سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۵ تیر, ۱۴۰۵ ۱۸:۱۴

جمعه ۵ تیر ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۴

جنبش زنان در مشروطه، انقلاب اسلامی و اصلاحات

زنان از فضای جدیدی که گشوده شده بود و مراجع انقلابی هم خواستار حضور زنان بودند به خوبی استفاده کردند و از نتایج جانبی آن همچون حضور در تظاهرات و انجمن های اجتماعی فعال و واقف شدن آنها به توان و ظرفیت اجتماعی خود برای حرکت گسترش یابندۀ جنبش بهره بردند

Getting your Trinity Audio player ready...

آغاز تحول فکری زنان و ایجاد تغییر در ساختار نهادهای مدنی ایران در عصر قاجار صورت گرفت و پایه دگرگونی هایی شد که موقعیت و نقش زنان را در جامعه سنتی آن زمان تاحدودی متحول کرد.  همراه با تغییراتی که در این زمان تحت تأثیر نشر اطلاعات و گسترش ارتباطات در باور و نگرش گروه های مختلف مردم در حوزه های اجتماع، سیاست و فرهنگ به وجود آمد، زنان نیز به تدریج نسبت به وضع موجودشان ابراز نارضایتی کردند و با نگاهی منتقدانه به وضعیت نابسامان اجتماعی، پاره ای از مطالبات و حقوق جدید خود را خواستار شدند. بدین ترتیب زنان در چهارچوب عوامل مختلفی که نشأت گرفته از آرمان های مذهبی، ملی و حتا اندیشه های جدید غربی بود توانستند جنبشی متشکل از زنان در سطوح مختلف اجنماعی، به ویژه زنان درباری را شکل دهند. در واقع حرکت ها و وقایعی همچون اقدام زنان درباری در نهضت تنباکو، تأسیس انجمن های زنانه، برپایی مدارس دخترانه و انتشار روزنامه ها و مجلات خاص زنان، بازتابی از بیداری تدریجی و نقش زنان پیشگام در آن دوران بود. هر چند با توجه به مقاومت فرهنگ مردسالار و مخالفت سنت گرایان افراطی و جزم اندیش، و نیز محدود بودن حرکت های زنان به شهرهای بزرگ، و موانع بیرونی و درونی دیگر، فعالیت ها و حرکت های زنان در این دوره از یک جنبش مستقل و فراگیر و دارای انگیزه های زنانه در جهت احقاق حقوق زنان، به معنای خاص فاصله داشت، اما با تداوم و گسترش تدریجی فعالیت های اعضای آن از اواخر دوره قاجار و در سالهای انقلاب مشروطه، از استقلال نسبی در زمینه بسیج سیاسی اجتماعی و فرهنگی زنان برخوردار شد.  

جنبش زنان در این دوره که زاییده احساس تازه ملی گرایی بود و در عین حال، اشتیاق فراوانی به حقوق فردی و اجتماعی زنان ایرانی داشت، توانست با تلفیقی از مبانی مؤثر مذهبی و ملی و نیز اندیشه های جدید غربی، به تداوم و گسترش معنادار جنبش یاری برساند و برای طرح و پیگیری مطالبات جدید زنان در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی گامی مؤثر بردارد. در واقع این جنبش نوپا توانست به رغم فشار فرهنگ مردسالارانه حاکم، علاوه بر این که اراده خود را برای مشارکت فعال در تعیین سرنوشت سیاسی اجتماعی نشان دهد بلکه با عزمی راسخ بر ضرورت تحول در موقعیت و نقش زنان برای گام نهادن به تجربه های جدید و دفاع از حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی زنان تأکید کند.  در ادامه نیز این جنبش توانست با آغاز جنبش مشروطه، سالها فراز و نشیب را پشت سر گذارد و با تأثیر گرفتن از تغییرات اجتماعی در مقاطع مختلف، نگرش و خواسته های خود را اصلاح و ارتقاء دهد. همچنین این جنبش موفق شد که از بیداری زنان برای حضور در مناسبات اجتماعی و سیاسی و پیگیری مطالبات اجتماعی تا طرح ایده های اولیه حق خواهی به خصوص در حقوق موضوعه، سال ها مبارزه را ادامه دهد و این حق خواهی را تا دهه های اخیر تداوم بخشد.  

حرکت های زنان ایران همراه با تحولات جهانی، از جنبش جهانی فمنیستی نیز تأثیر پذیرفت و توانست از شکل یک جنبش اجتماعی که از سر نارضایتی و مطالبه حق حضور سیاسی اجتماعی زنان به وجود آمده بود به جنبشی با طرح مطالبه ایجاد تغییرات اساسی در زمینه تناقضات قانونی و حقوقی متناسب با واقعیت ها و تحولات جامعه نوین برسد و در مسیر انقلاب دوم در ایران در سال ۵۷ با زنانی از قشرهای مختلف و حتا قشر سنتی که قبلاً در این جنبش فعال نبودند همراه شود.  بدین ترتیب زنان از فضای جدیدی که گشوده شده بود و مراجع انقلابی هم خواستار حضور زنان بودند به خوبی استفاده کردند و از نتایج جانبی آن همچون حضور در تظاهرات و انجمن های اجتماعی فعال و واقف شدن آنها به توان و ظرفیت اجتماعی خود برای حرکت گسترش یابندۀ جنبش بهره بردند.  

بعد از انقلاب نیز آنان توانستند این حرکت را به واسطه حضور دایم و پویایی اجتماعی زنان ادامه دهند و زنان را از درون خانه به حضور مؤثر در اجتماع سوق دهند.  البته در همان بحبوحه انقلاب گفتمان اصلی حاکم بر فعالیت های سیاسی در جامعه به سمت مبارزه با دشمن خارجی و امپریالیزم رفت چرا که تقریباً همه گروه های سیاسی مواضعی مشابه در این زمینه داشتند از این رو جوی پوپولیستی و نوعی ملی گرای در کنار رشد گفتمان اسلامگرایی بر گفتمان سیاسی آن دوره غلبه یافت. به این ترتیب خواسته های دموکراتیک و تساوی جویانه به نوعی منحرف شد و نوعی ایدئولوژی تمامیت خواه به وجود آمد و به بهانه حفظ میهن و جنگ، فضای میلیتاریستی بر جامعه فائق آمد.  در نتیجه، بسیاری از فعالیت های مدنی و از جمله مطالبات حقوقی زنان تحت الشعاع آن قرار گرفت.  در چنین فضایی بود که قوانین مدنی و جزایی به لحاظ حقوق زنان، عقب گرد قابل ملاحظه ای کرد و قوانینی همچون «قانون حمایت از خانواده مصوب ۱۳۵۴» که اصلاحات مهمی به نفع زنان و به صورت تساوی جویانه ایجاد کرده بود (مانند محدود کردن چند همسری، دادن حق نسبتاً مساوی طلاق به زن و مرد، حق حضانت و قیمومت کودکان به زن و مرد و امثالهم) ملغا اعلام شد.  در واقع نه تنها قوانین مثبت به نفع زنان ملغا شد بلکه در عوض جان زن، نصف مرد به حساب آمد، قوانینی همچون سنگسار تصویب شد، حجاب اجباری قانونی گردید، حق قضاوت از زنان سلب شد و در نهایت حرکت به سوی تبعیض علیه زنان به شکلی سیتماتیک آغاز گردید.

این وضعیت تا پایان جنگ و شروع دوره سازندگی ادامه داشت.  اما با شروع این دوره، زنان مذهبی در عرصه رسانه و جامعه برای پیگیری موارد نقض حقوق زنان و مطالبات آنها فعال شدند و جنبش زنان دوباره حرکت های زنان سکولار را در کنار زنان فعال اسلامگرا تجربه کرد.  در این دوره زنان فعال چه مذهبی و چه سکولار همگی معترض به تبعیضات در قوانین و سیاست های زن ستیزانه بودند.  در این میان زنان فعال مسلمان به نوعی خواستار بازنگری در قوانین و متون اسلامی و تعبیر و تفسیرهای خودساخته از اسلام و دوران پیشامدرن در جوامع قبیله ای شدند که امروز دیگر نمی تواند جوابگوی نیازها و تحولات واقعی جامعه باشد.  آنان خواستار آن شدند که شریعت، تصویر متفاوت و معاصر از زنان ارائه دهد و نگاه نواندیشی دینی را متوجه حوزه جنسیت کند، که این حرکت سبب ساز نوعی شکوفایی در گفتمان مدنی شد و زمینه را برای اصلاحات به وجود آورد و زنان را بسترساز تغییری دیگر در تاریخ معاصر کرد.  به این ترتیب دولت اصلاحات به پشتوانه قاطع این جنبش به پیروزی رسید و حق خواهی زنان این بار در بستر جامعه مدنی و در قالب انجمن ها و سازمان های غیردولتی، نشریات و ادبیات فمنیستی گسترش یافت.  در این میان نسل جدیدی از زنان جوان و آشنا به مفاهیم جهانی حضور خود را در جامعه دوباره پُر رنگ تر کردند.  هر چند آنان در این روند هزینه های زیادی پرداختند اما سیاست های ارعابی نتوانست مسئله دموکراسی خواهی، برابری خواهی و حقوق شهروندی را به محاق بکشاند و زنان را از مسیری که صد سال پیش آغاز کرده بودند به عقب براند.

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد, ۱۳۹۴ ۸:۴۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پنجاه سال پس از هشتم تیر ۱۳۵۵؛ بزرگداشت حمید اشرف و یاران (روز جان‌باختگان فدایی)

چراغم روشن است

پنجاهمین سالگرد جان‌باختن حمید اشرف و یاران | طهماسب وزیری، محمود سیدی در گفت‌وگوبا مهرزاد وطن‌آبادی

تبارشناسی هویت، جغرافیا و ساختار سیاسی در ایران معاصر

وقتی زمین می‌لرزد و نابرابری می‌کُشد!

از قمرالملوک وزیری تا پرستو احمدی؛ یک قرن مبارزه برای شنیده شدن صدای زن