سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۰:۱۶

چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۶

درهم‌تنیدگی جنبش‌های اجتماعی مبارزۀ همگام نیروهای چپ و جمهوری‌خواهان آزادی‌خواه و دموکرات

کنگرۀ نوزدهم سازمان ما در شرایطی برگزار می‌شود که بر میهن ما کماکان نظامی مبتنی بر ولایت مطلقۀ فقیه حکومت می‌کند، نظامی که از بدو استقرار سرکوب بلافصل مردم و تحدید آزادی و تهدید و پیگرد آزادی‌خواهان را آغاز نمود و استبدادی سخت و سنگین را بر میهن ما تحمیل کرد.

پیام کنگرۀ نوزدهم سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به مردم ایران

هم‌میهنان گرامی!

کنگرۀ نوزدهم سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) به شما مردم آزاده درود می‌فرستد و شما را با آرزوی آزادی و عدالت اجتماعی در میهن رنج‌دیده‌مان مورد خطاب قرار می‌دهد.
بیش از نیم قرن پیش، بنیان‌گذاران جنبش و سازمان ما با شوق آزادی و عدالت اجتماعی در جان، با عشق به بهروزی مردمان ایران و برای رفع استبداد، استثمار، استعمار و هر گونه تبعیض و ظلم و ستم اجتماعی پای در راه مبارزه نهادند. ما فداییان خلق ایران امروز نیز در راه همان اهداف بلند مبارزه می‌کنیم.
کنگرۀ نوزدهم سازمان ما در شرایطی برگزار می‌شود که بر میهن ما کماکان نظامی مبتنی بر ولایت مطلقۀ فقیه حکومت می‌کند، نظامی که از بدو استقرار سرکوب بلافصل مردم و تحدید آزادی و تهدید و پیگرد آزادی‌خواهان را آغاز نمود و استبدادی سخت و سنگین را بر میهن ما تحمیل کرد. دیری نپایید که شوق ناشی از سرنگونی حکومت کودتایی محمدرضا پهلوی جای خود را به اندوه ناشی از استقرار نظام استبداد دینی جمهوری اسلامی داد. حکومتی که در بیش از چهار دهه که از حیات آن می‌گذرد، با مردم و با فرزندان آزادی‌خواه و دادپژوه شما همواره با زبان داغ و درفش سخن گفته و هزاران ایرانی آزاده را قربانی حکومت استبدادی خود کرده است.

استبداد سیاسی و دینی تنها آفتی نیست که نظام جمهوری اسلامی به جان میهن و مردم ما افکنده است. مدیریت بی‌درایت نظام در تمامی شئون و زمینه‌های حیات اجتماعی به رواج گستردۀ رانت‌خواری، فساد، غارت و فلاکت برای ایران و ایرانی منجر شده است. البته چنین نیست که میهن ما در بیش ازچهل سالی که از حیات جمهوری اسلامی می‌گذرد، تغییر مثبت و پیش‌رفتی نداشته است. باری مردم و میهن و جامعۀ مدنی کشورمان برای هر پیروزی بهای سنگینی پرداخته‌اند.
امروز کشور ما با منظومه‌ای از بحران‌های ناشی از ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی روبروست. آنان حتی در پاسخ به ضروری‌ترین مطالبات مردم کشور که تأمین نیازهای روزمرۀ آنان است، ناتوانند. مطابق آمارهای رسمی و اظهارنظرِ کارشناسان، حدود چهل‌درصد مردم زیر خط فقر قرار دارند و میزان بیکاری نیز بیش از بیست‌درصد تخمین زده می‌شود. این میزان بیکاری در شرایطی است که سرزمین ایران، یکی از غنی‌ترین کشورهای دارای منابع نفت و گاز و برخوردار از منابع معدنی فراوان است، اما نظام حاکم بر کشور به‌جای بهره‌برداری عقلانی از این منابع برای توسعه و پیشرفت کشور و تأمین سعادت و خوشبختی مردم، مسیری جدا از خواست و ارادۀ آنان در پیش گرفته است.

بی‌مسئولیتی حکومت در قبال خواسته‌های به‌حق مردم، نفوذ و دخالت نیروهای نظامی و امنیتی در همۀ امور کشور، وجود نهادهای موازی و فساد در ساختار اقتصادی و سیاسی کشور، باعث گسترش یاس و نومیدی، بخصوص در طبقات فرودست جامعه، شده است. نتیجۀ این ناکارآمدی‌ها، ضعف‌ها، نظارت استصوابی، انتخابات غیر آزاد و رد صلاحیت افراد را می‌توان در میزان نازل مشارکت مردم در پای صندوق‌های رای دید. ‎دستگاه ولایت فقیه و ارکان اقتدارگرایی، که طی همۀ این سال‌ها قدرت را در اختیار داشته‌اند، چارۀ رویارویی با روندهای پرتلاطم اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور را در به‌انحصار خود درآوردن همۀ نهادهای حکومتی دیده‌اند. پس از گذشت چهار دهه اینک حاکمیت “یکپارچه” جمهوری اسلامی با مسلط کردن اقلیتی در هیئت نیروهای نظامی، امنیتی و سایر وابستگان خود بر قوای مقننه، مجریه و قضاییه، همۀ منابع کشور را در انحصار خود گرفته، مردم را به حاشیه رانده و کشور را در مسیر خطرناکی قرار داده است.

مدیریت نابخرادانه و عدم توجه مزمن به مجموعۀ امور کشور، موجب تشدید بحران‌های همه‌جانبه شده است. شیوع وسیع رانت، انتصاب مدیران بدون پیشینۀ تخصصی به مصدر مهم‌ترین عرصه‌های اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی، عدم توجه به منابع و ذخایر و به زیست‌بوم کشور، بی‌مبالاتی مدیریتی در زمینۀ مدیریت کلان آب و حوزه‌های تأمین آب شرب، همه‌وهمه در راستای تخریب زیرساخت‌های حیات میهن‌مان است. تأثیر ویرانگر مؤلفه‌های پیش‌گفته به‌ویژه در این پیش‌زمینه قابل تأکید است که به‌خاطر تغییرات مخاطره‌آمیز اقلیمی، شرایط زیستی در کشور ما، که با کم‌آبی دیرپا و در بخش‌های وسیعی از آن با بیابان و بیابان‌زایی مواجه است، رو به وخامت بی‌سابقه‌ای گذاشته است.
گذشته از حکومت ولایی جمهوری اسلامی، سیاست‌های ‌امپریالیستی و سلطه‌گرانۀ آمریکا، که در بیش از سه دهۀ گذشته و پس از فروپاشی بلوک شرق رو به تزاید گذاشته، در جلوه‌های گوناگون خود از تحمیل جنگ عیان به مردمان هم‌پیوند و هم‌تبار کشورهای همسایۀ ما تا اِعمال تحریم‌های ظالمانه، پیمان‌شکنانه و غیرقانونی علیه مردم ما، بار سنگین فشار اقتصادی بر مردم را افزون‌تر و سفرۀ بسیاری از محروم‌ترین اقشار، گروه‌های اجتماعی و طبقات جامعۀ ما را هر چه کوچک‌تر کرده است.

سیاست‌های اقتصادی کلان جمهوری اسلامی، به‌ویژه در زمینۀ “خصولتی‌سازی”، در تلفیق با منش رانت‌خوارانه و فسادبنیان اقتصادی و راهبرد سیاسیِ امنیتی کردن همۀ عرصه‌های اجتماعی، منجر به تشدید روند ویرانی و تباهی ساختار اقتصادی کلان کشور، رشد بیکاری، افزایش تورّم، کاهش ارزش واحد پول کشور، افزایش لگام‌گسیختۀ قیمت کالاها، به‌ویژه اقلام ضروری مورد نیاز، و در کل افزایش هزینۀ معاش شده است.
سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) بر این باور است که راه دست‌یابی مردم ایران به آزادی، آبادی، رفاه و بهروزی، ادامۀ کنش‌گری جاری و بی وقفه برای رفع تبعیض‌های اجتماعی در میهن‌مان تا رسیدن به یک جمهوری عرفی غیردینی است که، از یک‌سو از ارادۀ آزاد و برابرحقوق و دموکراتیک مردم ایران نشأت گرفته باشد و از سوی دیگر بر حفظ استقلال کشور و دفاع از منافع مردم و میهن (منافع ملی) و عدم همراهی با برنامه‌های سیاسی–اقتصادی امپریالیستی تأکید کند، با احترام به مجموعۀ مبانی حقوق بشر به الغای قانونی تبعیض‌های اجتماعی پای‌بند باشد و بلاوقفه در راه تحقق برابرحقوقی کامل همۀ ایرانیان صرف نظر از جنسیت و تعلق طبقاتی و دینی و خاستگاه ملی-قومی آنان بکوشد.

ما فداییان خلق در این راه صرفاً به نیروی مستقل مردم و جنبش‌های اجتماعی نیرومند موجود در جامعۀ ایران به ویژه جنبش‌های زنان، کارگران، آموزگاران و فرهنگیان، دانشجویان، بازنشستگان و کنشگران فرهنگی مناطق ملی-قومی و نیز مجموعۀ جامعۀ مدنی مستحکم جاری در میهن‌مان باور و تکیه داریم. رمزواژۀ ساختن ایران آزاد و آباد فردا در درهم‌تنیدگی هرچه بیشتر این جنبش‌ها نهفته است. فداییان خلق ایران به عنوان جنبشی مردمی از بدو آغاز شکل‌گیری خود تا کنون همواره به پشتوانۀ جنبش‌های مردمی در میهن تلاش و مبارزه کرده‌اند و امروز نیز ما هر آنچه در توان داریم در راه تحکیم این پیوند سرمایه خواهیم کرد.
ما بر این باوریم که جهان امروز ما بیش از هر زمان دیگر جهانی درهم‌تنیده و چندوجهی است و در مواجهۀ خود با معضلات کشور و موانع موجود و در راه رسیدن میهن‌مان به آزادی، آبادی و رفاه نیز از این منظر به جهان می‌نگریم. ازاین‌رو در راه رسیدن به اهداف برنامه‌ای خود بر پایبندی به مبارزه با استبداد و نظام ولایی حاکم بر میهن از یک سوی و مبارزه با سیاست‌ها و برنامه‌های امپریالیستی برای آیندۀ کشور و منطقه و اقصی نقاط جهان از سوی دیگر تأکید می‌کنیم. هم ازاین‌رو است که نه برای رسیدن به جمهوری عرفی غیردینی مورد نظرمان به حکومت‌های بیگانه اتکاء می‌کنیم، نه در مقابله با سیاست‌ها و برنامه‌های امپریالیستی به توهم هم‌گرایی محتمل با نظام ولایی حاکم بر میهن متوسل می‌شویم و نه جهت نیل به نظامی مبتنی بر مردم‌سالاری به توهم همکاری با وارثان نظام سلطنتی درمی‌غلطیم.

مهم‌ترین پیام کنگرۀ نوزدهم سازمان و بازتاب و پژواک رویکرد ما عزم راسخ و خدشه ناپذیر برای افزایش هم‌گرایی، نزدیکی، اتحاد عمل و ائتلاف‌ با مجموعۀ نیروهای جمهوری‌خواه باورمند به مردم‌سالاری و عدالت‌خواه در راستای تحقق جمهوری مورد نظر ماست.

بار دیگر به شما مردمان رزمنده و آگاه درود می‌فرستیم و به امید فرارسیدن هر چه زودتر سپیدۀ ممتد آزادی و عدالت در رزمِ مدام و دیرینِ خود با استبداد تجدید پیمان می‌کنیم .

یکشنبه، ۸ خرداد ۱۴۰۱ (۲۹ مه ۲۰۲۲ میلادی)
کنگرۀ نوزدهم سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

تاریخ انتشار : ۳ تیر, ۱۴۰۳ ۲:۲۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!