگذراندیم تا نوروز و سیزده به در؛ که سبزهها را گره مىزدیم و به صحرا مىرفتیم و قضا بلاى خانواده را با سبزهها دور مىانداختیم.

* در سال ۸۹ کتاب جدیدى از شما منتشر نمىشود؟

ــ یک کتاب تجدید چاپى دارم که نزدیک به یک سال و نیم است در ارشاد مانده است؛ مجموعه مقالات و سخنرانىهاى من باعنوان “چون و چرا” و یک شناحتنامه هشتصد صفحهاى از من که انتشارات مروارید، قصد انتشار آن را دارد؛ منتها مجوز نمىدهند. مجموعه داستانى هم دارم که شامل هجده داستان مىشود باعنوان “تازه داغ” که هشت سال است در ارشاد مانده است. مىگویند باید نصف داستانها را بردارى. من هم گفتهام که یک خطش را هم برنمىدارم. این کتاب را هم قرار است انتشارات چشمه منتشر کند. درحال حاضر هم درحال نوشتن یک رمان هستم. اما امیدى به چاپ کارهایم ندارم و ناامیدانه مىنویسم.

* آیا آثار نویسندگان جوان را هم دنبال مىکنید؟

ــ بله.

* کارهاى جوانها را چطور مىبینید؟

ــ ادبیات داستانى و حتى شعر ما با مشکل سانسور مواجه است و به همین دلیل است که پیشرفت نمىکنند. انگار نمىخواهند جوانان ما سرگرمى سالم داشته باشند. البته من با جوانترها ارتباط دارم. گاهى به من سر مىزنند و تا آنجاکه بشود راهنمایىشان مىکنم. اما هنوز این آرزو در دلم مانده که در جلسهاى با همشهریانم در کرمانشاه صحبت کنم. من پنجاه سال است که براى آنها و از آنها مىنویسم. دوست دارم بدانم که آنها چه نگاهى به کارهاى من دارند و نقدهایشان را بشنوم. اما مشکل شده است. درمیان نویسندگان جوان هم نویسندههاى خوبى داریم که اگر به آنها توجه بشود، مىتوانند با بزرگان ادبیات جهان رقابت کنند.

تاریخ انتشار : ۱۰ فروردین, ۱۳۸۹ ۱۰:۰۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – تیر ماه ۱۴۰۵

انقلاب ۱۳۵۷؛ خیزش میلیونی مردم ایران بود، نه حرکت چند گروه کوچک

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان- در محکومیت کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

سه کودتای « ارزان » و « آسان » در تاریخ معاصر ایران !!!

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران