سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۲۴

شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۲۴

در باره کتاب خواندنی “یه جنگل ستاره”

یک نقاشی ساده و نافذ و بی هیچ پیرایه‌‌ در آن. بهبودی، در کتاب خود، سهمگین ترین و نابرابر ترین جنگ و گریز زندانی و زندانبان در آن سیاهچال‌ها و آن ظلمات را پیش چشم خواننده می گشاید تا همزمان خشمی جانکاه، اندوهی ژرف، حسرتی بی پایان و حس احترامی والا در وجود آدمی جا گیرد. کتاب از آغاز تا پایان خود، روایت نبرد زندگی است با مرگ آنهم در تیره ‌ترین و شوم ترین وضعیت ممکن.

با دلی غمگین برای همه ازدست رفتگان آن سال‌های خون، و وجودی مالامال از خشم علیه جنایت‌های سازمان یافته توسط آدمکشان مقهور دین در آن دوران، خواندن “یه جنگل ستاره” نوشته امیر حسین بهبودی را پایان بردم. کتابی تکان دهنده‌ از گوشه‌ گوشه‌های فجایع دهه شصت در بند ۳۰۰۰، اوین، گوهر دشت، قزل حصار و زندان های شهرستان‌ها.

دهه دهشت و کشتار مداوم و سر انجام قتل عام مرداد و شهریور سال ۶۷. کتابی که در آن، نویسنده توانسته بسیاری از واقعیت‌های زندان و شکنجه و کشتار این دوره شوم را بس استادانه به تصویر کشد. تصاویری بسیار زنده که زنده نمایان شدنشان را مرهون صمیمیت نویسنده در توصیف واقعیت‌ها هستیم. یک نقاشی ساده و نافذ و بی هیچ پیرایه‌‌ در آن. بهبودی، در کتاب خود، سهمگین ترین و نابرابر ترین جنگ و گریز زندانی و زندانبان در آن سیاهچال‌ها و آن ظلمات را پیش چشم خواننده می گشاید تا همزمان خشمی جانکاه، اندوهی ژرف، حسرتی بی پایان و حس احترامی والا در وجود آدمی جا گیرد. کتاب از آغاز تا پایان خود، روایت نبرد زندگی است با مرگ آنهم در تیره ‌ترین و شوم ترین وضعیت ممکن.

ثبت تاریخ در هر زمان و به هرشکل ممکن، اعم از نوشتاری و شفاهی، روایی و وقایع نگاری، منطقی یا هنری، و تفسیری یا خاطره گونه، وام و دین آنانی است که در مسیر همان تاریخ کم یا زیاد نقش داشته‌اند و اثر گذاشته‌اند. در این زمینه اما، وظیفه و نیز خدمت بزرگ را در نور افکندن بر آن بخش‌هایی از روزگار سپری شده باید دانست و دید که برای نا گفته ماندن و فراموش شدنشان کوشش بسیار صورت می گیرد. تاریخ زندان‌های دهه شصت جمهوری اسلامی، یکی از همین تاریخ‌هاست. این دهه، واقعیت وجودی این نظام را مستقیم تر و تفسیر ناپذیر تر ازهر آدرس دیگری به نمایش می گذارد. اگر قرار باشد که از میان دهها تعریف ارایه شده در توضیح و تبیین استبداد دینی، یکی را انتخاب کرد، زندان دهه شصت جمهوری اسلامی بیگمان جامع و مانع ترین آنهاست. دست همه آنانی را که تا به امروز پرده از این تاریخ سیاه ایران معاصربرداشته‌اند و چهره واقعی و عریان استبداد ولایی را نشان داده‌اند می باید به گرمی فشرد؛ فارغ از هر نگاهی که هر کدام از آنان به هنگام نگارش آن وقایع داشته‌اند و صرفنظر از اینکه آن فجایع را چگونه خوانده و نوشته‌اند. شرح آن تاریخ، فراتر از تاریخ نگاری و تاریخ پردازی است؛ توصیف نظامی است که آن فجایع را آفرید و امروز نیز اختاپوس وار کماکان چیره است برجان این مردم. هر حد از بیان وقایع و با هر میزان از واقع بینی در تصویر فجایع آن دوره را، باید خدمت تلقی کرد و زحمت صاحب همت را ستود. من هر چه که تا امروز در این زمینه دستم رسیده است خوانده‌ام و به درجاتی از همه آنها بهره گرفته‌ام.

تازه‌ترین و آخرین آنها که فقط هم یک حلقه وسطی از این روند ادامه دار باید شمرده شود، زیرا که هنوز هم در این رابطه خواهند نوشت و چرا که هر چه هم از این سبعیت بی پایان گفته شود باز به پایان آن مصیبت نخواهم رسید، همین نوشته امیر حسین است. نوشته‌ایی که با خواندنش باز هم یقین حاصل کردم که از فهم عمق فجایع زندان‌های دهه شصت و آن دهشت جهنمی که به اذن و اجازه آقای خمینی برپا شده بود، هنوز هم بسیار دورم. و می توانم ادعا کنم که بسیاری چون من نیز هنوز بسیار دورند. شاید ضرب المثل شنیدن کی بود مانند دیدن، در وجه سلبی‌اش بیشتر از هر جا در این مورد مصداق داشته باشد. من خود شخصاً هم شکنجه شدن را تجربه کرده‌ام و هم سلول انفرادی را می شناسم و هم در دوره شاه سال‌ها زندان کشیده‌ام، اما اعتراف می کنم که با کمترین تجسم ممکن از هزاران فاجعه در زندان‌های این دهه حکومت دین و هر فاجعه رخ داده در آن، مو بر تنم سیخ می شود. من بارها با خواندن خاطرات زندانیان این دوره دچار بحران روحی شده‌ام که آخرین آن، کتاب بهبودی بود. اما برآنم که هر کتاب منتشره در این زمینه را می باید خواند تا عمق آن فاجعه را بیشتر و بیشتر وجودی خود کرد تا نگذاشت که آن دهه فراموش شود و تا که نظام سیاسی آمر و عامل آن  هرچه فزونتر شناخته‌ آید. به باور من، هیچ اثری در این زمینه، جنبه تکرار به خود نخواهد گرفت. ان جنایت صورت گرفته، حد و اندازه نداشته است تا که عکسبرداری از آن پایان بگیرد. هر نوشتاری در این عرصه، گوشه‌هایی از یک فاجعه در مقیاس تاریخ را نوشته است، می نویسد و خواهد نوشت. تاریخی هنوز کم نوشته و شاید هم عمدتاً نا نوشته. 

یک نکته اما در یک نگاه اجمالی به کتب تاکنون نوشته شده در رابطه با زندان دهه شصت، جای تاکید ویژه دارد. در این نوشته‌ها هرچه که جلوتر آمده‌ایم از وزن قضاوت تعلقات ایدئولوژیک و تشکیلاتی نویسندگان در حاصل کارشان کاسته می شود و بجای آن، دوربین تاریخ نگار هر چه بیشتر بر جنایت زندانبانان تمرکز می یابد. این البته طبیعی است که داوری پیرامون مفاد هر کتاب در این رابطه و هر نویسنده مربوطه، لازم است که بگونه مشخص و منفرد صورت بگیرد؛ اما این ضرورت مشخص هم مانع از آن نیست تا گفته شود که یک گرایش عمومی و رو به رشد در سنخ شناسی این دست از نوشته‌ها در حال تبارز است. گرایش و نگاه غیر فرقه‌ایی و فرا ایدئولوژیک. نگاهی که در امتداد خود بدرستی ترحم انسانی به “تواب” را جایگزین نفرت و خشم از این قربانیان ماشین آدمکشی و مسخ انسانیت انسان‌ها می کند. چنین گرایشی، نشانه بلوغ روشنفکری و روشن بینی سیاسی است و بازتاب نگاهی باز و دمکراتیک رو به گسترش در جامعه سیاسی ایران. کتاب امیر بهبودی، از این منظرهم برجستگی خود را دارد و بیانگر سعه صدری که، نویسنده کتاب  بر متن نقد آن سال‌ها در خویشتن خویش پرورده  و نهادینه کرده است. در این کتاب، انصاف که مقدمه عدالت است جابجا خود را در تصویر از هرکس نشان می دهد و حتی در دیدن تفاوت‌ها بین این یا آن بازجو و پاسدار نگهبان! نگاه نویسنده، نگاهی است انسانی اما در همان حال دارای موضع. او در همه سال‌های اسارت حساسیت شدیدی دارد که مبادا به مصاحبه برای اعلام  لعن و ابراز نفرت به سازمان سیاسی و معتقدات خود کشیده شود، اما در برخورد با دیگر زندانیان خود را از گیر و گرفتاری‌های تشکیلاتی بکلی می رهاند. نگاه نویسنده کتاب فرا حزبی است و توام با همدردی عمیق با همه زندانیان متعلق به هر فکر سیاسی و ابراز احترام به زندانی مقدمتاً متناسب با شخصیت او و نه تعلق تشکیلاتی یا اعتقادی او. نویسنده، در طول کتاب یک آن از معیار اصلی محکوم کردن عامل ستم و جنایت دور نشده است. من با خواندن این کتاب فقط آشنایی بیشتری با فاجعه آن دوره دهشت نیافتم، بلکه از نوع نگاه نویسنده نیز بهره گرفتم. همت بهبودی بخاطر این زحمت جای ستودن دارد و خواندن حاصل زحمت او برای هر علاقمندی که در پی آگاهی یابی بیشتر از این سیاه ترین بخش تاریخ معاصر ایران باشد، لازم و مفید.

بهزاد کریمی                                                                              16 اسفند ماه ۱۳۹۴     

بخش : تاریخ
تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند, ۱۳۹۴ ۱:۰۹ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

🎙 پادکست رادیو مرز: کمک رساندن | روایت کسانی که در جنگ به دیگران کمک کردند.

آغاز تغییرات با آزادی زندانیان سیاسی ملی اندیش

رفیق نازنین مان، داود عسگر پور عزیز بدرود

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

تاثیرات جنگ و بحران‌ها بر بهداشت زنان، به مناسبت ۲۸ ماه مه

مورخ آمریکایی: «هر دولتی که با حمایت ایالات متحده به قدرت برسد، فاقد مشروعیت خواهد بود.»