سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۴۶

جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۶

سیاست علنی و غیر علنی

منطقه ما به شفاف سازی در عرف دیپلماسی خود نیاز دارد، و با توجه به نیاز همه کشورها از جمله ایران و آمریکا و اسرائیل بدان، ایجاد و پیشبرد آن امری امکان پذیر است. تحول سیاست در منطقه به جرات بیشتری در اعلام مواضع و اراده برای پیشبرد آن نیاز دارد.

Getting your Trinity Audio player ready...

تحولات بطئی سیاسی در ایران در رابطه با مناسبات این کشور با کشورهای غربی، آمریکا و نیز در رابطه با اسرائیل اخیرا به علت نرمشهای جمهوری اسلامی وارد مراحل دیگری شده است. پذیرش غنی سازی اورانیم در روسیه و پیشرفت در مذاکرات ایران با کشورهای پنج به علاوه یک در وین، روند مناسبات ایران با این کشورها را وارد مراحل دیگری کرده است. دیگر اکنون از آن فضای خصمانه و تیره به شدت قبل اثری نمانده است، و چنین می نمایاند که سرانجام عقل و خرد به نوعی غالب شده است، و می رود که در مسیر خود رابطه ایران با جهان خارج را عادی نماید.

اما در کنار این دیپلماسی آشکار و علنی، در هفتههای اخیر ما همچنین شاهد رویدادهائی بودیم که نشان از یک دیپلماسی مخفی و غیر علنی هم دارد، که در کنار این دیپلماسی علنی پیش برده می شود. همه در اخبار شاهد حادثه تروریستی استان سیستان و بلوچستان بودیم که در آن بیش از پنجاه نفر قربانی شدند، و البته بعدا در سایتها عکسی منتشر شد که معاون فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران را قبل از واقعه، هنگام دست دادن با فرد بلوچی نشان می داد که در پشت سرشان سربازان آمریکائی ایستاده بودند. همچنین در خبرها خواندیم که سخنگوی کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل، یائل دورون، اعلام کرد که در ماه سپتامبر گذشته یک مقام عالیرتبۀ ایران با یک نمایندۀ این کمیسیون به طور مخفیانه ملاقات و در بارۀ برنامۀ هسته ای ایران گفتگو کرده است. البته ایران این خبر را تکذیب و آن را نادرست اعلام کرد.

داستان ارتباط نهانی جمهوری اسلامی با اسرائیل حکایتی قدیمی است و به سالهای بسیار قبل بازمی گردد. فروش و حمل سلاح به ایران در جریان جنگ هشت ساله، و نیز خبر پرتقالهای وارداتی اسرائیلی به ایران امری نیست که به آسانی از ذهن مردم زدوده شود.

هر انسان واقع بین و دارای عقل سلیمی از عادی شدن روابط ایران با کشورهای غربی و نیز با دولت اسرائیل پیشوازی می کند، و آن را گامی مهم در عادی سازی وضعیت دشوار منطقه و زدودن نهائی سایههای شوم جنگی دیگر در منطقه ارزیابی می کند. اما سئوال این است که چرا جمهوری اسلامی در کنار این سیاست علنی مرتبا از سیاست مخفی و غیر علنی در رابطه با کشورهای خصم خود هم استفاده کرده است و آن را به پیش برده است.

در مورد علت این سیاست غیر علنی ارتباط، علاوه براینکه می توان به حضور محافل قوی ای در ایران اشاره کرد که خواهان این ارتباط هستند، در مورد ارسال و فروش سلاح به ایران در جریان جنگ هشت ساله نیز می توان به ترس اسرائیلیها از قدرت گیری بیشتر اعراب اشاره کرد که آنرا به ضرر خود در منطقه می دیدند. اما در مورد پیشبرد چنین سیاستی در مقطع کنونی چه باید گفت و چگونه باید آنرا توجیه و یا تفسیر کرد؟

در این مورد می توان به دو نکته اشاره کرد: اول اینکه امر لزوم ارتباط با کشورهای تعیین کننده در جهان و منطقه، و همگام با آن موانع ایدهئولوژیکی رژیم برای چنین امری، جمهوری اسلامی را ناچار می کند که به چنین روشهائی بویژه در مراحل ضرور متوسل شود. دوم اینکه سرانجام جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده باشد که لاجرم باید باب گفتگو را باز کند، و این گشایش البته از مسیر یک دیپلماسی مخفی هم باید بگذرد تا سرانجام راه مورد نظر بتواند هموار شود.

البته دیپلماسی مخفی کماکان بخشی عادی از روابط میان کشورهاست، و علنا بخشی از دیپلماسی جاری در صحنه جهانی می باشد. این دیپلماسی متعلق به دیدگاه فلسفی ـ سیاسی ای است که به رئال پولیتیک معروف است. اما آنگاه که امر موضع گیری نسبت به آن پیش می آید، می توان گفت که شاید بتوان در حدی این نوع سیاست را پذیرفت و آن را امکان پذیر دانست، اما تنها بر پایه و در کنار یک بعد وسیعتر که به سیاست علنی مشهور است. اگر سیاست در بعد کلان آن واضح، علنی و اعلام شده باشد و آنگاه در کنار آن به نوعی گاها به علت شرایط دیپلماسی مخفی هم پیش برده شود، می توان از پذیرفتن آن سخن گفت، اما آنگاه که دیپلماسی غیرعلنی بخش بزرگتر، و در این مورد بخش بسیار بزرگتر ماجرا باشد، دیگر صورت مسئله تغییر می کند و نوعی دیگر از ارزیابی و موضع گیری را طلب می کند.

واقعیت این است که اگر دیپلماسی جمهوری اسلامی با اسرائیل و یا آمریکائیها بخواهد کماکان بر همان پاشنه مخفی بچرخد، از این امر سودی برای کشور ایران و منطقه به دست نخواهد آمد، و منطقه را وارد فاز جدیدی نخواهد کرد. و اگر آمریکائیها و اسرائیلیها نیز بخواهند این مسیر را ادامه بدهند، چیزی از آن عاید سیاستهای جدید باراک اوباما نخواهد شد. منطقه ما به شفاف سازی در عرف دیپلماسی خود نیاز دارد، و با توجه به نیاز همه کشورها از جمله ایران و آمریکا و اسرائیل بدان، ایجاد و پیشبرد آن امری امکان پذیر است. تحول سیاست در منطقه به جرات بیشتری در اعلام مواضع و اراده برای پیشبرد آن نیاز دارد.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۳۰ مهر, ۱۳۸۸ ۸:۵۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

دست بالا درمذاکرات، بازگشت به مردم

یادمان پنجاهمین سالگرد کشتار حمید اشرف و یارانش

بیانیه حزب توسعه ملی ایران در حمایت از تفاهم ایران و آمریکا

چرا رسانه‌ها فقط برخی جان‌ها را شایسته سوگواری می‌دانند