سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۳ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۹:۵۹

چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۹

سوفیسم: از روشنگری باستان تا سفسطه گری در ایران

واژه سوفیسم یونانی در طول 2500 سال گذشته و در فرهنگهای مختلف دارای دو معنی متضاد بوده. نخست به معنی معلم دانش و کوشنده کسب علم، سپس با بار منفی و به معنی آدم سفسطه گر، حراف، کسیکه با کلمات بازی میکند و معنی واژه را به نفع خود تغییر میدهد ...

دو معنی و دو مرحله متضاد سوفیسم یونانی در طول ۲۵۰۰ سال

سوفیسم؛ جریانی فکری جدلی در فلسفه یونان باستان در میانه قرن ۵ پیش از میلاد بود. در آغاز عصر روشنگری فلسفه یونان، سوفیسم با شک به وچود خدایان و توجه به انسان و موضوعات اخلاقی و با شعار “انسان میزان همه چیز است” شروع شد. سوفیست ها معلمان مسافری بودند که برای نخستین بار در مقابل دستمزد: آئین سخنوری، بحث و جدل دیالکتیکی، اشاعه دانش زمان خود، و فلسفه سیاسی را به فرزندان اشراف و قشر متوسط تازه مرفه شده برای کسب پست و مقام سیاسی، حقوقی،و شهروندی آموزش میدادند. سبک بحث سوفیست ها در اغاز با ظرافت به اصطلاح “مته به خشخاش گذاشتن، و مو را از ماست بیرون کشیدن” بود تا دقت شنونده را در بحث و جدل افزایش دهند. مهمترین نمایندگان جریان سوفیسم در پیش از میلاد متفکرانی مانند پروتاگوراس، گورگیاس، هیپیاس، کریتیاس، و پرودیکوس بودند.

اهمیت اموزش و تبلیغ اندیشه و متد سوفیسم در آنجاست که برای نخستین بار انسان در مرکز توجه مجادله روشنفکران عهد باستان قرار گرفت و نه طبیعت و محیط اطراف و خدایان اسطوره ای. از جمله دیگر موضوعات مورد بحث جلسات سوفیستی و شاگردانشان موضوعاتی مانند: منطق، اخلاق، دولت، سیاست، حقوق، زیبا شناسی، زبان، و انعکاسشان در جامعه بود. سوفیست ها دارای مکتب واحد و سیستم فلسفی منسجمی نبودند و بیشتر تمایلات شکاکی و نسبی گرایی داشتند. پرسش هایشان پیرامون موضوعات انسانی موجب شد که: مکاتب و سیستم های فلسفی، تئوری های شناخت، منطق، اخلاق، و زیباشناسی بوجود آیند. آنها شغل معلمی برای: فلسفه، هنر سخنوری، هنر بحث و جدل، و هنر اثبات ادعا را با هدف رونق روش علمی و فلسفی زمان خود را به عهده داشتند. جنبش سوفیسم “نوع کهن و باستانی کوشش روشنگری در غرب بود.” آن در دوره هایی جریانی ماتریالیستی یا سکولار بود چون باور داشت که مستقل از ذهن انسان یک واقعیت عینی وجود دارد.

گروهی از مورخین فرهنگی مدعی هستند که دلیل تولد و رشد سوفیسم رفاه ناشی از دوران صلح و پیروزی یونان باستان بر ایران کهن در جنگهای ۴۴۹-۵۰۰ پیش از میلاد و شروع تجارت دریایی بین جزایر یونان و همسایگان بود چون طبقه و قشر اشراف و فرزندانشان وقت و انگیزه بیشتری یافتند تا دنبال دانش و فلسفه و هنر بروند. و بدلیل شروع دمکراسی نسبی و امکان دخالت بیشتر اقشار مرفه در سیاست و امور شهروندی، دانش آموختگان فرصت یافته به سازمانهای سیاسی قدرت به پیوندند و وارد سیایت و دولت و قوه مقننه شوند. برای این موقعیت آنها نیاز به هنر و آئین سخنوری یعنی آموزشهای آموزگاران سوفیست داشتند. دیگر وابستگی خانوادگی به اشراف و دربار و ارثیه طبقاتی کافی نبود. جایی که دانشجو و طلبه و دانش آموز باشد نیاز به معلم و آموزگار یعنی نیاز به متفکران سوفیست بود. این معلمان مسافر اغلب خود فیلسوف نیودند بلکه آموزشهای فیلسوفان دیگر را به نوجوانان یاد میدادند گرچه اکثر سوفیست ها آنزمان مانند امروزه قادر نبودند حقیقت عینی مطلق را به شنوندگان اثبات کنند. بحث سوفیستی آموزش دانش وسیله ای بود برای کسب اهداف دیالکتیکی.

هدف شاگردان سوفیسم از کسب دانش جدید و هنر سخنوری این بود که در آینده بتوانند شنوندگان خود در تجمعات سیاسی انتخاباتی و در دادگاههای شکایتی را قانع کنند و پیروز شوند گرچه این اهداف گاهی از نظر اخلاقی قابل سرزنش بود چون شنونده نمی بایست قانع شود بلکه باید سرش را گوینده” شیره مالی” میکرد و فریب میداد یعنی هدف، حرافی و سفسطه و توجیه بود نه قانع کردن بر اساس حقیقت و واقعیت و فاکت. سوفیست ها پیش از داروین میگفتند انسان قوی حق بقا دارد گرچه داروین احتمالا مخالف سوء استفاده از سخن و دریافت مزد برای مشاوره میبود. مخالفین سوفیسم میگفتند یک انسان سخنور دیالکتیکی نباید قاضی و شهردار و پزشک و داور بازی و صراف و بانکدار را با دریافت مزد فریب دهد چون همه این کوششها از نظر اخلاقی زشت و قابل سرزنش هستند. ادعا میشود که چون یونانی ها همیشه خود اهل کار نبودند و از نیروی کار بردهها استفاده میکردند به این دلیل نیاز به سوفیست ها یعنی معلمان فلسفه مزدبگیر داشتند.پدیده و جنبش سوفیسم را نمیتوان از تاریخ فلسفه غرب جدا کرد. آنها چون پیشینیان خود با مقوله شناخت مانند چکنویس برخورد نکردند بلکه کنجکاو بودند که تفکر چگونه عمل میکند؟ برای آنها نه تئوری شناخت بلکه استفاده از آن و مرزهای توانایی شناخت مهم بود چون ارزشهای اخلاقی را با سلاح اندیشه عوض کردند و از این طریق راه را برای فیلسوفان مهم دیگر باز کردند تا اخلاق مقوله ای مستقل شود. آموزش سوفیسم غیر از رشته فلسفه برای شاخه های دیگر دانش مانند زبان، گرامر، و سخنوری، دست آوردهای مهمی به همراه آورد.

واژه سوفیسم یونانی در طول ۲۵۰۰ سال گذشته و در فرهنگهای مختلف دارای دو معنی متضاد بوده. نخست به معنی معلم دانش و کوشنده کسب علم، سپس با بار منفی و به معنی آدم سفسطه گر، حراف، کسیکه با کلمات بازی میکند و معنی واژه را به نفع خود تغییر میدهد، یا به معنی” مو را از ماست کشیدن و مته به خشخاش گذاشتن”، و بازی با مفاهیم بی ریشه و خودساخته. در زبان فارسی هم گاهی بشکل تحقیرآمیز و تمسخر از آن استفاده میشود. سوفیست ها در آغاز منتقد دین بودند و به وجود خدایان بیشمار نخستین شک داشتند. آنها نرم های اخلاقی و اصول حقوقی را نسبی میدانستند. در میان نسل چوانتر سوفیست چون کریتیاس تمایلات ذهنی و فردگرایی وجود داشت. نمایندگان سوفیسم قدیم و جدید دچار جدایی سیاسی-اجتماعی، و ارزشهای خوب و بد، نسبی و موقتی شدند. سوفیستها میگفتند امکانات شناخت محدود است و دانش قابل فروش است. حقیقت عینی و اخلاقی و یا قانونی و دولتی وجود ندارد و هیچ شرط اخلاقی و قانونی نباید برای اخلاق وجود داشته باشد.  شاید به این دلیل سوفیست ها را افرادی آنارشیست بشمار می آوردند. به ادعای سوفیسم حقیقت را نه خدا و نه طبیعت بلکه انسان تعیین میکند. در آتن شهر مرفه و شکوفای آنزمان زمینه مناسبی برای ایده آلهای آنارشیستی در سوفیسم بوجود آمد. سوفیست ها خواهان لغو برده داری شدند و میگفتند انسان مستقل است و امکان آنرا دارد که آزاد باشد. اعدام و مرگ سقراط نشان داد که برای آزاد اندیشانی مانند وی زندگی فقط یک پرسش است. از طرف دیگر فلسفه سوفیسم بی نظم است. افلاتون منتقد آن بود چون سوفیست ها خود خالق و صاحب اندیشه نبودند بلکه آنرا فقط می فروختند. افلاتون و ارسطو از نخستین منتقدین جریان سوفیسم بودند. سقراط در جوانی از جمله سوفیست های شهر آتن بود.

مورخین جنبش روشنگری اروپا جریان سوفیسم را حرکتی آوانگارد و مفید برای پیشرفت بشریت میدانستند. اصطلاح سوفیسم در گذشته گاهی نسبی و خودسرانه بود گرچه به معنی دیالکتیک نیز بکار برده میشد و گاهی نشان نشانه انتقادات مخرب و منفی بود. سوفیست ها هیچگاه صاحب مکتب واحدی نشدند بلکه هرکدام راه و روش خاص خود را دنبال میکرد. در کنار گورکیاس و پروتاگوراس که مهمترین بودند، از اسامی دیگری مانند پردیکوس و تراسیماخ نیز نام برده شده است. در نقد این گروه در عصر جدید گفته میشد که اینها از اعمالشان یک شغل و دکان ساختند و از آموزش سبک سخنوری یک هنر قانع کردن صوری و شیره سر شنونده مالیدن را. بدلیل تمسخر ارسطو از آنها و مبارزه سقراط و افلاتون با آنها، کوشش سوفیست ها بی ارزش و خود آنها را روشنفکرانی زبان باز و ظاهرگرا معرفی نمودند. در آثار افلاتون بعضی از دیالوگهای وی دارای اسامی سوفیست های نخستین هستند. ارسطو میگفت سوفیسم دانشی است سطحی و نه عمیق، سوفیست کسی است که با دانش آبستراکت   و صوری دنبال سود و درآمد است. واژه سوفیسم در یونان باستان نخست ارزشی خنثی بود ولی سپس تحقیرآمیز بشمار می آمد. سوفیست ها با تغییر ساختارهای اجتماعی . عبور به مرحله دمکراسی و قانون اساسی امکان فعالیت یافتند. سوفیست ها همچون در مسابقه کشتی میگفتند حریف را باید فتیله پیچ! نمود.

منابع:

— philosophisches wörterbuch,band,2 georg klaus, s.1110

–philosophie, von der antike bis gegenwart, matthias vogt, s.37

–meyers universal lexikon,band4, s. 124

–philosophie, eine einführung, jörg aufenanger, s.25-33

— und mehr.

بخش : فلسفه
تاریخ انتشار : ۱۹ تیر, ۱۴۰۳ ۷:۰۴ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

دربارهٔ ویرانی؛ با هاینریش بل

شهناز قراگزلو: در میانهٔ هر جنگی، چیزی خطرناک‌تر از خودِ انفجارها وجود دارد: عادت‌کردن به ویرانی. بل در این رمان ما را وادار می‌کند مقابل خرابه بایستیم؛ نه برای ستایش ویرانی، بلکه برای فهمیدن آن. زیرا ویرانی فقط دیوار و سقف را فرو نمی‌ریزد؛ حافظهٔ جمعی را می‌خراشد، اعتماد را سست می‌کند، رشته‌های رابطه را از هم می‌گسلد، ذهن را بی‌قرار می‌سازد و انسان را تا مرز بی‌پناهی مطلق پیش می‌برد.

مطالعه »

سپر انسانی و تناقض روایت‌ها..

گٖودرز اقتداری: آن مدعیان همیشگی که حماس و ایران را به سوء استفاده از سپر انسانی برای پوشش از نیروها و مهمات متهم می‌کنند، اینجا حضور ندارد که پاسخ دهند اگر ایران ساختمان هتلی و یا ساختمان تجاری را در بحرین هدف گرفته باشد آیا به یک منطقه جنگی و نیروی متخاصم حمله کرده است یا یک هتل را هدف قرار داده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

هنر آتش‌بس: “ماجراجویی نظامی بی‌ملاحظه آمریکا ادامه دارد!”

بیانیه ‌ی بیش از ۱۵۰ زندانی سیاسی سابق در مخالفت با شروع مجدد جنگ

عرفان شکورزاده، دانشجوی ۲۹ سالهٔ مهندسی هوافضا، به اتهام «جاسوسی» اعدام شد

پیامد سازوکار «جابه‌جایی عامدانه»؛ هنری در پنهان‌سازی ریشه‌های خشونت

آن زن چگونه رادیکال شد و به راه افراط افتاد

ایران حریف آمریکا نیست! پس چرا واشنگتن آن را شکست نداده است؟