سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ مرداد, ۱۴۰۵ ۰۲:۵۴

شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۴

سایه می ماند. تا همیشه، برای همه ایرانیان

سایه یک عمر را در سایه آلما نفس کشیده بود و با رفتنش نگران حالش بودم. به نیم سال هم نکشید که به هوای سیب بهشتی پای از زمین بر کشید. اما تا زمان هست، سایه سایه بر سر سرزمین ایران گسترده است. درست مثل حافظ. و به همانقدر بی بدیل. سایه اعجاز قرن بود. رازی بود که سر به مهر، دست کم برای من. چگونه این «گهری کز صدف کون و مکان بیرون بود» هر دم از امواج دریای بی کرانه مهر مردمش شراب عشق می نوشد، و تو نمی یابی کسی را از او با کینه در دل؛ حتی شکنجه گرانش، آنان که به ظن «خیانت»، به زنجیرش کشیدند

Getting your Trinity Audio player ready...

 

سایه یک عمر را در سایه آلما نفس کشیده بود و با رفتنش نگران حالش بودم. به نیم سال هم نکشید که به هوای سیب بهشتی پای از زمین بر کشید. اما تا زمان هست، سایه سایه بر سر سرزمین ایران گسترده است. درست مثل حافظ. و به همانقدر بی بدیل. 

سایه اعجاز قرن بود. رازی بود که سر به مهر، دست کم برای من. چگونه این «گهری کز صدف کون و مکان بیرون بود»  هر دم از امواج دریای بی کرانه مهر مردمش شراب عشق می نوشد، و تو نمی یابی کسی را از او با کینه در دل؛ حتی شکنجه گرانش، آنان که به ظن «خیانت»، به زنجیرش کشیدند. 

هر ایرانی با هر دین وآیینی، از هر قوم و قبیله، از گدا تا پادشا، با حافظ می نشیند و راز دل می گشاید و مدد می خواهد. این کار از عهده فردوسی و سعدی و مولوی و خیام و دیگران ساخته نیست. فال حافظ اعجاز گونه است. و هوشنگ ابتهاج نیز، همراز و همنیشین فقط این گروه یا آن گروه نیست. او همان حافظ عصر ماست؛ نه فقط در زیبایی ورز دادن واژه ها، در چند لایگی و غنای در معنا و در وسعت دید، بلکه بیکرانگی و مشتاقانش. ندیدم و نشنیدم که سایه بخواند و او را درآمیخته با خود – و خود را درآمیخته در او – نیابد. و پر شگفت تر آن که با هر گام زمان آغوش شعر سایه به روی طیف گسترده تری از مردم گشوده شد. با هر گام زمان، شعر هوشنگ ابتهاج، به ایرانیان نشان داد که چگونه همزیستی سنت و تجدد نه تنها ممکن و ضرور، که تا کجا زیباست.  

امسال شعر سایه هشتاد ساله شد. هرکس این کارنامه پربار، از آغاز تا پایان، فقط یک سایه می بینی. سایه رنگ عوض نکرد. سایه به هوس شهرت بیشتر، یا افزودن بر قدرت و ثروت و مقام، هرگز زبان به سخن نگشود. سایه در تمام عمر بر همان عهدی ماند که در آغاز نوجوانی با رفقای خود بسته بود. او از آغاز همراه و همراز و هموند حزب توده ایران شد. او هرگز و هیچ گاه به عهدی که با زنده یاد مرتضی کیوان بسته بود پشت نکرد. وجود سایه می گفت «مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم، هواداران کویش را چو جان خویشتن دانم». برگ برگ زندگی او مشحون است از وفاداری بی خدشه بود به آرمان سوسیالیسم؛ آرمانی که در آغاز راه برگزید. کس نشنید از زبان سایه شرمساری و سرافکندگی را. هرگز و هیچگاه. 

زمانی از او پرسیدم آیا فروپاشی اتحاد شوروی خدشه ای در افکار شما پدید نیاورده. او نسخه ای از شعر به تازگی سروده اش را از طاقچه برداشت و خواند:

امروز نه آغاز و نه فرجام جهان است.

ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است.

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری.

دانی که رسیدن هنر گام زمان است. 

و تکرار کرد: «ناکامی اولین تلاش، انقلاب اکتبر – در مقابل عظمت و بغرنجی برپایی جهانی عاری از ستم و استثمار و جنگ – اصلا اتفاق غریبی نیست».

افزون بر نقش بی تکرار هوشنگ ابتهاج در غنای شعر و ادب پارسی، هم در قالب های کهن و هم در قالب های نو، او برای من، نماد پایداری و پیگیری در راه آرمان، نماد هوش و ذکاوت و نماد صداقت با خویشتن خود بود. اما ورای همه این ها او سرمشقی بود برای نسل ما و نسل های بعدی که چگونه دل ها از کینه ها بزدائیم و امید به برپایی پل های ارتباط میان «خود» و «دیگری» را زمین نگذاریم. او تا آنجا شفاف بود که کسی را ندیدم که در طول زمان دریابد در شناخت سایه اشتباه کرده است. از سایه هم نشنیدم بگوید در فهم کس یا کسانی اشتباه کرده است. ابتهاج یکی از تیز هوش ترین، خردمندترین، و در عین حال پر امیدترین کسانی بود که من از نزدیک می شناختم. ذهنش در دهمین دهه حیات نیز جلای جوانی داشت و لحظه های وجودش سرشار از شعله های سرکش امید. دیدار با سایه همیشه این پرسش را برایم زنده می کرد که تیز هوشی و خردمندی و خودباوری تا کجا آفریدگار امید است؟ 

سایه کسی بود که در تمام این دهه های دشوار قدرت آن را داشت که ایرانیان را، از هر رنگی و عقیدتی، از پیر و برنا، از زن و مرد، زیر یک سقف کنار هم بنشاند. در دیماه  ۸۸ ، که سایه به میزبانی انجمن سخن به لندن آمده بود، ایرانیان، از هر نحله ای، به دیدارش آمدند. در سالن جمعیت موج می زد. وقتی ارغوانش را می خواند، جمعیت زار زار می گریست. و من بار دیگر در اسفند  ۹۷ در شهر کلن، وقتی به همت بنیاد دیوان، ایرانیان از دور و نزدیک، به شوق دیدار سایه، گرد هم آمده بودند، باز دیدم که وقتی سایه با آرامی و متانت همیشگی ارغوانش را می خواند، جمعیت در سکوت می گریست. 

و در هر دو شب من در عالم خیال سایه را دیدم که زیر سایه درخت ارغوان آرمیده بود. و آن سو ترک، گره در ابرو فکندگانی را دیدم که تاب دیدن سنگی بر گور دگر اندیشان را هم ندارند؛ آنان که حتی نگذاشته اند نام جانباختگان آرمیده در خاوران بر سنگ نبشته شود. و همه پتک بر دست، بر پیکر کلمات ارغوان می کوفتند. ارغوان با سایه جاودانه شد؛ چنان تنومند و بلند که از باد و باران نیابد گزند. فردای آن روز، من و همسرم، صبا همراه با رفیق و همرزم گرامی فرهاد فرجاد، به دعوت آسیا، به دیدار سایه شتافتیم. آلمای عزیز در بستر بیماری بود و زیر چادر اکسیژن. 

در نیمه های گپ و گفت بودیم که از سایه اجازه ضبط خواستم. بی گفتگو موافقت کرد. حدود ۳۸ دقیقه ضبط کردم. و اکنون برای اول بار آن را، بدون هر گونه ادیت و یا حذف ضمیمه این یادداشت کرده ام. شاید که این گفتگوی بی پیرایه به تائید دیگری باشد بر شناختی باشد که جامعه ایرانی از شخصیت و نگاه زنده یاد هوشنگ ابتهاج در ذهن دارد. یادش و میراث گرانقدرش تا همیشه ماندگار است. 

برای یلدا و آسیا و کاوه و کیوان، و برای همه عزیزانشان، توان تحمل این فراغ سنگین را آرزو دارم. به مردم گوهر شناس میهنم، و به همه فارسی زبانان در چارگوشه جهان، این فقدان بزرگ را تسلیت می گویم. 

استفاده از تمام یا بخشی از فیلم ضمیمه فقط در شبکه های اجتماعی مجاز است: 

 

https://youtu.be/ofOcPEOf2xQ

 

 

تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد, ۱۴۰۱ ۸:۲۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

بحران نظامی تنگه هرمز، خطر گسترش آن، آینده‌ای مبهم و غیرقابل مهار برای ایران، منطقه و اقتصاد جهانی

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از همه جریان‌های سیاسی آزادی‌خواه، دموکراسی‌خواه، ملی و توسعه‌گرا که دغدغه عزت، امنیت و آینده ایران را دارند، می‌خواهد با اقدامی هماهنگ و فراگیر، پیام روشن مردم و نیروهای صلح‌طلب ایران را به افکار عمومی جهان، نهادهای مدنی، نهادهای بین‌المللی و دولت‌های درگیر در این بحران برسانند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«دولت – ملت» به مثابه برساختی تاریخی از قدرت و همبستگی – انتشار مجموعه چهار بخش

چرا عادی‌سازی سلطنت با میراث جنبش فدائیان ناسازگار است؟

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با پیوستن زندان نیشابور در هفته صدوسی‌ام در ۵۹ زندان

دوقطبی های کاذب؛ هنگامی که وطن‌دوستی به ابزار توجیه جنگ‌طلبی بدل می‌شود

نامه پخشان عزیزی از زندان اوین؛ «من آنی‌ام که برای زندگی می‌میرم، نه آنکه برای مرگ زندگی کنم»

حزب اتحاد ملت در بیانیه‎ای تاکید کرد: صیانت از تفاهم‌نامه، حفاظت از صلح، ادامه دفاع از ایران