سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۷:۴۰

جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۴۰

بی خبری فیلسوف از آنارشیست بودنش

نظریه پرداز آنارشیسم و یکی از مهمترین نمایندگان فردگرایانه است. او مخالف هرگونه وحدت و همکاری دولت و کلیسا در زمان خود بود و میگفت که خدا و شاه و میهن و شیخ اشتباهی مخوف هستند که باید از طرف شورشگران و مبارزان مورد نقد و نفی قرارگیرند.

Getting your Trinity Audio player ready...

گرچه مورخین سیر اندیشه در غرب ماکس اشتیرنر (۱۸۵۶-۱۸۰۶) فیلسوف آلمانی را آنارشیست میدانند او هیچگاه خود را آنارشیست ننامید. وی هم عصر مارکس و انگلس بود و در سن ۵۰ سالگی در فقر و تنهایی جوانمرگ شد. او به دلیل بدهکاریهای ناشی از فقر و ورشکستگی دوبار به زندان افتاد و همچون مارکس و انگلس و نیچه محصول جامعه طبقاتی و ارتجاع سیاسی و اجتماعی دو قرن پیش کشور آلمان بود و امروزه او را جد کبیر متافیزیک آنارشیستی بشمار می آورند.

اداره سانسور دولت پروس آنزمان پیرامون تاخیر در چاپ آثار اشتیرنر اعلان کرد که نشر کتب او جامعه و دولت را تهدید نمیکند ولی بیچارگی فلسفه اجتماعی و سیاسی را نشان میدهد. اشتیرنر میگفت در دولتی که آرامش و سکوت و خفقان بالاترین وظیفه باشد آزادیخواهان را یاغی و شورشی مینامند چون آزادی در نظر اینگونه دولت ها یعنی آزادی برای اطاعت و انجام وظیفه. مارکسیست ها امروزه اشتیرنر را نماینده یک ایده آلیسم ذهنی میدانند که فرد گرایی مطلق را نمایندگی میکرد .

ماکس اشتیرنر نام مستعار” یوهان کاسپر اسمیت”نظریه پرداز آنارشیسم و یکی از مهمترین نمایندگان فردگرایانه است. او مخالف هرگونه وحدت و همکاری دولت و کلیسا در زمان خود بود و میگفت که خدا و شاه و میهن و شیخ اشتباهی مخوف هستند که باید از طرف شورشگران و مبارزان مورد نقد و نفی قرارگیرند. اشتیرنر، نویسنده شورشگری است که به انتقاد از دین و دولت و قانون و اخلاق و کلیسا پرداخت و میگفت انسان را باید از زیر یوغ دین و کلیسا نجات داد .

مارکس و انگلس در کتاب ” ایدئولوژی آلمانی ” مدعی شدند که او مبارزه واقعی طبقاتی را تبدیل به مبارزه ایدهها کرده است. اشتیرنر پایه گذار فلسفه آنارشیسم و مخالف کمونیسم و نماینده ایده آلیسم شخصی و فردگرایی مطلق است. شورش او آنزمان علیه نظام فئودالی و حکومت سلطنتی دولت پروس بسیار قابل اهمیت بود .

اشتیرنر به مخالفت و انتقاد از لیبرالیسم و دولت ملی و پادشاهی بورژوایی نیز پرداخت. کتاب”فرد و مالکیت اش” را مهمترین اثر تاریخ فلسفه آنزمان مینامند. اثر مهم دیگر او “تاریخ ارتجاع”نام دارد . اشتیرنر آنزمان خلاف جمع گرایی پرودن از فردگرایی آنارشیستی دفاع نمود. او همچون هرتسن متفکر روس به افشای لیبرالیسم زمان خود پرداخت. وی غیر از نظرات انتقادی فویرباخ از دین، متکی به شاخه های آته ایستی و ماتریالیستی دوره روشنگری اروپا نیز بود. اشتیرنر پایه گذار نیهلیسم مدرن نیچه ای نیز است .

در ادبیات اگزستنسیالیستی قرن بیست داستایوسکی و سورن و فروید و کامو و سارتر زیر تاثیر او بودند. هنرمندان و ادیبانی مانند تورگنیف، ارنست یونکر، آندره ژید و برتون نیز بی تاثیر از او نبودند. آنارشیسم اشتیرنر بعدها در امریکا طرفداران رمانتیک بیشماری یافت. در تئوری اشتیرنر؛ همچون مقوله خدا در الهیات، فرد ورای منطق و حقیقت است .

اشتیرنر نظرات خودرا مقدمه سوسیالیسم دمکراتیک بحساب می آورد. آنارشیسم را میتوان لیبرالیسم سوسیالیستی ونه ایده کمونیستی یا سوسیالیستی دانست. او هم دولت پارلمانی لیبرالها و هم دولت مطلقه سلطنتی را زورگویانه میدانست. وی مدعی بود که سیستم حکومت کمونیستی بنام جمع و اجتماع موجب سقوط و زوال فرد میشود. در نظر او آزادی فرد نمیتواند بەوسیله جامعه بلکه باید توسط خود او صورت گیرد. کوشش آنارشیسم باید اعاده حیثیت از فرد و حمایت از او در مقابل فشار جمع و گروه باشد. اشتیرنر همچون ماکیاولی میگفت حق با کسی است که قدرت داشته باشد. انتقاد فویرباخ از دین روی او تاثیر مهمی داشت. او پیش از آمدن نیچه یک نیچه گرا بود .

اشتیرنر بجای انقلاب اجتماعی ، انقلاب درونی فرد را توصیه میکرد. طبق خواسته او هر پدیده ای که مزاحم شکوفایی فردگرایی شود باید مورد نقد و مبارزه قرارگیرد. آنارشیسم او ریشه در مکتب طبیعت گرایی داشت ونه بر اساس یک نظریه اجتماعی بود. دولت پروس آلمان آنزمان فیزیوکراتی انقلابی اشتیرنر را ضد فلسفه معرفی نمود. وی در محفل هگلی های جوان در برلین شخصا با انگلس آشنا شد. اشتیرنر با تاکید روی نقش و اهمیت فرد یکی از پیشگامان اگزستنسیالیستی اندیشمندانی مانند کامو و سارتر و یاسپارس و هایدگر است. در نظر او فرد خالق واقعیت و حقیقت است. او میگفت که انسان ذاتا نجیب و کبیر است .

امروزه اشاره میشود که اشتیرنر یکی از هگل گرایان چپ و مدافع و خالق یک نظریه فردگرایانه رادیکال در فلسفه آنارشسسم است. در ادبیات ،کتاب ” ابر انسان ” نیچه را تقلیدی از طرح فلسفی او میدانند. اشتیرنر میگفت که هیچکس نباید از فرد و انسان طلبکار باشد از جمله دولت و جامعه و بشر و دین و قانون و عقل و حقیقت. وی میگفت که حتی فرد و فردیت بر خدا و عقیده به آن برتری دارند. اشتیرنر در مورد قدرت میگفت چند مشت قوی مهمتر از دهها گونی قانون است. اندیشه های اشتیرنر در ادبیات نیز از جمله روی داستایوسکی اثر گذاشتند .

 

تاریخ انتشار : ۶ خرداد, ۱۳۹۴ ۹:۲۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

انقلاب ۱۳۵۷؛ خیزش میلیونی مردم ایران بود، نه حرکت چند گروه کوچک

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان- در محکومیت کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

سه کودتای « ارزان » و « آسان » در تاریخ معاصر ایران !!!

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران

کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ مصداق جنایت علیه بشریت است

سران کشورها و دولت‌های اروپایی پروژه شهرک‌ سازی اسرائیل را محکوم کردند