سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ تیر, ۱۴۰۵ ۰۳:۱۶

سه شنبه ۲ تیر ۱۴۰۵ - ۰۳:۱۶

حکایت چریک دعانویس، و خانه خارج از محدوده!

زمانی طولانی در آن جا بودیم، و باید می رفتیم. خانه را به نرخی ارزان فروختیم و از آن محل خارج شدیم. اما برای من توقف بولدوزر یک سوال بود. چطور شد؟ به شهرداری مراجعه کردم، و دلیل پرسیدم. جواب بسیار ساده بود. آن جا نهایت مرزی بود که نمی شد خانه سازی کرد و خانه ما دقیقا در خارج این محدوده بود. بعدها یکی از همان اهالی محل را دیدم. خود و پسرش از سردمداران کمیته شده بودند! شاید که امروز از سردمداران حکومت باشند.

Getting your Trinity Audio player ready...

حیات کوچکی بود با دیوارهای کاه گلی و دو اطاق. یک خانه تیمی. خانه در خارج از محدوده شهر بود. از آن خانه های ساخته شده در شب که صبح از دل زمین چهار دیواری آن بالا می آمد و در چشم به هم زدنی با حلبی و پلاستیک شکل می گرفت، و جمعیت روستائی کوچ کرده به شهر را در دل خود جای می داد. نمی دانم ساکنان این خانه تیمی چند نفر بودند. خانه جای امنی بود.

مدتی می شد که ساکنان این خانه تیمی در آن زندگی می کردند. محله به حضورشان عادت کرده بود. الخصوص که یکی از آن ها خود را سید معرفی کرده و برای خودش جایگاهی درست کرده بود. گاه همسایه های روستائی برای شب نشینی به آن خانه می آمدند. تا چائی سید را بخورند و از هر طرف سخن بگویند. اما همه چیز با حمله ماموران شهرداری برای خراب کردن خانه های آن حلبی آباد بهم ریخت. تمامی امید آن اهالی همین چهار دیواری کوچکی بود که ساخته بودند. آلونک های چسبیده به هم. کوچه تنگ و خاکی و بوی تند توالت های بدون فاضلاب که در گرمای ظهر تابستان نفس کشیدن را سخت می کرد، با چند دکه چوبی که بقالی محل را شکل می داد. آن ها اعتراضی به این شکل زندگی نداشتند. جوان هایشان  به شهر می رفتند، عملگی می کردند. در کارخانه های دور و بر  مزدورمی شدند. مسن ترها کنار در خانه ها می نشستند، و با روستائیان هم ولایتی که تازه می آمدند به گفت و شنود پایان ناپذیر می پرداختند و از راه ورسم شهر می گفتند، و آرام آرام چنبره خود را به دور شهرها حلقه می کردند. دستشان در شهر، فکرشان در اعماق روستا!

جوان ها شب به آلونک های خود باز می گشتند. از وقایع روز از شهر و مردمانش حکایت می کردند. از خانه هائی که می ساختند، از خیابان ها، از ماشین ها، و نهایت به کار زاد و ولد مشغول می شدند. حال ماموران شهرداری آمده بودند که این رویای تازه را از آن ها بگیرند. دیگر فلک هم نمی توانست آن ها را به ده  باز گرداند.

خانه تیمی مرکز مراجعه وچاره جوئی شده بود. سید مورد مشورت. خاطره این خانه تیمی وسید از جمله خاطرات جالب سال های مبارزه چریکی است. در نخستین قدم قرار شد دسته جمعی به شهرداری منطقه بروند و صحبت کنند. سید هم داخل جمعیت بود با کلت و نارنجک های بسته بر کمر. چندین بار رفت و آمد و مناقشه راهی به جائی نبرد.

شب در خانه تیمی اعضا در فکر اقدامی مسلحانه بودند. <بهتر است بمبی در شهرداری منطقه در حمایت از مردم بگذاریم !>، <نه نه بهتر است اهالی را به مقابله بکشانیم و در حین در گیری به عنوان چریک وارد عمل شویم، و بعد هم برای همیشه از این محل برویم.>

نهایت به این نتیجه می رسند که وسایل خانه را جمع کنند، و آماده برای رفتن و در روز آمدن ماموران شهر داری و برخورد مردم با آن ها با انداختن نارنجک و درگیری از مردم حمایت کنند، و بعد بلافاصله از منطقه خارج شوند.

کاظم (سید) از آن روز و شب پرالتهاب برایم می گوید. از سختی تصمیمی که گرفته بودند.

<صبح ماموران شهرداری با بولدزر های خود برای خراب کردن آمدند. مردم شروع به اعتراض کردند. اما قادر به متوقف کردن بولدوزرها نبودند، ردیف به ردیف خانه ها را خراب می کردند، و جلو می آمدند. ما دیگر مصمم به عملیات بودیم ومی خواستیم زمانی که به خانه ما می رسند، شروع کنیم. خانه قبل از ما خراب شد و بولدوزر درست به پشت دیوار ما رسیده بود. ما آماده می شدیم که یک باره بولدوزر خاموش شد . گوئی که موتور از کار افتاد. راننده پائین آمد، در میان بهت و حیرت مردم نگاهی به دور بر انداخت، و خطاب به ماموران شهرداری گفت، بر می گردیم. دوباره موتور روشن شد. بولدوزر آرام آرام چرخی زد وهمراه ماموران از راهی که آمده بودند، بر گشتند. هیچکس باور نمی کرد. غلغله بین مردم افتاد که موتور پشت خانه سید خاموش شد و مامور شهرداری ترسید، و برگشت. <دیدید که چه طور خانه سید را برانداز کرد، و پس کشید، این یک معجزه است!>

پس از آن سید و خانه تیمی نظر کرده شد. مردم می آمدند، گاه نذری می آوردند و گاه دعا می خواستند. طوری که زندگی خانه تیمی مختل شده بود.

<یک شب یکی از همسایه ها کودک خردسالش را که درون تب می سوخت به خانه مان آورد. <سید بچه ام از تب دارد می میرد کمکش کن! >، <می گویم بچه را باید هم اکنون به دکتر ببری، دوا بگیری، با دعا که کاری نمی شود، اما قبول نمی کند. از او اصرار و اصرار، و از من تاکید برای بردن به دکتر. نهایت قبول می کند که فردا به دکتر ببرد، اما به شرطی که من برایش دعائی بنویسم. کاغذی می آورم خرچنگ و قورباغه ای ترسیم می کنم وبه دستش می دهم. گوئی دنیائی را به او داده ام. یکی از اعضای گروه که پزشک است و مدتی است که با ما در این خانه است، بلند می شود چند قرص مسکن و تب بر که در خانه داریم را می آورد، و می گوید این دعا تنها به شرطی عمل می کند که این قرص ها را به بچه بدهی، پاشوره کنی، بعد چائی و شیر داغ بده، رویش را بپوشان تا عرق کند و اثر دعا ظاهر شود.>

فردا اول وقت مرد با کاسەای شیر بر در ایستاده بود، پسرش شب عرق کرده آرام خوابیده بود، و صبح حالش بهتر شد. معجزه سید که در اصل معجزه رفیق دکتر تیم بود باز خانه را امامزده کرد. طوری که دیگر کار و ماندن را مشکل ساخت. زمانی طولانی در آن جا بودیم، و باید می رفتیم. خانه را به نرخی ارزان فروختیم و از آن محل خارج شدیم. اما برای من توقف بولدوزر یک سوال بود. چطور شد؟ به شهرداری مراجعه  کردم، و دلیل پرسیدم. جواب بسیار ساده بود. آن جا نهایت مرزی بود که نمی شد خانه سازی کرد و خانه ما دقیقا در خارج این محدوده بود. بعدها یکی از همان اهالی محل را دیدم. خود و پسرش از سردمداران کمیته شده بودند! شاید که امروز از سردمداران حکومت باشند.

 

تاریخ انتشار : ۲۹ تیر, ۱۳۹۵ ۵:۳۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آوای صلح زنی از کوهستان‌های مایا تا افق انسانیت!

سیاست چاره‌جو و ضرورت انتخاب در شرایط بحرانی

به یاد سعید سلطان‌پور

توافق ۱۵ ژوئن؛ موفقیت دیپلماسی ایران برآمده از تاب‌آوری

خطر متافیزیگ نادیده گرفته شد

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر – اردیبهشت ماه ۱۴۰۵