سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۴:۰۲

جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۰۲

خواستها و مطالبات ما کجا قرار می گیرند؟

آیا بهتر نیست با اجتناب از آدرس غلط دادن و تصویرسازی یک منجی یا مصلح، با حفظ استقلال خواسته ها و مطالبات دمکراتیک وارد منازعه شد؟ آیا تشکلهای مطالبه محور ما مجال و فرصتی برای تدوین و ارایه خواسته هایشان به حسن روحانی داشته اند که با تجربه سال 88 و میثاق با آقایان موسوی و کروبی شرط انتخاب و رای دادن را التزام و عمل به آن مطالبات بگذارند؟

Getting your Trinity Audio player ready...

کارزارانتخابات دور یازده ام ریاست جمهوری، می رود تا در میزان مشارکت صندوق های رای بپایان برسد. اغراق نیست اگر این دور را سخت ترین دوره بدانیم، یکی از پیچیده ترین مراحل انتخابات ریاست جمهوری که‌ در پیش روی حاکمیت اصول گرا، و از طرفی دیگر جنبش اصلاحات و نیز جنبش مطالبه محورمردم کشورمان قرار داده گرفته‌ است. 

نگاه من در این نوشتار به حسن روحانی است، جدا از هر نقد و تحلیلی از گذشته و مطالب بسیار له یا علیه او که عنوان شده و مێ شود. ما از حسن روحانی چه باید مطالبه کنیم و یا می کردیم؟ آیا اساسا حسن روحانی می تواند در قد و اندازه های پاسخگویی به مطالباتی باشد که بطور اخص پس از سال ۸۸ و جنبش اعتراضی شکوفا شد؟ آیا حسن روحانی می تواند همراه با خواستهای دمکراتیک و مدنی مردم ما همراه شود؟ بدون شک هر انتخاباتی می تواند فرصتی فراهم کند که برآیند و سطح مطالبات اجتماعی مردم را در مداری نو قرار دهد، و این نوع از مشارکت صرفا حضور در پای صندوق رای هم نیست. اگر این حضور آنهم با نام حسن روحانی صورت بگیرد و در برآورد یک احتمال، ایشان به مرحله دوم و یا نهایت انتخاب شدن بعنوان ریاست جمهور، در کجای این معادله می تواند قرار بگیرد؟ فراموش نکرده ایم در سال ۷۶ خاتمی در شرایطی پا بعرصه انتخابات گذاشت که جامعه ما سرشار از خواسته ها وپتانسیلی نهفته بود که در شعارهای ایشان امکان بروز یافت. خاتمی بدرستی رشد جنبش سیاسی و قانون گرایی را در راس برنامه های خود قرار داد که با اعتماد و مشارکت عظیم توده ای همراه شد. گذشته از آنچه که بر جنبش اصلاحات رفت، وقفه چهار ساله پس از کودتای انتخاباتی سال ۸۸ و بروز مطالباتی بمراتب رادیکالتر، درغالب جنبش سبز نمودار شد. اکنون نیزپسآمد آن مورد مناقشه گروههای مختلفی از اصلاح طلبان با محوریت حسن روحانی شکل گرفته است. برخی برآنند که این فضای موجود می تواند روزنه ای برای برون رفت و اعتلا مجدد این خواسته ها واقع شود. بدیهی است بیت رهبری با شخص خامنه ای و الیگارشی قدرتمند نظامیان و نیروهای امنیتی که با حساسیت و نگرانی فضای کنونی انتخابات را زیر نظر داشته و با نگرانی اتفاقات جامعه را رصد می کنند بیشتر از آنچه بنظر می آید نگران التهاب های احتمالی فضای سیاسی و مطالبات دمکراتیک مردمی اند. اوج این نگرانی حضور شتابزده و برآورد نگرانی دو نفر از مقامات عالی امنیتی در شورای نگهبان ازتاییدو حضور هاشمی رفسنجانی بود که منجر به رد صلاحیتی کودتا گونه وحذف هاشمی از عرصه رقابتها شد. وحشت از تحرک دیگر بار مطالبات جنبش مردمی و شعارهای دمکراتیک مدنی یی را که سالها با ارعاب و خشونت تلاش در سرکوب آن داشتند. اکنون با چنین چیدمانی در عرصه انتخابات و امکان حضور به حسن روحانی ،تلاش شد چهره ای مورد وثوق و اجماع نیروهای معترض به ایشان داده شو د. بواقع می توان چنین رسالتی برای شیخ اصلاحطلب اصول گرا متصورشد؟ اگر حمایت توام با تاسی و دیر هنگام آقایان هاشمی و خاتمی را از کاندیداتوری ایشان، یک تعارف سیاسی ندانیم و نیز حمایت های تعدادی از تشکلات اصلاح طلب را با قطعیت به حساب ایشان بگذاریم، در شرایطی که خامنه ای شرط “حماسه سیاسی” را علیرغم گامی به پس او- ونه هر رای، تاییدی بر جمهوری اسلامی -برای حضور گسترده درپای صندق رای بدانیم، این خط قرمزبا “دشمن” را که :”کسانى به او چراغ سبز می‌دهند، دشمن را امیدوار می‌کنند. بعضى از حرف‌ها دشمن را امیدوار می‌کند؛ بعضى از قیافه گرفتن‌ها و رفتارها دشمن را امیدوار می‌کند”، چگونه باید ارزیابی کرد؟ آیا مخاطب این خطوط قرمز بیت رهبری و “قیافه گرفتن ها”، مگر ژستهای نیمبند و بظاهرهمراه حسن روحانی، با حاضرین در ستادهای ایشان بود و مجالی برای بازنمایی مطالبات مردم ما با حسن روحانی خواهد گذاشت؟ 

آیا بهتر نیست با اجتناب از آدرس غلط دادن و تصویرسازی یک منجی یا مصلح، با حفظ استقلال خواسته ها و مطالبات دمکراتیک وارد منازعه شد؟ آیا تشکلهای مطالبه محور ما مجال و فرصتی برای تدوین و ارایه خواسته هایشان به حسن روحانی داشته اند که با تجربه سال ۸۸ و میثاق با آقایان موسوی و کروبی شرط انتخاب و رای دادن را التزام و عمل به آن مطالبات بگذارند؟ قطعا پاسخ منفی به این سوالات، نه تنها در محدودیتها و فضای بشدت امنیتی و سرکوبگرانه سالهای اخیر امکان پذیر نبوده است، بلکه وحشت و نگرانی های دو چندان بیت رهبری نیز این دایره را تنگتر و محدودتر کرده است. با چنین فضایی جای ما و خواستهای ما و مطالبات قانونی و دمکراتیک مدنی ما در حمایت از حسن روحانی کجا قرار می گیرد؟

 

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۴ خرداد, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۳ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه مجامع اسلامی ایرانیان- در محکومیت کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲

سه کودتای « ارزان » و « آسان » در تاریخ معاصر ایران !!!

سقوط تاریخی مصرف مواد غذایی در ایران

کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ مصداق جنایت علیه بشریت است

سران کشورها و دولت‌های اروپایی پروژه شهرک‌ سازی اسرائیل را محکوم کردند

تفسیرها پیر می‌شوند