سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۱ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۹:۴۷

چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۷

در پاسداشت همرأئی ملی علیه استبداد دینی

… آنچه اکنون از اهمیت تعیین کننده برخوردار است، راهگشائی مدنی - سیاسی برای برانداختن چیرگی سیاست سرکوب در ساختار قدرت است. اهمیت مدنی- سیاسی بیانیه ۱۷ با همه محدودیتهایش در این است که … راهکاری عملی برای برون رفت از بحران و پیش راندن ایران در مسیر پیکار سبز برای آزادی و دموکراسی بدست داده است.

Getting your Trinity Audio player ready...

“جنبش سبز” اکنون یک واقعیت تثبیت شده است. بالندگی این جنبش در آبان سبز و قدس سبز، در ۱۶ آذر پرخروش و در روز خاکسپاری پیکر آیت الله منظری که نمایش برائت و انزجار از حکومت ولائی – نظامی بود، و بویژه در عاشورای خونبار، “بحران” در نظام اسلامی را به وضعیت تازه ای فرو رانده است. وضعیتی که بقاء و دوام حکمروائی مطلقه ی ولائی-نظامی را، روز بروز وخیم تر می کند! بیانیه ۱۷ آقای موسوی، یک بازتاب و ترجمان سیاسی از همین وضعیت نوپدید “بحران” است. ویژگی برجسته بیانیه ۱۷ موسوی، بی آن که از پرسش “کیستی” حکومت کنندگان بی اعتنا بگذرد، تمرکز آن روی پرسش مرکزی “چگونگی” حکومت کردن است. البته آقای موسوی، به این پرسش در چهارچوب باور آرمانی به “میراث امام” پاسخ گفته است، بی آن که اثر محدویتهائی را در پاسخ او نتوان یافت که سرشت عینی دارند و از بافت اجتماعی و ساختار اقتصادی کشور و بویژه ناشی از ساختار و سرشت قدرت حاکم اند! با ملاحظه ی این محدودیتها و علیرغم آنها، آقای موسوی بر ” حق انتخاب مردم” تأکید دارد و بیانیه او با این تصریح همراه است که “ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند”.

بیانیه ۱۷ بحث و جدلهای تازه ای پیرامون “مطالبات حداقلی” و “مطالبات حداکثری” جنبش سبز برانگیخته است. سبزها اکنون در برابر آزمونی قرار گرفته اند که از هر نظر تازگی دارد. تنوع آراء و عقاید در جنبش سبز که از سرچشمه های قوت و توانمندی آن است، اکنون به بلوغ سیاسی نیازمند است تا تفاوت نظر در صفوف جنبش سبز را نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت برای دستیابی به همگرائی ژرفتر و گسترده تر نگاه کند. اندک اندک روزهائی فرا می رسند که اپوزیسیون ناگزیر است با خویشاوندی پنهان و آشکار خود با پوزیسیون تعیین تکلیف کند! در این سوی کارزار نیز مشکل بقاء و دوام مطرح است.

“بحران”، برساخته ای از حاکمیت ولائی- نظامی در کشور است و مطالبه ی اصلی جامعه، نظام دموکراسی مبتنی بر حقوق بشر است. در عبور از حکمروائی مبتنی بر دین و رسیدن به دموکراسی، راه دراز و دشواری در پیش است که از مراحلی می گذرد. می خواهم باردیگر تأکید کنم که برپائی دموکراسی در کشور آماجی نیست که هم اکنون در دستور روز جنبش قرار داشته باشد زیرا پیش شرط ها، امکانات و نیروی آن بکفایت موجود نیستند. آن چه که در دستور روز جنبش سبز قرار دارد، بدست دادن راه برونرفت از بحران به ترتیبی است که ایران را در مسیر دستیابی به آزادی و دموکراسی گامی به پیش براند. در حقیقت آنچه اکنون از اهمیت تعیین کننده برخوردار است، راهگشائی مدنی- سیاسی برای برانداختن چیرگی سیاست سرکوب در ساختار قدرت است. اهمیت مدنی- سیاسی بیانیه ۱۷ با همه محدودیتهایش در این است که بر بنیاد جنبش اعتراضی مردم و قیام نافرمانی مدنی آنان، راهکاری عملی برای برون رفت از بحران و پیش راندن ایران در مسیر پیکار سبز برای آزادی و دموکراسی بدست داده است.

از انقلاب مشروطیت تا جنبش سبز عامل “خیابان” یک عامل قطعیت بخش در تحولات سیاسی بوده است. ننوشتم “عامل تعیین کننده”، زیرا در کشور ما، میان رهبران سیاسی و آن مردمی که در خیابان شهرها پیکار می کنند، به لحاظ نمایندگی اجتماعی و سیاسی، آن رابطه ای که در تجربه غرب در کتابها خوانده ایم، برقرار نبوده و نیست. با اندکی تسامح می توان گفت، در ایران شخصیتها و فعالین نحله های سیاسی، گروه های اجتماعی مردم را یا نمایندگی نمی کرده اند و یا کیفیت و درجه نمایندگی اجتماعی و سیاسی آنها نامتجانس، پر از تناقض، بسیار نازل و بر سبیل اتفاق و در نتیجه، کاذب و گذرا و ناپایدار بوده است. چرا چنین بوده؟ بحث اش مفصل است و در این مختصر نمی گنجد. آنچه که در موقعیت کنونی، توجه ی روشنگرانه به آن حائز اهمیت فراوان است، از جمله این نکته است که این نقیصه ی تاریخی، پرورشگاه ناکامیهای ما در رسیدن به آزادی و دموکراسی بوده است. بنظر می رسد تمهید آزادی و تدارک دموکراسی در کشور در مسیری امکانپذیر است که در عین حال متضمن رفع این نقیصه ی تاریخی و بی اثر کردن تبعات زیان بخش و ناکامی پرور آن در جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران باشد.

به موضوع از زاویه دیگری نیز می توان نزدیک شد: گوهر همبستگی ملی، احساس اشتراک در سرنوشت است. پیکار در راه حق تعیین سرنوشت به همبستگی ملی این مجال را می دهد که خود را آشکار کند. مطالبه حق انتخاب و برابرحقوقی شهروندی، خواست حقوق اساسی مردم و حق حاکمیت ملت، صورتهای بیانی از حق تعیین سرنوشت هستند و به همین علت نیز مبارزه در راه آنها، بستری از همبستگی ملی می آفریند و آن را قوت و قوام می بخشد. جنبش همگانی سبز هم اکنون با این تجربه روبروست؛ همگرائی شبکه های اجتماعی در عین برسمیت شناختن تفاوتهای یکدیگر، به تشکیل همبستگی ملی انجامیده و زمینه ی فراگیری برای تشکیل همرأئی ملی علیه استبداد دینی فراهم آورده است. می توان امیدوار بود که بر چنین زمینه ای، احزاب قدیمی نوسازی شوند، احزاب جدید پدیدار گردند و رهبرانی از تراز امروزین از متن جنبش سربرافرازند. نشانه ی امید هائی از این دست، گفتار و رفتاری است که انسان شهروند برابرحقوق را در کانون سیاست می نشاند و ایران انتخاب اول اوست. چنین تحولی در گفتار و رفتار سیاسی، مقدمه ی برپائی دموکراسی در کشور است. برپائی دموکراسی در ایران یک پیش شرط دارد و آن چیرگی دموکراسی در صفوف اپوزیسیون است. نشانه ی این چیرگی ظفرنمون، گسست از خویشاوند اندیشی و استقبال از همرأئی ملی علیه استبداد دینی است که تفاوتها را برسمیت می شناسد و بر بنیاد مشترکات، آزادیخواهان ایران را در تنوع و تکثرشان، متفق و متحد خواهد ساخت.

پاسداشت همرأئی ملی علیه استبداد دینی از وظایف خطیر آزادیخواهان ایران در لحظه ی کنونی است. باید هشیار بود که به جدالی درنغلطیم که بیانگر محبوس بودن مدعیان آن در زندان خویشاونداندیشی است؛ مجادلاتی که مضمون آن اثبات “خود” و طرد “غیر خود” است. کشاکشهائی که رنگ دینی و ایدئولوژی بر جنبش می پاشند و قصد و نیت شان، ارضای انحصارطلبی و هژمون خواهی است. برپایه همین هشیاری باید تأکید کرد که جنبش سبز بیش از هر زمانی نیازمند فضای نقد و نظر و گفتگو است.

ختم سخن این که نقد و نظر تنها نفی و تکذیب نیست، ایجاب و تأئید هم هست. و گفتگو؟ گفتگو، بحث طلبگی نیست بلکه توانائی شناخت حقیقت در سخن همآورد دگراندیش است.

تاریخ انتشار : ۲۲ دی, ۱۳۸۸ ۰:۲۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

اعدام‌ها را متوقف کنید؛ مردم خواهان تنش‌زدایی و صلح هستند.

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): ما بار دیگر خواستار توقف فوری اجرای تمامی احکام اعدام، تضمین دادرسی عادلانه، رعایت حقوق متهمان و پایان دادن به استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزار سرکوب هستیم. امروز دفاع از حق حیات، دفاع از صلح و دفاع از آزادی، سه مطالبه جدا از هم نیستند؛ این‌ها ارکان آینده‌ای هستند که مردم ایران برای آن هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

انقلاب مشروطیت و سایه آن بر ایران امروز

شهناز قراگزلو: مشروطه را نباید صرفاً رویدادی متعلق به گذشته دانست، بلکه باید آن را نقطه آغاز گفت‌وگویی ناتمام درباره حکومت قانون در ایران تلقی کرد. شاید مهم‌ترین درس آن نیز همین باشد که هیچ نظام سیاسی، صرف‌نظر از آنکه قدرت در دست شاه، روحانیت یا هر نهاد دیگری باشد، بدون محدود شدن قدرت، استقلال نهادهای قانونی و پاسخ‌گویی در برابر شهروندان، به آزادی و ثبات پایدار دست نخواهد یافت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جاسوس اسرائیل در داخل سازمان ملل…

اودیسه‌ی اخلاق

آیا دوستان امروزی جمهوری اسلامی دشمنان فردای او خواهند شد!

توصیف آماری دقیقی از وضعیت فاجعه بار اقتصادی ایران توسط مسعود نیلی!

کار طاقت‌فرسا، فرسودگی روزافزون، فقر ماندگار!

رأی پارلمان ترکیه: قانون عفو ​​عمومی برای اعضای پ.ک.ک تصویب شد