سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ مرداد, ۱۴۰۵ ۱۴:۴۳

شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۳

روز جهانی حمایت از کودکان

در مجموع، کودکان کار، متکدی، ولگرد، بی‌سرپرست، زباله‌گرد و... در اصل فرزندان خانواده‌های فاقد امکانات ابتدایی زندگی هستند، که نه تنها از فروخته یا ربوده شدن فرزندان خود نگران نیستند، حتی در اغلب موارد داوطلبانه آن‌ها را به مافیای گدایی و بردگی اجاره می‌دهند.

Getting your Trinity Audio player ready...

اول ژوئن (۱۱ خرداد) روز جهانی حمایت از کودک است. این، یکی از نسبتا قدیمی‌ترین جشن‌های جهانی می‌باشد، که از سال ۱۹۵۰ برگزار می‌شود. تصمیم به برگزاری آن توسط فدراسیون بین‌المللی دموکراتیک زنان در جلسۀ ویژه‌ای در نوامبر ۱۹۴۹ اتخاذ گردید.

این روز در درجه اول یادآوری ضرورت توجه و احترام بزرگسالان به حقوق کودکان در زندگی، تحصیل، استراحت و اوقات فراغت، حفاظت از خشونت، محافظت در برابر استثمار کودکان به عنوان شرایط لازم برای شکل‌گیری یک جامعه انسانی و عادلانه است.

کودکان تقریباً ۲۰- ۲۵ درصد از جمعیت هر کشور را تشکیل می‌دهند. امروزه بیش از ۲۱ میلیون کودک در کشور ما- ایران زندگی می‌کند که تنها ۱۰- ۱۲ درصد آن‌ها کاملا سالم هستند. و متأسفانه، اکثریت آن‌ها چون محافظت نمی‌شوند، در معرض خطرات مختلف، از جمله، آیندۀ کاملاً ناروشن قرار دارند 

هر جا که سخن از کودکان، زنان، کارگران و سایر زحمتکشان ستمدیدۀ جوامع انسانی به میان می‌آید، بی‌اختیار به یاد جامعه سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی می‌افتم، که بدست مافیای جهانی و داخلی سرمایه نابود گردید. جامعه‌ای که در آن کودکان قشر واقعا ممتاز بودند. فرمان مبارزه با بی‌خانمانی یکی از اولین فرامین دولت شوروی بود. کودکان بی‌خانمان‌، از تکدی‌گری در خیابان‌ها، ولگردی و در بهترین حالت، زندگی در پناهگاه‌های زیرزمینی به مدارس، مدارس شبانه روزی‌ و مجتمع‌های کارآموزی هدایت شدند. همه یا اکثر آن‌ها به درجات بالای علمی- فنی رسیدند. افسوس، که امروز گذشتۀ دهشتناک سرمایه‌داری وحشی با تمام مظاهر زشت آن در روسیه احیاء شده و این کشور نیز مانند همۀ جوامع سرمایه‌داری با پدیدۀ رقت‌انگیز کودکان کار، خیابانی، بی‌سرپرست، ولگرد، زباله‌گرد و عمدتاً معتاد مواجه است، که اغلب گدایی می‌کنند، مورد خشونت و تجاوز واقع می‌شوند.

بعید است کسی از این واقعیت بی‌اطلاع باشد، که بدنبال حذف اتحاد شوروی از نقشۀ سیاسی جهان، «بشردوستان» غربی، بویژه، آمریکایی، بعبارت صریح‌تر، تاجران انسان فوج فوج به ویرانه‌های بجا مانده از این کشور بزرگ سرازیر شدند و با وعده و وعیدهای طلایی فرزندان خانواده‌هایی را که در اثر شوک‌های پیاپی از اداره امور زندگی و تأمین معاش خانواده ناتوان مانده بودند، اغلب به ازای چند ده یا چند صد دلار خریداری می‌کردند. آن وقت‌ها اوضاع معیشتی و روحی- روانی عموم چنان بحرانی بود که همه گیج شده بودند و اصلا به ذهن‌شان خطور نمی‌کرد، چرا این «بشردوستان» که حالا بصرافت فرزندخواندگی افتاده‌اند، خودشان علاقه‌ای به فرزندآوری ندارند!

در جریان زلزلۀ ویرانگر جمهوری فقیر هائیتی (۲۰ اسفندماه ۱۳۸۹- ۱۱ مارس ۲۰۱۱) نیز اتفاقات تقریبا مشابهی افتاد. کوبای سوسیالیستی و برخی کشورهای دیگر گروه‌های امداد و نجات و تیم‌های‌ پزشکی برای کمک به مردم هائیتی اعزام کردند. امپریالیسم آمریکا واحدهایی از ارتش مزدور خود را به آنجا فرستاد. در آن روزها فرمانده فقید، فیدل کاسترو یک سخن ماندگار تاریخی دیگر بر زبان راند: «کوبا برای کمک به هائیتی تیم‌های پزشکی اعزام می‌کند، آمریکا سرباز می‌فرستد»!

آری، بدنبال استقرار نظامیان آمریکایی در هائیتی، دسته‌های زیادی از آمریکا، انگلیس، فرانسه، هلند و دیگر کشورهای غربی برای خرید کودکان بی‌سرپرست به این کشور سرازیر شدند. بی‌تردید، اکثریت آن‌ها را کار چاق‌کن‌ها و دلالان محترم بازارهای سکس، برده‌داران «متمدن»، تاجران اعضای داخلی بدن انسان و مافیای گدائی تشکیل می‌دادند. چرا که، تأمین آیندۀ چنین بازارها، وابسته به این قبیل کودکان است.

در مجموع، کودکان کار، متکدی، ولگرد، بی‌سرپرست، زباله‌گرد و… در اصل فرزندان خانواده‌های فاقد امکانات ابتدایی زندگی هستند، که نه تنها از فروخته یا ربوده شدن فرزندان خود نگران نیستند، حتی در اغلب موارد داوطلبانه آن‌ها را به مافیای گدایی و بردگی اجاره می‌دهند.

به این ترتیب، آشکارتر شد، که مافیای گدایی و بردگی کودکان مدتهاست به سطح یکی از مافیاهای متعدد سرمایه‌داری فراروئیده و به یک حوزۀ «تجارت» بسیار سودآور تبدیل گردیده است. بدترین حال این است که شخصیت‌های اصلی این تجارت جنایی پرسود را کودکان ربوده شده، فریب‌خورده، بی‌سرپرست، یتیم، اجاره‌ای یا خریداری شده تشکیل می‌دهد. بطوری که تا به امروز، هیچ کس و یا هیچ نهاد دولتی نتوانسته مانع این امر بشود.

واداشتن کودکان به گدایی و بردگی امروزه به یک شغل سودآور تبدیل گردیده، که بدون ترس از مجازات توسعه می‌یابد. نظام قضایی برای دستگیری و مجازات افرادی که «گدایی» کودکان را زیر چتر حمایت خود می‌گیرند، هیچ اقدامی بعمل نمی‌آورد. اگرچه راه‌های شناخت و اثبات کیستی مافیاهای این رسته و کودکان قربانی بسیار ساده است. امروزه گدایی کودکان معلول در صندلی‌های چرخدار، در همه جا قابل مشاهده است. هر یک از آن‌ها جزیی از این طرح‌های بزرگ مافیایی می‌باشند. منتها، دولت‌های سرمایه‌داری برای شناسایی آن‌ها و مبارزه با این پدیده علاقمند نیستند. برای اینکه خودشان در این امر ذینفعند.

با این اوصاف، این واقعیت که دولت ما در مورد اینکه چه تعداد کودک در کشور به مدرسه نمی‌رود، اطلاعات دقیق ندارد یا اگر دارد، اعلام نمی‌کند. نکته این است که در بسیاری از مناطق دور افتادۀ کشور، نه اوضاع معیشتی مردم به‌سامان است و نه آنچنان مدارسی وجود دارد که در قبال عدم ثبت‌نام کودکان کار، زباله‌گرد، گدا و غیره در کلاس اول احساس مسئولیت بکند. چرا که بخش اصلی آموزش و پرورش خصوصی‌سازی شده است. این در حالی است که طبق گزارش‌های متعدد رسانه‌های جمعی، قریب ۶ هزار تن از «آقازادگان» مقامات «مؤمن» و «انقلابی» در خارج از ایران به اندازۀ بیش از سه سال بودجۀ کشور پول در حساب‌های بانکی خود دارند و به زندگی اشرافی رؤیایی مشغولند. حتی، بسیاری از این «آقازادگان» بمنظور بهره‌مندی از حقوق شهروندی، فرزندان خود را در کشورهای غربی بدنیا می‌آورند. اما مجموع این‌ها بزرگترین مشکل نیست. مشکل اصلی و اساسی وجود نظام غیرانسانی سرمایه‌داری است، که چنین شرایط ناهنجاری را بوجود آورده است. با وجود چنین شرایطی، با اطمینان قطعی می‌توان گفت، که بدون ایجاد یک جامعۀ عادلانه، یک نظام اجتماعی- اقتصادی انسانی و عدالت محور، هر گونه صحبت از نجات اکثریت کودکان از چنگال‌های اهریمنی مافیاهای مختلف سرمایه‌داری جایی از اعراب نخواهد داشت. یعنی، علت اصلی نظام سرمایه‌داری است. برای از میان برداشتن علت باید مبارزه کرد.

کودکان، صاحبان و سازندگان آینده هستند. شکوه‌ و زیبایی امروز، عظمت و اقتدار فردایند. آن‌ها هر روز، هر ساعت، هر دقیقه به محافظت، رأفت و عطوفت نیاز دارند. آن‌ها را دریابیم. روز تکریم و حمایت‌شان مبارک!

 

تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد, ۱۴۰۰ ۱۲:۴۱ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فلسفه اپیکور؛ نبوغ روشنفکران یونان باستان.

«دولت – ملت» به مثابه برساختی تاریخی از قدرت و همبستگی – انتشار مجموعه چهار بخش

چرا عادی‌سازی سلطنت با میراث جنبش فدائیان ناسازگار است؟

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با پیوستن زندان نیشابور در هفته صدوسی‌ام در ۵۹ زندان

دوقطبی های کاذب؛ هنگامی که وطن‌دوستی به ابزار توجیه جنگ‌طلبی بدل می‌شود

نامه پخشان عزیزی از زندان اوین؛ «من آنی‌ام که برای زندگی می‌میرم، نه آنکه برای مرگ زندگی کنم»