سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۱:۴۴

پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۴

در سوگ بکتاش آبتین

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) سوگ‌مند فوت جانگداز آقای بکتاش آبتین، به سهم خود فقدان این هنرمند آزاده را به خانوادهٔ ایشان، به کانون نویسندگان، مجموعهٔ جامعهٔ ادبی ایران و همهٔ ایرانیان آزاده تسلیت می‌گوید! در بزر‌گداشت نام و یاد بکتاش آبتین این شعار محوری را با صدایی هر چه رساتر فریاد می‌زنیم که «زندانی سیاسی آزاد باید گردد!»

زندگی‌ام چون خواب پروانه کوتاه بود

‏پر پر می‌زدم و هلهله می‌کردم

‏و آزادی

‏مرا به نام کوچک‌ام صدا می‌زد

‏از زیر چشم بند

‏شبیه هم بودند

‏مزدوران موظف و پایه‌ی دار!

‏پاهای من اما

‏آزاد و رها

‏با مرگ می‌رقصید

بکتاش آبتین

با اندوه بسیار از مرگ جانکاه هنرمند آزاده آقای بکتاش آبتین آگاه شدیم. جمهوری اسلامی مسئول مرگ این زندانی سیاسی است.

بکتاش آبتین هنرمند فیلم‌ساز، شاعر و منتقد ادبی بود که دوران حبس پنج‌سالهٔ خود را در زندان اوین می‌گذراند و روز دوشنبه ۱۵ آذر ماه برای دومین بار به دلیل بروز علائم شدید کرونا از زندان اوین با دستبند و پابند به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شده بود، پس از گذشت چند روز با وخیم شدن حال جسمی‌اش به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شد. در ۲۲ آذر ماه خانواده و وکیل آقای آبتین موفق به گرفتن مرخصی استعلاجی جهت انتقال او به بیمارستانی دیگر شدند. پزشکان آقای آبتین را به دلیل وخامت شدید حال وی از سه روز پیش در وضعیت کمای مصنوعی قرار داده بودند. هم‌زمان با وخیم‌تر شدن حال ایشان کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه‌ای کم‌توجهی مقامات مسئول زندان به تشدید بیماری و تعلل در رساندن ایشان به بیمارستان را عامل وخامت حال او دانسته و جمهوری اسلامی را مسئول وضعیت او و پی‌آمدهای احتمالی برای این زندانی دانست. متأسفانه بکتاش آبتین صبح روز شنبه ۱۸ دی ماه ۱۴۰۰ در بیمارستان درگذشت.

بکتاش آبتین با نام شناس‌نامه‌ای مهدی کاظمی، (۱۴۰۰-۱۳۵۳) شاعر و فیلم‌سازی بود که کار ادبی خود را از دههٔ هفتاد آغاز کرد. او تا زمان فوت دفترهای شعر«و پای من که قلم شد نوشت برگردیم»، «مژه‌های چشم‌هایم را بخیه کرده‌اند»، «تُنگ شنی»، «کسوف»، «رخنه در خواب»، «شناسنامهٔ خلوت»، «پتک»، و «در میمون خودم پدر بزرگم» را منتشر کرده بود. آغاز فعالیت‌های سینمایی وی دههٔ هشتار است با  فیلم‌هایی مستند پیرامون زندگی هنرمندانی چون لوریس چکناواریان «۱۳ اکتبر ۱۹۳۷»، علی‌شاه مولودی «کاملاً خصوصی برای آگاهی عموم»، همایون خرم و فریبرز رئیس‌دانا و نیز فیلم‌های «پارک مارک»، «میکا»، «مُری زن می‌خواد» و «آنسور» و یک سلف‌پرتره از زندگی خود وی با نام «موریانه‌ای با دندان‌های شیری» که از وی به یادگار مانده است. آقای بکتاش آبتین در اواخر دههٔ ۸۰ به عضویت کانون نویسندگان ایران در آمد و سه دوره عضو هیئت دبیران کانون بود.

بکتاش آبتین در ۲ بهمن ماه ۱۳۹۷ برای رسیدگی به پرونده‌‌ای که علیه او در سال ۱۳۹۴ گشوده شده بود، در شعبهٔ ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی محمد مقیسه حاضر و به دلیل افزایش قرار صادره از کفالت به وثیقه یک میلیارد تومانی و عدم توانایی در تأمین وجه آن بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. در تاریخ ۸ بهمن ماه ۹۷ با تودیع وثیقه به صورت موقت آزاد شد.

مجدداً در روزهای ۷ و ۸ اردیبهشت ماه سال ۹۸ جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای آبتین به ریاست قاضی محمد مقیسه و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری و بابت «تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس محکوم شد.

بکتاش آبتین روز شنبه ۵ مهرماه ۱۳۹۹ پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین، بازداشت و جهت گذراندن دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. عضویت در کانون نویسندگان ایران، انتشار خبرنامهٔ داخلی کانون نویسندگان، آماده کردن کتاب پژوهشی در باره تاریخ پنجاه سالهٔ کانون برای انتشار داخلی، صدور بیانیه‌های کانون، حضور بر سر مزار جان‌باختگان قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای، محمد جعفر پوینده و محمد مختاری، شرکت در مراسم سالانهٔ احمد شاملو و انتشار عکس مزدک زرافشان در اینستاگرام آقای آبتین که در این مراسم از طرف مأموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زخمی شده بود، مصادیق این اتهامات عنوان شد.

کانون نویسندگان ایران پیش‌تر با صدور بیانیه‌ای نسبت به وضعیت عمومی آقای آبتین ابراز نگرانی کرده و وضعیت وخیم وی را ناشی از عدم رسیدگی پزشکی به موقع و عدم اعزام به موقع این شاعر و عضو کانون به بیمارستان دانسته بود.

در بیانیهٔ کانون از جمله نوشته شده بود که «حکومت جمهوری اسلامی، مسئول عواقب هر اتفاقی‌ست که برای نویسندگان زندانی به خصوص بکتاش آبتین پیش آید. حکومت عامدانه جان زندانیان سیاسی را به بازی گرفته است و آنان باید پیش از وقوع هر فاجعه‌ای آزاد شوند، خاصه آن‌که همه می‌دانیم این نویسندگان هیچ جرمی مرتکب نشده‌اند که بخواهد مجازاتی برایشان در کار باشد.»

در آذر ماه ۱۳۹۹ جمعی از زندانیان «اندرزگاه هشت زندان اوین» در بیانیه‌ای به شیوع مجدد ویروس کرونا در زندان اشاره کرده و خواهان آزادی بی‌قید و شرط زندانیان و دستِ کم فرستادن آنان به مرخصی شده بودند. آقای بکتاش آبتین که پیش‌تر از آن هم در زندان به بیماری کرونا مبتلا شده بود، با وجود بیماری پیش‌‌زمینه‌ای این بار هم از اقدامات به موقع درمانی محروم ماند، حالش در زندان به وخامت گرایید و همین عدم رسیدگی به موقع منجر به مرگ دردناک ایشان شد.

بکتاش آبتین زمانی سروده بود:

«بادم؛ حتی در ققس آزادم/ چگونه می‌شود در من ایستاد/ چگونه می‌توان به من فرمان ایست داد؟»

آن‌چه این روزها از قول هم‌بندانش از بکتاش آبتین می‌خوانیم و می‌شنویم، گواه بارز این سروده بود که تلاش برای «فرمان ایست دادن به [این] باد» چه بیهوده بوده است. او و دیگر شاعران و نویسندگان و سایر مبارزان مدنی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در بند، نه تنها فرمان ایست را نپذیرفته‌اند که حتی هم‌بسته‌تر از پیش پای باورشان به آزادی و مبارزۀ مدنی در راستای سرفرازی مردم خود و نیل به جامعه‌ای شایستهٔ ایران و ایرانی ایستاده‌اند. و همین نایستادن‌هاست که کینهٔ دشمنان آزادی را نسبت به زندانیان سیاسی برانگیخته و بسیاری از آنان از ابتدایی‌ترین حقوق‌شان، از جمله برخورداری آنان از حق مداوا و درمان محروم می‌مانند.

کشتار خاموش زندانیان سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی امری تازه نیست و بکتاش آبتین اولین و تنها آزادی‌خواهی نیست که طی سال‌های گذشته در زندان‌های جمهوری اسلامی یا به طرزی مشکوک جان می‌بازد و یا در اثر بیماری و کم‌توجهی با حالی وخیم با غل و زنجیر به بیمارستان منتقل می‌شود و در آن‌جا جان عزیز وامی‌گذارد. این جنایت در جمهوری اسلامی ایران امری مسبوق به سابقه است و سال‌هاست که آزادی‌خواهان ایران نسبت به این قتل خاموش زندانیان سیاسی هشدار می‌دهند.

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ضمن حمایت از آزادی بیان و اندیشه جمهوری اسلامی را مسئول مرگ زندانیان دربند می‌داند و مخالفت خود را با حبس و محکومیت نویسندگان و فعالان مدنی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اعلام می‌کند. جای این فرزندان آزادهٔ سرزمین ما ایران در میان مردم‌مان است و نه در کنج زندان‌های نظام استبدادی ولایت فقیه!

طیف وسیعی از کنش‌گران، چهره‌ها و نهادهای هنری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و نیز زندانیان سیاسی زن و مرد اعتراض خود به شرایطی که منجر مرگ بکتاش آبتین شده است را بیان کرده‌اند و مقامات زندان و فراتر از آن نظم جمهوری اسلامی را مسئول مرگ وی خوانده‌اند.

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) سوگ‌مند فوت جانگداز آقای بکتاش آبتین، به سهم خود فقدان این هنرمند آزاده را به خانوادهٔ ایشان، به کانون نویسندگان، مجموعهٔ جامعهٔ ادبی ایران و همهٔ ایرانیان آزاده تسلیت می‌گوید!

در بزر‌گداشت نام و یاد بکتاش آبتین این شعار محوری را با صدایی هر چه رساتر فریاد می‌زنیم که «زندانی سیاسی آزاد باید گردد!»

چهارشنبه، ۲۲ دی ۱۴۰۰ (۱۲ ژانویهٔ ۲۰۲۲ میلادی)

تاریخ انتشار : ۲۲ دی, ۱۴۰۰ ۱۱:۲۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

گزارش مجموعه اطلاعاتی آمریکا می‌گوید ایران می‌تواند ماه‌ها از محاصره هرمزِ ترامپ جان سالم به در ببرد!

سلام! تو زنده‌ای یا مرده؟

رؤیای دموکراسی، واقعیت بحران

صحبتی با افکار عمومی جهان، به‌ویژه مردم آمریکا

چرا فمینیست‌های غربی در برابر جنگ علیه زنان ایران سکوت کرده‌اند

دوگانه‌ «زیرساخت»‌ و «جان انسان» و حافظه تاریخی ما