پیش از اعلام موضع سرسختانه مفتی عربستان سعودی٬ ملک عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه این کشور در یک سخنرانی در روز اول آگوست (۱۰ مرداد) دولت اسلامی را خطاب قرار داد و نسبت به خطر گروههای جهادی مسلح که مسلمانان را کافر میخوانند و اجازه ریختن خون بیگناهان را میدهند هشدار داده بود. پس از سخنان پادشاه٬ پیامی شفاهی از وی در همان روز منتشر شد که در آن پادشاه علمای مذهبی این کشور را به خاطر سکوت و انجام ندادن وظایفشان در قبال پدیده ترور محکوم کرد.
انتقاد صریح و علنی پادشاه از بزرگان مذهبی٬ به عنوان تحولی تاریخی در روابط نخبگان سیاسی حاکم با متحدینشان (نخبگان مذهبی) تفسیر میشود. سعید الخلیل٬ تحلیلگر سیاسی سعودی معتقد است انتقاد علنی پادشاه از علمای مذهبی٬ نشانه ضعف و قدرت رو به نزول این الیت در عربستان سعودی است.
از زمان وقوع ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا به امروز٬ عربستان سعودی همواره هدف نهایی اتهام حمایت از تروریسم و تندروی بوده که توسط سیاستمداران و رسانهها مطرح شدهاست. این باعث شده که سیاست عربستان سعودی همواره هر گونه ارتباطی بین جامعه و دولت عربستان با گروههای تندرو و جهادی -چه ارتباط مالی و چه ارتباط ایدئولوژیک- را انکار کند. از آن زمان تا به امروز عربستان سعودی همواره نظارت مالیاش را جدیتر کرده و بسیاری را که مشکوک به داشتن رابطه با القاعده و شعبههای مختلفاش بودند بازداشت کردهاست. همچنین در برنامه درسی مدارس مذهبی تغییراتی اعمال کرده و مکانیسمهایی برای کنترل محتوای گفتمان مذهبی در مساجد به کار بردهاست.
با این وجود٬ پیشرفتها و قدرت روز افزون گروه دولت اسلامی و شاخههای القاعده در انقلاب سوریه٬ در کنار کنترل بخشهای سنی عراق توسط دولت اسلامی بار دیگر توجه جدی رسانههای غربی را به عربستان سعودی جلب کرده و اتهام پشتیبانی از چنین گروههایی را مجددا مطرح کردهاست.
در ماه مارس٬ پارلمان اروپا قطعنامه ویژهای درباره عربستان سعودی تصویب کرد که در آن عروج گروههای جهادی سلفی در خاورمیانه را به این کشور نسبت میداد. در این قطعنامه پارلمان اروپا به نقش علمای مذهبی سلفی عربستان و همین طور جریانهای غیر رسمی مذهبی در حمایت مالی و ایدئولوژیک از این نوع گروهها اشاره شدهاست.
هفته گذشته ریچارد نورتون–تیلور در مقالهای در روزنامه گاردین عربستان سعودی را به حمایت سیاسی و مالی از گروههای جهادی -و از همه آنها مهمتر گروه دولت اسلامی- متهم کرد. در پاسخ به این مقاله سفیر عربستان سعودی در بریتانیا نوشتهای در همین روزنامه منتشر کرد و در آن از روحانیت این کشور دفاع کرد و آن را جریانی میانه رو و معتدل خواند که با اعمالی که القاعده و دولت اسلامی در جهان انجام میدهد فاصله زیادی دارد. به نوشته او آموزههای محمد بن عبدالوهاب، که پایههای فکری دولت عربستان سعودی را تشکیل می دهد، همه مردم را به تسامح در برابر یکدیگر فرا میخواند و از حقوق مردان و زنان دفاع میکند.
بسیاری از منتقدینی که معتقدند عربستان سعودی از عملکرد گروههای جهادی رضایتمند است به تعداد زیاد شهروندان سعودی که عضو گروههای مرتبط با القاعده اند٬ اشاره میکنند. در پاسخ به این اتهام، دولت عربستان سعودی قطعنامهای در ماه فوریه تصویب کرد که در آن هرگونه شرکت در جنگ سوریه را جرم دانست و مجازات سه تا بیست سال حبس برای کسانی که مرتکب این جرایم میشوند در نظر گرفت. علاوه بر این عربستان سعودی موثق بودن گزارشهای غربیها که مدعی میشوند تعداد زیادی از سعودی ها عضو گروههای جهادی اند را رد میکند.
عبدالمنعم المشوح٬ رئیس کارزار السکینه که هدفش مبارزه با ایدئولوژی القاعده در فضای مجازی است٬ در نوشتهای که در روز ۱۴ آگوست (۲۳ مرداد) منتشر کرد٬ حضور گسترده شهروندان سعودی در گروههای جهادی فعال در سوریه را رد کرد. او مدعی است تعداد سعودیهایی که در این گروهها حاضرند از شهروندان کشورهای دیگر کمتر است. همچنین او مدعی است که سعودیهای حاضر در این گروهها نقشهای کلیدی و مهمی ندارند و چنین اتهاماتی را تلاش برای مکدر کردن چهره عربستان سعودی و مرتبط کردنش با تروریسم خواند.
اظهارات المشوح در تضاد با گزارشهای غربی -از جمله گزارش موسسه واشنگتن که عربستان سعودی را دومین کشور از حیث تعداد شهروند عضو گروههای جهادی میداند- قرار میگیرد. رسانههای غربی دراثبات نقش کلیدی عربستان سعودی در گروههای جهادی گزارش می دهند که رهبری گروههای نزدیک به القاعده در سوریه -مشخصا گروههای کتیبه الخضراء و کتیبه صقور العز- در دست شهروندان سعودی است.
سه عامل در پشت پرده تلاش های رهبران عربستان سعودی برای جلوگیری از گسترش گروه دولت اسلامی وجود دارند. اول این که از آنجایی که این گروهها بر پایه همان منابع مذهبی که دولت عربستان سعودی بر اساس آن بنا شده شکل گرفتهاند٬ خطری ایدئولوژیک و امنیتی برای این کشور محسوب میشوند. علاوه بر این تاریخ رابطه بین دولت عربستان سعودی و این گروهها سرشار از درگیری و تقابل است٬ به خصوص بعد از ۲۰۰۱. آنها سالهاست که خطری دائم محسوب میشوند.
نکته دوم این که٬ رسانهها و منتقدان سیاسیای که عربستان را برای گسترش و قدرت گرفتن این گروهها سرزنش میکنند باعث میشوند که عکس استدلالشان ثابت شود. بهترین راه برای مقابله با چنین اتهاماتی -که به عقیده سعودیها اهداف سیاسیاش را پنهان میکند- پیشگامی در مقابله با گروههای جهادی در منطقه و ایفای نقشی محوری در جنگ با تروریسم در سطح جهانی است.
نکته سوم این که٬ رها کردن نقش رهبری در مبارزه با گروههای جهادی سلفی فرصتی برای ایران به وجود میآورد تا نفوذش را گسترش دهد. ایران در تلاش است تا قابلیتش برای مقابله با گروههای جهادی سنی را به کار بگیرد و همزمان با غرب بر سر نفوذ بیشتر در منطقه چانه زنی کند؛ به خصوص از زمانی که غرب و مشخصا آمریکا ایران را عاملی کلیدی در منطقه در مبارزه با تروریسم خواندهاند.
چالش اصلی این است که عربستان سعودی چگونه می تواند با گروههای جهادی و همزمان با نفوذ ایران در سوریه و عراق مقابله کند. به این دو باید تقابل نرم عربستان با اسلام سیاسی که توسط اخوان المسلمین نمایندگی میشود را نیز افزود. مرحله بعدی شاید به ما نشان دهد که عربستان سعودی نمیتواند این سه جنگ را همزمان پیش ببرد و باید یکی را انتخاب کند.



