سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ تیر, ۱۴۰۵ ۱۲:۵۸

چهارشنبه ۳ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۸

ریاست جمهوری زنان در ایران و چالش های پیش رو

چگونه است که اززنان خواسته می شود تا در انتخاب ریاست جمهوری شرکت کنند ولی به خود آنها اجازه داده نمی شود تا به عنوان رئیس جمهور در این انتخابات کاندیدا شوند و مدیریت کلان جامعه را به عهده بگیرند؟

Getting your Trinity Audio player ready...

موضوع کاندیداتوری زنان برای انتخابات ریاست جمهوری در ایران تحت سلطه رژیم اسلامی، طی سالهای گذشته همواره مورد مناقشه بوده است. قانون اساسی در توضیح شرایط اولیه نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری تاکید کرده است که این افراد باید «رجل سیاسی» باشند. برخی افراد معتقدند که با توجه به معنای عبارت «رجل» در زبان عربی (مرد)، قانون اساسی از کاندیداتوری زنان حمایت نمیکند، حال آن که دستهای دیگر تأکید میکنند که عبارت رجل به معنای «شخصیت» نیز به کار میرود و مراد نویسندگان قانون اساسی از این عبارت شخصیتهای سیاسی، صرف نظر از جنسیت آنها بوده است. با توجه به این که طی سالهای گذشته هیچگاه یک کاندیدای زن به طور جدی وارد عرصه رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری نشده و نیز با توجه به مخالفت برخی روحانیون تمامیتخواه با موضوع ریاست جمهوری زنان، شورای نگهبان تاکنون به صورت رسمی تفسیر خود را از عبارت «رجل سیاسی» ارایه نکرده است.
در اصل یکصد و پانزدهم قانون اساسی آمده است: «رئیسجمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند، انتخاب گردد: ایرانیالاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور».
در این اصل، پیش از آنکه ویژگیها و شرایط رئیسجمهور بیان و تشریح شود، تأکید شده است که کاندیداهای ریاست جمهوری باید از رجال مذهبی و سیاسی باشند.
آنچه از نص اصل ۱۱۵ قانون اساسی برداشت می شود، این است که در اینجا کلمه رجال بر جنس مرد دلالت می کند.
نمایندگان مجلس فرمایشی رژیم، در اصلاحیه قانون انتخابات ریاست جمهوری، همچنان مفهوم “رجل سیاسی” را آن گونه که اصلاحیه قانون منسوب به انتخابات به آن اشاره می کند و یکی از چالش برانگیزترین موضوعات در قانون مصوب سال ۱۳۶۴ می باشد، تعریف نکرده اند و تفسیر آن را به عهده اعضای شورای نگهبان، که از جمله ارتجاعی ترین افراد مورد وثوق رژیم شوونیسم اسلامی برای اعمال نظارت بر انتصابات محسوب می شوند، گذاشته اند.
لازم به یادآوری است تفسیر وقتی مطرح می شود که عبارتی دارای ابهام یا اجمال یا تعارض باشد. به نظر می آید اعضای مرتجع شورای نگهبان که مسئولان اجرای نظارت محسوب می شوند ، مرد بودن رئیس جمهور را نص اصل ۱۱۵ به حساب آورده اند و در مقابل نص، اجتهاد نکرده اند و ابهامی هم برای آنها وجود نداشته است که تفسیر رسمی انجام دهند، لذا نیازی به تفسیر رسمی احساس نشده است، چون برداشت آنها از این اصل ضد زن کاملاً روشن و بدیهی است.
در مورد افراد رد صلاحیت شده هم، صرفاً به عدم احراز صلاحیت بسنده شده و این که کدام شرط وجود نداشته واضح نیست. از سوی دیگر تا به حال شورای نگهبان هیچ زنی را تأیید صلاحیت نکرده است و فی الجمله این نشان می دهد خلاف این برداشت وجود نداشته است.
منتقدان این موضوع که گویا قدری خوشبینانه به ساختار غیردموکراتیک رژیم اسلامی می نگرند، می گویند که منظور قانونگذاران از “رجل مذهبی و سیاسی” به معنای “مذکر” بودن نامزدها نیست، اما شورای نگهبان تاکنون همه زنان اعم از آنها که دارای سابقه فعالیت سیاسی بوده یا در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی شرکت داشته و برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند، به دلیل واجد شرایط نبودن، رد صلاحیت کرده و مانع حضور آنها در رقابتهای انتخاباتی شده است.
گذشته از آن شورای نگهبان با استناد به عبارت “رجل سیاسی” که معنای “مرد سیاسی” از آن استنباط می شود، همه زنان داوطلب نامزدی را ردصلاحیت می کند و اکثر مردان را نیز واجد شرایط “سیاسی” نمی داند. چنان که غلامحسین الهام، از عوامل ارتجاع مذهبی در ایران تحت سلطه و سخنگوی پیشین شورای نگهبان و عضو فعلی همین شورا، در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم در تعریف “رجل سیاسی” در قانون اساسی گفته بود: “نص قانون اساسی، مرد بودن نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری است و علاوه بر این نامزد انتخابات باید رجل سیاسی باشد”.
اکنون که در آستانه انتخابات دهمین دوره از ریاست جمهوری قرار گرفته ایم همچون دوره های سابق، زنان بدون این که بتوانند خود، کاندیدای ریاست جمهوری شوند، از سوی عوامل داخل حاکمیت مجبور می شوند تا در انتخابات فرمایشی شرکت نمایند و یکی از کاندیداهای مرد را، صرفاً به دلیل مذکر بودن و نه به علت دارا بودن امتیازی ویژه، به عنوان رئیس قوه مجریه انتخاب کنند تا اجرای قوانین زن ستیزانه را به او که از قماش خود مرتجعین مذهبی محسوب می شود ،بسپارند.
چگونه است که اززنان خواسته می شود تا در انتخاب ریاست جمهوری شرکت کنند ولی به خود آنها اجازه داده نمی شود تا به عنوان رئیس جمهور در این انتخابات کاندیدا شوند و مدیریت کلان جامعه را به عهده بگیرند؟
با استناد به موارد مذکور مشخص می شود که مخالفان بحث برابری جنسی در جامعه، نظریه هائی را مطرح می نمایند، که با شیوه توتالیتاریسم و تمامیتخواهی مطرح می شود. این افراد معتقدند که بیشتر زمینه های مربوط به تساوی، مغایر با دین و ارزشهای ایدئولوژیک حاصل از آن است.
یک پرسش استراتژیک در حوزه زنان این است که حاکمیت سلطه در ایران انحصارزده و بیمار از درد استبداد، واقعاً تا چه مایه زنان ما را فرودست به حساب می آورد که می تواند در نهایت بیحرمتی به جوهر انسانی زنان، آنان را لابد از آن نماید تا بدون آن که خود بتوانند به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری تعیین شوند، به عنوان عناصر منفعل و بی اراده به کاندیداهای مرد که رجل سیاسی و مذهبی محسوب می شوند، رای دهند.
جالب است بدانیم که در دوره های مختلف انتخابات به دلیل نیاز به رای بیش از پنجاه درصدی زنان ، کاندیداهایی که از جناحهای مختلف داخل قدرت محسوب می شوند با شعارهای عاری از هرگونه تعهدات اجرایی در صدد فریب افکار عمومی بر آمده و بر آن می شوند تا حتی در مسیر حرکت فعالین زنان نیز انحرافاتی را بوجود آورند.
آنان با تصویب و نیز اجرای چنین قوانینی شرایطی را بوجود می آورند که زمینه تبعیض و نابرابری در رابطه با زنان جامعه ایجاد شود. در این شرایط حساس و تاثیر گذار که بار دیگر دستگاه سرکوب و اختناق حاکم بر آن است تا با استفاده از رای زنان رئیس دولت دیگری را از قماش احمدی نژادها و یا خاتمی ها … به مدت چهار سال دیگر از بین کاندیداهای خود رژیم ارتجاع منصوب کند، بر فعالین جنبش زنان و نیز دیگرجنبشها چون جنبش هویت خواهی، کارگری، دانشجویی، مدنی و غیره است تا با آگاهی بخشیدن به همه اقشار مردم در مناطق مختلف کشور مانع از آن شوند که به هر طریق ممکن مورد بهره برداری سوء مستبدان مذهبی حاکم در آیند و باغلفت از این مهم آگاهانه و یا ناآگاهانه بر عمر فرسوده رژیم در حال استحضار و رو به موت بیافزایند.

تاریخ انتشار : ۵ اردیبهشت, ۱۳۸۸ ۰:۰۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایط کنونی و در آستانه مذاکرات شصت‌روزه، منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که جمهوری اسلامی مذاکرات را با هدف دستیابی به صلحی پایدار، عادی‌سازی روابط با آمریکا و پایان دادن به خصومت ساختاری ادامه دهد و از گرفتار شدن در حاشیه‌ها و تلاش برای راضی کردن مخالفان مذاکرات بپرهیزد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

از گرانی نان تا فسادهای میلیارددلاری؛ چرا فشار فقط بر دوش مردم است؟

شهناز قراگزلو: کارگرانی که پس از سال‌ها پرداخت حق بیمه بیکار شده‌اند، برای دریافت مقرری ناچیز بیکاری با روندی فرسایشی و بازرسی‌هایی مواجه‌اند که بیشتر شبیه تعقیب یک متهم است تا حمایت از یک بیمه‌شده.
این پرسش جدی مطرح است که چرا برای پرداخت ۱۵ میلیون تومان به یک کارگر چنین سختگیری می‌شود، اما همین دقت در برابر فسادهای کلان اقتصادی دیده نمی‌شود.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تعطیلی «سرجین‌بافت» زنجان؛ ۳۵۰ کارگر با سه ماه حقوق معوق بلاتکلیف شدند

چگونه پرستاران نیویورک در بزرگترین اختلاف کارگری خود پیروز شدند

۸ تیر پنجاهمین سالروز یاد حمید اشرف و دیگر جانباختگان فدایی

وقتی که سیاست وبال گردن فرهنگ می‌شود

آنچه سیاستمداران می‌توانند از اتحادیه‌های کارگری بیاموزند

امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ، توافقات ابتدایی و مذاکرات ۶۰ روزه برای تحقق صلح پایدار