سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۱۲

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۲

دو فیلسوف منتقد مسیحیت

فویرباخ کوشید تا دیالکتیک هگل را به دیالکتیک ماتریالیستی نزدیک کند و بجای روح مطلق و روح جهان درفلسفه هگل، نیروی تولید و روابط اجتماعی را عامل مهم مطرح نماید. اوکوشید تا درسهای انقلابی فلسفه هگل را به میان جوانان معترض ببرد. یکی از این جوانان پرشور آن‌زمان کارل مارکس بود

 در اینجا اشاره ای به آثار و بیوگرافی دو فیلسوف منتقد دین مسیح در آلمان می‌گردد. یوهان گوتلب – فیشته بین سالهای ۱۷۶۲ و ۱۸۱۴ در خانواده ای فقیر بدنیا آمد. فلسفه او آغاز مکتب ایده آلیسم آلمانی است. علاقه و آشنایی فیشته با رشته فلسفه ازآنجا شروع شد که اوروزی با کتابی از کانت آشنا گردید. موفقیت فلسفی او انزمان در میان روشنفکران و اهل کتاب به آن حد رسید که در پایان قرن ۱۸ حق الزحمه کتابهایش بیشتراز گوته و شیلر بود. فیشته آنزمان نخستین بار یک مجله برای آموزش زنان را نیز پایه گذاشت.

او در جوانی یکی از مدافعین آتشین انقلاب فرانسه و منتقدین حاکمان استثمارگر و فئودالهای زورگو بود. در جهانبینی فیشته جوان، میتوان عناصر آته ایستی دیالکتیکی یافت. او می‌گفت تمام ادیان فقط درسهای اخلاقی هستند. فیشته نخستین باربه طرح یک دولت سوسیالیستی آرمانی پرداخت که در آن دولت باید وظیفه هدایت اقتصاد و تجارت را بدست گیرد. اهل نظر،فلسفه اورا اساس یک دیالکتیک ذهنی-عینی تاریخی می‌دانند. کتاب “کوشش برای نقد وحی ها” ی اورا مردم بدلیل کیفیت نطری قوی، نوشته و متعلق به کانت گمان زدند. این کتابی است که در آن برای همیشه با دین مسیحیت تسویه حساب شده است.

به سبب فعالیت‌های آته‌ایستی ضد مسیحی فیشته، دانشجویان اشرافی ارتجاعی دولتی آنزمان به اذیت و آزار وی و خانواده اش پرداختند. فیشته چون شلینگ و هگل می‌گفت: “انسان همیشه در جستجوی ایده مطلق و عقل کل بوده؛” به این دلیل او تا اخر عمر نا آرام و هراسناک به پرسش و جستجو می‌پردازد. فیشته بر اساس تکیه بر نظرات کانت یک ایده الیسم ذهنی دیالکتیکی را پایه گذاشت. اوباتکیه برنظرات روسو و ایددهای انقلاب فرانسه میگفت وظیفه هر دولتی است که در درازمدت وجود دولت رادرآینده غیرضروری نماید تا انسان به آزادی برسد. امروزه مورخین فلسفه اورا یکی از نمایندگان مهم ایده آلیسم و فلسفه کلاسیک آلمان می‌دانند.

فیشته تاثیر مهمی روی دو فیلسوف دیگر یعنی هگل و شلینگ بجا گذاشت. فلسفه ذهنی هگل و نظریه تربیت انسان نوین مارکس را نیزناشی از تاثیر آثار فیشته روی ایندو میدانند. امروزه شکایت و اعلان جرم دولتی کلیسایی آن‌زمان علیه فیشته را مانند شکایت از روشنگری سقراط در دوره باستان و شکایت از رشته فلسفه بطور عام میدانند. اودرسال ۱۸۰۸ در خطابه « پیام به خلق آلمان»، به حضور ارتش ناپلئون در آلمان اعتراض نمود.

      لودویگ  فویرباخ میان سالهای ۱۸۷۲- ۱۸۰۴ در جنوب آلمان زندگی کرد. او نه تنها خالق یک فلسفه ماتریالیستی بلکه نظریه پرداز فلسفه انسانشناسی نیزاست. اورا به دلیل کتابش “نظراتی پیرامون مرگ و زندگی ابدی”، ازدانشگاه اخراج و ممنوع القلم کردند. اودراین کتاب به رد نظریه پرواز روح بعدازمرگ پرداخت. فویرباخ را می توان فیلسوفی میان مارکس و هگل دانست. چون اودرسن کهولت وارد حزب سوسیال دمکرات آلمان شده بود، آن حزب اورا بخاطر قدردانی از روشنگری های ضدارتجاعی و روشنگرانه اش سال‌ها تامین مالی کرد. فویرباخ درتمام عمر خودرابا موضوعات رشته الهیات و مذهب مسیحیت مشغول نمود تا با فلسفه مذهبی تسویه حساب کند.

مورخین فلسفه اورا متفکری آته‌ایست و خدانشناس می‌دانند که به خدایان و دین مسیح اعلان جنگ داد. آثار او بعدها یکی از منابع مهم تئوریک مارکسیسم لنینیسم گردید. فویرباخ بعنوان فیلسوف ماتریالیست نقش مهمی در شکل گیری فلسفه مارکسیسم داشت. انگلس می‌گفت فلسفه او موجب آزادی فلسفه از ایده آلیسم گردید. از نظرتاریخی فویرباخ یکی از مهمترین فیلسوفان ماتریالیست پیش از مارکس است. پیرامون اهمیت اوباید گفت زمانی‌که در اواسط قرن ۱۹ در غرب فلسفه ای غیراز ایده آلیسم درآلمان یکه تازی نمی‌کرد، اوبه نقد نظرات فیلسوفانی مانند کانت، هگل، و شوپنهاور پرداخت.

فویرباخ از موضع انسانشناسی ماتریالیستی به انتقاد ریشه ای از دگم‌های مسیحیت و فلسفه ایده آلیستی پرداخت. اوایده آلیسم هگل را الهیات راسیونالیستی نام نهاد وبا تکیه بر تئوری شناخت ماتریالیستی آنرا به نقد کشاند. در نظر مورخین چپ، گرچه او هیچ‌گاه دیالکتیک را نفهمید و یک فیلسوف نظری ماند ولی فلسفه ماتریالیستی اش مقدمات روشنگری انقلاب بورژوایی درغرب را تهیه کرد.

فویرباخ نظرات خودرا فلسفه آینده گرا نامید و فکرمی‌کرد برای همیشه به پرسشهای مذهب، الهیات، و فلسفه دینی جواب داده است؛ ولی دررسانه های امروزی می بینیم که انسان پسامدرن یکباردیگر پرسش‌های بی جواب خود در باره دین، خدا، و نجات انسان را بر سردر کلیساها آویزان کرده است. او بجای مذهب مسیحیت پیشین، خالق نوعی فلسفه اخلاقی و انساندوستانه شد.

مهمترین کتاب فویرباخ «ماهیت مسیحیت» نام داشت. اودرکتاب «علل عقیده به خدا» کوشید تا ریشه و منبع بوجود آمدن عقیده به خدایان را شرح دهد. فویرباخ کوشید تا دیالکتیک هگل را به دیالکتیک ماتریالیستی نزدیک کند و بجای روح مطلق و روح جهان درفلسفه هگل،  نیروی تولید و روابط اجتماعی را عامل مهم مطرح نماید. اوکوشید تا درسهای انقلابی فلسفه هگل را به میان جوانان معترض ببرد. یکی از این جوانان پرشور آن‌زمان کارل مارکس بود.

فویرباخ می‌گفت که فلسفه روح مطلق هگل یک الهیات فرضی و حدسی است یعنی فلسفه‌ای تخدیرکننده و نه بیدارکننده. بر اساس نظرات فویرباخ، انسان از خودبیگانه، طبق تصور و آرزوهایش، به ساختن خدا می‌پردازد؛ یعنی انسان خالق خداست. خدا یک محصول خیالی انسان نیازمند است. انسان آرزوها و ایده هایش را تبدبل به خدای مورد علاقه‌اش می‌کند.

فویرباخ را می‌توان فیلسوفی مخالف خدایان از خود بیگانگی انسان دانست. او یقین داشت که رازهای الهیات را میتوان درعلم انسانشناسی کشف کرد. در نظر فویرباخ تمام مذاهب ریشه در کمبودها و آرزوهای خود انسان دارند و روابط اجتماعی تاریخی،  تاکنون مذاهب مناسب خاص خودرا بوجود آورده اند.

fichte , johann 1762- 1814

feuerbach , ludwig 1804 – 1872

 

تاریخ انتشار : ۱۰ آبان, ۱۳۹۴ ۹:۲۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!