سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۱:۰۷

جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۷

تاریخ تکرار نمی شود، اما رویدادهای مشابه، در آن فراوان تکرار می شوند!

هاینریش مان، نویسنده آلمانی و برادر بزرگتر توماس مان، کتابی دارد با عنوان "نفرت." جستارهائی پیرامون انقلاب نوامبر ۱۹۱۸ که به سقوط نطام سلطنتی و برپایی جمهوری وایمار منجر گشت - با تحلیل روندهای آن انقلاب و چگونگی پیدایش و رشد پدیده نازیسم در پی و بر بستر آن تحول... وقتی در رویکرد نازی ها در برابر انقلاب نوامبر ۱۹۱۸ دقیق می شوم، می بینم که رویکردی مشابه آن در ارتباط با انقلاب ۵۷ ایران نیز وجود دارد...

معرفی یک کتاب و آموزه های آن

هاینریش مان، نویسنده آلمانی و برادر بزرگتر توماس مان، کتابی دارد با عنوان “نفرت”. جستارهائی پیرامون انقلاب نوامبر ۱۹۱۸ – که به سقوط نطام سلطنتی و برپایی جمهوری وایمار منجر گشت – با تحلیل روندهای آن انقلاب و چگونگی پیدایش و رشد پدیده نازیسم در پی و بر بستر آن تحول. کتاب در سال ۱۹۳۳ در هلند چاپ و منتشر شده است. همان سالی که خود نویسنده نیز رهسپار تبعید شد. محور اصلی کتاب، چنانکه از نامش بر می آید، بررسی عنصر نفرت نسبت به خود انقلاب و علیه گروه ها و جریان هائی است که در انقلاب نقش و شرکت فعال داشتند. به طور مشخص، کمونیست ها، سوسیال دمکرات ها، تشکل های کارگری و احزاب لیبرال. آن نفرت پراکنی را نازی ها بر پرچم خود نوشته بودند و در هر فرصت و هر جمع و محفلی با انرژی بی پایان همچون یک بیماری در سطح و عمق جامعه می پراکندند. در تحلیل ریشه های این نفرت پراکنی، دینامیسم و مکانیسم آن، هاینریش مان موفق است و پدیده را از زوایای گوناگون با دقتی درخور و پیش بینی های شگفت آور زیر ذره بین می نهد. در این بررسی ها، او به نکات جالب توجهی اشاره می کند: نازی ها در تبلیغات خویش علیه انقلاب و شرکت کنندگان آن، آشکارا انقلاب را “جنایت (Verbrechen) “می خوانند و به همین اعتبار هم نیروهای فعال در جریان انقلاب را “جنایتکاران نوامبری”  (Novemberverbrecher) می نامند. در نوک پیکان این حملات نفرت پراکنانه، چپ ها قرار دارند. به زودی گناهکاران دیگری نیز بر آن افزوده می شود و آن یهودیان هستند. چنانکه در اندک زمانی، مارکسیست ها و یهودیان را در یک دیگ ریخته و خواهان زدودن جامعه از وجود آنان می گردند. با قدرت گیری فزاینده نازیسم، آن نفرت پراکنی به قلع و قمع چپ ها منجر می شود و سرانجام اندیشه و عمل نهفته در کُنه آن جنبش ویرانگر، در آمیزش با ناسیونالیسم پرخاشگر و حق به جانب، نفرت به یهودیان را به اشکال و ابعادی تصورناپذیر فرا می رویاند و حاصلش جنایاتی می شود که امروز جهانیان با چند و چون آن آشنائی دارند. در تبلیغات نازی ها در پراکندن زهر نفرت علیه نیروهای معین اجتماعی، تکیه بر ناسیونالیسم آلمانی و میهن گرائی افراطی، عنصری مرکزی و پررنگ است. با همین عامل  وبا آن نفرت آفرینی مداوم است که سرانجام نازی ها قدرت سیاسی را به چنگ خود در می آورند و در اندک زمانی نه فقط آلمان بلکه جهان را به لبه پرتگاه نیستی می کشانند.

وقتی در رویکرد نازی ها در برابر انقلاب نوامبر ۱۹۱۸ دقیق می شوم، می بینم که رویکردی مشابه آن در ارتباط با انقلاب ۵۷ ایران نیز وجود دارد. اگر رویکرد نازی ها در همان یکی دو سال نخست جمهوری وایمار آغاز گشت و به نتایجی رسید که در بالا برشمردم، رویکرد مشابه به انقلاب بهمن بسیار دیرتر و دهه ها بعد از واقعه پدیدار شد. امروز، منادیان این رویکرد در رسانه های مختلف و زیر عنوان های گوناگون حضور دارند. آنها نیز به شیوه فاشیست های نازی و با شباهتی شگفت انگیز در انتخاب واژه ها و اتهام ها، انقلاب بهمن را (بی اعتنا به زمینه ها و علل آن رخداد) با عنوان هائی مانند “شورش فرومایگان”، “جنون ملی” و یا “خودکشی جمعی” و… تعریف می کنند. و باز به همان شیوه نازی ها، نوک زهرآگین حمله را به سوی کمونیست ها و “ائتلاف چپ ها و اسلامگرایان” متوجه ساخته و عنوان غریب “پنجاه و هفتی” را بر دهن ها آورده اند. نازی ها از “جنایتکاران نوامبر” سخن می گفتند، اینان به همان سیاق از “فرومایگان پنجاه و هفتی” صحبت می کنند. به راستی، شباهت غریبی در کار است. و شباهت، بُعد دیگری نیز می یابد، وقتی می بینیم که تبلیغات این جماعت نیز چون نازی ها بر عنصر ناسیونالیسم، “ایران گرائی” و نوعی باستانگرائی مه آلود و فانتزی گونه استوار است. البته جماعتی که اکنون به این شیوه اندیشه و عمل روی آورده اند، یکدست و همگون نیستند. به گواهی اتفاق های تجربه شده در تجمعات ایرانیان خارج کشور، برخی در شیوه تبلیغ اندیشه و عمل خویش، آشکارا فاشیستی عمل می کنند؛ عده ای ناسیونالیسم افراطی و در عین حال مبتذل خود را بر سر این و آن می کوبند و سرانجام شماری هم در اِبراز گرایش های فاشیستی یا شبه فاشیستی خود هنوز به تمرین مشغولند و تکه تکه پازل سیاسی – عقیدتی خود را تکمیل می کنند. ولی، در همه حال، آش نفرت پراکنی علیه چپ ها همچنان هم زده می شود. و با تکرار مداوم “ائتلاف چپ و اسلام گرایان” به مثابه بانیان و آفرینندگان انقلاب بهمن، نه تنها از نگاه تاریخی به حوادث اجتماعی باز می مانند بلکه به آن وسیله خاک در چشم دیگران می پاشند. همان کاری که نازی ها با انقلاب نوامبر آلمان و آفرینندگان آن (چپ ها و یهودیان!) کردند.

کتاب “نفرت” هاینریش مان را باید خواند و در آن تعمق نمود.

منبع:

عصر نو، ۱۱ آپریل ۲۰۲۴. https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=61950

 

تاریخ انتشار : ۲۸ دی, ۱۴۰۳ ۲:۱۱ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند

پرونده‌سازی در زندان؛ وریشه مرادی به حبس محکوم شد

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا